اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

فاطمه زهرا (س) در آیینه‏ دل پیشوای شایستگان امام حسین (ع)


ریحانه سرفراز پیامبر از دیدگاه حسین علیه السلام و در آیینه دل او، نه تنها افتخار انگیزترین زن و افتخار آفرین ترین مادر گیتی است، که آگاه ترین، مترقی ترین، شایسته ترین و الهام بخش ترین پیشوای عصرها و نسل ها و بزرگ پرچمدار آزادی و آزادگی و عدالت خواهی و دفاع از حقوق بشر و پرچم هماره برافراشته ستم ستیزی و مبارزه با حق کشی و استبداد است؛ و درست از این دیدگاه است که پیشوای شایستگان حضرت حسین علیه السلام را می نگریم که:

در سوگ جانسوز ستایش انگیزترین مادر تاریخ، به گونه ای می سوزد و می گدازد که فقدان سهمگین او و غیبتش را از جامعه، بسان غیبت و رحلت پیامبر ارزیابی می کند و با دلی پردرد رو به آرامگاه نورافشان نیای گران قدرش می گوید:

هان ای نیای بزرگ! ای پیامبر خدا! امروز با شهادت جانسوز دخت ارجمندت، مصیبت غم بار رحلت تو برای ما تازه شده است. (10)

و با بوسه باران ساختن چهره و دست و پای سرد مادر در بستر شهادت، ندا می دهد که: هان ای مام ارجمند حسین! با من سخن بگو پیش از آن که قلبم از غم فراق تو شکافته شود، پاسخ مرا بده!

نام دختران ارجمند و بافضیلت خویش را «فاطمه» بر می گزیند تا این واژه مقدس و این یاد الهام بخش و بلندآوازه، مشعل فروزان زندگی آنان و همه دختران و زنان ترقی خواه گردد. (11)

بر چنین مام گرانقدری در زندگی و پس از شهادتش هماره عشق می ورزد و آرامگاه او را زیارتگاه، مقتدا و محبوب و الهام بخش خویش در سخت ترین لحظات و حساس ترین تصمیم گیری ها می نگرد. (12)

و در سخت ترین شرایط و هنگامه انتخاب و حساس ترین پیچ های سرنوشت ساز تاریخ، بر چنین رویشگاه و خاستگاه و مام بلند جایگاه و الهام بخش، بر آزادگی و کرامت و شجاعت و ستم ستیزی او تکیه می کند و می خروشد که: «الا و ان الدعی بن الدعی قد رکزنی بین اثنتین: بین السلة و الذلة و هیهات منا الذلة، یأبی الله ذلک لنا و رسوله، و المؤمنون و حجور طابت و طهرت، و انوف حمیة و نفوس ابیة ان نوثر طاعة اللئام علی مصارع الکرام....»؛ (13)

هان ای مردم! ای عصرها و نسل ها! به هوش! که این فرومایه و فرزند فرومایه، اینک مرا میان دو راه و دو انتخاب قرار داده است:

بر سر دو راهی ذلت پذیری و تسلیم خفت بار در برابر فرومایگان و بیدادگران حاکم، و مرگ پرافتخار و باعزت و سرفرازی.

و چه قدر دور است از ما که ذلت و خواری را برگزینیم. خدا و پیامبر او و ایمان آوردگان راستین و آگاه و دامان های مادران پاک و رگ و ریشه های پاکیزه و مغزهای غیرتمند و جانهای ستم ستیز و باشرافت، نمی پذیرند که ما فرمانبرداری فرومایگان و استبدادگران پست و رذالت پیشه را بر شهادتگاه رادمردان و آزادمنشان، مقدم بداریم.

 


(10) جلاء العیون، ص272.

(11) جلاء العیون، ص271.

(12) درست همان گونه که پیش از حرکت از مدینه به سوی مکه و کربلا به سوی تربت الهام بخش او می شتابد.

(13) تحف العقول، 174؛ مقتل خوارزمی، ج2، ص6.








نوع مطلب : مطلب روز، 
برچسب ها : فاطمه زهرا (س)، امام حسین،
لینک های مرتبط :
امام حسین(ع) از دیدگاه دیگر ادیان وتفکرها

 تأثیرى که حادثه کربلا و قیام حسین بن على (ع) بر اندیشه مردم جهان، حتى غیرمسلمانان داشته، بسیار است. عظمت
قیام و اوج فداکارى و ویژگی هاى شخصی امام و یارانش سبب شده که انسان های
متفاوت بیشماری، اظهار نظرهاى بسیارى درباره این نهضت و حماسه آفرینان
عاشورا، داشته باشند.
نقل سخنان همه آنان کتاب بزرگى می شود؛
به ویژه که برخى از نویسندگان غیر مسلمان به صورت مستقل کتابی درباره این حادثه نوشته ‏اند.
در اینجا تنها تعدادى اندک از این اظهار نظرها چه از مسلمانان و غیر مسلمانان آورده مى‏شود:
ماهاتما گاندى(رهبر استقلال هند):
من زندگى امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ ام و توجه کافى به
صفحات کربلا نموده‏ ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک
کشور پیروز گردد، بایستى از سرمشق امام حسین پیروى کند.

محمد على جناح(قائد اعظم پاکستان):
هیچ نمونه‏ اى از شجاعت، بهتر از آن که امام حسین از لحاظ فداکارى و تهور نشان
داد در عالم پیدا نمی ‏شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این
شهیدى که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروى نمایند.
چارلز دیکنز(نویسنده معروف انگلیسى):
اگر
منظور امام حسین جنگ در راه خواسته ‏هاى دنیایى بود، من نمی ‏فهمم چرا
خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می نماید که
او فقط به خاطر اسلام، فداکارى خویش را انجام داد.
توماس کارلایل(فیلسوف و مورخ انگلیسى):
بهترین
درسى که از تراژدى کربلا می گیریم، این است که حسین و یارانش ایمان
استوار به خدا داشتند؛ آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددى در جایى
که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ‏ندارد و پیروزى حسین با وجود اقلیتى که
داشت، باعث شگفتى من است.
ادوارد براون(مستشرق معروف انگلیسى):
آیاقلبى پیدا می شود که وقتى درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و درد
نگردد؟! حتى غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکى روحى را که در این جنگ
اسلامى در تحت لواى آن انجام گرفت انکار کنند.
فردریک جمس:
درسامام حسین و هر قهرمان شهید دیگرى این است که در دنیا اصول ابدى عدالت و
ترحم و محبت وجود دارد که تغییرناپذیرند و هم چنین می رساند که هر گاه کسى
براى این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشارى نماید، آن اصول همیشه
در دنیا باقى و پایدار خواهد ماند.
ل.م.بوید:
درطى قرون، افراد بشر همیشه جرأت و پردلى و عظمت روح، بزرگى قلب و شهامت
روانى را دوست داشته ‏اند و در همین هاست که آزادى و عدالت هرگز به نیروى
ظلم و فساد تسلیم نمی شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین و من
مسرورم که با کسانى که این فداکارى عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت
کرده‏ ام، هر چند که 1300 سال از تاریخ آن گذشته است.
واشنگتن ایروینگ(مورخ مشهور آمریکایى):
براى امام حسین(ع) ممکن بود که زندگى خود را با تسلیم شدن بر اراده یزید نجات
بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی ‏داد که او یزید را
به عنوان خلافت بشناسد. او به زودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى
به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى امیه آماده ساخت، و در زیر آفتاب
سوزان سرزمین خشک، و در روى ریگ هاى تفتیده عربستان روح حسین فناناپذیر
است. اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من، اى حسین!
توماس ماساریک:
گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم را متأثر می سازند، ولى آن
شور و هیجانى که در پیروان حسین(ع) یافت می شود در پیروان مسیح یافت
نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین(ع)
مانند پر کاهى است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.
موریس دوکبرى:
در مجالس عزادارى حسین گفته می شود که حسین، براى حفظ شرف و ناموس مردم و
بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و
ماجراجویى یزید نرفت. پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده از
زیردستى استعمارگران خلاصى یابیم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجیح دهیم.
ماربین آلمانى(خاور شناس معروف):
حسین(ع) با قربانى کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود، به
دنیا درس فداکارى و جانبازى آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت
و در عالم بلند آوازه ساخت. این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان
داد که ظلم و بیداد و ستمگرى پایدار نیست و بناى ستم هر چه در ظاهر عظیم و
استوار باشد، ولی در برابر حق و حقیقت چون پر کاهى بر باد خواهد رفتبنت الشاطى:
زینب، خواهر حسین بن على(ع) لذت پیروزى را در کام ابن زیاد و بنى امیه خراب کرد
و در جام پیروزى آنان قطرات زهر ریخت، در همه حوادث سیاسى پس از عاشورا،
هم چون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و برپایى حکومت
عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیع، زینب قهرمان کربلا نقش برانگیزنده داشت.
لیاقت على خان(نخستین نخست وزیر پاکستان):
این روز محرم، براى مسلمانان سراسر جهان معناى بزرگى دارد. در این روز، یکى از
حزن آورترین و تراژدیک‏ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام
حسین(ع) در عین حزن، نشانه فتح نهایى روح واقعى اسلامى بود، زیرا تسلیم
کامل به اراده الهى به شمار می رفت. این درس به ما می آموزد که مشکلات و
خطرها هر چه باشد، نبایستى ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم.
جرج جرداق(دانشمند و ادیب مسیحى):
وقتى یزید، مردم را تشویق به قتل حسین و مأمور به خونریزى می ‏کرد، آنان می گفتند:
"چه مبلغ می دهى؟"
اما انصار حسین به او گفتند: ما با تو هستیم؛ اگر هفتاد بار کشته شویم، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم.
عباس محمود عقاد(نویسنده و ادیب مصرى):
جنبش حسین، یکى از بى نظیرترین جنبشهاى تاریخى است که تاکنون در زمینه دعوت هاى
دینى یا نهضت هاى سیاسى پدیدار گشته است... دولت اموى پس از این جنبش، به
قدر عمر یک انسان طبیعى دوام نکرد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندى سال نگذشت.
احمد محمود صبحى(نویسنده):
اگر چه حسین بن على(ع) در میدان نظامى یا سیاسى شکست خورد؛ اما تاریخ، هرگز
شکستى را سراغ ندارد که مثل خون حسین(ع) به نفع شکست خوردگان تمام شده
باشد. خون حسین، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضت هاى دیگر را در پى
داشت، تا آن جا که حکومت اموى ساقط شد و نداى خونخواهى حسین(ع)، فریادى شد
که با آن تخت ها و حکومت ها را به لرزه درآورد.
آنتوان بارا(نویسنده مسیحى):
اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینى براى او بیرقى بر می افراشتیم و در هر
روستایى براى او منبرى بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت
فرا می خواندیم.
گیبون(مورخ انگلیسى):
با آن که مدتى از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم،
اما سختی ها و مشکلاتى که حضرت حسین «ع» تحمل نموده، احساسات سنگین
دل‏ترین خواننده را بر می ‏انگیزد، چندان که یک نوع عطوفت و مهربانى نسبت
به آن حضرت در خود می یابد.
نیکلسون(خاورشناس معروف):
بنى امیه، سرکش و مستبد بودند، قوانین اسلامى را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند... و چون تاریخ را بررسى کنیم، گوید:
دین بر ضد فرمانفرمایى تشریفاتى قیام کرد و حکومت دینى در مقابل امپراتورى
ایستادگى نمود. بنابر این، تاریخ از روى انصاف حکم می کند که خون حسین «ع» به گردن بنى امیه است.
سر پرسى سایکس(خاور شناس انگلیسى):
حقیقتا آن شجاعت و دلاورى که این عده قلیل از خود بروز دادند ، به درجه‏ اى بوده
است که در تمام این قرون متمادى هر کسى که آن را شنید ، بى اختیار زبان به
تحسین و آفرین گشود. این یک مشت مردم دلیر غیرتمند ، مانند مدافعان
ترموپیل ، نامى بلند غیر قابل زوال براى خود تا ابد باقى گذاشتند.
تاملاس توندون(رییس سابق کنگره ملى هندوستان):
اینفداکاریهاى عالى از قبیل شهادت امام حسین(ع)، سطح فکر بشریت را ارتقا
بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقى بماند و یادآورى شود.
محمد زغلول پاشا:
حسین(ع) در این کار، به واجب دینى و سیاسى خود قیام کرده و این گونه مجالس
عزادارى، روح شهامت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد.
عبدالرحمان شرقاوى(نویسنده مصرى):
حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگى است. نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد، بلکه
تمام آزاد مردان دنیا باید به این نام شریف افتخار کنند.
طه حسین(دانشمند و ادیب مصرى):
حسین(ع) براى به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال کردن از جایى که پدرش
رها کرده بود، در آتش شوق می سوخت. او زبان را درباره معاویه و عمالش آزاد
کرد، تا به حدى که معاویه تهدیدش نمود؛ اما حسین، حزب خود را وادار کرد که در طرفدارى حق سختگیر باشند.
عبدالحمید جودة السحار(نویسنده مصرى):
حسین(ع) نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن در دهد؛ زیرا در آن صورت،
بر فسق و فجور، صحه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر
فرمانروایى باطل تمکین می نمود. امام حسین به این کارها راضى نمی شد، گر
چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند.
علامه طنطاوى(دانشمند و فیلسوف مصرى):
داستان حسین عشق آزادگان را به فداکارى در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را
بهترین آرزوها به شمار می آورد، چندان که براى شتاب به قربانگاه، بر یکدیگر پیشى جویند.
العبیدى(مفتى موصل):
فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره‏ اى است، هم چنان که مسببین آن نیز نادره‏
اند... حسین بن على(ع) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان
خداوند در قرآن به زبان پیمبر اکرم(ص) وظیفه خویش دید و از اقدام به آن
تسامحى نورزید. هستى خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و بدین سبب نزد
پروردگار، "سرور شهیدان" محسوب شد و در تاریخ ایام، "پیشواى اصلاح طلبان"
به شمار رفت؛ آرى، به آن چه خواسته بود و بلکه برتر از آن، کامیاب گردید.





نوع مطلب :
برچسب ها : کربلا، امام حسین، ماهاتما گاندی، محمد علی جناج، چارلز دیکنز، ادوارد براون، فردریک جمس،
لینک های مرتبط :
آیاتى که امام حسین علیه السلام در مسیر راه به آن استناد فرمودند:
آیه اوّل : همین که نماینده یزید در مدینه (مروان ) تصمیم گرفت که از امام حسین علیه السلام براى یزید بیعت بگیرد، امام فرمود: ویلک یا مروان فانّک رجس واى برتو، تو پلید هستى و ما خانواده اى هستیم که خداوند در شاءن ما فرموده است : انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا(1) همانا خداوند مى خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدى (احتمالى ، شک و شبهه اى ) را بزداید و شما را چنانکه باید و شاید پاکیزه بدارد.
آیه دوّم : امام حسین علیه السلام در پایان وصیت نامه اى که قبل از حرکت به کربلا نوشتند، به این آیه استناد کردند: و ما توفیقى الا باللّه علیه توکّلت و الیه اُنیب (2) توفیق من به جز به (اراده ) خداوند نیست که بر او توکّل کرده ام و به او روى آورده ام .
آیه سوّم : همین که براى فرار از بیعت با یزید، از مدینه به سوى مکه خارج شدند (28 رجب )، این آیه را تلاوت فرمودند: فخرج منها خائفا یترقّب قال ربّ نجّنى من القوم الظالمین (3) آنگاه که (موسى ) از آنجا ترسان و نگران بیرون شد و گفت : پروردگارا! مرا از قوم ستمکار نجات بده .
آیه چهارم : شیخ مفید قدس سرّه مى گوید: همین که امام حسین علیه السلام به سوى مدینه رهسپار شد، گروه هایى از جن و فرشته براى یارى آن حضرت حاضر شدند، امّا امام این آیات را تلاوت فرمودند: اینما تکونوا یدرککم الموت و لو کنتم فى بروج مشیّدة (4) هرجا که باشید و لو در برجهاى استوار سر به فک کشیده ، مرگ شما را فرا مى گیرد. همچنین آیه ى : کبَرز الّذین کتب علیهم القتل الى مضاجعهم (5) کسانى که کشته شدند، در سرنوشتشان نوشته شده بود (با پاى خویش ) به قتلگاه خود رهسپار مى شدند.
آیه پنجم : همین که امام حسین علیه السلام شب جمعه سوم شعبان (قبل از حرکت به کربلا) وارد مکه شدند، این آیه را تلاوت فرمودند: و لمّا توجّه تلقاء مَدیَن قال عسى ربّى اَن یهدنى سواء السبیل (6) و چون رو به سوى مدین نهاد، گفت : باشد که پروردگارم مرا به راه راست راهنمایى کند.
آیه ششم : در مکه همین که با ابن عباس گفتگو مى کردند درباره ى بنى امیّه این آیات را تلاوت فرمودند: انّهم کفروا باللّه و برسوله و لایاءتون الصلاة الاّ و هم کُسالى (7) آنان به خداوند و پیامبر او کفر ورزیده و جز با حالت کسالت به نماز نپرداخته اند.... و همچنین آیه ى : یرائون الناس و لایذکرون الله الا قلیلا با مردم ریاکارى کنند و خدا را جز اندکى یاد نمى کنند. و آیه ى مذبذبین بین ذلک لا الى هؤ لاء و لا الى هؤ لاء و من یضلل اللّه فلن تَجِدَ له سبیلا(8) در این میان (بین کفر و ایمان ) سرگشته اند، نه جزو آنان (مؤ منان ) و نه جزو اینان (نامؤ منان ) و هر کس که خداوند در گمراهى واگذاردش ، هرگز براى او بیرون شدنى نخواهى یافت . و فرمودند: کلّ نفس ذائقة الموت و انّما توفّون اُجورکم (9) هر جاندارى چشنده (طعم ) مرگ است و بى شک در روز قیامت پاداشهایتان را به تمامى خواهند داد.
آیه هفتم : در آستانه عید قربان که امام حسین علیه السلام از مکه به سوى کربلا حرکت کردند، نماینده یزید در مکه راه را بر حضرت بستند، درگیرى با تازیانه رخ داد، به امام حسین گفتند: مى ترسم شما میان مردم شکاف بیفکنى !! حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: لى عملى و لکم عملکم انتم بریئون مما اعمل و انا برى ء مما تعملون (10) عمل من از آن من و عمل شما از آن شما، شما از آنچه من مى کنم برى و برکنارید و من از آنچه شما مى کنید برى و برکنارم .
آیه هشتم : همین که در مسیر کربلا خبر شهادت مسلم را شنیدند فرمودند: انّا للّه و انّا الیه راجعون  کسانى که چون مصیبتى به آنان رسد، گویند: ما از خداییم و به خدا باز مى گردیم .
آیه نهم : در نزدیکى کربلا همین که حُر به امام گفت : چرا آمده اى ؟ فرمود: نامه هاى دعوت شما مرا به اینجا آورد، ولى حالا پشیمان شده اید و این آیه را تلاوت فرمود: فمَن نَکَث فانّما یَنکُث على نفسه (11) پس هرکس که پیمان شکند، همانا به زیان خویش پیمان شکسته است .
آیه دهم : در مسیر کربلا همین که خبر شهادت نامه رسان خود قیس بن مسهّر صیداوى را شنید گریه کرد و این آیه را تلاوت فرمودند: و منهم مَن قَضى نَحبَه و منهم مَن یَنتَظر و ما بَدّلوا تَبدیلا(12) از ایشان کسى هست که بر عهد خویش (تا پایان حیات ) به سربرده است و کسى هست که (شهادت را) انتظار مى کشد و هیچ گونه تغییر و تبدیلى در کار نیاورده اند.
آیه یازدهم : همین که فرماندار کوفه (ابن زیاد) نامه رسمى براى حُر فرستاد که راه را بر حسین علیه السلام ببندد و او نامه را به امام عرضه داشت ، امام این آیه را تلاوت فرمودند: و جعلناهم ائمّة یدعون الى النار...(13) و آنان را پیشوایانى خواندیم که به سوى آتش دوزخ دعوت مى کنند و روز قیامت یارى نمى یابند.
آیه دوازدهم : امام حسین علیه السلام در کربلا درباره لشکر یزید براى دخترش سکینه این آیه را تلاوت فرمود: اِستَحوَذ علیهم الشیطان فاَنساهم ذکر اللّه (14) شیطان بر آنان دست یافت ، سپس یاد خدا را از خاطر آنان برد.
آیه سیزدهم : در روز عاشورا براى لشکر یزید این آیه را تلاوت فرمود: فاجمعوا اَمرکم و شُرکائکم ثمّ لایکن امرکم غُمّة ثمّ اقضوا الىّ و لاتنظرون (15) شما با شریکانى که قائلید، کارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم کنید سپس در کارتان پرده پوشى نکنید، آنگاه کار مرا یکسره کنید و مهلتم ندهید.
و نیز آیه انّما ولىّ اللّه الذى نزل الکتاب و هو یتولّى الصالحین (16) سرور من خداوند است که (این ) کتاب آسمانى را فرو فرستاده است و او دوستدار شایستگان است . و نیز آیه ى : و انّى عذت بربّى و ربّکم ان ترجمون (17) و من از شرّ اینکه سنگسارم کنید، به خود و پروردگار شما پناه مى برم . و همچنین آیه ى : اعوذ بربّى و ربّکم من کلّ متکبّر لایؤ من بیوم الحساب (18) من به پروردگار خود و پروردگار شما از (شرّ) هر متکبّرى که به روز حساب ایمان ندارد، پناه مى برم .

1- احزاب ، 33.  2- هود، 88.  3- قصص ، 21.  4- نساء، 78.   5- آل عمران ، 154.  6- قصص ، 22.
7- توبه ، 54.  8- نساء، 142 - 143.  9- آل عمران ، 185.  10- بقره ، 156.  11- فتح ، 10.
12- احزاب ، 23.  13- قصص ، 41.  14- مجادله ، 19.  15- یونس ، 71.   16- اعراف ، 196.
17- دخان ، 20.    18- غافر، 27
از ده گفتار آقای قرائتی





نوع مطلب : کربلا شناسی، 
برچسب ها : قرآن، امام حسین، راه کربلا، محسن قرائتی،
لینک های مرتبط :
عاشورا در مذهب تسنن و سایر ادیان

معمولاً در هر دوره‌ای كه نگاه قابل توجه و مطلوبی به حسین علیه‌السلام داشته‌اند حماسه‌آفرین نیز شده‌اند. در دروه معاصر با نگاهی به تألیفات اندیشمندان جامعه اهل سنت مشاهده می‌كنیم اغلب كسانی كه در این ارتباط قلم زده‌اند از روح حماسی ملهم از امام حسین علیه‌السلام نیز برخوردار بوده‌اند كه نمونه‌ای از این تألیفات عبارتند از:

1. ذكری ابی الشهداء، تألیف سید قطب.
2. استشهاد الامام الحسین(رض) تألیف سید ابوالاعلی مودودی.
3. شهید اعظم تألیف مولانا ابوالكلام آزاد.
4. ابوالشهداء، الامام الحسین، تألیف عباس محمود عقاد كه توسط مسعود انصاری با عنوان «واقعه كربلا» به فارسی ترجمه شده است.
5. أبناء رسول فی كربلاء، تألیف خالد محمد خالد كه توسط حسن فرامرزی با عنوان «فرزندان پیامبر در كربلا» به فارسی ترجمه شده است.
6. اشعه من حیاه الحسین. تألیف شیخ عبدالله علایلی كه توسط سید محمد مهدی جعفری با عنوان «بدترین هدف در بدترین نهاد» به فارسی ترجمه شده است.
7. آل محمد فی كربلا... و الحسین بن علی حفید محمد بن عبدالله‌‌، تألیف عمر ابونصر كه توسط میر سید جعفر غضبان با عنوان «سیدالشهدا» ترجمه شده است.
8. الحسین ثائراً شهیداً، تألیف عبدالرحمن شرقاوی.
9. شهید كربلا، تألیف مفتی محمد شفیع دئوبندی كه توسط محمد امین حسین بر فارسی ترجمه شده است.
10. حیات الامام الحسین، تألیف محمود شبلی.
11. الحسن و الحسین(رض) تألیف محمد رضا مصری.
12. سید شباب اهل الجنه ابن بنت رسول الله‌‌صلی‌ الله علیه و آله الحسین بن علی (رض)، تألیف حسین محمد یوسف مصری.
13. سیده الامام الحسین (رض)، تألیف محمد محمود عبدالحمید و...
14. ابوالشهدا‌ الحسین، تألیف توفیق ابوعلم.
این آثار و ده‌ها نمونه دیگر بیان كننده آن است كه امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا موضوعی پویا در میان علما و پژوهشگران اهل سنت است، مضاف بر این كه تاریخ عاشورا نیز در سده‌های نخستین توسط عالمان اهل سنت به نگارش در آمده است.
3) امام حسین در ادیان دیگر. قیام امام حسین علیه‌السلام تمام آفاق و انفس را پشت سر گذاشت و قلوب انسان‌ها به ویژه عالمان و مصلحان را فتح كرده است و تأثیرات بسیار زیادی از خود به جا گذاشته است به گونه ای كه در اقصی نقاط عالم الهام بخش مصلحان دین و اجتماعی شد. از این نظر در پیروان سایر ادیان تأثیر بسزایی گذاشت. این تأثیر گذاری عمدتاً در دو حوزه بوده است: 1)در حوزه آیینی و در گفتمان توده مردم . در سایه چنین تأثیر گذرای است كه پیروان سایر ادیان همانند شیعیان روز عاشورا را گرامی داشته، مراسمی برگزار می‌كنند. 2)در حوزه نظریه پرداز الهام بخشی. اولاً در این حوزه دانشمندان زیادی علاقمند به تحقیق شده، آثاری نوشته‌اند، ثانیاً مصلحان اجتماعی از حركت حسین الهام گرفته در ادیان و با كشورهای خود نهضت‌هایی را به راه انداخته‌اند.
حسین علیه‌السلام مرزهای جهان اسلام را در هم نوردیده و تمام آفاق جهان را در بر گرفته است. اینك پیام او نه تنها در میان شیعه و سنی (اعم از تمام مذاهب و فرق) گسترش یافته بلكه در جهان مسیحیت، هندوئیسم و... جایگاه ویژه‌ای برای خود یافته و موجب پیدایش نهضت‌ها و قیام‌ها و انقلاب‌های زیادی علیه ستمگران و حكام جور شده است. مهاتما گاندی رهبر انقلاب بزرگ هندوستان می‌گوید: من زندگی امام حسین آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه كافی به صفحات كربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز گردد بایستی از سرمشق امام حسین علیه‌السلام پیروی كند.72
توماس كارلایل دانشمند انگلیسی می‌نویسد: بهترین درسی كه از تراژدی كربلا می‌گیریم این است كه حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددی در جایی كه حق و باطل روبرو می‌شوند اهمیت ندارد و پیروزی حسین با وجود اقلیتی كه داشت باعث شگفتی من است.73
پروفسور ادوارد براون می‌گوید: حتی غیرمسلمانان نیز نمی‌توانند پاكی روحی را كه این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت را انكار كنند. واشنگتن ایروینگ مورخ آمریكایی نیز به این عظمت اعتراف كرده و می‌گوید: در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشك و در روی ریگ‌های تفدیده عراق روح حسین فنا ناپذیر است؛ ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من ای حسین!
توماس ماساریك می‌نویسد: گر چه كشیشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسیح مردم را متأثر می‌سازند ولی آن شور و هیجانی كه در پیروان حسین علیه‌السلام یافت می‌شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد كه مصائب مسیح در برابر مصائب حسین مانند پر كاهی است درمقابل یك كوه عظیم‌پیكر.74
مسیو ماربین آلمانی می‌گوید: این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد كه ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست وبنای ستم هر چند ظاهراً عظیم و استوار باشد در برابر حق و حقیقت چون پركاهی بر باد خواهد رفت. پیروان وجدان اگر با نظر دقیق اوضاع و احوال آن دوره و پیشرفت مقاصد بنی امیه و وضع(حكومت) و دشمنی و عداوت آنها را با حق و حقیقت بنگرند، بدون تأمل تصدیق خواهند كرد كه حسین علیه‌السلام با قربانی كردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود به دنیا درس فداكاری و جانباری آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند‌آوازه ساخت و اگر چنین حادثه جانگدازی پیش نیامده بود قطعاً اسلام به حالت كنونی خود باقی نمی‌ماند و ممكن بود یكباره اسلام و اسلامیان محو و نابود گردند... رفتار ظالمانه بنی امیه و سلوك بیرحمانه آنان نسبت به اهل بیت حسین علیه‌السلام به اندازه‌ای در قلوب مسلمانان مؤثر افتاد كه اثرش از كشته شدن حسن و همراهانش كمتر نبود.75
او همچنین ادامه می‌دهد: می‌توان ادعا كرد كه تا به امروز تاریخ بشریت نظیر چنین شخص مآل‌اندیش و فداكار به خود ندیده و نخواهد دید. هنوز اسرای عاشورا نزد یزید نرسیده بودند كه علم خون خواهی حسین علیه‌السلام برافراشته شد و نهضت عظیمی علیه یزید آغاز شد.76
یكی از دانشمندان انگلیسی در دایره المعارف قرن 19 فرانسه در مقاله‌ای تحت عنوان «سه شهید» می‌نویسد: بزرگ‌ترین دلیل بر اثبات مظلومیت امام حسین مسلمان‌ها، قربانی دادن بچه شیر‌خواره بود كه در هیچ تاریخی سابقه ندارد كه بجه شیرخواری را برای طلب آب بیاورند و آن مردم عوض آب او را طعمه تیر جفا قرار دهند. دكتر ماربین آلمانی و دكتر جوزف فرانسوی و جمع دیگری از مورخین اروپایی همگان در تاریخ‌های خودشان اعتراف دارند كه عملیات امام حسین علیه‌السلام و فداكاریش سبب حیات جاوید دین اسلام گردید.77
موریس دوكبری می‌نویسد: اگر مورخین ما حقیقت این روز (عاشورا) را می‌دانستند و درك می‌كردند كه عاشورا چه روزی است این عزاداری را مجنونانه نمی‌پنداشتند زیرا پیروان حسین به واسطه عزادار حسین می‌دانند كه پستی و زیردستی و استعمار و استثمار را نباید قبول كنند زیرا شعار پیشرو و آقای آنها تن ندادن به ظلم و ستم بود...78 او در ادامه می‌نویسد: حسین شبیه‌ترین انسان روحانی به حضرت مسیح است ولی مصائب او سخت‌تر و شدیدتر است.79
نیكلسن نویسنده و محقق انگلیسی می‌گوید: تاریخ نیز به‌حق امویان را در این مورد (كشتن امام حسین) محكوم می‌‌كند.80
دكتر ژوزف فرانسوی می‌گوید: می‌توان گفت در دو قرن دیگر عدد آنها (شیعیان) بر سایر فرق مسلمانان بیشتر خواهند شد و علت این امر به واسطه سوگواری حسین است، امروز در هیچ نقطه از جهان نیست كه برای نمونه دو الی سه نفر شیعه یافت شوند و اقامه عزاداری ننمایند. در بندر مارسی عربی را دیدم كه پیرو مذهب تشیع بود و در مهمانخانه جنب اتاق من مسكن داشت، در روز عاشورای حسین به‌تنهایی احوالات حسین را می‌خواند و گریه می‌كرد و سپس مقداری آش كه با شكر و برنج تهیه نموده بود بین فقرا تقسیم می‌نمود.81
1-3) تعزیه امام حسین و شركت هندوان. قیام امام حسین علیه‌السلام در هندوستان از سوی سه طیف به شدت مورد استقبال قرار گرفت. نخست اهل تحقیق كه به محض با خبر شدن از وقوع چنین حادثه‌ای در صدد حقیقت جویی برآمدند و تحقیق درباره عاشورا را آغاز كردند. دوم مصلحان اجتماعی كه همیشه در فكر ایجاد اصلاحات در جامعه خود بوده، یا در صدد بودند تا مردم هند را از دست انگلیسی‌ها نجات دهند. اینان در صدد یافتن الگوهای مناسب برای مبارزه با استعمار بودند. در رأس این دسته مهاتماگاندی بوده است كه نهضت خود را محصول و معلول مطالعه و تحقیق درباره قیام عاشورا می‌داند. او صراحتاً اعلام می‌كند كه برای مردم هند چیز تازه‌ای به ارمغان نیاورده بلكه آنچه عرضه می‌كند نتیجه مطالعات وی درباره عاشورا است. دسته سوم توده مردم است كه آنان از زاویه دیگری به قضیه می‌نگرند به این معنا كه امام حسین علیه‌السلام و شركت در مراسم عاشورا را امری متبرك می دانند كه باعث می‌شود آنان به آرامش برسند؛ وحدت و همدلی‌شان افزایش پیدا كند، بیماری‌هاشان برطرف شود ونهایتاً این كه نزد خدا ارج و منزلت بیشتری پیدا كنند.
از قرن دوازده هجری همه شاعران مسلمان و هندو در این زمینه (عزاداری) طبع آزمایی كرده‌اند. در قرن سیزده هجری در هند جنوبی و شمالی و بیشتر بلاد شبه قاره رسم عزاداری و روضه خوانی بین شیعیان و سنی‌ها و حتی هندوان معمول بود و شاعران بزرگی ویژه سوزسرایی و مرثیه گویی در لكهنو به زبان اردو پیدا شدند كه اشعارشان تا امروز در سراسر هند خوانده می‌شود... هنوز هم هندوان با مسلمانان در ماتم عاشورا شركت می‌كنند، رسم تعزیه و ضریح سازی تا امروز در همه بلاد هند و پاكستان و كشمیر و نپال و بین هندوان آفریقا رواج دارد و بعضی از آنها این مراسم را تا روز هشت ربیع الاول كه به روایتی روز شهادت حسن عسكری است ادامه می‌دهند. در آن روز بانگ سینه‌زنی و عزاداری خاموش می‌گردد و به همین جهت آن را «چوب تعزیه» یعنی روز خاموشی نام داده‌اند.82
در هندوستان در برابر حسینیه محل تعزیه غالباً آتشی بزرگ می‌افروزند و آن را «دودبر» گویند. عامه شیعیان و هندوان این آتشدان را از خود تعزیه بیشتر حرمت می‌گذراند. در برابر آن می‌ایستند و می‌گریند و نذر و نیاز می‌كنند یا در آتش می‌جهند و از میان آن رد می‌شوند.83
در شهرستان‌های مسلمان نشین هند، گورستانی به نام كربلا وجود دارد كه معمولاً نزدیك رودخانه است، قبل از روز عاشورا، گورهایی در این كربلاها برای تعزیه‌ها آماده می‌كنند و بعد از ظهر عاشورا تعزیه‌های بزرگ در یك ردیف و تعزیه‌های كوچك را در ردیف دیگر به خاك می‌سپارند، برای سهولت در دفن آنها ابتدا پایه‌ها و گنبد را از آن جدا می‌كنند و بعد از دفن آب بسیار بر روی قبر تعزیه می‌پاشند تا هم زودتر بپوسد و گور برای سال آینده آماده شود و هم یادی از تشنه‌لبان كربلا شده باشد.84
2-3) امام حسین علیه‌السلام نزد مسیحیان. مسیحیان به دلیل شباهت‌هایی كه میان نحوه شهادت امام حسین علیه‌السلام و عیسی علیه‌السلام یافته‌اند، به آن حضرت ارادت ویژه‌ای پیدا كرده‌اند. امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا در میان مسیحیان نیز در سه حوزه مورد توجه قرار گرفته است:
1)حوزه تحقیق و حقیقت جویی. محققان، نظریه پردازان و حتی روحانیان مسیحی كه داعیه حقیقت جویی را داشته و دارند در صدد برآمدند كم و كیف قضیه عاشورا را تحقیق كنند. از این نظر قرن‌ها پیش كه اروپاییان با قیام عاشورا آشنا شدند چنین تحقیقاتی به راه افتاد و اندیشمندان زیادی دست به تحقیق زده، آثار برجسته‌ای را خلق كرده، باعث آشنایی بیشتر مسیحیان با امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا شدند. جرجی زیدان، توماس كارلایل، سلیمان كتانی و... از جمله این افرادند. البته این دسته علاوه بر بررسی پدیدار شناختی عاشورا به بررسی توصیفی و تحلیلی آن نیز پرداخته‌اند.
2)مورخان وآیین دوستان. دسته دیگر از اهل علم مسیحیت عاشورا را از آن جهت مورد توجه و بررسی قرار دادند كه عاشورا با آیین‌ها و مراسمی همراه است. لذا برای این دسته جنبه‌های آیینی عاشورا بیشتر مورد توجه قرار گرفت. البته كسان دیگری در این طیف قرار دارند كه آنها به بررسی تاریخ عاشورا و تاریخ این آیین‌ها پرداخته‌اند.
3)توده مردم. التبه توده مردم مسیحی مخصوصاً مردم كشورهایی كه هم مرز مسلمانان بوده و هستند به جنبه‌های آیینی عاشورا توجه بیشتر كرده‌اند. اینان البته خود صاحب نظر نبوده بلكه تحت تأثیر صاحب نظر و مطابق نظریه‌هایی كه داده شده، اقدام به برپایی مراسمی كرده‌اند. این گروه عمدتاً تحت تاثیر این نظریه هستند كه امام حسین علیه‌السلام برای مسلمانان همان كاری را انجام داد كه مسیح برای مسیحیان انجام داد. از این جهت بر اساس نظریه فداكاری به برگزاری مراسم خاص عاشورا اهتمام می‌ورزند. از نظر ایشان امام حسین علیه‌السلام جان خود را فدا كرد تا مردم مسلمان نجات یابند چنانكه مسیح جان خود را فدا كرد تا مسیحیان نجات یابند. به تعبیر دیگر از نظر ایشان حسین ادامه دهنده راه عیسی علیه‌السلام است. بازتاب این نظریه چند امر بود: 1)پیدایش فرقه‌هایی با محوریت عیسی و حسین نظریه فرقه علویان، 2)برگزاری مراسم ویژه شهادت امام حسین علیه‌السلام در جاهای مختلف مسیحی نشین. نظیر لبنان و ایران كه سخت به مراسم عاشورا توجه دارند. 3)تقویت تقریب میان مسیحیان و شیعیان و افزایش تعلق عالمان مسیحی به تشیع.
گفتنی است كه مسیحیان ارمنی ایران در مراسم عاشورا به طور فعال شركت می‌كنند. مشاركت ایشان در مراسم عاشوران به اشكال مختلفی است: 1)شركت در مراسم عاشورا از طریق بر پا كردن تكیه‌های مستقل یا مشترك با مسلمانان؛ 2)ادای خیرات و انجام نذر و نیاز؛ 3)مشاركت در مراسم عزاداری.

پی‌نوشتها:

1- سپهر، محمدتقی ناسخ التواریخ، 3/88
2- البدایه و النهایه، ج ، 8/124
3- العقد الفرید، 5/125 و الاصابه، 1/355
4- تاریخ الخلفا، 209، و شذرات الذهب، 1/69
5- شذرات الذهب،‌1/68
6- شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق، ج 10، ص708
7- همان، ص565-564
8- السواد الاعظم، 188
9- احمد عبدالرحمن البنا بلوغ الامانی، فتح الباری و معه كتاب، ج 23 و24، ص178
10- ابوالقاسم سلیمان بن‌احمد الطبرانی، المعجم الكبیر، ج3، صص40-47
11- مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، ص45
12- بصائر شماره7-8، ویژه‌نامه محرم ص25 به نقل از تفسیر المنار، ج1، ص367 و ج 2 ص183
13- هاشمی‌نژاد، عبدالكریم، درسی كه حسین به انسان‌ها آموخت، ص447
14- مجله بصائر، شماره 7-8، ویژه نامه محرم ص 24، به نقل از مقتل الحسین، ص 30
15- همان
16- رسولی محلاتی، سید هاشم، زندگانی امام حسین، ص 152
17- همان
18- بصائر، شماره، 8-7 ویژه‌نامه محرم، ص24، به نقل از شرح العقاید، ص181
19- البیان و التعریف، ج 2، ص 23
20- احقاق الحق، ج 11، ص283
21- احقاق الحق، ج1، ص687، و نیز ینابیع الموده، ص167
22- احقاق الحق، ج1، ص696
23- همان، ص568
24- همان، ص700
25- ینابیع الموده، ص318
26- همان، صص322-323
27- همان، ص319
28- ینابیع الموده، ص318
29- سبط ابن جوزی، تذكره الخواص، ص269
30- تذكره الخواص، ص 287
31- همان، ص289
32- همان، ص291
33- بصائر، شماره 7-8، ص24، به نقل از مراه الزمان، ج8، ص496
34- تذكره الخواص، ص257
35- شذرات الذهب، 1/68
36- شذرات الذهب، 1/69
37- شهداد، محمد، سرور شهیدان امام حسین، صص44-45، به نقل از شرح فقه اكبر، ص87
38- همان منبع
39- سربازی، عبدالرحمن، شهسوار كربلا، ص31
40- مجله بصائر، شماره7-8، ویژه‌نامه محرم، ص25
41- حادثه كربلا از نظر اهل سنت، به نقل از الصراط السوی فی مناقب آل النبی، ص94
42- سیمای علی علیه‌السلام از منظر اهل سنت، 175، به نقل از دیوان امام شافعی، 62
43- الشكعه، مصطفی الاربعه الائمه، ج3، ص53
44- سیمای علی از منظر اهل سنت، 176
45- احقاق الحق، ج1، ص642
46- همان، ص597
47- همان، علاوه بر ایشان انگچی شافعی نیز این حدیث را نقل كرده است.
48- ابن كثیر، البدایه، ج4، جز8، ص142
49- البدایه و النهایه، ج4، جز8، ص144
50- همان، ص194
51- البدایه و النهایه، ج4، جز8، ص193
52- مجله بصائر، شماره7-8، ویژه‌نامه محرم، ص24، به نقل از نیل الاوطار، ج7، ص147
53- ینابیع الموده، ص324
54- همان، ص338
55- احقاق الحق، ج 11، ص42
56- همان، ص422
57- احقاق الحق، ج11، ص444
58- همان، ص448
59- احقاق الحق، ج10، ص549، نقل از فصول المهمه، ص136
60- احقاق الحق، ج11،ص45
61- ابن خلدون، مقدمه، ترجمه محمد پرویز گنابادی، ص415
62- احقاق الحق، ج10، ص704
63- همان، ص576
64- البدایه و النهایه، ج4، جز8، ص193، و نیز احمد بن حنبل، فضائل الصحابه، ج2، ص767
65- احقاق الحق، ج10، ص663
66- همان، ص 727، این حدیث را ابن قیم جوزی، حنبلی مذهب نیز در كتاب اغاثه، ج 1، ص152 نقل كرده است.
67- فضائل الصحابه، ج2، ص769
68- همان، ص771
69- شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج1-2، ص67
70- همان، ص68
71- مجله بصائر، شماره7-8، ویژه نامه محرم، ص24، به نقل از مقتل الحسین، ص30
72- شهید هاشمی‌نژاد، عبدالكریم، درسی كه حسین به انسان‌ها آموخت، ص447
73- پیشین
74- همان، ص451
75- پیشین، ص441
76- پیشین
77- كاظمینی بروجردی، سیدمحمدعلی، شیعه شناسی از نظر فریقین، ص136
78- درسی كه حسین به انسان‌ها آموخت، ص454
79- همان
80- برترین هدف در برترین نهاد، شیخ عبدالله علایلی، ترجمه سید محمد مهدی جعفری، ج1، ص91
81- پیشین
82- دایره المعارف تشیع، ج4، ص448
83- همان
84- همان

منابع و مآخذ:
1.قرآن كریم.
2. احقاق الحق، نور الله شوشتری.
2.»امام حسین علیه‌السلام از دیدگاه اهل سنت» محمد برفی ،مجله بصایر،شماره7-8.
3.الائمه الاربعه ،مصطفی الشكعه.
4.البدایه و النهایه،ابن كثیر ،قاهره ، دار الحدیث،1413 ق.
5. بر ترین هدف در برترین نهاد ،شیخ عبدالله علایلی ،محمد مهدی جعفری ،تهران،چاپ و نشر ارشاد،1371
6.تذكرهالخواص ،سبط ابن حوزی،بیروت،موسسه اهل بیت ،1401 ق.
7.دایره المعارف تشیع ،تهران ،1381
8.درسی كه امام حسین علیه‌السلام به انسانها آموخت،عبد الكریم هاشمی نژاد.
9.سرور شهیدان ،امام حسین علیه‌السلام ،محمد شهداد.
10. السواد الاعظم،حكیم سمرقندی ،تهران،بنیادفرهنگ ایران،1348 ق.
11.سیمای امام حسین علیه‌السلام از منظر اهل سنت، محمد برفی ،تهران مولف،1381.
12.شهسوار كربلا ،عبد الرحمن سربازی .
13.شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی ،بیروت، دار احیاء التراث العربی.
14.شیعه شناسی از نظر فریقین، سید محمد علی كاظمینی بروجردی .
15.العقد الفرید،ابن عبدریه اندلسی ،بیروت ،دارالفكر.
16.مقدمه ابن خلدون،ابن خلدون،محمد پروین گنابادی ،تهران علمی و فرهنگی 1375.
17.فتح الباری .
18.المعجم الكبیر،ابوالقاسم سلیمان ابن احمد الطبرانی.
19.مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین.
20. ناسخ التواریخ، محمد تقی سپهر.
21.ینابع الموده، قندوزی.





نوع مطلب : کربلا شناسی، 
برچسب ها : کربلا، عاشورا، امام حسین، اهل سنت، مسیحی، سایر، ادیان،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1393/12/5 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

یک خواهر و برادر بی نظیر

شجاعتى نظیر حسین (ع)

 شجاعت حسین (ع) در خواهرش زینب (س) هم بود؛ یا زینب (س) هم در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت ، كمى از حسین (ع) ندارد قوت قلبش به بركت اتصالش به مبداء تعالى راستى محیرالعقول است .

ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,پرستار,روز پرستار,حرم حضرت زینب,خواهر

شیخ شوشترى مى فرماید: اگر حسین (ع) در صحنه كربلا یك میدان داشت ، مجلله زینب (س) دو میدان نبرد داشت : میدان نبرد اولش ‍ مجلس ابن زیاد، و دومى مجلس یزید پلید.

اما تفاوت هایى كه از حیث ظهور دارد، نبرد حسین (ع) با لباسى كه از پیغمبر به او رسیده بود، عمامه پیغمبر بر سر و جبه او به دوش ، نیزه به همراه و شمشیر به دستش سوار بر مركب رسول خدا (ص) گردید با عزت و شهامت وارد نبرد مشركین گردید تا شهید شد.

گذشتن از راحتى

 كسى كه پس از دستگاه سلطنتى ، دستگاه او است ، كمال وسایل موجود به بهترین وجهى برایش مهیا است ، غلامها و كنیزها و وسایل راحتى ، غرض زینب در چنین خانه اى زندگى مى كند كه هیچ كسرى ندارد ناگهان مى بیند حسین (ع) مى خواهد حركت كند تمام خوشى ها و راحتى ها را رها مى كند و خود را در دریاى ناراحتى ها و ناملایمات مى افكند این ، چه زهدى است ؟ سبحان الله ! واقعا حیرت آور است .

اگر جریان را نمى دانست ، مهم نبود، لیكن از همان شب 28 رجب كه به اتفاق برادرش با ترس و هراس ‍ از مدینه فرار كرده به سمت مكه حركت نمودند، براى آنچه جدش ‍ رسول خدا (ص) و پدر و مادرش گزارش داده بودند از مصیبتها آماده شد.

خلاصه ، با علم به این معنى ، و یقین به این كه در بلاهاى سخت سخت مى رود،: براى مثل زینبى كه دختر سلطان حقیقى و ظاهرى و همسر عبدالله است برود در یك دستگاهى كه آخرش اسیرى است ، آواره بیابانها و زحمت مسافرتها گردد؟ 

آرامش كنار برادر

 محبت و علاقه زینب (س) از همان دوران كودكى ، به امام حسین (ع) به قدرى سرشار بود، كه نمى توان آن را وصف كرد. او همواره مى خواست در كنار برادرش حسین (ع) باشد و رخسار زیباى حسین (ع) را بنگرد، با او انس و الفت داشته باشد. این محبت عجیب و سرشار از مهر و خلوص ، موجب تعجب حضرت زهرا (س) شد، راز آن را نمى دانست ، تا آنكه روزى این موضوع را با پدرش در میان گذاشت و پرسید:

(( پدرجان ! از محبتى كه میان زینب (س) و حسین (ع) است ، شگفت زده شده ام ، به طورى كه زینب (س) لحظه اى بدون دیدار حسین (ع) قرار ندارد، اگر ساعتى بوى حسین (ع) را استشمام نكند جانش به لب مى رسد. ))

پیامبر (ص) با شنیدن این سخن ، دگرگون شد و اشك از چشمانش ‍ سرازیر گشت و آهى از سینه پرسوزش بر كشید و خطاب به دخترش زهرا(س) فرمود: (( اى نور چشمم ! این دختر همراه حسین (ع) به كربلا مى رود، در رنجها و سختیهاى مصایب حسین (ع) شریك خواهد بود. ))

درجه محبت زینب به حسین (ع)

ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,پرستار,روز پرستار,حرم حضرت زینب,خواهر

 به نوشته بعضى مورخان ، درجه محبت زینب (س) به امام حسین (ع) به گونه اى بود كه هر روز چند بار به دیدار حسین (ع) مى پرداخت ، سپس نماز مى خواند. در روز عاشورا دو نوجوانش ‍ محمد و عون را نزد حسین (ع) آورد و عرض كرد:

(( جدم ابراهیم خلیل (ع) از درگاه خدا قربانى را قبول فرمود، تو نیز این قربانى را از من بپذیر، اگر چنین نبود كه جهاد و جنگ براى زنان روا نیست ، در هر لحظه هزار جان فداى جانان مى كردم ، هر ساعت هزار شهادت را مى طلبیدم .

نگاه به حسین (ع)

 علامه جزایرى در كتاب (( الخصائص الزینبیه ))مى نویسد:

وقتى كه حضرت زینب (س) شیر خواه و در گهواره بود، هر گاه برادرش حسین (ع) از نظر او غایب مى شد، گریه مى كرد و بى قرارى مى نمود. هنگامى كه دیده اش به جمال دل آراى حسین (ع) مى افتاد، خوشحال و خندان مى شد. وقتى كه بزرگ شد، هنگام نماز قبل از اقامه ،

نخست به چهره حسین (ع) نگاه مى كرد و بعد نماز مى خواند

علاقه به امام حسین (ع)

 محبت و دوستى زینب كبرى (س) به امام حسین (ع) آن چنان بود كه خواهرانش این گونه نبودند. گفته اند: این محبت و دوستى زینب (س) از ایام و روزگار طفولیت و كودكى وى بوده ، به طورى كه آرام نمى گرفت ، مگر در پهلوى امام حسین (ع) و علیا حضرت فاطمه (س) رسول خدا (ص) را از آن آگاه ساخت .

رسول خدا (ص) گریه كرد و فاطمه (س) را از مصایب و اندوه ها و گرفتارى زینب (س) آگاه نمود.

احترام امام حسین (ع) به زینب

 در اخبار آمده كه هر گاه حضرت زینب به دیدار برادرش امام حسین (ع) مى آمد، حضرت به احترام او جلو پایش حركت مى كرد و سر پا مى ایستاد و او را در جاى خود مى نشاند به راستى كه این خود مقام عظیمى است كه آن حضرت در نزد برادرش داشت ، همان گونه كه او امین و امانتدار پدر، نسبت به هدایاى الهى بود.

بزرگداشت زینب (س)

 علامه و مرد بسیار دانا سید جعفر، از خویشاوندان بحرالعلوم طباطبایى ، در كتاب تحفه العالم چنین مى نویسد:

در جلالت قدر و بزرگى مقام و برترى شاءن و بزرگى حال و چگونگى او بس است آنچه در برخى از اخبار رسیده ، به اینكه زینب (س) نزد امام حسین (ع) در آمد و آن حضرت قرآن مى خواند، پس حضرت (چون دید زینب آمد) قرآن را بر زمین نهاد و براى اجلال و تعظیم و بزرگ داشتن او بر پاى ایستاد. (45)

شرط ازدواج زینب (س)

 و گفته اند: حضرت امیرالمؤ منین (ع) هنگامى كه زینب (س) را به پسر برادرش عبدالله بن جعفر تزویج كرد، در ضمن عقد، شرط نمود هر گاه زینب خواست با برادرش حضرت امام حسن (ع) سفر رود، او را از آن منع نكرده و باز ندارد، و چون عبدالله بن جعفر خواست حضرت امام حسین (ع) را از سفر عراق باز دارد و حضرت آن را نپذیرفت و عبدالله ماءیوس و نومید گردید، دو فرزندش عون و محمد را فرمان داد كه به همراه آن بزرگوار به عراق روند و در برابر آن حضرت جهاد و كارزار نمایند.چ

و هنگامى كه حضرت امام حسین (ع) روانه كوفه شد، هر كس او را ملاقات و دیدار مى نمود، از مردم كوفه و مكر و فریب ایشان او را مى ترسانید.

حضرت امام حسین (ع) مى فرمود:

ایم الله لتقتلنى الفئه ، و لیسلطن علیهم من یذلهم ؛ به خدا سوگند هر آینه گروه ستمگران مرا مى كشند، و خدا كسى را كه آنان را ذلیل و خوار گرداند، بر ایشان مسلط و چیره نماید. (46)

سخنرانى بین حسن و حسین (ع)

ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,پرستار,روز پرستار,حرم حضرت زینب,خواهر

 از امورى كه بیانگر اوج مقام ارجمند زینب (س) است ، اینكه امام حسن مجتبى (ع) در شاءن او خطاب به او فرمود:

تو از درخت نبوت و از معدن رسالت مى باشى . در این راستا به روایت زیر توجه كنید:

روزى حضرت زینب (س) در محضر دو برادرش ، حسن و حسین (ع) نشسته بود، و آنها درباره بعضى از گفتار رسول خدا (ص) با هم گفت و گو مى كردند. زینب (س) به آنها عرض كرد: شنیدم در گفتار خود مى گفتید رسول خدا (ص) فرمود:

الحلال بین و الحرام بین شبهات لا یعلمهن كثیر من الناس ... ؛ بعضى از امور حلال آشكار است و بعضى حرام آشكار، ولى بعضى شبهه ناك است كه بسیارى از مردم حكم آن را نمى دانند و تشخیص نمى دهند. آن گاه زینب (س) چنین شرح داد: هر كس از امور مشتبه پرهیز كند، دین و آبرویش را از انحراف حفظ مى كند و هر كس كه مرتكب امور شبهه ناك شد، پایش به سوى حرام مى لغزد، مانند چوپانى كه گوسفندانش را در نزدیك پرتگاهى عبور مى دهد، قطعا احتمال سقوط آن گوسفندان از آن پرتگاه ، بسیار است ، بدان كه هر چیزى پرتگاهى دارد، امورى را كه خداوند حرام كرده ، همان پرتگاه هستند، ارتكاب امور شبه ناك ، نزدیك به آن پرتگاه خواهد بود كه موجب سقوط خواهد شد. در هر انسانى عضوى وجود دارد كه اگر صالح شود، موجب صالح شدن سایر اعضا است و اگر فاسد شود، باعث فاسد شدن سایر اعضا مى گردد.

آن عضو قلب است . اى برادرانم ! (حسن و حسین ) آیا از پیامبر (ص) كه به تاءدیب الهى ادب شده ، شنیده اید كه فرمود:

ادبنى ربى و احسن تاءدیبى ؛ خداوند مرا تاءدیب نمود و نیكو ادب كرد؟ حلال آن است كه خداوند آن را حلال نموده ، قرآن آن را بیان كرده و پیامبر (ص) آن را توضیح داده است ، مانند: حلال بودن خرید و فروش ، اقامه نماز در وقتش ، اداى زكات ، انجام روزه ماه رمضان و حج براى مستطیع ، و ترك دروغ ، نفاق و خیانت و مانند: امر به معروف و نهى از منكر. حرام آن است كه خداوند آن را حرام كرده ، و در قرآن بیان نموده است و به طور كلى حرام نقیض حلال است .

امام امور شبهه ناك ، امورى است كه نه حلال بودن آن را مى دانیم و نه حرام بودن آن را، انسان با ایمانى كه نه حلال بودن چیزى را مى داند و نه حرام بودن آن را، اگر سعادت دنیا و آخرت را مى طلبید، باید هیچ گاه به دنبال چیزى كه آخرش مشتبه است نرود، واجبات الهى را انجام دهد و محرمات او را ترك نماید و از شبهه ها پرهیز كند، در این صورت قطعا رستگار شود، و گرنه پایش به سوى حرام بلغزد و سرانجام در میان حرام بیفتد.

هنگامى كه گفتار زینب كبرى (س) به این جا رسید، امام حسن (ع) به زینب (س) رو كرد و فرمود: خداوند به كمالات تو بیفزاید، آرى همان گونه است كه مى گویى ، انك حقا من شجره النبوه و من معدن الرساله ؛ حقا كه تو از درخت نبوت و از معدن رسالت هستى . یعنى گفتار و روش و منش تو، از مركز نبوت و مخزن رسالت پیامبر اسلام (ص) نشاءت مى گیرد.

 

سؤ ال و جواب برادر و خواهر

 روزى جناب زینب (س) از برادر بزرگوار خود امام حسین (ع) چند مطلب پرسید كه در ذیل مى خوانید:

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت آدم ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آدم بعد از فراق حضرت حوا به وصال رسید اما من بعد از فراق به شهادت مى رسم .

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به مصیبت حضرت ابراهیم خلیل در مقام مقایسه چگونه است ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آتش به روى حضرت ابراهیم گلستان شد، اما آتش جنگ من سوزان گردد.

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت زكریا؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زكریا را دفن كردند، اما بدن مرا زیر سم اسبان قرار مى دهند.

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما در مقام مقایسه با مصیبت حضرت یحیى چگونه است ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! اگر چه سر یحیى را از طریق ظلم و ستم بریدند اما بستگانش را اسیر نكردند، ولى اهل و عیالم را بعد از شهادتم اسیر خواهند كرد.

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به ایوب چگونه است ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زخمهاى ایوب مرهم پذیر شد و خوب گردید، امام زخمهاى من خوب نخواهد شد.

من از حسین جدا نمى شوم

حضرت زینب كبرى (س) از سوم شعبان سال 60 هجرى در مكه بود. چون سربازان یزید مى خواستند در مكه و در حرم امن الهى امام حسین (ع) را مخفیانه بكشند، لذا امام روز ترویه كه روز هشتم ذى الحجه است ، مكه را به سوى عراق ترك كرد. زینب (س) نیز در این كاروان حضور داشت .

ابن عباس گفت : یا حسین ! اگر خود مجبور به رفتن هستى ، زنان را با خود همراه مبر.

زینب (س) چون این سخن را شنید، سر از كجاوه بیرون كرد و گفت : ابن عباس ! مى خواهى مرا از برادرم حسین جدا كنى ؟! هرگز.





نوع مطلب : مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : بهترین خواهر، بهترین برادر، امام حسین، حضرت زینب، علاقه،
لینک های مرتبط :
زیباترین خواهر برادری دنیا
شدّت علاقۀ حضرت زینب(س) به برادرش امام حسین (ع) در طول تاریخ بی نظیر است؛ به طوری که راویان در مورد ایشان می گویند که وی در ایّام کودکی به برادرش امام حسین(ع) به قدری انس و محبت داشت که جز در آغوش و دامان او آرام نمی‌گرفت و هر وقت نزد آن حضرت بود، چشم از روی برادر برنمی داشت و نمی‌توانست ساعتی از حضور مبارکش دوری کند، و اگر دور می‌شد، می‌گریست.
 
این وابستگی خواهر به برادر به حدی بود که هرگاه سیدالشهدا(ع)از نظر ایشان غایب می‌شد، بی‌قراری می‌کرد و چون دیده ایشان به جمال برادر می‌افتاد، شاداب می شدند[۱]
 
 تا جایی این علاقه شدید بود که مادر این بانوی گرانقدر دردوران  طفولیت اگر در گهواره به گریه می‌افتاد، دیدار امام حسین(ع) و یا شنیدن صدای ایشان، مایه آرامش و قرار زینب بود[۲]
 
روزی حضرت زهرا(س) به پدرشان عرض کردند: «ای پدر! از محبت شدیدی که بین زینب و حسین می‌باشد در شگفتم، چنانکه او بی دیدار حسین(ع) صبر ندارد، و اگر ساعتی بوی حسین را حس نکند جانش بیرون می آید.»
 
چون رسول خدا(ص) این سخن را شنید، آه دردناکی از سینه برکشید و اشک بر دیدگانش جاری شد و فرمود: «ای نوردیده‌ام، این دخترم زینب با حسین به سفر کربلا خواهد رفت و به هزار گونه رنج و سختی گرفتار خواهد شد.»
 
محبت به برادر برای ایشان تا حدی مهم بود که حضرت زینب (س) هنگام ازدواج با عبدالله بن جعفر شرط نمود که من به برادرم علاقمندم و باید همه‌روزه به من اجازه دهی حسینم را زیارت کنم. در تمام مدّت زندگی کمتر می‌شد روزی بگذرد که حضرت زینب حضرت حسین(ع) را نبیند.
 
و فاضل بیرجندی در «کبریت احمر» می‌نویسد: «حضرت زینب(س) چنان به برادر علاقه داشت که در هیچ خواهر و برادری دیده نشده است، از طفولیت با حضرت حسین(ع) انس گرفته بود.»
 
شیخ ربّانی خلخالی می‌نویسد: «روزی به محضر آیة الله بزرگوار سید شهاب الدین نجفی مرعشی رسیدم، ازهر دری سخنی به میان آمد تا اینکه ایشان فرمودند: هنگامیکه حضرت فاطمه(س) قنداقۀ حضرت زینب(س) را به محضر رسول خدا(ص) برد، این نوزاد چشم مبارک را برای هیچ یک از اهل بیت باز نکرد و تنها وقتی قنداقه در بغل امام حسین(ع) قرار گرفت چشم مبارک را گشود.»
 
 
و بعضی نوشته‌اند: «هنگامی‌که عبدالله بن عباس به امام حسین(ع) گفت: شما می‌فرمایید می‌روم کشته می‌شوم، پس چرا زنها را با خود می‌برید؟
حضرت زینب(س) سر از محمل بیرون آورد و فرمود: ای پسر عباس، می‌خواهی بین من و برادرم جدایی بیندازی؟ هرگز من از او مفارقت نکنم.»[۳]
 
محبت حضرت زینب(س) به امام حسین(ع) به گونه‌ای بود که هر روز چند بار به دیدار آن حضرت می‌رفت. هنگام نماز نخست به چهره نورانی برادر می‌نگریست، سپس نماز می‌خواند.[۴]
 
در روز عاشورا، دو نوجوانش محمّد و عون را نزد برادر آورد و عرض کرد بانوی گرانقدر جدّم ابراهیم خلیل(ع) از درگاه خدا قربانی را قبول نمود، تو نیز این قربانی را از من بپذیر! اگر چنین نبود که جهاد برای زنان روا نیست، هر لحظه جان را فدای جانان می‌نمودم.[۵]
 
واین رابطه خواهر و برادر  براین منوال گذشت تا جایی که  سر مقدّس امام حسین(ع)را در دامان گرفت و در تمام مصائب صبر کرد و در جواب دشمن خود با صلابت ایستاد و فرمود: «و ما رایت الا جمیلا»
 
اینجاست که همان دردانه برادر وظیفه سنگین حفاظت از امام بعد را برعهده می گیرد و از خاندان نبوت سرپرستی می کند. هر چند داغ هجران برادر او را پیر کرده، اما خم به ابرو نمی‌آورد و فرزندان برادررا دلداری می‌دهد و مهمتر از آن  وظیفه خطیرش که همان پیام امام شهیدش است را به گوش تاریخ می‌سپارد و خطبه حضرت زینب(س) تا جایی اثر گذار می شود که یزید میگسار را به گریه می‌اندازد.
تاریخ نویسان معتقدند که اگر زینب رسالت برادر را ادامه نمی داد، این نهضت در تاریخ بشریت محو می شد. 
 
 این بانوی بزرگوار پس از اتمام رسالتش به یکسال نرسید که از هجران ان مفارقت برادر جهان را بدرود گفت.
 
دوستی امام حسین(ع) برای خواهر، تنها از سر عاطفه نبود، بلکه این محبت از جهان غیب و ملکوت سرچشمه می‌گرفت. محبت به امام عصر خود بود به طوری که  گرمی عشق امام حسین(ع) در جان حضرت زینب(س) آمیزه‌ای از ایمان، عشق، عاطفه و شعور بود و جوشیدن چنین محبتی در سامان‌بخشی قیام عاشورا بسیار کارساز شد.
 
و بعد از شهادت امام(ع) پرچم امام بر زمین نماند و این بانوی عالیقدر پرچمدار نهضت کربلا شد تا راه حق زنده بماند.
 
 

 


[۱] سید نورالدین جزائری، پیشین، ص ۲۵۵.
[۲] جعفر النقدی، پیشین، ص ۹۵.
[۳] سید نورالدین جزائری، پیشین، ص ۲۵۵.
 [۴] ریاحین الشریعة: ۳ج /ص ۴۱
[۵] محمد محمدی اشتهاردی، پیشین، ص ۳۸ـ۳۹.




نوع مطلب : مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : خواهر، برادر، امام حسین، حضرت زینب،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1393/11/28 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی
فرزندان حضرت زهرا(س)

امام حسن مجتبى(ع)

امام حسن مجتبى علیه السلام آن حضرت و برادرش امام حسین علیه السلام دو فرزند امیر المؤمنین على علیه السلام بودند از حضرت فاطمه علیها السلام دختر پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و پیغمبر اكرم بارها مى‏فرمود كه:«حسن و حسین فرزندان منند»و به پاس همین كلمه،على علیه السلام به سایر فرزندان خود مى‏فرمود:«شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند» (1) .

امام حسن علیه السلام سال سوم هجرت در مدینه متولد شد (2) و هفت سال و خرده‏اى جد خود را درك نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم كه با رحلت حضرت فاطمه،سه ماه یا شش ماه بیشتر فاصله نداشت،تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت.

امام حسن علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت،به امامت رسید و مقام خلافت ظاهرى را نیز اشتغال كرده نزدیك به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت و دراین مدت معاویه كه دشمن سرسخت على علیه السلام و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در ابتدا به نام خونخواهى خلیفه سوم و اخیرا به دعوى صریح خلافت) جنگیده بود به عراق كه مقر خلافت امام حسن علیه السلام بود لشكر كشید و جنگ آغاز كرد و از سوى دیگر سرداران لشكریان امام حسن علیه السلام را تدریجا با پولهاى گزاف و نویدهاى فریبنده اغوا نمود و لشكریان را بر آن حضرت شورانید (3) .

بالأخره آن حضرت به صلح مجبور شده،خلافت ظاهرى را با شرایطى (به شرط اینكه پس از درگذشت معاویه دوباره خلافت به امام حسن علیه السلام برگردد و خاندان و شیعیانش از تعرض مصون باشند) به معاویه واگذار نمود (4) معاویه به این ترتیب خلافت اسلامى را قبضه كرد و وارد عراق شده و در سخنرانى عمومى رسمى شرایط صلح را الغاء نمود (5) و از هر راه ممكن استفاده كرده سخت‏ترین فشار و شكنجه را به اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت.

امام حسن علیه السلام در تمام مدت امامت خود كه ده سال طول كشید در نهایت شدت و اختناق زندگى كرد و هیچگونه امنیتى حتى در داخل خانه خود نداشت و بالأخره در سال پنجاه هجرى به‏تحریك معاویه به دست همسر خود مسموم و شهید شد (6) .

امام حسن علیه السلام در كمالات انسانى یادگار پدر و نمونه كامل جد بزرگوار خود بود و تا پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم در قید حیات بود،او و برادرش در كنار آن حضرت جاى داشتند و گاهى آنان را بر دوش خود سوار مى‏كرد.

عامه و خاصه از پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم روایت كرده‏اند كه درباره حسن و حسین علیهما السلام فرمود:این دو فرزند من امام مى‏باشند خواه برخیزند و خواه بنشینند (كنایه است از تصدى مقام خلافت ظاهرى و عدم تصدى آن) (7) .و روایات بسیار از پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و امیر المؤمنین على علیه السلام در امامت آن حضرت بعد از پدر بزرگوارش،وارد شده است.

امام حسین علیه السلام

امام حسین (سید الشهداء) فرزند دوم على علیه السلام از فاطمه علیها السلام دختر پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم كه در سال چهارم هجرى متولد شده است.آن حضرت پس از شهادت برادر بزرگوار خود امام حسن مجتبى علیه السلام به امر خدا و طبق وصیت وى،به امامت رسید (8) .

امام حسین علیه السلام ده سال امامت نمود و تمام این مدت را به‏استثناى (تقریبا) شش ماه آخر در خلافت معاویه واقع بود و در سخت‏ترین اوضاع و ناگوارترین احوال با نهایت اختناق زندگى مى‏فرمود،زیرا گذشته از اینكه مقررات و قوانین دینى اعتبار خود را از دست داده بود و خواسته‏هاى حكومت جایگزین خواسته‏هاى خدا و رسول شده بود و گذشته از اینكه معاویه و دستیاران او از هر امكانى براى خرد كردن و از میان بردن اهل بیت و شیعیانشان و محو نمودن نام على و آل على استفاده مى‏كردند،معاویه در صدد تحكیم اساس خلافت فرزند خود یزید بر آمده بود و گروهى از مردم به واسطه بى بندو بارى یزید،از این امر خشنود نبودند،معاویه براى جلوگیرى از ظهور مخالفت،به سخت‏گیریهاى بیشتر و تازه‏ترى دست زده بود.

امام حسین خواه ناخواه این روزگار تاریك را مى‏گذرانید و هر گونه شكنجه و آزار روحى را از معاویه و دستیاران وى تحمل مى‏كرد تا در اواسط سال شصت هجرى،معاویه در گذشت و پسرش یزید به جاى پدر نشست (9) .

بیعت یك سنت عربى بود كه در كارهاى مهم مانند سلطنت و امارت،اجرا مى‏شد و زیردستان بویژه سرشناسان دست بیعت و موافقت و طاعت به سلطان یا امیر مثلا مى‏دادند و مخالفت بعد از بیعت،عار و ننگ قومى بود و مانند تخلف از امضاى قطعى،جرمى مسلم شمرده مى‏شود و در سیره پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فى الجمله یعنى در جایى كه به اختیار و بدون اجبار انجام مى‏یافت،اعتبار داشت.معاویه نیز از معاریف قوم براى یزید بیعت گرفته بود ولى متعرض حال امام حسین علیه السلام نشده و به آن حضرت تكلیف بیعت ننموده بود و بالخصوص به یزید وصیت كرده بود (10) كه اگر حسین بن على از بیعت وى سر باز زند پیگیرى نكند و با سكوت و اغماض بگذراند،زیرا پشت و روى مسئله را درست تصور كرده عواقب وخیم آن را مى‏دانست.

ولى یزید در اثر خودبینى و بى‏باكى كه داشت،وصیت پدر را فراموش كرده،بى‏درنگ پس از درگذشت پدر به والى مدینه دستور داد كه از امام حسین براى وى بیعت گیرد وگرنه سرش را به شام فرستد (11) !!

پس از آنكه والى مدینه در خواست یزید را به امام حسین علیه السلام ابلاغ كرد آن حضرت براى تفكر در اطراف قضیه مهلت گرفت و شبانه با خاندان خود به سوى مكه حركت فرمود و به حرم خدا كه در اسلام مأمن رسمى مى‏باشد پناهنده شد.

این واقعه در اواخر ماه رجب و اوایل ماه شعبان سال شصت هجرى بود و امام حسین علیه السلام تقریبا چهار ماه در شهر مكه در حال پناهندگى بسر برد و این خبر تدریجا در اقطار بلاد اسلامى منتشر شد.از یك سوى بسیارى از مردم كه از بیدادگریهاى دوره معاویه دلخور بودند و خلافت یزید بر نارضایتیشان مى‏افزود با آن حضرت مراوده واظهار همدردى مى‏كردند و از یك سوى سیل نامه از عراق و بویژه از شهر كوفه به شهر مكه سرازیر مى‏شد و از آن حضرت مى‏خواستند كه به عراق رفته و به پیشوایى و رهبرى جمعیت پرداخته براى بر انداختن بیداد و ستم قیام كند.و البته این جریان براى یزید خطرناك بود.

اقامت امام حسین علیه السلام در مكه،ادامه داشت تا موسم حج رسید و مسلمانان جهان به عنوان حج،گروه گروه و دسته دسته وارد مكه و مهیاى انجام عمل حج مى‏شدند،آن حضرت اطلاع پیدا كرد كه جمعى از كسان یزید در زى حجاج وارد مكه شده‏اند و مأموریت دارند با سلاحى كه در زیر لباس احرام بسته‏اند آن حضرت را در اثناء عمل حج به قتل رسانند (12) .

آن حضرت عمل خود را مخفف ساخته تصمیم به حركت گرفت و در میان گروه انبوه مردم سرپا ایستاده سخنرانى كوتاهى كرده (13) حركت خود را به سوى عراق خبر داد.وى در این سخنرانى كوتاه شهادت خود را گوشزد مى‏نماید و از مسلمانان استمداد مى‏كند كه در این هدف یاریش نمایند و خون خود را در راه خدا بذل كنند و فرداى آن روز با خاندان و گروهى از یاران خود رهسپار عراق شد.

امام حسین علیه السلام تصمیم قطعى گرفته بود كه بیعت نكند و به خوبى مى‏دانست كه كشته خواهد شد و نیروى جنگى شگرف و دهشتناك بنى امیه كه با فساد عمومى و انحطاط فكرى و بى ارادگى مردم و خاصه اهل عراق تأیید مى‏شد،او را خرد و نابود خواهد كرد.جمعى از معاریف به عنوان خیرخواهى سر راه را بر وى گرفته و خطر این حركت و نهضت را تذكر دادند،ولى آن حضرت در پاسخ فرمود كه من بیعت نمى‏كنم و حكومت ظلم و بیداد را امضا نمى‏نمایم و مى‏دانم كه به هر جا روم و در هر جا باشم مرا خواهند كشت و اینكه مكه را ترك مى‏گویم براى رعایت حرمت خانه خداست كه با ریختن خون من هتك نشود (14) .

امام حسین علیه السلام راه كوفه را پیش گرفت،در اثناى راه كه هنوز چند روز راه تا كوفه داشت،خبر یافت كه والى یزید در كوفه نماینده امام را با یك نفر از معاریف شهر كه طرفدارى جدى بود،كشته و به دستور وى ریسمان به پایشان بسته در كوچه و بازار كوفه كشیده‏اند (15) و شهر و نواحى آن تحت مراقبت شدید در آمده و سپاه بى‏شمار دشمن در انتظار وى بسر مى‏برند و راهى جز كشته شدن در پیش نیست.همینجا بود كه امام تصمیم قطعى خود را به كشته شدن بى‏تردید اظهار داشت و به سیر خود ادامه داد (16) .

در هفتاد كیلومترى كوفه (تقریبا) در بیابانى به نام كربلا،آن حضرت و كسانش به محاصره لشگریان یزید در آمدند و هشت روز توقف داشتند كه هر روز حلقه محاصره تنگتر و سپاه دشمن افزونتر مى‏شد و بالأخره آن حضرت و خاندان و كسانش با شماره ناچیز،درمیان حلقه‏هاى متشكل از سى‏هزار مرد جنگى قرار گرفتند (17) .

در این چند روز امام به تحكیم موضع خود پرداخته یاران خود را تصفیه نمود،شبانه عموم همراهان خود را احضار فرمود در ضمن سخنرانى كوتاهى اظهار داشت كه:ما جز مرگ و شهادت در پیش نداریم و اینان با كسى جز من كار ندارند،من بیعت خود را از شما برداشتم هر كه بخواهد مى‏تواند از تاریكى شب استفاده نموده جان خود را از این ورطه هولناك برهاند.

پس از آن فرمود چراغها را خاموش كردند و اكثر همراهان كه براى مقاصد مادى همراه بودند پراكنده شدند و جز جماعت كمى از شیفتگان حق (نزدیك به چهل تن از یاران امام) و عده‏اى از بنى هاشم كسى نماند.

امام علیه السلام بار دیگر بازماندگان را جمع كرده و به مقام آزمایش در آورده در خطابى كه به یاران و خویشاوندان هاشمى خود كرد،اظهار داشت كه:این دشمنان تنها با من كار دارند،هر یك از شما مى‏تواند از تاریكى شب استفاده كرده از خطر نجات یابد،ولى این بار هر یك از یاران باوفاى امام با بیانهاى مختلف پاسخ دادند كه ما هرگز از راه حق كه تو پیشواى آنى روى نخواهیم تافت و دست از دامن پاك تو نخواهیم برداشت و تا رمقى در تن و قبضه شمشیر به دست داریم از حریم تو دفاع خواهیم نمود (18) .

آخر روز نهم ماه محرم،آخرین تكلیف (یا بیعت یا جنگ) ازجانب دشمن به امام رسید و آن حضرت شب را براى عبادت مهلت گرفت و مصمم به جنگ فردا شد (19) .

روز دهم محرم سال 61 هجرى،امام با جمعیت كم خود (روى هم رفته كمتر از نود نفر كه چهل نفر ایشان از همراهان سابق امام و سى و چند نفر در شب و روز جنگ از لشكر دشمن به امام پیوسته بودند و ما بقى خویشاوندان هاشمى امام،از فرزندان و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگان و عموزادگان بودند) در برابر لشكر بى‏كران دشمن صف آرایى نمودند و جنگ در گرفت.

آن روز از بامداد تا وا پسین جنگیدند و امام علیه السلام و سایر جوانان هاشمى و یاران وى تا آخرین نفر شهید شدند (در میان كشته شدگان دو فرزند خردسال امام حسن و یك كودك خردسال و یك فرزند شیرخوار امام حسین را نیز باید شمرد (20) .

لشكر دشمن پس از خاتمه یافتن جنگ،حرمسراى امام را غارت كردند و خیمه و خرگاه را آتش زدند و سرهاى شهدا را بریده،بدنهاى ایشان را لخت كرده،بى اینكه به خاك بسپارند،به زمین انداختند.سپس اهل حرم را كه همه زن و دختر بى‏پناه بودند با سرهاى شهدا به سوى كوفه حركت دادند (در میان اسیران از جنش ذكور تنى چند بیش نبود كه از جمله آنان فرزند 22 ساله امام حسینـكه سخت بیمار بودـیعنى امام چهارم و دیگر فرزند چهار ساله وى محمد بن على كه امام پنجم باشد و دیگر حسن مثنى فرزند امام دوم‏كه داماد امام حسین علیه السلام بود و در جنگ زخم كارى خورده و در میان كشتگان افتاده بود او را نیز در آخرین رمق یافتند و به شفاعت یكى از سرداران،سر نبریدند و با اسیران به كوفه بردند) و از كوفه نیز به سوى دمشق پیش یزید بردند.

واقعه كربلا و اسیرى زنان و دختران اهل بیت و شهر به شهر گردانیدن ایشان و سخنرانیهایى كه دختر امیر المؤمنین علیه السلام و امام چهارمـكه جزء اسیران بودندـدر كوفه و شام نمودند بنى امیه را رسوا كرد و تبلیغات چندین ساله معاویه را از كار انداخت و كار به جایى كشید كه یزید از عمل مأمورین خود در ملأ عام بیزارى جست و واقعه كربلا عامل مؤثرى بود كه با تأثیر مؤجل خود،حكومت بنى امیه را بر انداخت و ریشه شیعه را استوارتر ساخت و از آثار معجل آن،انقلابات و شورشهایى بود كه به همراه جنگهاى خونین تا دوازده سال ادامه داشت و از كسانى كه در قتل امام شركت جسته بودند،حتى یك نفر از دست انتقام نجستند .

كسى كه در تاریخ حیات امام حسین علیه السلام و یزید و اوضاع و احوالى كه آن روز حكومت مى‏كرد،دقیق شود و در این بخش از تاریخ كنجكاوى نماید،شك نمى‏كند كه آن روز در برابر امام حسین علیه السلام یك راه بیشتر نبود و آن همان كشته شدن بود و بیعت یزید كه نتیجه‏اى جز پایمال كردن علنى اسلام نداشت،براى امام مقدور نبود،زیرا یزید با اینكه احترامى براى آیین اسلام و مقررات آن قائل نبود و بند و بارى نداشت،به پایمال كردن مقدسات و قوانین اسلامى بى‏باكانه تظاهر نیز مى‏كرد.ولى گذشتگان وى اگر با مقررات دینى مخالفت مى‏كردند،آنچه مى‏كردند در لفافه دین مى‏كردند و صورت دین را محترم شمرده با یارى پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و سایر مقامات دینى كه مردم براى ایشان معتقد بودند،افتخار مى‏نمودند .

و از اینجا روشن مى‏شود كه آنچه برخى از مفسرین حوادث گفته‏اند كه این دو پیشوا (امام حسن و امام حسین) دو سلیقه مختلف داشتند و امام حسن مسلك صلح را مى‏پسندید به خلاف امام حسین كه جنگ را ترجیح مى‏داد چنانكه آن برادر با داشتن چهل هزار مرد جنگى با معاویه صلح كرد و این برادر با چهل نفر به جنگ یزید بر خاست،سخنى است نابجا،زیرا مى‏بینیم همین امام حسین كه یك روز زیر بار بیعت یزید نرفت،ده سال در حكومت معاویه مانند برادرش امام حسن (كه او نیز ده سال با معاویه به سر برده بود) به سر برد و هرگز سر به مخالفت برنداشت و حقا اگر امام حسن یا امام حسین با معاویه مى‏جنگیدند كشته مى‏شدند و براى اسلام كمترین سودى نمى‏بخشید و در برابر سیاست حق به جانبى معاویه كه خود را صحابى و كاتب وحى و خال المؤمنین معرفى كرده و هر دسیسه را به كار مى‏برد،تأثیرى نداشت.

گذشته از اینكه با تمهیدى كه داشت مى‏توانست آنان را به دست كسان خودشان بكشد و خود به عزایشان نشسته به مقام خونخواهى بیاید چنانكه با خلیفه سوم نظیر همین معامله را كرد .

زینب و ام كلثوم

سخنان مورخان دیگر به جز شیخ مفید،اقتضا دارد كه زینب و ام كلثوم چهار تن بوده‏اند.دو تن صغرا و دو تن كبرا.مسعودى به این نكته صریحا اشاره كرده و ام كلثوم كبرا و زینب كبرا را در شمار فرزندان آن حضرت (ع) از فاطمه دانسته و ام كلثوم صغرا را از مادر دیگرى ذكر كرده است.

اما چنان كه ملاحظه شد،شیخ مفید،از فرزندى به نام ام كلثوم صغرا یادى به میان نیاورده است و زینب كبرا و زینب صغرا مكنى به ام كلثوم را از اولاد فاطمه بر شمرده و زینب صغرا را زاده مادرى غیر از فاطمه زهرا مى‏داند و بر او كنیه ام كلثوم اطلاق نكرده است و حال آنكه در پیش گفته شد كه مادر زینب صغرا ام ولد (كنیز) بوده است.

شك نیست كه على (ع) دو دختر داشته است كه هر دو را ما به نام ام كلثوم مى‏شناسیم.یكى از آنان همسر عمر بوده كه در مدینه از دنیا رفته و دیگرى همان كسى است كه در واقعه طف حضور داشته.نام این دو تن را مورخان ذكر كرده‏اند.اولین آن دو پیش از ماجراى طف مرده است.در این صورت چندان دور نیست كه ام كلثومى كه در واقعه طف حضور داشته و آن كسى كه در كوفه سخنرانى كرده همان زینب صغرایى باشد كه شیخ مفید از او یاد كرده است.زینب صغرا و زینب كبرا هر دو از خواهران امام حسین (ع) بوده‏اند.و هرگز نه آن دو از حسین (ع) جدا شدند و نه حسین آنها را ترك كرد.بنابراین اگر زینب كبرا،همان كسى است كه همسر عبد الله بن جعفر بوده و امام (ع) را ترك نگفته و همسرش نیز در قید حیات بوده است،پس درست‏تر و اولى‏تر آن است كه بگوییم زینب صغرا نیز امام را ترك نكرده است.این زینب از نظر فضل و دانش در چنان جایگاهى قرار دارد كه نامش پس از نام زینب كبرا ذكر مى‏شود.اما قبرى كه در دهستان راویة در نزدیك دمشق وجود دارد،منسوب به زینب صغرا مكنى به ام كلثوم است .چنان كه من خود نیز آن را بر سنگى كه بر قبر این زن بود مشاهده كردم و نیز ابن جبیر بدان اشارت كرده است.اگر چنین باشد این زینب خواهر امام حسین (ع) است.اما چگونه او به شام رفته و در آنجا وفات یافته و دفن شده،خداوند بر صحت این قول داناتر است!در تاریخ و آثار باقى مانده در نزد ما،هیچ گونه اشاره‏اى بر این واقعه دیده نمى‏شود.

ابن عساكر در تاریخ دمشق مى‏نویسد:قبرى كه در دهستان راویه وجود دارد،از آن زنى است به نام ام كلثوم و این زن را نباید با دختر پیغمبر (ص) اشتباه گرفت.چرا كه وى در مدینه از دنیا رفته است.همچنین نمى‏توان این قبر را از آن ام كلثوم،دختر على و فاطمه (س) و همسر عمر دانست.زیرا وى در مدینه وفات یافته و در قبرستان بقیع به خاك سپرده شده است .این قبر در واقع از آن زنى از اهل بیت است كه وى را بدین نام مى‏خوانده‏اند و در حفظ نسب وى تلاشى صورت نگرفته است.

ظاهر عبارت ابن عساكر نشان مى‏دهد كه وى تنها یكى از اولاد على (ع) را به نام ام كلثوم شناخته است و این نظریه با آنچه از جانب مورخان و نسب‏شناسان اظهار شده سازگار نیست .و مخالف دلیلى است كه گفته شده ام كلثومى كه در واقعه طف حضور داشته،همسر عمر نبوده است.چرا كه دانسته شد وى قبل از واقعه طف از دنیا رحلت كرده است.

یاقوت در معجم البلدان به ذكر این نكته بسنده كرده است كه در«راویه قبر ام كلثوم است .»و بر این قول،چیز دیگرى نیفزوده است.نهایتا آنكه وجود قبرى براى زینب كبرا در منطقه راویه،از جمله نكاتى است كه دلیل قطعى بر عدم آن وجود دارد.ما این مطلب را در این كتاب در شرح زندگى زینب،بیان كرده‏ایم.

پى ‏نوشتها:

1ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 21 و 25.ذخائر العقبى،ص 67 و .121

2ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 28.دلائل الامامه،محمد بن جریر طبرى (چاپ‏نجف،سال 1369 هجرى) ص 60ـفصول المهمه،ص 133.تذكره الخواص،ص 193.تاریخ یعقوبى (چاپ نجف سال 1314 هجرى) ج 2،ص 204.اصول كافى،ج 1،ص .461

3ـارشاد مفید،ص 172.مناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 33.فصول المهمه،ص .144

4ـارشاد مفید،ص 172.مناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 33.الامامة و السیاسه،عبد الله بن مسلم بن قتیبه،ج 1،ص 163.فصول المهمه،ص 145.تذكرة الخواص،ص .197

5ـارشاد مفید،ص 173.مناقب ابن شهر اشوب،ج 4 ص 35 الامامة و السیاسة ج 1، ص .164

6ـارشاد مفید،ص 174.مناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 42.فصول المهمه،ص .146 تذكرة الخواص،ص .211

7ـارشاد مفید،ص 181.اثبات الهداه،ج 5،ص 129 و .134

8ـارشاد مفید،ص 179.اثبات الهداه،ج 5،ص 168ـ212.اثبات الوصیه،مسعودى ( چاپ تهران،سال 1320) ص .125

9ـارشاد مفید،ص 182.تاریخ یعقوبى،ج 2،ص 226ـ228.فصول المهمه،ص .163

10ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص .88

11ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 88.ارشاد مفید،ص 182.الامامة و السیاسه،ج 1، ص 203.تاریخ یعقوب،ج 2،ص 229.فصول المهمه،ص 163.تذكرة الخواص،ص .235

12ـارشاد مفید،ص .201

13ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص .89

14ـارشاد مفید،ص 201.فصول المهمه،ص .168

15ـارشاد مفید،ص 204.فصول المهمه،ص 170.مقاتل الطالبیین (چاپ دوم) ص‏ .73

16ـارشاد مفید،ص 205.فصول المهمه،ص 171.مقاتل الطالبیین،ص .73

17ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص .98

18ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 99.ارشاد مفید،ص .214

19ـمناقب ابن شهر اشوب،ج 4،ص 98.ارشاد مفید،ص .214

20ـبحار الانوار (چاپ كمپانى) ج 10،ص 200،202 و .203

شیعه در اسلام ص 205 علامه طباطبایى

سیره معصومان جلد 3 صفحه 17 سید محسن امین




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمه زهرا، فرزندان، امام حسن، امام حسین، حضرت زینب، ام کلثوم،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1393/09/18 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی
قال الامام حسین بن علی (ع): من احبک نهاک و من ابغضک اغراک (الحیاة/ج1/ص172 - بحار/ج78/ص128)
کسی که تو را صادقانه دوست دارد به تو انتقاد می کند و تو را از خطا و معصیت باز می دارد و کسی که تو را به گناه و انحراف دعوت و ترغیب و تشویق می کند دشمن واقعی توست. (که بی جا از تو تعریف و تمجید می کند و تو را دچار عجب و غرور می سازد.)




نوع مطلب :
برچسب ها : دوست و دشمن واقعی، امام حسین، بحار الانوار، الحیاة،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :