مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام

فاطمه سلام ‌الله‌ علیها در محشر (در منابع اهل سنت)

تاریخ:شنبه 1394/01/29-17:57


حاکم از ابی هریره نقل می کند که: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:

انبیاء روز قیامت سوار بر مرکب مبعوث می شوند تا با مؤمنین قوم خود در محشر ملاقات کنند. صالح سوار بر ناقه اش- مبعوث می شود و من نیز سوار بر براق مبعوث می شوم، که با هر قدم تا نهایت دیدش را طی می کند و فاطمه پیشاپیش من خواهد بود. (84)

حاکم می نویسد: سند این حدیث طبق نظر مسلم، صحیح است.

متقی هندی به نقل از طبرانی و ابوالشیخ و ابن عساکر، از ابوهریره روایت می کند: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:

انبیاء روز قیامت سوار بر مرکب مبعوث می شوند و صالح سوار بر ناقه خود مبعوث می شود تا با مؤمنین اصحابش در محشر ملاقات کند. فاطمه و حسن و حسین سوار بر دو شتر از شترهای بهشت و علی بن ابی طالب سوار بر شتر من و من سوار بر «براق» مبعوث می شویم. بلال (نیز) سوار بر شتر خود مبعوث می شود و اذان می گوید. (85)

حاکم از علی علیه السلام- با سندی که نزد مسلم و بخاری صحیح است- نقل می کند: شنیدم رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله می فرمود:

روز قیامت منادی از پشت پرده ندا می کند: ای اهل محشر! چشمان خود را از فاطمه دخت محمد صلی اللَّه علیه و آله بپوشانید تا عبور کند. (86)

این حدیث را با سند دیگری نیز نقل می کند که در آن اضافه شده:

پس فاطمه عبور می کند در حالی که دو ملافه سبز بر تن دارد. (87)

او سند این حدیث را صحیح می داند. این روایت را ابن اثیر، هیثمی به نقل از طبرانی و همچنین محب طبری نقل کرده اند. (88)

خطیب بغدادی با دو سند از عایشه نقل می کند: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:

روز قیامت منادی ندا می کند: ای مردم! سرهای خود را به زیر اندازید تا فاطمه دخت محمد صلی اللَّه علیه و آله عبور کند. (89)

محمد طبری (90) نیز به نقل از ابن بشران این حدیث را آورده است.

متقی هندی به نقل از ابوبکر در کتاب الغیلانیات، از ابی ایوب روایت می کند: رسول خدا فرمود:

روز قیامت منادی از درون عرش ندا می دهد: ای اهل محشر! سرهای خود را پائین افکنید و چشمهایتان را بپوشانید تا فاطمه دخت محمد صلی اللَّه علیه و آله بر صراط عبور کند. پس فاطمه با هفتاد هزار کنیز از حورالعین چون برق عبور می کند. (91)

متقی با دو سند دیگر نیز این روایت را با کمی اختلاف از ابی بکر نقل کرده، ابن حجر (92) نیز از ابوبکر و محب طبری (93) از ابن سعد محمد بن علی بن عمر نقاش این روایت را نقل کرده اند.

حاکم در مستدرک روایت نموده که پیامبر فرمود: وقتی که روز قیامت برپا گردد منادی از پس پرده غیب صدا می زند، که اهل محشر چشم های خود را روی هم بگذارید زیرا فاطمه دختر پیامبر در حال عبور می باشد. (94)

در تعدادی از روایات صحاح، فاطمه زهرا علیها السلام در سلسله اسناد واقع شده و روایتی را از پدر بزرگوارش نقل می کند اما تعداد این روایات زیاد نیست در این جا به ذکر دو روایت اشاره می کنیم:

فاطمه زهرا علیها السلام می فرماید: روش پیامبر بر این بود که وقتی داخل مسجد می شد می فرمود:

«بسم الله و السلام علی رسول الله اللهم اغفرلی ذنوبی وافتح لی ابواب رحمتک».

و هر گاه خارج می شد می فرمود:

«بسم الله و السلام علی رسول الله اللهم اغفرلی ذنوبی وافتح لی ابواب فضلک». (95)

فاطمه زهرا علیها السلام می فرماید: پدرم به من تعلیم داد و فرمود: صبح که از خواب بلند می شوی بگو:

«سبحان الله و بحمده لا قوة الا بالله ما شاء الله کان و ما لم یشا لم یکن».

کسی که این دعا را بخواند تا شب در امان است و کسی که شب بخواند تا صبح در امان است. (96)


(84) مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 152.

(85) کنزالعمال، ج 6، ص 193.

(86) مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 153.

(87) مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 161.

(88) اسدالغابة، ج 5، ص 523؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 212؛ ذخائرالعقبی، ص 48.

(89) تاریخ بغداد، ج 8 ، ص 141.

(90) ذخائرالعقبی، ص 48.

(91) کنزالعمال، ج 6، ص 218.

(92) الصواعق المحرقة، ص 113.

(93) ذخائرالعقبی، ص 48.

(94) المستدرک، ج3، ص153.

(95) سنن ابن ماجه، کتاب 5، مساجد و جماعات، ح 1؛ مسند احمد، ح 25212 ؛ صحیح ترمذی، ح289.

(96) صحیح ابن داود، ح4413.



برگرفته شده از http://sedighe.ir


نوع مطلب : مطلب روز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کرامات فاطمه سلام ‌الله‌ علیها در احادیث اهل سنت

تاریخ:چهارشنبه 1394/01/26-18:42


ثعلبی (64) و زمخشری (65) و سیوطی (66) به نقل از ابی یعلی از جابر روایتی نقل کرده اند که مضمون این روایت به نقل ثعلبی چنین است: جابر می گوید:

رسول خدا چند روز را بدون آنکه غذایی خورده باشد، گذراند تا آنکه فشار گرسنگی بر ایشان سخت شد، پس (به دنبال غذا) به خانه های همسران خویش سرکشی کرد ولی چیزی نیافت، آنگاه سوی فاطمه آمد و فرمود: دخترکم! چیزی برای خوردن داری؟ من گرسنه ام.

او گفت: به خدا سوگند، نه، پدر و مادرم فدایت.

پس از رفتن رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله همسایه فاطمه دو قرص نان و تکه ای گوشت برایش فرستاد. او نیز آنها را گرفت و در کاسه ای نهاد و رویش را پوشاند و گفت: «رسول خدا را بر خود و اطرافیانم ترجیح می دهم.»

این در حالی بود که همگی آنان محتاج یک وعده غذا بودند. حسن و حسین را سوی جدشان صلی اللَّه علیه و آله فرستاد و او بازگشت... فاطمه گفت: پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا، خداوند چیزی به ما داد که برای شما کنار گذاشتم.

فرمود: آن را بیاور.

آن را آوردند و فاطمه پارچه را از روی کاسه برداشت. ناگهان دید ظرف پر از نان و گوشت است، با دیدن آن مبهوت گشت و دانست از برکت خدا است، پس حمد خدا نمود و درود بر پیامبر خدا فرستاد.

رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: دخترکم! این طعام از کجاست؟

گفت: از طرف خداوند است. او هر که را بخواهد بی حساب، روزی دهد.

رسول اکرم، حمد خدا نمود و فرمود: حمد و ستایش از آن خدایی است که تو را بسان بانوی زنان بنی اسرائیل قرار داد، به او نیز- هنگامی خداوند رزق نیکویش عطا می کرد- می گفتند: از کجا آمده است؟ و او می گفت: از ناحیه خداوند است، او هر که را بخواهد بی حساب روزی می دهد.

آنگاه رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله سوی علی علیه السلام فرستاد. او آمد. رسول خدا و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام و تمامی همسران پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله از آن طعام خوردند تا سیر شدند و ظرف، چون اول، باقی مانده بود.

فاطمه گفت: از آن طعام به همه همسایگانم دادم و خداوند در آن خیر و برکت زیادی قرار داد. اصل آن دو قرص نان و تکه ای گوشت بود و باقی برکت خدا.

 


(64) قصص الانبیاء، ص 513.

(65) الکشاف، ذیل آیه 37 سوره آل عمران.

(66) الدرالمنثور، ذیل آیه 37 سوره آل عمران.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فاطمه زهرا سلام الله علیها در احادیث اهل سنت / مناظرات فاطمه سلام ‌الله ‌علیها

تاریخ:چهارشنبه 1394/01/26-12:25

فاطمه زهرا سلام الله علیها در احادیث اهل سنت

مناظرات فاطمه سلام ‌الله ‌علیها


مهمترین مناظره فاطمه زهرا علیها السلام مناظره ای سیاسی بود که جنبه اقتصادی نیز داشت. این بحث بین آن حضرت و خلیفه اول و دوم بود. در ظاهر این مناظرات به مسائل مالی بر می گردد ولی در واقع مسائل خلافت و رهبری مسلمین مد نظر بود چرا که جز علاقه و انس با خدا در دلش نبود و مسائل دنیوی هیچگاه برای آن حضرت نگرانی ایجاد نکرد.

فاطمه علیها السلام به دنبال ارث پدر آمد، ولی خلیفه اول جواب داد: پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده: ما پیامبران ارث باقی نمی گذاریم آنچه از ما باقی بماند صدقه است، یا در اختیار حاکم همان زمان است. آنگاه فاطمه بر خلیفه اول غضب کرد و تا آخر عمر با او صحبت نکرد و بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله شش ماه زنده بود. (67)

جوابهایی که از خود صحاح ششگانه در مورد سخن خلیفه اول به دست می آید چنین به نظر می رسد: اول: در بحث فضایل آن حضرت گذشت که غضب فاطمه به معنی غضب رسول خدا صلی الله علیه و آله است و این احادیث مقید به صورت خاصی نشده است. بنابراین رسول خدا صلی الله علیه و آله غضبناک شد!!

دوم: به موجب احادیث وارده مقصود از اهل بیت و شأن نزول آیه تطهیر، حضرت زهرا علیها السلام معصوم از گناه بود، پس چگونه چیزی را خواست که مستحق آن نبود؟!

و سوم اینکه: بعد از این تقاضای حضرت زهرا علیها السلام خلیفه دوم اموال پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه را در اختیار علی علیه السلام و عباس قرار داد، ولی خیبر و فدک را نه. (68) اگر اموال پیامبران صدقه است و این حکم غیر قابل تغییر است او چگونه این عمل را انجام داد؟

علماء شیعه جوابهای مفصل از این حدیث داده اند از جمله شیخ مفید کتاب مستقلی در این مورد به نام «رسالة حول الحدیث نحن معاشر الانبیاء لانورث» تألیف نموده است.

جهت مطالعه تفصیلی بحث به قسمت فدک مراجعه نمایید.

 


(67) صحیح مسلم، ج 5، ص153؛ مسند احمد، ج 1، ص6 ؛ صحیح ابی داود، ج 2، ص23.

(68) مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص6.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

احادیث پیرامون فاطمه زهرا سلام الله علیها / حضرت فاطمه سلام ‌الله‌ علیها از زبان پدر

تاریخ:سه شنبه 1394/01/25-20:59

احادیث پیرامون فاطمه زهرا سلام الله علیها


حضرت فاطمه سلام ‌الله‌ علیها از زبان پدر


پیش از پرداختن به احادیث حضرت رسول در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها به دو مطلب اشاره می نماییم:

مطلب اول:

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله هنگامی که درباره حضرت فاطمه سلام الله علیها سخن می گوید، از جایگاه عطوفت پدری سخن نمی راند، که خداوند عزوجل درباره او فرموده است:

«و ما ینطق عن الهوی إن هو الا وحی یوحی» (1)

یعنی: «از روی هوا و هوس سخن نمی گوید، بلکه این وحی است که به او می رسد»

و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، در همه سخنانش درباره اشخاص، چیزی را به خاطر عاطفه اش، بیش از استحقاق نمی دهد حتی اگر آن انسان، دخترش باشد. زیرا اگر ما چنین مطلبی را بگوییم، در این صورت نبوت و کلمات مقدس آن حضرت را مورد ایراد قرار داده ایم که همگی معتقدیم معصومین حجتی بدون انحراف و دور از هوا و هوس هستند... عبداللَّه بن عمروعاص گفت: «من هر چه را از پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله می شنیدم، می نوشتم، پس قریش مرا نهی کرده گفتند: هر چیزی را که از رسول خدا می شنوی می نویسی، در حالی که وی بشری است که حال خشم و خرسندی سخن می گوید؟

من دست از نوشتن بازداشتم و این مطلب را به پیامبر گفتم. حضرت با انگشت به دهان خود اشاره فرمود و گفت: «بنویس که سوگند به آنکه جانم در دست اوست، جز حق چیزی از آن خارج نشده است».

پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله جز به راستی و دادگری سخن نمی گوید. پس، سخنان آن حضرت درباره حضرت زهرا را در برابر چشمان خود قرار دهیم آنگاه که موضع گیری هایش را پس از وفات آن حضرت می خوانیم و برای شیطان راهی را باقی نگذاریم که از آن نفوذ کند زیرا که اگر این نکته را متوجه شویم، راه فهمیدن موضع گیری حضرت فاطمه علیها السلام برای ما باز می شود.

مطلب دوم:

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در شخصیت حضرت فاطمه سلام الله علیها، قداست و خلوص وی برای خدای تعالی و نزدیک بودن نسبت به آن حضرت صلی اللَّه علیه و آله را مرکزیت داد بطوری که تو را در وضعی قرار داده است که احساس می کنی که وی جزیی از آن حضرت است که هر چه به وی رسد، گویی به آن حضرت رسیده و وی نمایانگر موضع گیری آن حضرت است،... از آن حضرت تعبیر می کند و حضرتش بیان کننده اراده خدای تعالی می باشد و این در بیشتر سخنانش در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها است که «هر کس فاطمه را ناخشنود سازد، مرا ناخشنود ساخته است»، «هر کس فاطمه را به خشم آورد مرا به خشم آورده و هر کس مرا به خشم آورد، خدای را به خشم آورده است» و بر همین منوال.

محور کلام حضرت رسول درباره دخترش انسان را به تأمل وا می دارد، که پیرامون خشم و ناخشنودی و رضایت وی دور می زند و گویی آن حضرت اشاره ای به امت دارد درباره مصیبت و مورد آزمایش قرار گرفتنش نسبت به موضع گیری در برابر حضرت زهرا... و این امر بر خردمندانی که عقلی باز و دل هایی مالامال از دوستی پیامبر و آل او دارند، هیچ گاه پنهان نبوده است، پس مرکزیت دادن به این محور برای چیست؟ آیا معقول است که بدون علت باشد؟ آیا این امر در درون خویش دلالت های عمیق و اشارات واضحی را به همراه ندارد.

رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هنگام سخن گفتن، بلیغ ترین فرد عرب بوده و هنگامی که امری را بیان می فرمود حکیمانه ترین کلام را داشت همچنان که منصف ترین فرد برای مردم بود.

حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله مردم را آماده ساخت تا حضرت زهرا را هنگام سخن گفتن، تصدیق نمایند و آنان را مهیا کرد تا از به خشم آوردن آن حضرت پرهیز کنند و به آنان خبر داد که رنجاندن وی، اذیتی برای آن حضرت است و چنین است وظیفه پیامبران در تربیت امت ها بطور مستقیم در حیاتشان، و مهیا ساختن آنان برای استقبال از حوادث آینده پس از رحلتشان... و پیامبر که عظیم ترین آنان بوده است، حضرت زهرا را با هاله ای از قدسیت که هتک آن بر دیگران حرام است، مخصوص گردانید و او صادق امین است، که این امر بخاطر خویشاوندی نزدیک وی با آن حضرت نبوده بلکه برای این است که وی نسبت به حق اخلاص داشته و در بوته آن ذوب گردیده و مقیاس و معیاری برای کسانی بوده است که بعد از پدرش صلی اللَّه علیه و آله می آمدند.

حکمت پیامبر در احادیث مختلفش برای امت متجلی شد که ناظر بر واقعیت آینده بوده و در لابلای خود بصیرت هایی را به همراه داشت که از خلال آنها، نگاهش به آینده روشن باشد و بر همه حوادث پیش آمده در هر زمان و مکانی حکم صادر نماید.

مثال ها در این مورد فراوان است، پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله درباره علی بن ابیطالب علیه السلام سخن گفته آنگاه که فرمود: «علی همراه قرآن است و قرآن همراه علی». زیرا که معاویه روزی خواهد آمد و قرآن ها را بر نیزه ها برخواهد داشت و خواهان داوری به قرآن خواهد شد، آنگونه که در صفین پیش آمد.

در آن وقت امت خواهد دانست که جهت حق و راستی کجاست زیرا که حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله معیار را مشخص کرده بود: علی و قرآن از هم جدا نمی شوند... همچنین است وقتی که آن حضرت صلی اللَّه علیه و آله خطاب به عمار فرمود: «گروه ستمگر تو را می کشند» زیرا که آن حضرت صلی اللَّه علیه و آله مجالی برای عذرخواهی کسانی که در کنار معاویه بر ضد علی که عمار بن یاسر همراه او بود، می جنگیدند، باقی نگذاشت و بدین ترتیب احادیث پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از حال صادر می شدند تا بیماری امت را در آینده، مشخص سازند.

همه این موارد ما را بر آن می دارد که با قدسیت به خشم زهرا و با تعقل به موضع گیریش بنگریم، زیرا که آن خشم به خاطر حق و موضع گیری راستینی بر ضد انحراف بوده است.

ما حضرت زهرا را منزه می دانیم از اینکه برای چیزی غیر از حق به خشم آید. این خشمی مقدس و فریاد حق سهمگین است که اندکی بعد، پرده ها به کناری می روند و تو خواهی دید که این خشم، برای چه بوده است.

اینک بخشی از گفتار حضرت مصطفی صلی اللَّه علیه و آله در مورد دخترش، دست پرورده وحی، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام تقدیمتان می شود:

- گفتار رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله: «فاطمه پاره تن من است، هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است». (2)

- «فاطمه پاره ای از من است، مرا می آزارد هر چه وی را بیازارد».

مسلم در صحیح خود، (3) آن را روایت نموده است و در روایتی «فاطمه پاره ای از من است، مرا آزرده خاطر می سازد هر چه او را آزرده خاطر نماید، و مرا شاد می کند هر چه وی را شاد کند» (4)

- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به حضرت فاطمه علیها السلام فرموده است:

«خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودیت خشنود می شود» و حاکم در المستدرک علی الصحیحین (5) آورده و درباره آن گفته است حدیثی است با اسناد صحیح ولی آن را نیاورده اند. (6)

- در صحیح بخاری (7) به سند از عایشه آورده است که گفت: فاطمه سلام الله علیها پیش می آمد و راه رفتنش کم از راه رفتن پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نداشت، پیامبر صلی اللَّه علیه و آله گفت: خوش آمدی دخترم، پس او را در سمت راست یا در سمت چپ خود نشاند، سپس مطلبی را محرمانه به او گفت و وی به گریه افتاد. به او گفتم چرا گریه می کنی؟ پس از آن مطلبی را محرمانه به او گفت و او خندید. گفتم مانند امروز ندیده ام که شادی به اندوه نزدیکتر باشد. از او پرسیدم درباره آنچه گفته بود، پس گفت: من راز پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله را فاش نمیکنم. تا اینکه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله وفات یافت، از او پرسیدم، گفت: به من محرمانه گفت که جبرئیل سالی یکبار قرآن را بر من عرضه می داشت و امسال دوبار آن را بر من عرضه نمود و من نمی بینم جز اینکه اجلم فرا رسیده باشد و تو نخستین کسی از اهل بیت من باشی که به من ملحق می شوی پس من به گریه افتادم پس گفت: آیا نمی پسندی که سیده زنان اهل بهشت باشی و من از این جهت بود که خندیدم. (8)

و ترمذی در سنن خود کتاب مناقب، از حذیفه روایت نموده که گفت: «نزد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله رفتم و نماز مغرب را با وی به جای آوردم، پس نماز خواند تا اینکه نماز عشا را به جای آورد، پس خارج شد و من به دنبال او رفتم. صدایم را شنید و فرمود: این کیست، حذیفه است؟ گفتم: آری. گفت خواسته تو چیست، خداوند تو را بیامرزد و مادرت را؟ سپس گفت: این فرشته ای است که قبل از امشب هرگز به زمین فرود نیامده، از پروردگارش اجازه گرفت که بر من سلام کند و مرا مژده دهد که فاطمه سیده زنان اهل بهشت است و حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند» (9)

و در مستدرک (10) به سند خود از عایشه روایت کرده که به فاطمه سلام الله علیها گفت: آیا تو را بشارت دهم که از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که می گفت: «سروران زنان اهل بهشت چهار تن هستند: مریم دختر عمران، فاطمه دختر محمد، خدیجه دختر خویلد و آسیه دختر مزاحم» و حاکم نیشابوری درباره آن گفته است: حدیثی است با اسناد صحیح ولی آن را نیاورده اند (که مقصود وی بخاری و مسلم است) و در کنز العمال (11)، آمده است که «فاطمه سیده زنان بهشت است».

حدیث چهار زن برتر را که خداوند آنان را برتری داده است، در ذخائر العقبی (12)، آورده و اضافه نموده است که برترین آنان فاطمه است.

- از عایشه است که هر گاه از فاطمه سلام الله علیها دخت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله یاد می کرد، می گفت: کسی را راستگوتر از او ندیده ام مگر آنکه او را زاده است (13)

- سیوطی در الدرالمنثور در ذیل تفسیر فرموده خدای تعالی:

«سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام» (14) .

یعنی: «پاک است آنکه شبانه، بنده اش را از مسجد الحرام حرکت داد»، گفته است: و طبرانی از عایشه روایت کرده که گفته است: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «هنگامی که در معراج به آسمان برده شدم، مرا به بهشت بردند و در کنار درختی از درختان بهشت ایستادم که در بهشت از آن بهتر و برگ هایی از برگ های آن سفیدتر و میوه ای از میوه اش خوشبوتر نیافتم، پس میوه ای از میوه آن گرفتم و آن را خوردم و آن، نطفه ای در صلب من شد و هنگامی که به زمین فرود آمدم با خدیجه مواقعه نمودم و او به فاطمه سلام الله علیها باردار شد، پس هر گاه به بوی بهشت مشتاق شوم، فاطمه را می بویم» و حاکم در مستدرک (15) ، به سند خود از سعد بن مالک، روایت کرده که گفت: پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: جبرئیل برای من یک دانه به از بهشت آورد و آن را در شبی که به معراج رفتم، خوردم پس خدیجه به فاطمه باردار شد و من هر گاه به بوی بهشت مشتاق می شدم گردن فاطمه را می بوییدم» (16)

- از ابن عباس است که گفت: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: دخترم فاطمه، حوریه است آدمی که حیض و طمث ندارد و اینکه فاطمه نامیده شده، از آن جهت است که خداوند او و دوستدارانش را از آتش دور ساخته است، ابن حجر آن را در صواعق خود (17) آورده و نیز نسائی آن را روایت کرده و در تاریخ بغداد نیز (18) آمده است.

- در صحیح ترمذی (19) از عایشه، که گفت: کسی را ندیدم که به صورت و دلیل و هدایت، «از فاطمه» به رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله، شبیه تر باشد... گفت: وی هر گاه بر پیامبر وارد می شد، به سوی او برمی خاست و او را می بوسید و در جای نشستن خود می نشاند و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله هر گاه بر وی وارد می شد، از جای نشستن خود برمی خاست و آن حضرت را می بوسید و در جای نشستن خود می نشاند، که حدیث (معروفی) است.

ابوداود نیز در صحیح خود (20) آن را روایت کرده و حاکم نیز در مستدرک صحیحین (21)، آن را روایت کرده است.

- در مسند احمد بن حنبل (22) آمده است که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هر گاه به مسافرت می رفت، آخرین دیدارش را با فاطمه سلام الله علیها قرار می داد و هر گاه مراجعت می کرد، اولین کسی که به دیدارش می رفت، فاطمه بود... و حاکم در مستدرک (23) آن را بیان نموده و بیهقی در سنن خود آن را روایت کرده است.

- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به علی و فاطمه و حسنین فرمود: «من در صلح هستم با کسی که با شما در صلح است و در جنگ هستم با کسی که با شما در جنگ باشد». احمد بن حنبل این حدیث را در مسند خود (24) و حاکم در مستدرک (25) و ابن اثیر در اسد الغابه (26)، روایت کرده اند.

- در صواعق محرقه ابن حجر (27) می خوانیم، که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هنگامی که روز قیامت فرارسد، منادی از درون عرش ندا سر می دهد: «ای حاضران جمع شوید، سر به زیر انداخته، چشمان خویش را فرو بندید تا فاطمه دختر محمد صلی اللَّه علیه و آله بر صراط بگذرد. پس او همراه با هفتاد هزار کنیز از حورالعین، همچون برق می گذرد». این حدیث را حاکم در مستدرک (28) آورده است.

 


(1) سوره نجم، آیه 3- 4.

(2) الصواعق المحرقة، ص 188؛ صحیح بخاری، باب مناقب اقربای رسول، ج 5، ص26.

(3) کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل فاطمه سلام الله علیها، ج4، ص1902.

(4) ابن حجر نیز آن را در الصواعق المحرقة ص190 آورده و این حدیث به صورتهای مختلفی که همین معنی را می رساند در بسیاری از منابع مانند مسند احمد بن حنبل؛ کنز العمال و الامامة و السیاسة ابن قتیبه... و دیگر منابع آمده است.

(5) کتاب مناقب الصحابه، ج3، ص154.

(6) ابن اثیر آن را در اسد الغابة، ج5، ص522، و ابن حجر در الاصابه، ج8، ص256 آورده و در میزان الاعتدال و دیگر منابع نیز آمده است.

(7) کتاب آغاز آفرینش، باب علامت های نبوت، ج4، ص248.

(8) باب مناقب قرابة الرسول صلی اللَّه علیه و آله، ج5، ص26؛ صحیح مسلم، ج4، ص1904، حدیث 97 و 98 و 99.

(9) سنن ترمذی، ج5، ص619، حدیث3781؛ الصواعق المحرقة، ص191، مستدرک حاکم، ج3، ص151، کتاب مناقب الصحابه.

(10) مستدرک ج2، ص594.

(11) کنزالعمال ج11، ص605 ، حدیث 32925.

(12) ذخائر العقبی ص44.

(13)مستدرک حاکم، ج3، ص160؛ استیعاب، ج4، ص1896.

(14) سوره اسراء، آیه1.

(15) حاکم، مستدرک ج3، ص156.

(16)درالمنثور، ج5، ص218.

(17) صواعق ص160.

(18) تاریخ بغداد در جلد 12، ص331.

(19) صحیح ترمذی ج5، ص657، حدیث 3872.

(20) صحیح ج4 ، ص355، حدیث5217، در باب آنچه در مورد برخاستن آمده است.

(21) مستدرک صحیحین ج3، ص154.

(22) مسند احمد بن حنبل ج5، ص275.

(23) حاکم، مستدرک ج1، ص489.

(24) احمد بن حنبل مسند ج2، ص442.

(25) حاکم، مستدرک ج2، ص442.

(26) ابن اثیر در اسد الغابه، ج3، ص11 و ج5، ص523.

(27) صواعق محرقه ابن حجر ص190.

(28) حاکم، مستدرک ج3، ص153.



نوع مطلب : مطلب روز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فاطمه زهرا سلام الله علیها در احادیث اهل سنت / مهر شدید او به پدر و پدر به او

تاریخ:سه شنبه 1394/01/25-19:21

فاطمه زهرا سلام الله علیها در احادیث اهل سنت

مهر شدید او به پدر و پدر به او


مسلم در صحیح (35) از ابن مسعود نقل می کند که گفت:

رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در برابر خانه خدا به نماز مشغول بود و ابوجهل و یارانش در کناری نشسته بودند، و این در حالی بود که روز قبل شتری نحر شده بود. ابوجهل گفت: چه کسی از شما حاضر است بچه دان شتر را برداشته، تا آنگاه که محمد به سجده رفت آن را روی کتف هایش قرار دهد؟ شقی ترین آن جماعت برخاست و بچه دان را برداشته، هنگامی که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به سجده رفت، در میان کتف هایش گذارد. آن جماعت شروع کردند به خندیدن و به یکدیگر می نگریستند و من ایستاده و شاهد بودم. اگر قدرت داشتم آن را از پشت رسول خدا بر می داشتم.

رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله همچنان در سجده ماند تا آنکه کسی فاطمه را از جریان آگاه کرد. فاطمه در حالی که دختری خردسال بود آمد و بچه دان را به کناری انداخت. آنگاه روی سوی آن جماعت کرد و آنان را شماتت نمود.

چون رسول اکرم نماز را به پایان برد، صدایش را به نفرین بر ایشان بلند کرد- عادت آن حضرت بر این بود که اگر دعا می کرد یا مسئلت می نمود، سه بار تکرار می کرد- و گفت: «خدایا! بر تو باد مجازات قریش.» و سه بار تکرار نمود.

آن جماعت چون صدای رسول خدا را شنیدند، خنده از دهانشان برفت و خوف بر دل هایشان چیره گشت. سپس حضرتش گفت: خداوندا! بر تو باد کیفر ابی جهل بن هشام و عتبة بن ربیعه و شیبة بن ربیعه و ولید بن عتبه و امیّة بن خلف و عقبة بن ابی معیط، و نام دیگری هم فرمود که فراموش کرده ام.

ابن مسعود در ادامه می گوید: سوگند به آنکه محمد صلی اللَّه علیه و آله را به رسالت برانگیخت، دیدم که همه آنان که نامشان را برده بود، روز بدر کشته و در چاه افکنده شدند.

بخاری نیز در صحیح (36) خود این حدیث را نقل کرده است.

در صحیح مسلم (37) از ابی حازم نقل شده که شنیدم از سهل بن سعد در مورد جراحت رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله در روز اُحد، سؤال شد و سهل در جواب گفت:

صورت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله زخمی شد، دندان رباعیه آن حضرت شکست و کلاهخود بر سرش خرد شد، (در این میان) فاطمه علیهاالسلام دخت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله خون را (از چهره آن حضرت) می شست و علی علیه السلام با سپر آب می ریخت. چون فاطمه دید آب نه تنها خون را قطع نکرد بلکه بر شدت جریان خون افزود، قطعه حصیری برگرفت و سوزانید تا خاکستر شود، سپس خاکستر را روی زخم ریخت تا آنکه خونریزی قطع شد.

مسلم این خبر را به طریق دیگری نیز از ابی حازم نقل می کند که ابی حازم گفت: شنیدم از سهل بن سعد در مورد جراحت رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله می پرسند و او گفت:

هان! سوگند به خداوند، آنکه زخم رسول خدا را شست و آنکه آب می ریخت و آنچه با آن مداوا شد، همه را می شناسم، سپس مانند حدیث سابق را نقل می کند.

بخاری (38) نیز این خبر را نقل کرده است.

ابی نعیم در حلیة الاولیاء (39) از ابی ثعلبه خشنی نقل می کند که:

رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله از یکی از جنگ ها بازگشتند و داخل مسجد شده دو رکعت نماز خواندند- حضرتش را بسیار خوش آیند بود که هنگام مراجعت به مسجد درآیند و دو رکعت نماز به پا دارند- سپس از مسجد خارج شده، پیش از ملاقات همسرانش به دیدار فاطمه آمد. فاطمه نیز به استقبال (پدر) آمد و شروع کرد به بوسه زدن بر چهره و چشمان رسول خدا، و در حالی که می گریست، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: چه چیز اشک را بر دیدگانت جاری ساخت؟

گفت: شما را رنگ پریده دیدم.

فرمود: ای فاطمه! خداوند- عزّوجل- پدرت را بر امری (بس عظیم) مبعوث کرد- امری (آنقدر عظیم) که خداوند به واسطه آن در هر کلبه و خیمه ای یا عزت داخل کند و یا ذلت. گستره این امر بسان گستره شب است.

در کنزالعمال (40) پس از نقل این حدیث آمده است: طبرانی در کبیر روایت را نقل کرده است. هیتمی نیز در مجمع(41) روایت را چنین آورده است:

... پس رسول خدا فرمود: چه چیز اشکت را جاری ساخت؟

فاطمه گفت: شما را پریشان و خسته دیدم، با لباسی کهنه و مندرس.

فرمود: گریه مکن چرا که خداوند عزوجل...

محب طبری در ذخائرالعقبی (42) از علی علیه السلام نقل می کند که:

با رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در گودال های خندق بودیم که فاطمه علیهاالسلام با قطعه نانی نزد رسول خدا آمد و آن را به حضرتش تقدیم کرد. رسول گرامی فرمود: فاطمه! این چیست؟

گفت: از گرده نانی که برای فرزندانم پخته ام تکه ای برای شما آوردم.

فرمود: دخترکم این اولین طعامی است که پس از سه روز به کام پدرت می رود.

محمد بن سعد در طبقات (43) خود از ابن عباس نقل می کند که:

آنگاه که رقیه، دخت رسول خدا از دنیا رفت، رسول خدا گفت: به گذشتگانمان، عثمان بن مظعون، ملحق شو. پس زنان بر رقیه گریستند (تا آنجا که می گوید) فاطمه علیهاالسلام بر لبه قبر نشست و شروع کرد به گریستن، و رسول خدا با گوشه لباس خود اشک های او را پاک می نمود.

حاکم در مستدرک الصحیحین (44) از ابن عمر نقل کرده که:

رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هنگام خروج برای جنگ، قبل از همه به ملاقات فاطمه علیهاالسلام می رفت.

حاکم (45) به نقل از ابن عمر می نویسد:

رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله آخرین دیدارش هنگام سفر و اولین ملاقاتش هنگام بازگشت، با فاطمه بود.

قال: «احب اهلی الی فاطمة» (46)

و فی روایة: «أحبّ الناس الی فاطمة» (47)

و کانت فاطمة اصغر بنات رسول الله واحبهنّ الیه.

محبوبترین شخص در نزد پیامبر فاطمه بود، و می فرمود: بیشتر از همه کس فاطمه را دوست دارم. فاطمه کوچکترین دختران حضرت و محبوبترین آنها بود.

ذهبی می گوید: بنابر روایات وارد شده کنیه فاطمه «أم ابیها» می باشد. (48)

ابن مردویه از انس بن مالک و بریده اسلمی روایت نموده است که: نبی مکرم صلی الله علیه و آله آیه «فی بیوت اذن الله...» را تلاوت فرمود که می فرماید: در خانه هایی که خداوند اجازه فرمود که بلند مرتبه و رفیع گردند، و در آنها اسم خداوند برده شود.

شخصی بپا خاست و پرسید: ای پیامبر خدا! این خانه ها چگونه خانه هایی بود و از آن چه کسانی می باشند؟

حضرت فرمود: این خانه ها از آن انبیا می باشند.

سپس ابوبکر برخاست و از آن حضرت پرسید: آیا این خانه نیز از جمله آن خانه ها می باشد؟ اشاره به خانه علی بن ابیطالب و فاطمه نمود.

حضرت فرمود: آری این خانه از برترین آن خانه ها می باشند. (49)

حاکم نیشابوری در مستدرک روایت کرده است که: عایشه می گفت: من هیچ کس را ندیدم که مانند پیامبر خدا صحبت نماید غیر از دخترش فاطمه، هر وقت بر او وارد می گردید، پیش پای او قیام می فرمود و او را می بوسید و خوش آمد می گفت، و سپس دست او را گرفته و در جای خودش می نشانید. (50)

و در روایت طبری آمده است که: زمانی که فاطمه بر پیامبر وارد می گردید حضرت قیام می فرمود و خوش آمد می گفت دستش را می بوسید و در جای خود او را می نشاند. (51)

روزی پیامبر به فاطمه فرمود:

«یا بنیة، إنه لیس من نساء المسلمین امرأة اعظم رزیة منک» (52)

دخترم! در میان زنان مسلمان کسی بیشتر از تو به مصیبت گرفتار نمی گردد.

عائشه روایت می کند که:

«ما رایت افضل من فاطمة غیر ابیها» (53) ؛

من برتر و بالاتر از فاطمه را ندیدم جز پدر او رسول خدا.

ترمذی از جمیع بن عمیر روایت می کند که گفت:

«دخلت مع عمّتی (علی) عائشة فسالت: ای الناس کان احب الی رسول الله صلی الله علیه و آله؟ قالت: فاطمة. فقیل: من الرجال؟ قالت: زوجها، إنّه کان ما علمت صوّاماً قوّاماً»؛ (54)

با عمه ام وارد بر عایشه شدیم، عمه ام از او پرسید: محبوبترین افراد در نزد رسول خدا چه کسی بود؟

عایشه گفت: فاطمه.

پرسید: از مردان چه کسی؟

گفت: محبوبترین مردان در نزد رسول خدا علی بن ابیطالب شوهر فاطمه بود، همانا می دانم که علی بن ابیطالب در روز روزه دار و شبانه در حال عبادت بود.

این روایت را حاکم نیشابوری نیز در مستدرک روایت و آن را تصحیح نموده است.

و اخرج الحاکم فی «المستدرک» و صحّحه من حدیث بُریده، قال:

کان احب الناس الی رسول الله صلی الله علیه و آله فاطمة، و من الرجال علی؛ (55)

بریده روایت نمود که: از میان زنان محبوبترین شخص به رسول خدا فاطمه و از مردان علی بن ابیطالب بود.

بخاری از علی علیه السلام نقل می کند:

فاطمه علیهاالسلام از جراحات ناشی از آسیا کردن شکایت کرد، (پس چون دانست) اسیری نزد رسول خدا آورده اند، سوی رسول خدا روانه شد و چون او را نیافت، عایشه را دید و جریان را به او گفت: چون رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله آمد. عایشه خبر آمدن فاطمه علیهاالسلام را داد. پس رسول خدا نزد ما آمد در حالی که ما در بستر بودیم. خواستم برخیزم که فرمود: در جای خود باشید. پس میان ما نشست- و من سردی قدم هایش را بر روی سینه خود احساس کردم- و فرمود: نمی خواهید چیزی بهتر از آنچه خواسته بودید، یادتان دهم؟ گاه خوابیدن 34 بار تکبیر و 33 بار تسبیح و 33 بار حمد خدا را گوئید و این برای شما از خادم بهتر است. (56)

بخاری در جای دیگری (57) نیز این حدیث را نقل می کند و همچنین مسلم (58) و ابوداود (59) نیز آن را نقل کرده اند.

ابی داود از ابی الورد بن ثمامة نقل می کند که علی علیه السلام به ابن اعبد فرمود:

آیا برایت از خودم و فاطمه سخن نگویم؟ (پس فرمود:) فاطمه نزد رسول خدا محبوبترین فرد خانواده بود. او نزد من بود که کثرت آسیا کردن بر دستهایش نشانه گذارده بود و از بس با مشک آب حمل کرد، جای آن بر بدنش ماند، آنقدر خانه را جاروب کرد که لباسش غبار اندود شده بود و آنقدر آتش اجاق را روشن کرد که لباسش سیاه شده بود، از کار کردن در خانه به او آسیب رسیده بود. (روزی) شنیدم غلامی نزد رسول خدا آورده اند. به او گفتم: خوب است نزد پدرت روی و از او غلامی بخواهی که تو را (در کارهای خانه) کفایت کند. فاطمه نزد پدرش رفت، پدر را در حال سخن گفتن دید، پس حیا کرد و (بدون آنکه درخواست خود را بیان کند) بازگشت. فردای آن روز رسول اکرم نزدمان آمد، فرمود: دیروز درخواستت از محمد چه بود؟ فاطمه سکوت کرد.

دوباره فرمود، و جواب، باز هم سکوت بود.

گفتم: به خدا سوگند به شما خواهم گفت، ای رسول خدا! او از بس در خانه من آسیا کرد، اثرش بر دستانش ماند، از بس با مشک آب حمل کرد، اثرش بر بدنش ماند، آنقدر خانه را جاروب کرده که لباسش غبار اندود شده است و آنقدر آتش اجاق را روشن ساخته که لباس هایش سیاه شده است، با خبر شدیم که غلام یا خادمی نزد شما آورده اند، به او گفتم: از پدرت خادمی بخواه. (60)

ابوداود می نویسد: رسول خدا در جواب همان مضمونی را که حکم نقل کرده، بیان کردند.

مراد ابی داود از نقل حکم همان حدیثی است که کمی قبل، از بخاری و مسلم نقل کردیم که رسول خدا فرمود: «نمی خواهید چیزی بهتر از آنچه خواسته بودید یادتان دهم؟...»

این حدیث را از ابونعیم نیز در حلیة الاولیاء (61) با اختصار آورده است.

ابی نعیم به نقل از زهری می نویسد:

فاطمه دخت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله آنقدر آسیا کرد که دستش تاول زد و ورم کرد و جای دسته آسیا بر آن ماند. (62)

احمد بن حنبل از انس بن مالک نقل می کند:

روزی بلال برای نماز صبح دیر آمد، رسول اکرم از علت تأخیر سؤال کرد. او گفت: از کنار فاطمه گذشتم، دیدم در حال آسیا کردن است و فرزندش می گرید، به او گفتم: اگر اجازه بدهید من آسیا کنم تا شما بچه را آرام کنید یا شما آسیا کنید و من بچه را آرام کنم. او گفت: من به فرزندم مهربان ترم. این بود علت تأخیرم.

فرمود: بر دخترم دلسوزی و احسان کردی، خدا تو را رحمت کند. (63)

 


(35) صحیح مسلم، کتاب الجهاد و السیر، باب: مالقی النبی صلی اللَّه علیه و آله من اذی المشرکین.

(36) صحیح بخاری، کتاب بدء الخلق، باب: ما لقی النبی و اصحابه من المشرکین.

(37) صحیح مسلم، کتاب الجهاد و السیر، باب: غزوة أُحد.

(38) صحیح بخاری، کتاب بدء الخلق، باب: حدثنا قتیبة.

(39) حلیة الاولیاء، ج 2، ص 300.

(40) کنزالعمال، ج 1، ص 77.

(41) مجمع الزوائد، ج 6، ص 262.

(42) ذخائرالعقبی، ص 47.

(43) طبقات ابن سعد، ج 8 ، ص 24.

(44) مستدرک الصحیحین، ج 1، ص 489.

(45) مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 156.

(46) المستدرک، ج3، ص155؛ مسند احمد، ج4، ص27?.

(47) المستدرک، ج3، ص155؛ مسند احمد، ج4، ص27?.

(48) تاریخ الاسلام، ص 43.

(49) الدرّ المنثور، ج6، ص203. روح المعانی، ج18، ص174، سوره نور، آیه 36.

(50) المستدرک، ج3، ص160.

(51) المعجم الاوسط، ج5، ص58، رقم 4101.

(52) المعجم الکبیر، ج 22، ص 22،رقم 1031؛ المستدرک، ج3، ص 156.

(53) المعجم الاوسط، ج3، ص 349،رقم 2742. مجمع الزوائد، ج 9، ص201.

(54) التحفه، ج10، ص 375.

(55) المستدرک، ج3، ص 155.

(56) صحیح بخاری، کتاب بدءالخلق، باب: مناقب علی بن ابیطالب علیه السلام

(57) صحیح بخاری، کتاب الخمس، باب: الدلیل علی ان الخمس لنوائب رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله.

(58) صحیح مسلم، کتاب الذکر والدعاء، باب: التسبیح اول النهار و عندالنوم.

(59) صحیح ابی داود، ج 33، باب: التسبیح عندالنوم.

(60) صحیح ابی داود، ج 33، باب: التسبیح عندالنوم.

(61) حلیة الاولیاء، ج 2، ص 41.

(62) حلیة الاولیاء، ج 2، ص 41.

(63) مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص 150.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فاطمه زهرا سلام الله علیها در احادیث اهل سنت

تاریخ:سه شنبه 1394/01/25-08:44

قال رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله: «انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم قاله لعلی و فاطمة و الحسن و الحسین»

رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله خطاب به علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام فرمودند: من دشمن کسی هستم که با شما دشمنی کند و یار و سلم کسی هستم که با شما از در مسالمت وارد شود.

عن النبی صلی اللَّه علیه و آله: «من احب هولاء فقد احبنی، و من ابغضهم فقد ابغضنی. یعنی الحسن و الحسین و فاطمة و علیا.» (1)

پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله در مورد حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام فرمودند: هر کس اینان را دوست بدارد، در واقع مرا دوست داشته و هر کس آنان را دشمن بدارد در حقیقت مرا دشمن داشته است.

عن ابی بکر بن ابی قحافه قال: رایت رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله خیم خیمة و هو متکئ علی قوس عربیة و فی الخیمة علی و فاطمه و الحسن و الحسین علیهم السلام فقال یا معشر المسلمین؟ انا سلم لمن سالم اهل الخیمه و حرب لمن حاربهم، و ولی لمن والاهم.... (2)

خلیفه اول اهل سنت می گوید: رسول خدا را دیدم که خیمه ای را برپا کرده و خودش بر یک کمان عربی تکیه نموده و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نیز در داخل آن می باشند. آن حضرت خطاب به مسلمانان فرمودند: من دوستدار کسی هستم که اهل خیمه را دوست بدارد و دشمن کسی هستم که با آنان دشمن باشد....

عن ابن عباس قال: قال رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله:

«احبونی بحب اللَّه و احبوا اهل بیتی لحبی». (3)

ابن عباس از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله نقل می کند که فرمودند: مرا به جهت خدا دوست بدارید و اهل بیتم را به احترام من.

علامه احمد بن علی عسقلانی گفته است: (4) قال رسول اللّه صلی اللّه علیه:

«اتانی جبرئیل فقال یا محمّد انّ ربّک یحبّ فاطمة فاسجد فسجدت ثم قال ان اللّه یحبّ الحسن والحسین فسجدت ثم قال ان اللّه یحبّ من یحبّهما»؛

رسول خدا صلی الله علیه فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت ای محمد! به درستی که پروردگار تو فاطمه را دوست می دارد پس سجده کن خدای را پس سجده کردم. بعد از آن گفت خدا دوست می دارد حسن و حسین را پس سجده کردم پس از آن گفت که خدا دوست می دارد کسی را که آنها را دوست بدارد.

 


(1) کنزالعمال، ج 12، ص 103، ح34194.

(2) فرائد السمطین، ج 2، ص 40، ح 373.

(3) فرائد السمطین، ج 2، ص 292، ح 550 ؛ کنزالعمال، ج 12، ص 95، ح 34150.

(4) در کتاب لسان المیزان جزء سوم صفحه 275 چاپ حیدرآباد.

 







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فاطمه زهرا (س) در نظرگاه نهمین امام نور امام محمد تقی (ع)

تاریخ:دوشنبه 1394/01/24-16:19

آن بزرگ پیشوای توحید و تقوا، در نظرگاه حضرت جواد علیه السلام دارای جلال و جمال وصف ناپذیری است، چرا که اندیشه اش والا، وجودش بابرکت، کردارش پاک و پاکیزه، رفتارش درس آموز و الهام بخش، زندگی اش آراسته به عدالت و نورافشانی، خلق و خوی اش، خداساخته و برازنده، معنویت و پروایش، فراتر و والاتر از مریم، در پارسایی و زهد، سرور همگان، در شکیبایی و بردباری، سالار شکیبایان، در پرستش و عبادت، روح نیایش و راز و نیاز، و مایه آسایش جان پیامبر است؛ و درست به همین جهت هم، میهمان هماره گستره قلب و اندیشه حضرت جواد است.

یکی از دوستداران خاندان رسالت آورده است که به هنگام تشرف به خانه خدا، به نیابت پیامبر و امامان نور و ریحانه پیامبر، طواف نمودم و پس از بازگشت از حج به محضر حضرت جواد رسیدم و گفتم: سرورم! روزهایی که در کنار کهن ترین معبد توحید و تقوا بودم، پاره ای از روزها به نیابت هر کدام از پیشوایان برگزیده خدا، از پیامبر گرامی گرفته تا شما، طواف می نمودم و از سوی مام ارجمند تان، فاطمه، نیز گاه طواف می کردم.

حضرت جواد فرمود: از این پس هر گاه تشرف یافتی، به نیابت مادرم، فاطمه، بیشتر طواف کن و بدان که این کار بهترین کار و عبادتی است که انجام می دهی. (23)

و نیز آورده اند که روزی آن حضرت در حالی که در چهارمین بهار زندگی می زیست و در کنار پدر گرانقدرش بود، سخت در اندیشه فرو رفت و نشان غمی گران در سیمای نورافشانش پدیدار گردید حضرت رضا دلیل آن را پرسید که به عرض رساند: به یاد مام ارجمندم، فاطمه و ستم هایی که در راه حق و عدالت بر او رفت، افتادم.

«فقال: فیما صنع بامی فاطمة...». (24)

 


(23) بحارالانوار، ج5، ص101.

(24) بحارالانوار، ج50، ص59.



برگرفته شده از http://sedighe.ir


نوع مطلب : مطلب روز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فاطمه زهرا (س) در اندیشه‏ دهمین امام نور امام علی النقی (ع)

تاریخ:دوشنبه 1394/01/24-08:09

فاطمه زهرا (س) در اندیشه‏ دهمین امام نور امام علی النقی (ع)

در اندیشه دهمین امام نور حضرت هادی علیه السلام، ریحانه ارجمند پیامبر، نماد دانش و بینش، دُر گران مایه دریای پارسایی و پاکدامنی، تجسم پروا و شب زنده داری، رمز نماز و نیایش، نمونه تربیت فرزند و ادب در برابر پدر و همسر، الگوی جهاد و روشن گری و خیرخواهی و دعوت به حق و عدالت و سرمشق هماره بشردوستی و مردم خواهی و دفاع از دین و دفتر و حقوق و امنیت و آزادی انسانهاست و به همین دلیل هم «فاطمه» نامیده شد. و خدای فرزانه، او و دوستداران راستین و رهروان راه پرافتخارش را از تیره روزی و آتش دوزخ دور نگاه داشت.

آن حضرت در این مورد از نیای گرانقدرش پیامبر آورده است که فرمود:

«لان الله فطمها و محبیها من النار.» (25)

دخت ارجمندم بدان دلیل «فاطمه» نامگذاری شد که خدا او و دوستدارانش را از آتش جدا و دور ساخته است.

 


(25) عوالم، ج11، ص30.






نوع مطلب : مطلب روز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  


Admin Logo
themebox Logo
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

Your IP: