اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

حضرت زهرا(س)-شهادت(زبان حال حضرت زینب(س))

 علی اکبر لطیفیان

آسیابت یک طرف افتاده بستر یک طرف

چادر تو یک طرف افتاده معجر یک طرف

هر چه این جا هست چشمان مرا خون کرده است

رنگ این دیوار خانه یک طرف، در یک طرف

گاه دل خون توایم و گاه دل خون پدر

«وای بابا!» یک طرف «ای وای مادر!» یک طرف

از کنار تو که می آید به خانه ناگهان

بر سر زانو می افتد مرد خیبر یک طرف

من چگونه پیرهن کهنه تن یارم کنم

غُصه ی تو یک طرف داغ برادر یک طرف

مثل آن روزی که افتادی می افتد بر زمین

پیکر من یک طرف، او یک طرف، سر یک طرف

من دو بوسه می زنم جای تو و جای خودم

زیر گردن یک طرف، رگ های حنجر یک طرف

وای از آن لحظه که می ریزند بین خیمه ها

گوشواره یک طرف خلخال و معجر یک طرف

 

 





نوع مطلب : شعر، مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : حضرت زینب، فاطمه زهرا، شهادت، علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1393/12/5 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

یک خواهر و برادر بی نظیر

شجاعتى نظیر حسین (ع)

 شجاعت حسین (ع) در خواهرش زینب (س) هم بود؛ یا زینب (س) هم در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت ، كمى از حسین (ع) ندارد قوت قلبش به بركت اتصالش به مبداء تعالى راستى محیرالعقول است .

ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,پرستار,روز پرستار,حرم حضرت زینب,خواهر

شیخ شوشترى مى فرماید: اگر حسین (ع) در صحنه كربلا یك میدان داشت ، مجلله زینب (س) دو میدان نبرد داشت : میدان نبرد اولش ‍ مجلس ابن زیاد، و دومى مجلس یزید پلید.

اما تفاوت هایى كه از حیث ظهور دارد، نبرد حسین (ع) با لباسى كه از پیغمبر به او رسیده بود، عمامه پیغمبر بر سر و جبه او به دوش ، نیزه به همراه و شمشیر به دستش سوار بر مركب رسول خدا (ص) گردید با عزت و شهامت وارد نبرد مشركین گردید تا شهید شد.

گذشتن از راحتى

 كسى كه پس از دستگاه سلطنتى ، دستگاه او است ، كمال وسایل موجود به بهترین وجهى برایش مهیا است ، غلامها و كنیزها و وسایل راحتى ، غرض زینب در چنین خانه اى زندگى مى كند كه هیچ كسرى ندارد ناگهان مى بیند حسین (ع) مى خواهد حركت كند تمام خوشى ها و راحتى ها را رها مى كند و خود را در دریاى ناراحتى ها و ناملایمات مى افكند این ، چه زهدى است ؟ سبحان الله ! واقعا حیرت آور است .

اگر جریان را نمى دانست ، مهم نبود، لیكن از همان شب 28 رجب كه به اتفاق برادرش با ترس و هراس ‍ از مدینه فرار كرده به سمت مكه حركت نمودند، براى آنچه جدش ‍ رسول خدا (ص) و پدر و مادرش گزارش داده بودند از مصیبتها آماده شد.

خلاصه ، با علم به این معنى ، و یقین به این كه در بلاهاى سخت سخت مى رود،: براى مثل زینبى كه دختر سلطان حقیقى و ظاهرى و همسر عبدالله است برود در یك دستگاهى كه آخرش اسیرى است ، آواره بیابانها و زحمت مسافرتها گردد؟ 

آرامش كنار برادر

 محبت و علاقه زینب (س) از همان دوران كودكى ، به امام حسین (ع) به قدرى سرشار بود، كه نمى توان آن را وصف كرد. او همواره مى خواست در كنار برادرش حسین (ع) باشد و رخسار زیباى حسین (ع) را بنگرد، با او انس و الفت داشته باشد. این محبت عجیب و سرشار از مهر و خلوص ، موجب تعجب حضرت زهرا (س) شد، راز آن را نمى دانست ، تا آنكه روزى این موضوع را با پدرش در میان گذاشت و پرسید:

(( پدرجان ! از محبتى كه میان زینب (س) و حسین (ع) است ، شگفت زده شده ام ، به طورى كه زینب (س) لحظه اى بدون دیدار حسین (ع) قرار ندارد، اگر ساعتى بوى حسین (ع) را استشمام نكند جانش به لب مى رسد. ))

پیامبر (ص) با شنیدن این سخن ، دگرگون شد و اشك از چشمانش ‍ سرازیر گشت و آهى از سینه پرسوزش بر كشید و خطاب به دخترش زهرا(س) فرمود: (( اى نور چشمم ! این دختر همراه حسین (ع) به كربلا مى رود، در رنجها و سختیهاى مصایب حسین (ع) شریك خواهد بود. ))

درجه محبت زینب به حسین (ع)

ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,پرستار,روز پرستار,حرم حضرت زینب,خواهر

 به نوشته بعضى مورخان ، درجه محبت زینب (س) به امام حسین (ع) به گونه اى بود كه هر روز چند بار به دیدار حسین (ع) مى پرداخت ، سپس نماز مى خواند. در روز عاشورا دو نوجوانش ‍ محمد و عون را نزد حسین (ع) آورد و عرض كرد:

(( جدم ابراهیم خلیل (ع) از درگاه خدا قربانى را قبول فرمود، تو نیز این قربانى را از من بپذیر، اگر چنین نبود كه جهاد و جنگ براى زنان روا نیست ، در هر لحظه هزار جان فداى جانان مى كردم ، هر ساعت هزار شهادت را مى طلبیدم .

نگاه به حسین (ع)

 علامه جزایرى در كتاب (( الخصائص الزینبیه ))مى نویسد:

وقتى كه حضرت زینب (س) شیر خواه و در گهواره بود، هر گاه برادرش حسین (ع) از نظر او غایب مى شد، گریه مى كرد و بى قرارى مى نمود. هنگامى كه دیده اش به جمال دل آراى حسین (ع) مى افتاد، خوشحال و خندان مى شد. وقتى كه بزرگ شد، هنگام نماز قبل از اقامه ،

نخست به چهره حسین (ع) نگاه مى كرد و بعد نماز مى خواند

علاقه به امام حسین (ع)

 محبت و دوستى زینب كبرى (س) به امام حسین (ع) آن چنان بود كه خواهرانش این گونه نبودند. گفته اند: این محبت و دوستى زینب (س) از ایام و روزگار طفولیت و كودكى وى بوده ، به طورى كه آرام نمى گرفت ، مگر در پهلوى امام حسین (ع) و علیا حضرت فاطمه (س) رسول خدا (ص) را از آن آگاه ساخت .

رسول خدا (ص) گریه كرد و فاطمه (س) را از مصایب و اندوه ها و گرفتارى زینب (س) آگاه نمود.

احترام امام حسین (ع) به زینب

 در اخبار آمده كه هر گاه حضرت زینب به دیدار برادرش امام حسین (ع) مى آمد، حضرت به احترام او جلو پایش حركت مى كرد و سر پا مى ایستاد و او را در جاى خود مى نشاند به راستى كه این خود مقام عظیمى است كه آن حضرت در نزد برادرش داشت ، همان گونه كه او امین و امانتدار پدر، نسبت به هدایاى الهى بود.

بزرگداشت زینب (س)

 علامه و مرد بسیار دانا سید جعفر، از خویشاوندان بحرالعلوم طباطبایى ، در كتاب تحفه العالم چنین مى نویسد:

در جلالت قدر و بزرگى مقام و برترى شاءن و بزرگى حال و چگونگى او بس است آنچه در برخى از اخبار رسیده ، به اینكه زینب (س) نزد امام حسین (ع) در آمد و آن حضرت قرآن مى خواند، پس حضرت (چون دید زینب آمد) قرآن را بر زمین نهاد و براى اجلال و تعظیم و بزرگ داشتن او بر پاى ایستاد. (45)

شرط ازدواج زینب (س)

 و گفته اند: حضرت امیرالمؤ منین (ع) هنگامى كه زینب (س) را به پسر برادرش عبدالله بن جعفر تزویج كرد، در ضمن عقد، شرط نمود هر گاه زینب خواست با برادرش حضرت امام حسن (ع) سفر رود، او را از آن منع نكرده و باز ندارد، و چون عبدالله بن جعفر خواست حضرت امام حسین (ع) را از سفر عراق باز دارد و حضرت آن را نپذیرفت و عبدالله ماءیوس و نومید گردید، دو فرزندش عون و محمد را فرمان داد كه به همراه آن بزرگوار به عراق روند و در برابر آن حضرت جهاد و كارزار نمایند.چ

و هنگامى كه حضرت امام حسین (ع) روانه كوفه شد، هر كس او را ملاقات و دیدار مى نمود، از مردم كوفه و مكر و فریب ایشان او را مى ترسانید.

حضرت امام حسین (ع) مى فرمود:

ایم الله لتقتلنى الفئه ، و لیسلطن علیهم من یذلهم ؛ به خدا سوگند هر آینه گروه ستمگران مرا مى كشند، و خدا كسى را كه آنان را ذلیل و خوار گرداند، بر ایشان مسلط و چیره نماید. (46)

سخنرانى بین حسن و حسین (ع)

ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,پرستار,روز پرستار,حرم حضرت زینب,خواهر

 از امورى كه بیانگر اوج مقام ارجمند زینب (س) است ، اینكه امام حسن مجتبى (ع) در شاءن او خطاب به او فرمود:

تو از درخت نبوت و از معدن رسالت مى باشى . در این راستا به روایت زیر توجه كنید:

روزى حضرت زینب (س) در محضر دو برادرش ، حسن و حسین (ع) نشسته بود، و آنها درباره بعضى از گفتار رسول خدا (ص) با هم گفت و گو مى كردند. زینب (س) به آنها عرض كرد: شنیدم در گفتار خود مى گفتید رسول خدا (ص) فرمود:

الحلال بین و الحرام بین شبهات لا یعلمهن كثیر من الناس ... ؛ بعضى از امور حلال آشكار است و بعضى حرام آشكار، ولى بعضى شبهه ناك است كه بسیارى از مردم حكم آن را نمى دانند و تشخیص نمى دهند. آن گاه زینب (س) چنین شرح داد: هر كس از امور مشتبه پرهیز كند، دین و آبرویش را از انحراف حفظ مى كند و هر كس كه مرتكب امور شبهه ناك شد، پایش به سوى حرام مى لغزد، مانند چوپانى كه گوسفندانش را در نزدیك پرتگاهى عبور مى دهد، قطعا احتمال سقوط آن گوسفندان از آن پرتگاه ، بسیار است ، بدان كه هر چیزى پرتگاهى دارد، امورى را كه خداوند حرام كرده ، همان پرتگاه هستند، ارتكاب امور شبه ناك ، نزدیك به آن پرتگاه خواهد بود كه موجب سقوط خواهد شد. در هر انسانى عضوى وجود دارد كه اگر صالح شود، موجب صالح شدن سایر اعضا است و اگر فاسد شود، باعث فاسد شدن سایر اعضا مى گردد.

آن عضو قلب است . اى برادرانم ! (حسن و حسین ) آیا از پیامبر (ص) كه به تاءدیب الهى ادب شده ، شنیده اید كه فرمود:

ادبنى ربى و احسن تاءدیبى ؛ خداوند مرا تاءدیب نمود و نیكو ادب كرد؟ حلال آن است كه خداوند آن را حلال نموده ، قرآن آن را بیان كرده و پیامبر (ص) آن را توضیح داده است ، مانند: حلال بودن خرید و فروش ، اقامه نماز در وقتش ، اداى زكات ، انجام روزه ماه رمضان و حج براى مستطیع ، و ترك دروغ ، نفاق و خیانت و مانند: امر به معروف و نهى از منكر. حرام آن است كه خداوند آن را حرام كرده ، و در قرآن بیان نموده است و به طور كلى حرام نقیض حلال است .

امام امور شبهه ناك ، امورى است كه نه حلال بودن آن را مى دانیم و نه حرام بودن آن را، انسان با ایمانى كه نه حلال بودن چیزى را مى داند و نه حرام بودن آن را، اگر سعادت دنیا و آخرت را مى طلبید، باید هیچ گاه به دنبال چیزى كه آخرش مشتبه است نرود، واجبات الهى را انجام دهد و محرمات او را ترك نماید و از شبهه ها پرهیز كند، در این صورت قطعا رستگار شود، و گرنه پایش به سوى حرام بلغزد و سرانجام در میان حرام بیفتد.

هنگامى كه گفتار زینب كبرى (س) به این جا رسید، امام حسن (ع) به زینب (س) رو كرد و فرمود: خداوند به كمالات تو بیفزاید، آرى همان گونه است كه مى گویى ، انك حقا من شجره النبوه و من معدن الرساله ؛ حقا كه تو از درخت نبوت و از معدن رسالت هستى . یعنى گفتار و روش و منش تو، از مركز نبوت و مخزن رسالت پیامبر اسلام (ص) نشاءت مى گیرد.

 

سؤ ال و جواب برادر و خواهر

 روزى جناب زینب (س) از برادر بزرگوار خود امام حسین (ع) چند مطلب پرسید كه در ذیل مى خوانید:

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت آدم ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آدم بعد از فراق حضرت حوا به وصال رسید اما من بعد از فراق به شهادت مى رسم .

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به مصیبت حضرت ابراهیم خلیل در مقام مقایسه چگونه است ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آتش به روى حضرت ابراهیم گلستان شد، اما آتش جنگ من سوزان گردد.

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت زكریا؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زكریا را دفن كردند، اما بدن مرا زیر سم اسبان قرار مى دهند.

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما در مقام مقایسه با مصیبت حضرت یحیى چگونه است ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! اگر چه سر یحیى را از طریق ظلم و ستم بریدند اما بستگانش را اسیر نكردند، ولى اهل و عیالم را بعد از شهادتم اسیر خواهند كرد.

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به ایوب چگونه است ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زخمهاى ایوب مرهم پذیر شد و خوب گردید، امام زخمهاى من خوب نخواهد شد.

من از حسین جدا نمى شوم

حضرت زینب كبرى (س) از سوم شعبان سال 60 هجرى در مكه بود. چون سربازان یزید مى خواستند در مكه و در حرم امن الهى امام حسین (ع) را مخفیانه بكشند، لذا امام روز ترویه كه روز هشتم ذى الحجه است ، مكه را به سوى عراق ترك كرد. زینب (س) نیز در این كاروان حضور داشت .

ابن عباس گفت : یا حسین ! اگر خود مجبور به رفتن هستى ، زنان را با خود همراه مبر.

زینب (س) چون این سخن را شنید، سر از كجاوه بیرون كرد و گفت : ابن عباس ! مى خواهى مرا از برادرم حسین جدا كنى ؟! هرگز.





نوع مطلب : مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : بهترین خواهر، بهترین برادر، امام حسین، حضرت زینب، علاقه،
لینک های مرتبط :
زیباترین خواهر برادری دنیا
شدّت علاقۀ حضرت زینب(س) به برادرش امام حسین (ع) در طول تاریخ بی نظیر است؛ به طوری که راویان در مورد ایشان می گویند که وی در ایّام کودکی به برادرش امام حسین(ع) به قدری انس و محبت داشت که جز در آغوش و دامان او آرام نمی‌گرفت و هر وقت نزد آن حضرت بود، چشم از روی برادر برنمی داشت و نمی‌توانست ساعتی از حضور مبارکش دوری کند، و اگر دور می‌شد، می‌گریست.
 
این وابستگی خواهر به برادر به حدی بود که هرگاه سیدالشهدا(ع)از نظر ایشان غایب می‌شد، بی‌قراری می‌کرد و چون دیده ایشان به جمال برادر می‌افتاد، شاداب می شدند[۱]
 
 تا جایی این علاقه شدید بود که مادر این بانوی گرانقدر دردوران  طفولیت اگر در گهواره به گریه می‌افتاد، دیدار امام حسین(ع) و یا شنیدن صدای ایشان، مایه آرامش و قرار زینب بود[۲]
 
روزی حضرت زهرا(س) به پدرشان عرض کردند: «ای پدر! از محبت شدیدی که بین زینب و حسین می‌باشد در شگفتم، چنانکه او بی دیدار حسین(ع) صبر ندارد، و اگر ساعتی بوی حسین را حس نکند جانش بیرون می آید.»
 
چون رسول خدا(ص) این سخن را شنید، آه دردناکی از سینه برکشید و اشک بر دیدگانش جاری شد و فرمود: «ای نوردیده‌ام، این دخترم زینب با حسین به سفر کربلا خواهد رفت و به هزار گونه رنج و سختی گرفتار خواهد شد.»
 
محبت به برادر برای ایشان تا حدی مهم بود که حضرت زینب (س) هنگام ازدواج با عبدالله بن جعفر شرط نمود که من به برادرم علاقمندم و باید همه‌روزه به من اجازه دهی حسینم را زیارت کنم. در تمام مدّت زندگی کمتر می‌شد روزی بگذرد که حضرت زینب حضرت حسین(ع) را نبیند.
 
و فاضل بیرجندی در «کبریت احمر» می‌نویسد: «حضرت زینب(س) چنان به برادر علاقه داشت که در هیچ خواهر و برادری دیده نشده است، از طفولیت با حضرت حسین(ع) انس گرفته بود.»
 
شیخ ربّانی خلخالی می‌نویسد: «روزی به محضر آیة الله بزرگوار سید شهاب الدین نجفی مرعشی رسیدم، ازهر دری سخنی به میان آمد تا اینکه ایشان فرمودند: هنگامیکه حضرت فاطمه(س) قنداقۀ حضرت زینب(س) را به محضر رسول خدا(ص) برد، این نوزاد چشم مبارک را برای هیچ یک از اهل بیت باز نکرد و تنها وقتی قنداقه در بغل امام حسین(ع) قرار گرفت چشم مبارک را گشود.»
 
 
و بعضی نوشته‌اند: «هنگامی‌که عبدالله بن عباس به امام حسین(ع) گفت: شما می‌فرمایید می‌روم کشته می‌شوم، پس چرا زنها را با خود می‌برید؟
حضرت زینب(س) سر از محمل بیرون آورد و فرمود: ای پسر عباس، می‌خواهی بین من و برادرم جدایی بیندازی؟ هرگز من از او مفارقت نکنم.»[۳]
 
محبت حضرت زینب(س) به امام حسین(ع) به گونه‌ای بود که هر روز چند بار به دیدار آن حضرت می‌رفت. هنگام نماز نخست به چهره نورانی برادر می‌نگریست، سپس نماز می‌خواند.[۴]
 
در روز عاشورا، دو نوجوانش محمّد و عون را نزد برادر آورد و عرض کرد بانوی گرانقدر جدّم ابراهیم خلیل(ع) از درگاه خدا قربانی را قبول نمود، تو نیز این قربانی را از من بپذیر! اگر چنین نبود که جهاد برای زنان روا نیست، هر لحظه جان را فدای جانان می‌نمودم.[۵]
 
واین رابطه خواهر و برادر  براین منوال گذشت تا جایی که  سر مقدّس امام حسین(ع)را در دامان گرفت و در تمام مصائب صبر کرد و در جواب دشمن خود با صلابت ایستاد و فرمود: «و ما رایت الا جمیلا»
 
اینجاست که همان دردانه برادر وظیفه سنگین حفاظت از امام بعد را برعهده می گیرد و از خاندان نبوت سرپرستی می کند. هر چند داغ هجران برادر او را پیر کرده، اما خم به ابرو نمی‌آورد و فرزندان برادررا دلداری می‌دهد و مهمتر از آن  وظیفه خطیرش که همان پیام امام شهیدش است را به گوش تاریخ می‌سپارد و خطبه حضرت زینب(س) تا جایی اثر گذار می شود که یزید میگسار را به گریه می‌اندازد.
تاریخ نویسان معتقدند که اگر زینب رسالت برادر را ادامه نمی داد، این نهضت در تاریخ بشریت محو می شد. 
 
 این بانوی بزرگوار پس از اتمام رسالتش به یکسال نرسید که از هجران ان مفارقت برادر جهان را بدرود گفت.
 
دوستی امام حسین(ع) برای خواهر، تنها از سر عاطفه نبود، بلکه این محبت از جهان غیب و ملکوت سرچشمه می‌گرفت. محبت به امام عصر خود بود به طوری که  گرمی عشق امام حسین(ع) در جان حضرت زینب(س) آمیزه‌ای از ایمان، عشق، عاطفه و شعور بود و جوشیدن چنین محبتی در سامان‌بخشی قیام عاشورا بسیار کارساز شد.
 
و بعد از شهادت امام(ع) پرچم امام بر زمین نماند و این بانوی عالیقدر پرچمدار نهضت کربلا شد تا راه حق زنده بماند.
 
 

 


[۱] سید نورالدین جزائری، پیشین، ص ۲۵۵.
[۲] جعفر النقدی، پیشین، ص ۹۵.
[۳] سید نورالدین جزائری، پیشین، ص ۲۵۵.
 [۴] ریاحین الشریعة: ۳ج /ص ۴۱
[۵] محمد محمدی اشتهاردی، پیشین، ص ۳۸ـ۳۹.




نوع مطلب : مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : خواهر، برادر، امام حسین، حضرت زینب،
لینک های مرتبط :

اشعار تازه علی معلم به مناسبت میلاد حضرت زینب(س)

رئیس فرهنگستان هنر به مناسبت سالروز میلاد حضرت زینب(س) اشعار جدیدی سروده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمدعلی معلم‌دامغانی رییس فرهنگستان هنر به مناسبت میلاد فرخنده حضرت زینب (س) بانوی گرامی اسلام، اشعاری سروده است.

متن این اشعار در ادامه می آید:

گلبانگ سحر بود که یاران پی گلگشت
از خویش برون آمده راندند که زین دشت

خود را برهانید و به جایی برسانید
بسیار ممانید که کس پُر نزد این خشت

کِشت تو دگر گشت و به سَر گشت تو را عمر
تا چند در این غم که دگر بار دگر گشت

صد بار دگر گردد و صد بار دگر هم
زین غم نبری صرفه که ای یار مگر دشت

خوان من درویش غریب است که صد رنگ
نان در وی و گه خالی و گه پُر چو دو و هشت

دو در همه یا نیمه هشت این پر خالی
حالی بنگر قرص خور آنجاست در آن طشت

آن طشت گر از بام فلک افتد دانی
کز چیست که لت خورد به مام اندر و برگشت

تو لت خوری و من خورم این لت که محالست
انگور که ماند به رَز از دولت چرخشت

بر چمبر مرگ ای رسنت راست گذار است
باور کن و بگذر که عناد است سَر و خشت

ای بس که سپیدار شود بید از این باد
شَه سرو شکسته است که بر طرف کُلَه هشت

گر زانکه سپیدار و اگر سرو شکسته است
آن فرصت دل جوش به سرگشت و دگر گشت

******

از خویش برون آمده راندند کزین دشت
گلبانگ سحر به که برانیم به گلگشت

سیر گل و گلشن به بهاریست خوش و کش
کم گیر به غم رفت اگر هفت و اگر هشت

ابر است و گل و نم نم باران بهاریست
ای دوست برون‌آ ز رواق اندر از هشت

گلچین چو پی چیدن گل تیغ برآورد
در صحن چمن قائله یا زیباست یا زشت

زیباست مر آنرا که به سَر بیند زیبا
زشت است مر آنرا که به سِر باشد انگِشت

فرمود ندیدم به جز از زیبا زینب
زیبا نهلد پنبه شود نخ را چون رشت

ای جان به فدای نظرت جان نه جان‌ها
زیباست مه زرد خزان خون در کشت

تا سبز شود کشت مروت وآن شاه
گلبانگ سحر عزم کند زی گلکشت

قسم به عزت اجدات ای امام زمان
سحر بر اسب شهادت چو خور برای از غیب

که صد هزار گل و لاله هر سحر در باغ
به شوق روی تو در باد می دراند جیب





نوع مطلب : شعر، مطلب روز، مناسبت ها، 
برچسب ها : شعر، ولادت، میلاد، حضرت زینب، علی معلم، رییس فرهنگستان هنر،
لینک های مرتبط :
از ولادت تا وفات حضرت زینب (س)
حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.


نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.

هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.


امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.



هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.


و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..?

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.



فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: ?اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة? یعنى:

?اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است?.

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

?به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.


حضرت زینب (س) بزرگ بانوی جهان اسلام، بیدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهای دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " دانای بدون آموزگار و فهمیده بدون فهماننده " بود. الگوی راستین وی، بانوی دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وی بوده است. زینب (س) در دامان پرمهر و معنویت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامی و قرآنی سیراب گشت. رسالت راستین زینب هنگامی آغاز گردید که پس از به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یارانش با ایراد سخنان آتشین به بیدارگری مردم کوفه و ستیز با ستمکاران و یزیدیان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ایشان روند تازه تری یافت. آن حضرت در این دوران ضمن حضور در كاروان اسرای كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگری ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوی خاندان امیه پرداختند. آن حضرت در این دوران سخت با حضور در كاخ برخی حكمرانان جور زمان مانند یزید و ابن زیاد، با تاكید برحقانیت طریق آل محمد بر سخنان و تبلیغات مسموم خاندان امیه درباره بنی هاشم خط بطلان كشیدند.

صدیقه توانا، عقلیه دودمان وحی، تربیت شده خاندان نبوت، حضرت زینب كبری(س) است. همو كه در بزرگواری و كرامتش بسیار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ایمان و عقیده، قهرمان دلیری و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستیزه جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و كوبنده دژخیمان زورگو است.
زینب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است. این بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاری در راه خدا و چشم پوشی از همه چیز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه یاد داد.

ایثار، فداكاری، وزانت عقل، صبر و بردباری، علم وسیع و دانش وافر، سخنان سنجیده و منطقی او در فرصت های حساس توأم با آن مظلومیت و ستم های جانكاهی كه به او وارد آمده است، از او چهره یك شخصیت بی نظیر، رزم آور شجاع، جهادگر بی باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسیم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روی زمین حیات دارند و تا زمین دور خورشید می گردد این چراغ فروزان، نورافكن جهانیان و نسل های آینده خواهد بود.



كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.


حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مىنویسد:

?شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.



وفات آن حضرت:

حضرت زینب سلام ا... علیها، شیرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمری دفاع از طریق حقه ولایت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گرامیشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گردید.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اینك زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام مى باشد.




نوع مطلب : مطلب روز، مناسبت ها، 
برچسب ها : زندگی نامه، حضرت زینب، میلاد،
لینک های مرتبط :
یا زینب كبری(س)

کربلا شهریست ای دل شهریارش زینب است

اعتبارش از حسین و اقتدارش زینب است


نام زینب با حسین حک گشته در ایوان دل

دل که شد بیت الحسین نقش ونگارش زینب است


شیعه دارد در دلش یکتا کتاب قیمتی

ناشرش باشد حسین ، آموزگارش زینب است


هرکه نازد بر کسی زینب بنازد بر حسین

جان زهرا این حسین دار و ندارش زینب است

(ابراهیم صاحبی)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر، ولادت، حضرت زینب، ابراهیم صاحبی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1393/11/28 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی
فرزندان حضرت زهرا(س)

امام حسن مجتبى(ع)

امام حسن مجتبى علیه السلام آن حضرت و برادرش امام حسین علیه السلام دو فرزند امیر المؤمنین على علیه السلام بودند از حضرت فاطمه علیها السلام دختر پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و پیغمبر اكرم بارها مى‏فرمود كه:«حسن و حسین فرزندان منند»و به پاس همین كلمه،على علیه السلام به سایر فرزندان خود مى‏فرمود:«شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند» (1) .

امام حسن علیه السلام سال سوم هجرت در مدینه متولد شد (2) و هفت سال و خرده‏اى جد خود را درك نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم كه با رحلت حضرت فاطمه،سه ماه یا شش ماه بیشتر فاصله نداشت،تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت.

امام حسن علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت،به امامت رسید و مقام خلافت ظاهرى را نیز اشتغال كرده نزدیك به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت و دراین مدت معاویه كه دشمن سرسخت على علیه السلام و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در ابتدا به نام خونخواهى خلیفه سوم و اخیرا به دعوى صریح خلافت) جنگیده بود به عراق كه مقر خلافت امام حسن علیه السلام بود لشكر كشید و جنگ آغاز كرد و از سوى دیگر سرداران لشكریان امام حسن علیه السلام را تدریجا با پولهاى گزاف و نویدهاى فریبنده اغوا نمود و لشكریان را بر آن حضرت شورانید (3) .

بالأخره آن حضرت به صلح مجبور شده،خلافت ظاهرى را با شرایطى (به شرط اینكه پس از درگذشت معاویه دوباره خلافت به امام حسن علیه السلام برگردد و خاندان و شیعیانش از تعرض مصون باشند) به معاویه واگذار نمود (4) معاویه به این ترتیب خلافت اسلامى را قبضه كرد و وارد عراق شده و در سخنرانى عمومى رسمى شرایط صلح را الغاء نمود (5) و از هر راه ممكن استفاده كرده سخت‏ترین فشار و شكنجه را به اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت.

امام حسن علیه السلام در تمام مدت امامت خود كه ده سال طول كشید در نهایت شدت و اختناق زندگى كرد و هیچگونه امنیتى حتى در داخل خانه خود نداشت و بالأخره در سال پنجاه هجرى به‏تحریك معاویه به دست همسر خود مسموم و شهید شد (6) .

امام حسن علیه السلام در كمالات انسانى یادگار پدر و نمونه كامل جد بزرگوار خود بود و تا پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم در قید حیات بود،او و برادرش در كنار آن حضرت جاى داشتند و گاهى آنان را بر دوش خود سوار مى‏كرد.

عامه و خاصه از پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم روایت كرده‏اند كه درباره حسن و حسین علیهما السلام فرمود:این دو فرزند من امام مى‏باشند خواه برخیزند و خواه بنشینند (كنایه است از تصدى مقام خلافت ظاهرى و عدم تصدى آن) (7) .و روایات بسیار از پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و امیر المؤمنین على علیه السلام در امامت آن حضرت بعد از پدر بزرگوارش،وارد شده است.

امام حسین علیه السلام

امام حسین (سید الشهداء) فرزند دوم على علیه السلام از فاطمه علیها السلام دختر پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم كه در سال چهارم هجرى متولد شده است.آن حضرت پس از شهادت برادر بزرگوار خود امام حسن مجتبى علیه السلام به امر خدا و طبق وصیت وى،به امامت رسید (8) .

امام حسین علیه السلام ده سال امامت نمود و تمام این مدت را به‏استثناى (تقریبا) شش ماه آخر در خلافت معاویه واقع بود و در سخت‏ترین اوضاع و ناگوارترین احوال با نهایت اختناق زندگى مى‏فرمود،زیرا گذشته از اینكه مقررات و قوانین دینى اعتبار خود را از دست داده بود و خواسته‏هاى حكومت جایگزین خواسته‏هاى خدا و رسول شده بود و گذشته از اینكه معاویه و دستیاران او از هر امكانى براى خرد كردن و از میان بردن اهل بیت و شیعیانشان و محو نمودن نام على و آل على استفاده مى‏كردند،معاویه در صدد تحكیم اساس خلافت فرزند خود یزید بر آمده بود و گروهى از مردم به واسطه بى بندو بارى یزید،از این امر خشنود نبودند،معاویه براى جلوگیرى از ظهور مخالفت،به سخت‏گیریهاى بیشتر و تازه‏ترى دست زده بود.

امام حسین خواه ناخواه این روزگار تاریك را مى‏گذرانید و هر گونه شكنجه و آزار روحى را از معاویه و دستیاران وى تحمل مى‏كرد تا در اواسط سال شصت هجرى،معاویه در گذشت و پسرش یزید به جاى پدر نشست (9) .

بیعت یك سنت عربى بود كه در كارهاى مهم مانند سلطنت و امارت،اجرا مى‏شد و زیردستان بویژه سرشناسان دست بیعت و موافقت و طاعت به سلطان یا امیر مثلا مى‏دادند و مخالفت بعد از بیعت،عار و ننگ قومى بود و مانند تخلف از امضاى قطعى،جرمى مسلم شمرده مى‏شود و در سیره پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فى الجمله یعنى در جایى كه به اختیار و بدون اجبار انجام مى‏یافت،اعتبار داشت.معاویه نیز از معاریف قوم براى یزید بیعت گرفته بود ولى متعرض حال امام حسین علیه السلام نشده و به آن حضرت تكلیف بیعت ننموده بود و بالخصوص به یزید وصیت كرده بود (10) كه اگر حسین بن على از بیعت وى سر باز زند پیگیرى نكند و با سكوت و اغماض بگذراند،زیرا پشت و روى مسئله را درست تصور كرده عواقب وخیم آن را مى‏دانست.

ولى یزید در اثر خودبینى و بى‏باكى كه داشت،وصیت پدر را فراموش كرده،بى‏درنگ پس از درگذشت پدر به والى مدینه دستور داد كه از امام حسین براى وى بیعت گیرد وگرنه سرش را به شام فرستد (11) !!

پس از آنكه والى مدینه در خواست یزید را به امام حسین علیه السلام ابلاغ كرد آن حضرت براى تفكر در اطراف قضیه مهلت گرفت و شبانه با خاندان خود به سوى مكه حركت فرمود و به حرم خدا كه در اسلام مأمن رسمى مى‏باشد پناهنده شد.

این واقعه در اواخر ماه رجب و اوایل ماه شعبان سال شصت هجرى بود و امام حسین علیه السلام تقریبا چهار ماه در شهر مكه در حال پناهندگى بسر برد و این خبر تدریجا در اقطار بلاد اسلامى منتشر شد.از یك سوى بسیارى از مردم كه از بیدادگریهاى دوره معاویه دلخور بودند و خلافت یزید بر نارضایتیشان مى‏افزود با آن حضرت مراوده واظهار همدردى مى‏كردند و از یك سوى سیل نامه از عراق و بویژه از شهر كوفه به شهر مكه سرازیر مى‏شد و از آن حضرت مى‏خواستند كه به عراق رفته و به پیشوایى و رهبرى جمعیت پرداخته براى بر انداختن بیداد و ستم قیام كند.و البته این جریان براى یزید خطرناك بود.

اقامت امام حسین علیه السلام در مكه،ادامه داشت تا موسم حج رسید و مسلمانان جهان به عنوان حج،گروه گروه و دسته دسته وارد مكه و مهیاى انجام عمل حج مى‏شدند،آن حضرت اطلاع پیدا كرد كه جمعى از كسان یزید در زى حجاج وارد مكه شده‏اند و مأموریت دارند با سلاحى كه در زیر لباس احرام بسته‏اند آن حضرت را در اثناء عمل حج به قتل رسانند (12) .

آن حضرت عمل خود را مخفف ساخته تصمیم به حركت گرفت و در میان گروه انبوه مردم سرپا ایستاده سخنرانى كوتاهى كرده (13) حركت خود را به سوى عراق خبر داد.وى در این سخنرانى كوتاه شهادت خود را گوشزد مى‏نماید و از مسلمانان استمداد مى‏كند كه در این هدف یاریش نمایند و خون خود را در راه خدا بذل كنند و فرداى آن روز با خاندان و گروهى از یاران خود رهسپار عراق شد.

امام حسین علیه السلام تصمیم قطعى گرفته بود كه بیعت نكند و به خوبى مى‏دانست كه كشته خواهد شد و نیروى جنگى شگرف و دهشتناك بنى امیه كه با فساد عمومى و انحطاط فكرى و بى ارادگى مردم و خاصه اهل عراق تأیید مى‏شد،او را خرد و نابود خواهد كرد.جمعى از معاریف به عنوان خیرخواهى سر راه را بر وى گرفته و خطر این حركت و نهضت را تذكر دادند،ولى آن حضرت در پاسخ فرمود كه من بیعت نمى‏كنم و حكومت ظلم و بیداد را امضا نمى‏نمایم و مى‏دانم كه به هر جا روم و در هر جا باشم مرا خواهند كشت و اینكه مكه را ترك مى‏گویم براى رعایت حرمت خانه خداست كه با ریختن خون من هتك نشود (14) .

امام حسین علیه السلام راه كوفه را پیش گرفت،در اثناى راه كه هنوز چند روز راه تا كوفه داشت،خبر یافت كه والى یزید در كوفه نماینده امام را با یك نفر از معاریف شهر كه طرفدارى جدى بود،كشته و به دستور وى ریسمان به پایشان بسته در كوچه و بازار كوفه كشیده‏اند (15) و شهر و نواحى آن تحت مراقبت شدید در آمده و سپاه بى‏شمار دشمن در انتظار وى بسر مى‏برند و راهى جز كشته شدن در پیش نیست.همینجا بود كه امام تصمیم قطعى خود را به كشته شدن بى‏تردید اظهار داشت و به سیر خود ادامه داد (16) .

در هفتاد كیلومترى كوفه (تقریبا) در بیابانى به نام كربلا،آن حضرت و كسانش به محاصره لشگریان یزید در آمدند و هشت روز توقف داشتند كه هر روز حلقه محاصره تنگتر و سپاه دشمن افزونتر مى‏شد و بالأخره آن حضرت و خاندان و كسانش با شماره ناچیز،درمیان حلقه‏هاى متشكل از سى‏هزار مرد جنگى قرار گرفتند (17) .

در این چند روز امام به تحكیم موضع خود پرداخته یاران خود را تصفیه نمود،شبانه عموم همراهان خود را احضار فرمود در ضمن سخنرانى كوتاهى اظهار داشت كه:ما جز مرگ و شهادت در پیش نداریم و اینان با كسى جز من كار ندارند،من بیعت خود را از شما برداشتم هر كه بخواهد مى‏تواند از تاریكى شب استفاده نموده جان خود را از این ورطه هولناك برهاند.

پس از آن فرمود چراغها را خاموش كردند و اكثر همراهان كه براى مقاصد مادى همراه بودند پراكنده شدند و جز جماعت كمى از شیفتگان حق (نزدیك به چهل تن از یاران امام) و عده‏اى از بنى هاشم كسى نماند.

امام علیه السلام بار دیگر بازماندگان را جمع كرده و به مقام آزمایش در آورده در خطابى كه به یاران و خویشاوندان هاشمى خود كرد،اظهار داشت كه:این دشمنان تنها با من كار دارند،هر یك از شما مى‏تواند از تاریكى شب استفاده كرده از خطر نجات یابد،ولى این بار هر یك از یاران باوفاى امام با بیانهاى مختلف پاسخ دادند كه ما هرگز از راه حق كه تو پیشواى آنى روى نخواهیم تافت و دست از دامن پاك تو نخواهیم برداشت و تا رمقى در تن و قبضه شمشیر به دست داریم از حریم تو دفاع خواهیم نمود (18) .

آخر روز نهم ماه محرم،آخرین تكلیف (یا بیعت یا جنگ) ازجانب دشمن به امام رسید و آن حضرت شب را براى عبادت مهلت گرفت و مصمم به جنگ فردا شد (19) .

روز دهم محرم سال 61 هجرى،امام با جمعیت كم خود (روى هم رفته كمتر از نود نفر كه چهل نفر ایشان از همراهان سابق امام و سى و چند نفر در شب و روز جنگ از لشكر دشمن به امام پیوسته بودند و ما بقى خویشاوندان هاشمى امام،از فرزندان و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگان و عموزادگان بودند) در برابر لشكر بى‏كران دشمن صف آرایى نمودند و جنگ در گرفت.

آن روز از بامداد تا وا پسین جنگیدند و امام علیه السلام و سایر جوانان هاشمى و یاران وى تا آخرین نفر شهید شدند (در میان كشته شدگان دو فرزند خردسال امام حسن و یك كودك خردسال و یك فرزند شیرخوار امام حسین را نیز باید شمرد (20) .

لشكر دشمن پس از خاتمه یافتن جنگ،حرمسراى امام را غارت كردند و خیمه و خرگاه را آتش زدند و سرهاى شهدا را بریده،بدنهاى ایشان را لخت كرده،بى اینكه به خاك بسپارند،به زمین انداختند.سپس اهل حرم را كه همه زن و دختر بى‏پناه بودند با سرهاى شهدا به سوى كوفه حركت دادند (در میان اسیران از جنش ذكور تنى چند بیش نبود كه از جمله آنان فرزند 22 ساله امام حسینـكه سخت بیمار بودـیعنى امام چهارم و دیگر فرزند چهار ساله وى محمد بن على كه امام پنجم باشد و دیگر حسن مثنى فرزند امام دوم‏كه داماد امام حسین علیه السلام بود و در جنگ زخم كارى خورده و در میان كشتگان افتاده بود او را نیز در آخرین رمق یافتند و به شفاعت یكى از سرداران،سر نبریدند و با اسیران به كوفه بردند) و از كوفه نیز به سوى دمشق پیش یزید بردند.

واقعه كربلا و اسیرى زنان و دختران اهل بیت و شهر به شهر گردانیدن ایشان و سخنرانیهایى كه دختر امیر المؤمنین علیه السلام و امام چهارمـكه جزء اسیران بودندـدر كوفه و شام نمودند بنى امیه را رسوا كرد و تبلیغات چندین ساله معاویه را از كار انداخت و كار به جایى كشید كه یزید از عمل مأمورین خود در ملأ عام بیزارى جست و واقعه كربلا عامل مؤثرى بود كه با تأثیر مؤجل خود،حكومت بنى امیه را بر انداخت و ریشه شیعه را استوارتر ساخت و از آثار معجل آن،انقلابات و شورشهایى بود كه به همراه جنگهاى خونین تا دوازده سال ادامه داشت و از كسانى كه در قتل امام شركت جسته بودند،حتى یك نفر از دست انتقام نجستند .

كسى كه در تاریخ حیات امام حسین علیه السلام و یزید و اوضاع و احوالى كه آن روز حكومت مى‏كرد،دقیق شود و در این بخش از تاریخ كنجكاوى نماید،شك نمى‏كند كه آن روز در برابر امام حسین علیه السلام یك راه بیشتر نبود و آن همان كشته شدن بود و بیعت یزید كه نتیجه‏اى جز پایمال كردن علنى اسلام نداشت،براى امام مقدور نبود،زیرا یزید با اینكه احترامى براى آیین اسلام و مقررات آن قائل نبود و بند و بارى نداشت،به پایمال كردن مقدسات و قوانین اسلامى بى‏باكانه تظاهر نیز مى‏كرد.ولى گذشتگان وى اگر با مقررات دینى مخالفت مى‏كردند،آنچه مى‏كردند در لفافه دین مى‏كردند و صورت دین را محترم شمرده با یارى پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و سایر مقامات دینى كه مردم براى ایشان معتقد بودند،افتخار مى‏نمودند .

و از اینجا روشن مى‏شود كه آنچه برخى از مفسرین حوادث گفته‏اند كه این دو پیشوا (امام حسن و امام حسین) دو سلیقه مختلف داشتند و امام حسن مسلك صلح را مى‏پسندید به خلاف امام حسین كه جنگ را ترجیح مى‏داد چنانكه آن برادر با داشتن چهل هزار مرد جنگى با معاویه صلح كرد و این برادر با چهل نفر به جنگ یزید بر خاست،سخنى است نابجا،زیرا مى‏بینیم همین امام حسین كه یك روز زیر بار بیعت یزید نرفت،ده سال در حكومت معاویه مانند برادرش امام حسن (كه او نیز ده سال با معاویه به سر برده بود) به سر برد و هرگز سر به مخالفت برنداشت و حقا اگر امام حسن یا امام حسین با معاویه مى‏جنگیدند كشته مى‏شدند و براى اسلام كمترین سودى نمى‏بخشید و در برابر سیاست حق به جانبى معاویه كه خود را صحابى و كاتب وحى و خال المؤمنین معرفى كرده و هر دسیسه را به كار مى‏برد،تأثیرى نداشت.

گذشته از اینكه با تمهیدى كه داشت مى‏توانست آنان را به دست كسان خودشان بكشد و خود به عزایشان نشسته به مقام خونخواهى بیاید چنانكه با خلیفه سوم نظیر همین معامله را كرد .

زینب و ام كلثوم

سخنان مورخان دیگر به جز شیخ مفید،اقتضا دارد كه زینب و ام كلثوم چهار تن بوده‏اند.دو تن صغرا و دو تن كبرا.مسعودى به این نكته صریحا اشاره كرده و ام كلثوم كبرا و زینب كبرا را در شمار فرزندان آن حضرت (ع) از فاطمه دانسته و ام كلثوم صغرا را از مادر دیگرى ذكر كرده است.

اما چنان كه ملاحظه شد،شیخ مفید،از فرزندى به نام ام كلثوم صغرا یادى به میان نیاورده است و زینب كبرا و زینب صغرا مكنى به ام كلثوم را از اولاد فاطمه بر شمرده و زینب صغرا را زاده مادرى غیر از فاطمه زهرا مى‏داند و بر او كنیه ام كلثوم اطلاق نكرده است و حال آنكه در پیش گفته شد كه مادر زینب صغرا ام ولد (كنیز) بوده است.

شك نیست كه على (ع) دو دختر داشته است كه هر دو را ما به نام ام كلثوم مى‏شناسیم.یكى از آنان همسر عمر بوده كه در مدینه از دنیا رفته و دیگرى همان كسى است كه در واقعه طف حضور داشته.نام این دو تن را مورخان ذكر كرده‏اند.اولین آن دو پیش از ماجراى طف مرده است.در این صورت چندان دور نیست كه ام كلثومى كه در واقعه طف حضور داشته و آن كسى كه در كوفه سخنرانى كرده همان زینب صغرایى باشد كه شیخ مفید از او یاد كرده است.زینب صغرا و زینب كبرا هر دو از خواهران امام حسین (ع) بوده‏اند.و هرگز نه آن دو از حسین (ع) جدا شدند و نه حسین آنها را ترك كرد.بنابراین اگر زینب كبرا،همان كسى است كه همسر عبد الله بن جعفر بوده و امام (ع) را ترك نگفته و همسرش نیز در قید حیات بوده است،پس درست‏تر و اولى‏تر آن است كه بگوییم زینب صغرا نیز امام را ترك نكرده است.این زینب از نظر فضل و دانش در چنان جایگاهى قرار دارد كه نامش پس از نام زینب كبرا ذكر مى‏شود.اما قبرى كه در دهستان راویة در نزدیك دمشق وجود دارد،منسوب به زینب صغرا مكنى به ام كلثوم است .چنان كه من خود نیز آن را بر سنگى كه بر قبر این زن بود مشاهده كردم و نیز ابن جبیر بدان اشارت كرده است.اگر چنین باشد این زینب خواهر امام حسین (ع) است.اما چگونه او به شام رفته و در آنجا وفات یافته و دفن شده،خداوند بر صحت این قول داناتر است!در تاریخ و آثار باقى مانده در نزد ما،هیچ گونه اشاره‏اى بر این واقعه دیده نمى‏شود.

ابن عساكر در تاریخ دمشق مى‏نویسد:قبرى كه در دهستان راویه وجود دارد،از آن زنى است به نام ام كلثوم و این زن را نباید با دختر پیغمبر (ص) اشتباه گرفت.چرا كه وى در مدینه از دنیا رفته است.همچنین نمى‏توان این قبر را از آن ام كلثوم،دختر على و فاطمه (س) و همسر عمر دانست.زیرا وى در مدینه وفات یافته و در قبرستان بقیع به خاك سپرده شده است .این قبر در واقع از آن زنى از اهل بیت است كه وى را بدین نام مى‏خوانده‏اند و در حفظ نسب وى تلاشى صورت نگرفته است.

ظاهر عبارت ابن عساكر نشان مى‏دهد كه وى تنها یكى از اولاد على (ع) را به نام ام كلثوم شناخته است و این نظریه با آنچه از جانب مورخان و نسب‏شناسان اظهار شده سازگار نیست .و مخالف دلیلى است كه گفته شده ام كلثومى كه در واقعه طف حضور داشته،همسر عمر نبوده است.چرا كه دانسته شد وى قبل از واقعه طف از دنیا رحلت كرده است.

یاقوت در معجم البلدان به ذكر این نكته بسنده كرده است كه در«راویه قبر ام كلثوم است .»و بر این قول،چیز دیگرى نیفزوده است.نهایتا آنكه وجود قبرى براى زینب كبرا در منطقه راویه،از جمله نكاتى است كه دلیل قطعى بر عدم آن وجود دارد.ما این مطلب را در این كتاب در شرح زندگى زینب،بیان كرده‏ایم.

پى ‏نوشتها:

1ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 21 و 25.ذخائر العقبى،ص 67 و .121

2ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 28.دلائل الامامه،محمد بن جریر طبرى (چاپ‏نجف،سال 1369 هجرى) ص 60ـفصول المهمه،ص 133.تذكره الخواص،ص 193.تاریخ یعقوبى (چاپ نجف سال 1314 هجرى) ج 2،ص 204.اصول كافى،ج 1،ص .461

3ـارشاد مفید،ص 172.مناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 33.فصول المهمه،ص .144

4ـارشاد مفید،ص 172.مناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 33.الامامة و السیاسه،عبد الله بن مسلم بن قتیبه،ج 1،ص 163.فصول المهمه،ص 145.تذكرة الخواص،ص .197

5ـارشاد مفید،ص 173.مناقب ابن شهر اشوب،ج 4 ص 35 الامامة و السیاسة ج 1، ص .164

6ـارشاد مفید،ص 174.مناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 42.فصول المهمه،ص .146 تذكرة الخواص،ص .211

7ـارشاد مفید،ص 181.اثبات الهداه،ج 5،ص 129 و .134

8ـارشاد مفید،ص 179.اثبات الهداه،ج 5،ص 168ـ212.اثبات الوصیه،مسعودى ( چاپ تهران،سال 1320) ص .125

9ـارشاد مفید،ص 182.تاریخ یعقوبى،ج 2،ص 226ـ228.فصول المهمه،ص .163

10ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص .88

11ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 88.ارشاد مفید،ص 182.الامامة و السیاسه،ج 1، ص 203.تاریخ یعقوب،ج 2،ص 229.فصول المهمه،ص 163.تذكرة الخواص،ص .235

12ـارشاد مفید،ص .201

13ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص .89

14ـارشاد مفید،ص 201.فصول المهمه،ص .168

15ـارشاد مفید،ص 204.فصول المهمه،ص 170.مقاتل الطالبیین (چاپ دوم) ص‏ .73

16ـارشاد مفید،ص 205.فصول المهمه،ص 171.مقاتل الطالبیین،ص .73

17ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص .98

18ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 99.ارشاد مفید،ص .214

19ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 98.ارشاد مفید،ص .214

20ـبحار الانوار (چاپ كمپانى) ج 10،ص 200،202 و .203

شیعه در اسلام ص 205 علامه طباطبایى

سیره معصومان جلد 3 صفحه 17 سید محسن امین




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمه زهرا، فرزندان، امام حسن، امام حسین، حضرت زینب، ام کلثوم،
لینک های مرتبط :

حضرت زینب(س)-اربعین


کسی که پا به پا در محضرت بود

چهل منزل به دنبال سرت بود

چهل منزل اسیر و دست بسته

به شمشیر زبان همسنگرت بود

چهل منزل در امواج بلاها

زمانی بادبان، گه لنگرت بود

خدا جویان که در خون خفته بودند

خودش عباس و عون و جعفرت بود

گهی شد دست و بازوی اباالفضل

گهی در گفتن حق حنجرت بود

گهی پروانه ی گلهای باغت

گهی شمع مزار دخترت بود

فروغ روزهایش اشک طفلان

چراغ شام غمبارش سرت بود

اگر نیمی زتو در کربلا ماند

بحق تا شام نیم دیگرت بود

و ثابت کرد زینب با جهادش

هرآنچه بهر او در باورت بود





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر، اربعین، حضرت زینب،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :