اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

مدح و مرثیه حضرت فاطمه زهرا (س)

بانو سه ماه منتظر این دقیقه ام

مشغول کار خانه شدی! خوش سلیقه ام !؟

 

زهرا مرا چه قدر بدهکار می کنی!؟

داری برای دل خوشی ام کار می کنی؟

 

دراین سه ماه، آب شدم ، امتحان شدم

با هر صدای سرفه ی تو نصفه جان شدم

 

با دیدنت، نگاه مرا سیل غم گرفت

با اولین تبسم تو، گریه ام گرفت

 

این بوی نان داغ به من جانِ تازه داد

حتی به پلک های حسن، جان تازه داد

 

زحمت نکش! هنوز سرت درد می کند

باید کمک کنم، کمرت درد می کند

 

آیینه ی پراز ترکم، احتیاط کن!

فکری به حال و روز بدِ کائنات کن

 

تا کهنه زخم بازوی تان تیر می کشد

دستاس خانه، آه نفس گیر می کشد

 

ازدست تو، به آه شکایت بیاورم

نگذاشتی طبیب برایت بیاورم

 

با اینکه اهلِ صحبت بی پرده نیستم

راضی به رنج دستِ ورم کرده نیستم

 

جارونکش! که فاطمه جان درد می کشم

دارم شبیه پهلوی تان درد می کشم

 

جارو نکش! که عطربهشت ست می بری

رویِ مرا زمین نزن این روز آخری

 

باغ بدون غنچه و گل دلنواز نیست

ویرانه را به خانه تکانی نیاز نیست

 

گیرم که گرد گیری امروز هم گذشت...

فصل بهار آمد و این سوز هم گذشت...

 

آشفته خانه ی جگرم را چه می کنی !؟

خاکی که ریخته به سرم را چه می کنی!؟

 

زهرا به جای نان، غم ما را درست کن

حلوای ختم شیرخدا را درست کن

 

مبهوت و مات ماندم از این مِهر مادری!

دست شکسته جانب دستاس می بری!؟

 

جانِ علی بگو که تو با این همه تبت !

شانه زدی چگونه به گیسوی زینبت!؟

 

شُستی تن حسین و حسن با کدام دست !؟

آماده کرده ای تو کفن با کدام دست !؟

 

حرف از کفن شد و جگرت سوخت فاطمه

ازتشنگی لبِ پسرت سوخت فاطمه

 

حرف از کفن شد و کفنت ناله زد حسین

خونابه های پیرهنت ناله زد حسین

وحید قاسمی




نوع مطلب : شعر، مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : وحید قاسمی، فاطمه زهرا، مرثیه،
لینک های مرتبط :
ای بانوی روز جزا جان علی مرتضی / سلحشور

نتیجه تصویری برای ای بانوی روز جزا

یاز هرا، یازهرا

ای بانوی روز جزا ،یاز هرا، یازهرا

جان علی مرتضی،یاز هرا، یازهرا

یک دم نظر بر جمع ما،یاز هرا، یازهرا

ما را  ببر به کربلا،یاز هرا، یازهرا

ما را رسان به شهدا،یاز هرا، یازهرا

یاری نما رهبر ما،یاز هرا، یازهرا

گر رضای خدا، در رضایت زهراست

نجات جن و بشر ،در اطاعت زهراست

تویی که طاعت او را، به جا نمی آری

بگوش باش قیامت، قیامت زهراست

بدون نیت خالص، نمی روم جایی

اگر به سینه زنم، قصد، قربت زهراست

چه حج فقیران،چه سوی کرببلا

به هر کجا بروم ،از نیابت زهراست

برای ظلمت محشر و سختی میزان

چه وحشتی که بدستم ،ضمانت زهراست

دلم برای حسینش، بهانه میگیرد

هزار شکر ،گل من، زطینت زهراست

قیامتم چو به صحرای حشر برخیزم

دوباره آنچه خوانم، مصیبت زهراست

چه حج فقیران،چه سوی کرببلا

به هر کجا بروم ،از نیابت زهراست

در دم رفتن بیا ،یکدم کنارم یاحسین

حق زهرا مادرت چشم انتظارم یاحسین

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسد بماند آرزوی کربلا

دانلود مداحی

بابُ الحرم






نوع مطلب : شعر، مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : مرثیه، فاطمه زهرا، مهدی سلحشور،
لینک های مرتبط :

حضرت زهرا(س)-شهادت-در و دیوار

محمود ژولیده

آسمان را پشت در روی زمین انداختند

ریسمان بر گردن سلطان دین انداختند

بغض ها را جمع کردند اهل کین در یک هجوم

شعله بر بیت امیر المومنین انداختند

رشتۀ حبل المتین را پاره کردند ای دریغ

پنجه بر بال و پر روح الامین انداختند

چارده کرب و بلا را پشت این دیوار و در

طرح کردند و لگد بر یک جنین انداختند

عصمت الله از نفس افتاد امّا باز گفت:

یا رسول الله عصمت را نگین انداختند

شاخۀ طوبی جدا و غنچۀ طاها جدا

در مدینه نالۀ فضّه خذین انداختند

چهرۀ نَمرود و فرعون از بدیشان شد سپید

نامۀ خود را بدست ظالمین انداختند

گفت: پشت در شنیدم چون صدای استخوان

حکم دادم؛ درب را با ضربِ کین انداختند

خویش را بر مسند قرآن نشاندند، از مقام ...

از امام اولین تا آخرین انداختند

دست از رأی امیر المؤمنین برداشتند

بیعت خود را به دست مشرکین انداختند

با معطّل کردن احکام دین، اهل نفاق

وقفه ها در کار ختم المرسلین انداختند

احتجاج فاطمی را کذب خواندند از جفا

شکّ و تردید و خطا در کار دین انداختند

*** 

طاقتِ طوفانِ سیلی را ندارد برگ گُل

بی هوا یاس علی را در کمین انداختند

از دو سو، همچون کمان، دستش به سیلی شد بلند

بر زمینِ کوچه گل را با جبین انداختند

بازوی انسیة الحوری هدف شد ناگهان

با همه قدرت غلافی آتشین انداختند

معجرِ پاره، مدد بر چادر خاکی نکرد

این چنین بر رو حجابِ آستین انداختند

 

 





نوع مطلب : شعر، مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : شعر، مرثیه، شهادت، فاطمه زهرا، محمود ژولیده،
لینک های مرتبط :

حضرت زهرا(س)-مناجات

 یوسف رحیمی

اسرار حقیقی حیاتم زهراست

معنای عبادتم، صلاتم زهراست

دیگر چه غم از کشاکش این دنیا

وقتی که فرشته نجاتم زهراست

***

هر دم به ضریح بی نشانت ای ماه

بسته ست دخیل قلب من با هر آه

عمری ست تپش های دلم می گوید:

«یا فاطمه اشفعی لنا عندالله»

***

در سایه نور حضرت ان شاء الله

در وادی طور حضرت ان شاء الله

در مکتب عشق فاطمی می مانیم

تا صبح ظهور حضرت ان شاء الله

***

عمریست نوای ماتمت یا زهراست

خون گریه چشم پر نمت یا زهراست

ما را بپذیر در کنارت باشیم

آن روز که نقش پرچمت یا زهراست

 

 





نوع مطلب : شعر، مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : شهادت، مرثیه، فاطمه زهرا، یوسف رحیمی، شعر،
لینک های مرتبط :

حضرت زهرا(س)-شهادت

غلامرضا سازگار

از هر طرفی که رهسپر می گشتم

 پیش ضربات او سپر می گشتم

 همراهم اگر نبود در کوچه حسن

 تا خانه خود چگونه بر می گشتم

 

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : مرثیه، حضرت فاطمه، غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :

حضرت زهرا(س)-شهادت

رضا جعفری

از غصه خبر نبود، تا فاطمه بود

دل بود، دل و سرود، تا فاطمه بود

این خانه که بوی درد و غربت دارد

پر بود ز بوی عود، تا فاطمه بود

زین خانه همیشه بوی گل می آمد

این عطر همیشه بود، تا فاطمه بود

از بعد نبی دوباره هم می آمد

جبریل در آن فرود، تا فاطمه بود

در چشم علی همیشه آبی می شد

یک خاطره کبود، تا فاطمه بود

این ها که به خویش تسلیت می گویند

بودند ولی چه سود، تا فاطمه بود

تکلیف علی چه هست چون فاطمه نیست؟

تکلیف علی چه بود، تا فاطمه بود؟

 

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : مرثیه، حضرت زهرا(س)، شهادت، رضا جعفری،
لینک های مرتبط :

حضرت زهرا(س)-شهادت

علی آهی

از غم فرقت زهرا دل حیدر سوزد

یا که در نه فلک از خیل ملک، پر سوزد

اهرمن آتش کین زد به در خانه وحی

که هنوز عالمی از آتش آن در، سوزد

از ستم سوخت در خانه زهرای بتول

که از آن شعله کین، قلب پیمبر سوزد

از فشار در و دیوار شکست آینه ای

که دل اهل ولا تا صف محشر، سوزد

خواست تا باغ فدک را بستاند ز عدو

چه بگویم که چه شد خامه و دفتر سوزد

کرد پنهان ز علی پیرهن خونین را

که از آن واقعه جان و دل حیدر سوزد

شرح خونابه پهلو، نتوان کرد بیان

دل از آن قصه ی پر غصه، مکرر سوزد

رفت از دست علی فاطمه کز سوز غمش

روز و شب جان و دل حیدر صفدر سوزد

غسل داد و کفنش کرد علی، در دل شب

که هنوز از محنش کاه چو اختر، سوزد

از دل سوخته آهی کشد «آهی» زیرا

عالمی از غم صدیقه ی اطهر سوزد

 





نوع مطلب : شعر، مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : مرثیه، حضرت زهرا(س)، شهادت، علی آهی، شعر،
لینک های مرتبط :

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت

رضا رسول زاده

از عطر و بوی یاد تو این آشیان پر است

خانه ز گریه های شب و بی امان پر است

از دیده رفته ای ولی از دل نرفته ای

از غصه ی تو سینه ی من همچنان پر است

تابوت روی دوش بهارم کشید و برد

دنیا بدون عشق فقط از خزان پر است

بشکسته بال و سوخته پر کوچ کردی و

یاد پریدنت دل این آسمان پر است

از خاطرم که لحظه ی غسلت نمی رود

زین غم دلم به وسعت یک کهکشان پر است

فضه که آب ریخت به روی تو فاطمه

دیدم زمینه ی تنت از ارغوان پر است

بعد از تو بچه های تو ساکت نمی شوند

خانه ز ناله های شب کودکان پر است

تنها به یک اشاره همه گریه می کنیم

جای تو هست خالی و چشمانمان پر است

هر جای خانه ام، در و دیوار تا حیاط

از یادگارهای تو یاس جوان پر است

باران تمام می شود و تازه فاطمه

وقت سحر مدینه ز رنگین کمان پر است

***

 

 





نوع مطلب : شعر، مطلب روز، مناسبت ها، 
برچسب ها : مرثیه، حضرت زهرا(س)، بعد از شهادت، رضا رسول زاده، شعر،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :