اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

شهادت امام رضا علیه السلام از زبان اباصلت هروی

خبر از شهادت خویش به اباصلت

اباصلت هروی می گوید:
من در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم. به من فرمود:« ای اباصلت! داخل این قبّه ای که قبر هارون است، برو و از چهار طرف آن کمی خاک بردار و بیاور.»
من رفتم و خاک ها را آوردم.
امام خاک‌ها را بویید و فرمود:« می‌خواهند مرا پشت سر هارون دفن کنند، ولی در آنجا سنگی ظاهر می شود که اگر همه کلنگ‌های خراسان را بیاورند، نمی توانند آن را بکَنند.» و این سخن را در مورد بالای سر و پایین پای هارون فرمود.
بعد وقتی خاک پیش روی هارون یعنی طرف قبله هارون را بویید، فرمود:« این خاک، جایگاه قبر من است. ای اباصلت، وقتی قبر من ظاهر شد، رطوبتی پیدا می شود. من دعایی به تو تعلیم می کنم. آن را بخوان. قبر پر از آب می شود. در آن آب ماهی های کوچکی ظاهر می شوند. این نان را که به تو می دهم برای آنها خرد کن. آنها نان را می خورند. سپس ماهی بزرگی ظاهر می شود و تمام آن ماهی های کوچک را می بلعد و بعد غایب می شود. در آن هنگام دست خود را روی آب بگذار و این دعا را که به تو می‌آموزم بخوان. همه‌ی آب‌ها فرو می روند. همه‌ی این کارها را در حضور مأمون انجام ده.»
سپس فرمود:« ای اباصلت! من فردا نزد این مرد فاجر و تبهکار می روم. وقتی از نزد او خارج شدم، اگر سرم با عبایم پوشانده بودم، دیگر با من حرف نزن و بدان که مرا مسموم کرده است.»

مسموم شدن امام با انگور

فردا صبح، امام در محراب خود به انتظار نشست. بعد از مدتی مأمون غلامش را فرستاد که امام را نزد او ببرد. امام به مجلس مأمون رفت و من هم به دنبالش بودم. در جلوی او طبقی از خرما و انواع میوه بود. خود مأمون خوشه ای از انگور به دست داشت که تعدادی از آن را خورده و مقداری باقی مانده بود.
با دیدن امام، برخاست و او را در آغوش کشید و پیشانی اش را بوسید و کنار خود نشاند. سپس آن خوشه انگور را به امام تعارف کرد و گفت:« من از این انگور بهتر ندیده ام.»
امام فرمود:« چه بسا انگورهای بهشتی بهتر باشد.»
 مأمون گفت:« از این انگور میل کنید.»
امام فرمود:« مرا معذور بدار.»
مأمون گفت:« هیچ چاره ای ندارید. مگر می خواهید ما را متهم کنید؟ نه. حتماً بخورید.» سپس خودش خوشه انگور را برداشت و از آن خورد و آن را به دست امام داد.
امام سه دانه خورد و بقیه اش را زمین گذاشت و فوراً برخاست.
مأمون پرسید:« کجا می روید؟»
فرمود:« همان جا که مرا فرستادی.»
سپس عبایش را به سر انداخت و به خانه رفت و به من فرمود:« در را ببند.»
سپس در بستر افتاد.

حضور امام جواد بر بالین پدر در لحظه شهادت

من در وسط خانه محزون و ناراحت ایستاده بودم که ناگهان دیدم جوانی بسیار زیبا پیش رویم ایستاده که شبیه ترین کس به حضرت رضا علیه السلام است.
جلو رفتم و عرض کردم:« از کجا داخل شدید؟ درها که بسته بود.»
فرمود:« آن کس که مرا از مدینه تا اینجا آورد، از در بسته هم وارد کرد.»
پرسیدم:« شما کیستید؟»
فرمود:« من حجّت خدا بر تو هستم، ای اباصلت! من محمد بن علی الجواد هستم.»
سپس به طرف پدر گرامیش رفت و فرمود:« تو هم داخل شو!»
تا چشم مبارک حضرت رضا علیه السلام به فرزندش افتاد، او را در آغوش کشید و پیشانی‌اش را بوسید.
حضرت جواد علیه السلام خود را روی بدن امام رضا انداخت و او را بوسید. سپس آهسته شروع کردند به گفتگو که من چیزی نشنیدم. اسراری بین آن پدر و پسر گذشت تا زمانی که روح ملکوتی امام رضا علیه السلام به عالم قدس پر کشید.

تغسیل امام به دست امام جواد علیه السلام

امام جواد علیه السلام فرمود: ای اباصلت! برو از داخل آن تخت و لوازم غسل و آب را بیاور.»
گفتم:« آنجا چنین وسایلی نیست.»
فرمود:« هر چه می گویم، بکن!»
من داخل خزانه شدم و دیدم بله، همه چیز هست. آنها را آوردم و دامن خود را به کمر زدم تا در غسل امام کمک کنم.
حضرت جواد فرمود:« ای اباصلت! کنار برو. کسی که به من کمک می کند غیر از توست.» سپس پدر عزیزش را غسل داد. بعد فرمود:« داخل خزانه زنبیلی است که در آن کفن و حنوط است. آنها را بیاور.»
من رفتم و زنبیلی دیدم که تا به حال ندیده بودم. کفن و حنوط کافور را آوردم.
حضرت جواد پدرش را کفن کرد و نماز خواند و باز فرمود:« تابوت را بیاور.»
عرض کردم:« از نجاری؟»
فرمود:« در خزانه تابوت هست.»
داخل شدم. دیدم تابوتی آماده است. آن را آوردم.
امام جواد، پدرش را داخل تابوت گذاشت و سپس به نماز ایستاد.

پرواز تابوت به سوی آسمان

هنوز نمازش تمام نشده بود که ناگهان دیدم سقف شکافته شد و تابوت از آن شکاف به طرف آسمان رفت. گفتم:« یا ابن رسول الله! الان  مأمون می آید و می گوید بدن مبارک حضرت رضا چه شد؟»
فرمود:« آرام باش! آن بدن مطهّر به زودی برمی گردد. ای اباصلت! هیچ پیامبری در شرق عالم نمی میرد، مگر آنکه خداوند ارواح و اجساد او و وصی‌اش را به هم ملحق فرماید، حتی اگر وصیّ اش در غرب عالم بمیرد.»
در این هنگام دوباره سقف شکافته شد و تابوت به زمین نشست.
سپس حضرت جواد، بدن مبارک پدرش را از تابوت خارج کرد و به وضعیت اولیّه خود در بستر قرار داد. گویی نه غسل داده و نه کفن شده بود. بعد فرمود:« ای اباصلت! برخیز و در را برای  مأمون باز کن.»

مأمون در کنار پیکر مطهر امام

ناگهان مأمون به همراه غلامانش با چشمی گریان و گریبانی چاک کرده داخل شد. همان طور که بر سر خود می زد، کنار سر مطهّر حضرت رضا علیه السلام نشست و دستور تجهیز و دفن امام را صادر کرد.
تمام آنچه را که امام رضا به من فرموده بود، به وقوع پیوست. مأمون می گفت:« ما همیشه از حضرت رضا در زنده بودنش کرامات زیادی می دیدیم. حالا بعد از وفاتش هم از آن کرامات به ما نشان می‌دهد.»
وزیر مأمون به او گفت:« فهمیدید حضرت رضا به شما چه نشان داد؟»
مأمون  گفت:« نه.»
گفت:« او با نشان دادن این ماهی‌های کوچک و آن ماهی بزرگ می خواهد بگوید سلطنت شما بنی عباس با تمام کثرت و درازیِ مدت، مانند این ماهی های کوچک است که وقتی اجل شما رسید، خداوند مردی از ما اهل بیت را به شما مسلّط خواهد کرد و همه شما را از بین خواهد برد.»
مأمون  گفت:« راست گفتی.»
بعد مأمون به من گفت:« آن چه دعایی بود که خواندی؟»
گفتم:« به خدا قسم، همان ساعت فراموش کردم.» واقعاً هم فراموش کرده بودم.

آزادی اباصلت از زندان به دست مبارک امام رضا علیه السلام

ولی مأمون مرا حبس کرد و تا یک سال در زندان بودم. دیگر دلم به تنگ آمده بود. یک شب تا صبح دعا کردم و خدا را به حق محمد و آل محمد خواندم که ناگاه حضرت جواد علیه السلام داخل زندان شد و فرمود:« ای اباصلت، دلتنگ شده ای؟»
گفتم:« به خدا قسم، آری.»
فرمود:« بلند شو!» زنجیر را باز کرد و مرا از زندان خارج فرمود. محافظین مرا می‌دیدند ولی نمی‌توانستند چیزی بگویند.
فرمود:« برو در امان خدا که دیگر دست مأمون به تو نخواهد رسید.»
و تا کنون من دیگر مأمون را ندیده ام.

منابع:
بحار الانوار، ج 49، ص 300، ح 10. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 242.





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد

شهادت امام هشتم، معصوم دهم، امام رئوف، ضامن آهو، خلیفه الله و امام المومنین و المتقین سلطان دین علی بن موسی الرضا علیه السلام بر عموم عزاداران حضرتش تسلیت باد.




نوع مطلب : مناسبت ها، مطلب روز، امام رضا علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
15 فضیلیت زیارت امام رضا علیه السلام
مزیت اول - زیارت حضرت رضا (علیه السلام) افضل و برتر از زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) است :

شاه عبدالعظیم حسنی فرمود: به حضرت جواد علیه السلام عرض كردم  كه به زیارت قبر حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف شوم یا به زیارت پدرتان .

فرمود: اندكى درنك كن ؛ سپس داخل اندرون شد بعد - در حالى كه اشكهایش بر رخسارش جارى بود - خارج شد و ...

سپس فرمود: زائران امام حسین علیه السلام بسیارند؛ اما زائران پدرم كمند.

در روایت دیگر فرمود: زیارت پدرم افضل است زیرا حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را همه مردم زیارت مى كنند؛ اما پدرم را، جز خواص شیعه زیارت نمى كنند.( 118)

زیرا هر فرقه اى از شیعه ، امام حسین علیه السلام را از جهات مختلفى از قبیل ، شهادت آن حضرت ، مخصوصا فرزند بى واسطه حضرت زهراعلیهاالسلام بودن محترم مى شمارند و فرق دیگر شیعه ، از قبیل : كیسانیه ، زیدیه ، اسماعیلیه و واقفیه و...امامت حضرت سیدالشهدا علیه السلام را پذیرفته اند؛ اما در این میان ، حضرت رضا علیه السلام داراى ویژگى خاصى است كه اغلب انشعابات تشیع ، قبل از ایشان بوده و باقیمانده از فرق مختلف همین خواص شیعه هستند كه به ولایت حضرت رضا علیه السلام معتقدند و شمارشان نسبت به بقیه كمتر است ؛ لذا در روایات عارفا بحقه قید شده یعنى ایشان را امام واجب الاطاعه بداند.

مزیت دوم - زائر حضرت رضا علیه السلام از زوار تمام انبیاء و اولیا و ائمه علیهم السلام افضل و با ارزش تر است .

سلیمان بن حمص گفت : ( 119) از موسى بن جعفر علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: هر كسى قبر فرزندم على را زیارت كند خداوند ثوابى معادل هفتاد حج مبرور ( 120) به او عطا مى فرماید.

با تعجب گفتم : هفتاد حج مبرور؟! فرمود: آرى هفتاد هزار حج .

باز با تعجب گفتم : هفتاد حج مبرور؟!

فرمود: آرى . هفتاد هزار حج مبرور. بار دیگر با تعجب پرسیدم .

فرمود: بعضى از حجها در پیشگاه خدا مقبول نمى شود.هر كس فرزندم را زیارت كند یا شبى در كنار قبر او به سر برد، مانند كسى است كه خداوند را در عرش زیارت كند.

باز با تعجب پرسیدم مانند كسى كه خدا را در عرش زیارت كند؟!

فرمود: آرى . روز قیامت ، در عرش خدا چهار نفر از پیشینیان : نوح ، ابراهیم ، موسى و عیسى و چهار نفر از آخر الزمان : محمد، على ، حسن و حسین علیهم السلام گرد خواهند آمد و بعد، این مجلس ادامه خواهد یافت . یعنى غیر از این هشت نفر دیگران هم خواهند بود

زوار قبور ائمه علیهم السلام با ما، در همین جلسه شركت خواهند داشت .بالاترین درجه و با ارزش ترین عطیه و عنایت ، مخصوص زوار فرزندم على بن موسى الرضاست .

مزیت سوم - براى زوار حضرت رضا علیه السلام ضمانت شده است كه خداوند گناهان گذشته و آینده اش را مى بخشد.

امام جواد فرمود: هر كه قبر پدرم ، حضرت رضا علیه السلام را در توس زیارت كند خداوند گناهان گذشته و آینده او را مى بخشد و روز قیامت براى او منبرى در مقابل منبر رسول الله صلى الله علیه و آله مى نهد و با آسایش و آرامش بر آن منبر مى نشیند تا خداوند به اعمال آخرین نفر از بندگان خود رسیدگى نماید.( 121)

این روایت دو جنبه دارد:

1- بخشیدن گناه
2- آسودگى از حساب

مزیت چهارم - بخشیده شدن گناه به هر كمیت و كیفیتى كه باشد

شخصى خراسانى ( 122) به حضرت رضا علیه السلام گفت : یا بن رسول الله من پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله را در خواب دیدم كه به من فرمود:
وقتى پاره تن من در سرزمین شما دفن شود و ستاره ای از من در آنجا غروب كند، چگونه امانت مرا حفظ خواهید كرد؟

حضرت رضا علیه السلام فرمود: من در سرزمین شما دفن مى شوم و پاره تن و ستاره دودمان اویم ؛ سپس فرمود: بدان هر كه مرا با قید معرفت به حق واجبى كه خداوند از اطاعت برایم قرار داده است ، زیارت كند؛ من و پدران گرامى ام در روز قیامت شفیع او خواهیم بود و هر كه را ما شفاعت كنیم ، در قیامت نجات مى یابد - ولو كان علیه مثل وزرالثقلین الجن و الانس-  گر چه به گناه جن و انس آلوده باشد

مزیت پنجم - زیارت با معرفت، اجر هفتاد شهید

حمزة بن حمران از امام صادق علیه السلام نقل مى كند كه فرمود: هر كه نواده مرا در توس خراسان با معرفت به حقش ، زیارت كند اجر هفتاد شهید از شهدایى كه در كنار رسول اكرم صلى الله علیه و آله پیكار كرده اند، به او داده مى شود.

عرض كردم ، فدایت شوم .
عرفان به حقش چگونه است ؟ فرمود:

یعلم انه امام مفترض الطاعته ، غریب ، شهید

بداند كه او امام واجب الاطاعه و غریب و شهید است

مزیت ششم - زیارت حضرت رضا علیه السلام معادل هفتاد هزار حج است

یكى از اصحاب گفت : به حضرت صادق علیه السلام گفتم : فلانى مى گفت كه به شما گفته است : من نوزده حج عمره به جا آورده ام ؛ بعدا شما فرموده اید كه یك حج و یك عمره دیگر به جاى آور تا به اندازه یك مرتبه زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام به تو اجر داده شود.

امام ششم علیه السلام فرمود: اكنون بگو كدام یك نزد تو محبوبتر است بیست مرتبه به حج رفتن یا با امام حسین علیه السلام محشور شدن ؟ گفتم : با امام حسین علیه السلام محشور شدن محبوبتر است . فرمود: پس به زیارت امام حسین علیه السلام ( 123) برو.

با بررسى به روایت ، زیارت امام حسین علیه السلام معادل تا هزار حج هم وارد شده است .

در روایتى از عایشه نقل شده است ( 124) كه پیامبر اكرم فرمود: كسى كه حسینم را زیارت كند نود حج از حجهاى رسول الله صلى الله علیه و آله و عمره اش به او داده مى شود. اما توجه داشتید كه زیارت حضرت رضا علیه السلام صدهزار حج ثواب داشت .

مزیت هفتم - به نحو شگفت انگیزى به زوار حضرت رضا علیه السلام كه عارف به حق او باشند ثواب و پاداش داده مى شود

اباصلت هروى روایت می کند از حضرت رضا علیه السلام كه فرمود: به خدا قسم هیچ یك از ما خانواده نیست ؛ مگر اینكه كشته شود یا شهید مى گردد.
پرسیدم : آقا! شما را چه كسى مى كشد؟ فرمود:
شرورترین خلق خدا به وسیله سم در زمانم ؛ سپس مرا در دیار غربت دفن مى كنند.

الا فمن زارنى فى غربتى كتب الله له اجر ماءته الف شهید و ماءته الف صدیق و ماءته الف حاج معتمر ( 125) و ماءته الف مجاهد و حشر فى زمرتنا و جعل فى الدرجات من الجنة رفیقنا.


بدان كه هر كس مرا در غربتم زیارت كند خداوند ثواب صد هزار شهید و صد هزار صدیق و صد هزار حاجى و عمره گزار و صد هزار مجاهد مى دهد و با ما محشور مى شود و در درجات عالى بهشت رفیق ماست .

مزیت هشتم - آتش جهنم بر بدن زائر حضرت رضا علیه السلام حرام و ثواب زیارتش ‍ بهشت برین است .

على بن مهزیار گفت : به حضرت جواد علیه السلام گفتم : پاداش زائر حضرت رضا علیه السلام چیست ؟
فرمود: الجنة و الله به خدا قسم بهشت .( 126)

عن عبدالعظیم الحسنى قال : سمعت ابا جعفر الثانى یقول :
ما زار ابى احد فاصابه اذى من مطر او برد او حر الا حرم جسده على النار.( 127)

شاهزاده عبدالعظیم حسنى گفت : از حضرت جواد شنیدم كه مى فرمود:
هیچ كس به زیارت پدرم نمى رود كه گرفتار ناراحتى از قبیل : باران یا سرما و یا گرما شود؛ مگر اینكه خداوند بدنش را بر آتش جهنم حرام مى كند.

خدایا! به ما توفیق زیارت و قبول آن را عنایت فرما

مزیت نهم - قیامت كه هیچ کس به یاد دیگرى نیست ؛ حضرت رضا علیه السلام در تلاش ‍نجات زائر خویش است .

در مواقف قیامت سه جاست كه هیچ كس به یاد دیگرى نیست ؛ و فقط به موارد زیر مى اندیشد.

1- میزان عمل : عاقبتش به خیر خواهد بود یا نه ؟
2- چگونگى عبور از صراط: از صراط خواهد گذشت یا سقوط خواهد كرد؟
3- تحویل گرفتن نامه عمل : نامه اعمالش به دست چپش داده خواهد شد یا به دست راستش ؟

حضرت رضا علیه السلام فرمود: من در این موارد خطرناك به داد زوارم خواهم رسید و از آنان شفاعت خواهم كرد.

قال الرضا علیه السلام : من زارنى على بعد دارى اتیته یوم القیامة فى ثلاث مواطن حتى اخلصه من اهوالها.
اذا تطایرت الكتب یمینا و شمالا، عند الصراط و عندالمیزان .(عیون اخبار الرضا ج2 ، ص 255 - خصال ص 168 )


حضرت رضا علیه السلام فرمود: هر كس مرا در این فاصله دورى كه دارم - زیارت كند روز قیامت سه جا به دادش مى رسم و او را از شدت آن سه مورد آسوده مى كنم :

1- هنگامى كه نامه هاى اعمال به دست راست یا چپ تحویل داده مى شود.
2- هنگام عبور از صراط
3- هنگام سنجش اعمال .

مزیت دهم - آسودگی حساب قیامت

بخش اول این روایت ، در مزیت سوم كه آمرزنده گناه گذشته و آینده بود، ذكر شد؛ اما در این قسمت بر محاسبه نشدن و آسودگى از حساب تكیه شده است .
كه قبلا ذكر شد منبرى برایش مى نهند تا خدا از حساب خلایق فارق شود


ابراهیم جعفرى از مهران چنین نقل كرده است كه گفت :
به خدمت حضرت جواد علیه السلام رسیدم و سؤ ال كردم : كسى كه پدر شما را در توس ‍ زیارت كند، چه امتیازى دارد؟

فرمود: هر كه قبر پدرم را در توس زیارت كند، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را مى آمرزد.

مزیت یازدهم - زیارت حضرت رضا علیه السلام غم را از دل زائر مى زداید.

قال رسول الله صلى الله علیه و آله :
ستد فمن بضعة منى بخراسان مازارها مكروب الا نفس الله كربته و لا مذنب الا غفر الله ذنوبه .( 128)

رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: بزودى پاره اى از تن من در خراسان دفن مى شود، هیچ غمگینى او را زیارت نمى كند مگر اینكه خدا غم از دلش بزداید و هیچ زائر گنهكارى مگر اینكه خداى تعالى گناهانش را بیامرزد.

بنابراین در این دریاى متلاطم زندگى پیوسته طوفانهاى غم و اندوه زندگى او را در معرض ‍ خط قرار مى دهد، حضرت رضا علیه السلام را با معرفت باید زیارت كرد تا وجود انسان از این طوفانها رها و دل از غم و صفات ناپسند زدوده و توشه اى براى سفر آخرت فراهم شود.

مزیت دوازدهم - شفاعت در انتظار زائران على بن موسى الرضا علیه السلام است .

امام صادق علیه السلام فرمود: احدى از اولین و آخرین نیست مگر اینكه روز قیامت، محتاج شفاعت حضرت رسول اكرم صلى الله علیه و آله است .( 129)
پس همه محتاج شفاعت هستند؛ اما طبق آیه ولا یشفعون الالمن ارتضى ؛

حضرت رضا علیه السلام فرمود:
(لا یشفعون الالمن ارتضى دینه )
شفاعت نمى كنند مگر كسانى را كه خدا دین و آیین آنها را بپسندد.( 130)

زیارت حضرت رضا علیه السلام موجب مى شود كه آن حضرت از زائرانش شفاعت كند.

حسین بن فضال از پدر خود نقل كرده است كه گفت : از حضرت رضا علیه السلام شنیدم كه فرمود: مرا با سم خواهند كشت و در سرزمین غربت دفن خواهم شد. این كه مى گویم پدرم از قول پدر بزرگوار و آباء گرامى اش از رسول اكرم صلى الله علیه و آله نقل كرده اند كه فرمود:
الا فمن زارنى فى غربتى كنت انا و آبائى شفعاءه یوم القیامة و من كنا شفعاءه نجى و لو كان مثل وزرا الثقلین .( 131)

بدانید كه هر كس مرا در غربتم زیارت كند، من و آباء گرامى ام روز قیامت شفیع او خواهیم بود هر كس كه ما را از او شفاعت كنیم نجات مى یابد اگر چه آلوده به گناه جن و انس ‍ باشد.

مزیت سیزدهم - افضل زیارات

محمد بن سلیمان گفت : به حضرت جواد علیه السلام گفتم :
شخصى حج واجب خود را به جا آورده پس ‍ از آن به حج عمره رفته و در مراجعت به زیارت رسول اكرم صلى الله علیه و آله نایل شده است ؛ بعدا به نجف رفته ، على علیه السلام و امام موسى كاظم علیه السلام را زیارت كرده است ؛ باز در همین ایام وضعش از نظر مالى به گونه اى است كه نمى تواند عازم حج شود؛ حال بفرمائید به حج برود، افضل و برتر است یا به توس رفته ، حضرت رضا علیه السلام را زیارت كند؟
قال یاءتى خراسان فیسلم على ابى علیه السلام افضل و لیكن ذلك فى رجب
فرمود: در صورتى كه در ماه رجب باشد به خراسان رفته ، پدرم حضرت رضا علیه السلام را زیارت كند بهتر است .

مزیت چهاردهم - در حرم حضرت رضا علیه السلام دو ركعت نماز با شرایط خاص به جا آوردن موجب برآمدن حاجت است .

صقربن دلف گفت : از حضرت هادى ، على بن محمد بن على بن موسى الرضا علیه السلام ، شنیدم كه فرمود:

هر كه برآورده شدن حاجتش را از خدا بخواهد، باید غسل كرده به حرم حضرت رضا علیه السلام رود، در بالاى سر آن حضرت دو ركعت نماز بخواند در قنوت نماز آنچه بخواهد - در صورتى كه كار حرام یا قطع رحم و خوایشاوندى نباشد - از خدا بخواهد، خداى تعالى نیازش را برآورده سازد.

و نیز فرمود:
بارگاه ملكوتى حضرت رضا علیه السلام بقعه اى از بقعه هاى بهشت است كه هیچ مؤ منى آن را زیارت نكند، مگر اینكه خداوند او را از آتش ‍ آزاد و وارد بهشتش نماید.

مزیت پانزدهم - مجموعه اى از فضایل زیارت حضرت رضا علیه السلام به قول و بیان خود آن امام علیه السلام .

باید توجه داشت كه فضایل زیارت امام هشتم علیه السلام به عناوین پانزده گانه مذكور محدود نمى شود و زیارت آن حضرت فضایل بسیارى دیگر نیز دارد كه در این مختصر نمى گنجد.

حضرت رضا علیه السلام فرمود:
هر كه به زیارت من رهسپار شود و عارف به حق من باشد، دعایش مستجاب و گناهانش ‍ بخشوده مى شود.

هر كه مرا در این بقعه زیارت كند مثل كسى است كه رسول الله صلى الله علیه و آله را زیارت كرده باشد در روز قیامت من و آباء گرامى ام شفیع او خواهیم بود.
و هذه البقعة روضة من ریاض الجنة و مختلف الملائكة لایزال فوج ینزل من السماء و فوج یصعد الى ان ینفخ فى الصور ( 132)
بارگاه من باغى از باغهاى بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است كه مرتبا فوج فوج تا روز قیامت از آسمان نزول مى كنند و فوجى دیگر به آسمان صعود مى نمایند.

فضیلت دو ركعت نماز در حریم قدس ‍ حضرت رضا علیه السلام
 

اباصلت هروى گفت : حضرت رضا علیه السلام مى فرمود: من بزودى مظلومانه با سم كشته مى شوم و قبرم كنار قبر هارون خواهد بود خداوند تربت مرا محل رفت و آمد شیعیان و اهل بیتم قرار خواهد داد؛ هر كه مرا در غربتم زیارت كند، بر من واجب خواهد شد كه در روز قیامت او را زیارت كنم .

قسم به آن كسى كه محمد صلى الله علیه و آله را گرامى داشته و او را میان جهانیان به نبوت برگزیده است ؛ هر كس در كنار قبرم دو ركعت نماز بگزارد خداوند گناهانش را مى آمرزد.

زائران قبر من در روز قیامت گرامیترین وارد شوندگان بر خداى تعالى هستند هر مؤمنى كه مرا زیارت كند و در راه زیارت قطره اى از آسمان بر صورتش بچكد، خداوند بدنش را بر آتش جهنم حرام مى كند.( 133)





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، مطلب روز، مناسبت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

«فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام»

1 ـ امام باقر(ع)، از جدّش، از امیرالمؤمنین(ع) نقل كرده است كه پیامبر(ص) فرمود: پاره اى از پیكر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى كه او را زیارت كند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گنهكارى كه به زیارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد. عیون اخبار الرضا(ع) 2:257؛ امالى صدوق:119
2 ـ ابوهاشم جعفرى گوید: از امام جواد(ع) شنیدم كه فرمود: میان دو كوه طوس، پاره اى است كه آن را از بهشت ستانده اند، هر كه بدان جا درآید، روز رستاخیز از آتش ایمن خواهد ماند. عیون اخبارالرضا(ع) 2:256
3 ـ حسین بن زید گوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه مى فرمود: مردى از نسل فرزندم موسى ، قیام خواهد كرد كه همنام امیرالمؤمنین(ع) است و در سرزمین طوس كه در خراسان است، دفن خواهد شد... او در همان جا با زهر كشته مى شود و غریبانه به خاكش مى سپارند. هر كه او را با معرفت زیارت كند، خداوند او را همسان كسانى كه پیش از پیروزى ، بخشش و پیكار كرده باشند، پاداش خواهد داد. عیون اخبارالرضا(ع) 2:255؛ امالى صدوق 118.
4 ـ بزنطى گوید: از امام رضا(ع) شنیدم كه فرمود: هر یك از دوستان من كه عارفانه به دیدار من آید، من خود در روز رستاخیز از او شفاعت كنم. امالى صدوق 119.
5 ـ امام رضا(ع) فرمود: هر كس كه دورى سفر را بر خود بپذیرد و به زیارت من آید، من در روز قیامت در سه جایگاه به نزد او خواهم شتافت تا او را از تنگنا به در آورم: آن جایى كه نامه اعمال دست به دست مى شود، در صراط، و هنگام سنجش اعمال. خصال 1:109؛ امالى صدوق 121.
6 ـ هروى گوید: امام رضا(ع) وارد بارگاهى شد كه هارون را آن جا در خاك نهاده بودند، در كنار گور او با دست خویش خطى بر زمین كشید و فرمود: این تربت من است كه در آن دفن مى شوم و خدا این جا را محل آمدوشد پیروان و دوستداران من خواهد ساخت. هر زائرى كه به دیدار من آید و هر مسلمانى كه بر من سلام دهد، با شفاعت ما اهل بیت، بخشش و رحمت خداوندى را از آن خود خواهد كرد. عیون اخبارالرضا(ع) 2:136.
7 ـ عبدالعظیم حسنى گوید: به امام جواد(ع) عرض كردم: من میان زیارت قبر جدّتان امام حسین(ع) و زیارت بارگاه پدرتان در طوس حیران مانده ام، شما چه مى گویید؟ فرمود: اندكى درنگ كن! سپس به خانه رفت و در حالى كه گونه هایش آغشته به اشك بود، بیرون آمد و فرمود: زائران بارگاه امام حسین(ع) فراوان اند و زائران قبر پدرم در طوس اندك. عیون اخبارالرضا 2:256.
8 ـ صقر بن دلف گوید: از سرورم امام هادى (ع) شنیدم كه فرمود: هر كه به درگاه خداوند نیازى دارد، قبر جدّم امام رضا(ع) در طوس را بدین سان زیارت نماید كه نخست غسل كند، در بالاسر دو ركعت نماز بگزارد و در قنوت حاجت خویش را بر زبان آورد... اگر در خواسته اش معصیت یا بریدن از خویشان نباشد، مستجاب خواهد شد؛ زیرا جاى قبر آن حضرت پاره اى از بهشت است و هر مؤمنى كه آن را زیارت كند، خدا او را از آتش رهایى بخشد و در سراى امنیت جاى دهد. عیون اخبارالرضا(ع) 2:262؛ امالى صدوق 588.




نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، مطلب روز، مناسبت ها، 
برچسب ها : فضیلیت زیارت امام رضا، امام محمد باقر، صفر بن دلف - عبدالعظیم حسنی - هروی - امام رضا (ع) - بزنطی، ابوهاشم جعفر - امام محمد باقر (ع)،
لینک های مرتبط :

فضیلت و پاداش زیارت امام رضا علیه السلام

نوشته: سید على حسینى‏

محبت ودلبستگى شدید مؤمنان به رسول خدا و اهل بیت او - علیهم السلام - از ویژگیهاوامتیازهاى مومنان است آنان. همواره از ژرفاى جان به اهل بیت عشق مى‏ورزند و در پى دستیابى به رضایت آنان هستند وطبیعى است كه محبت به آنان جلوه‏ها و آثار گوناگونى در زندگى دارد و زیارت مرقدهاى پاك و نورانیشان در زمره مهم‏ترین آن جلوه هاست. اگر حتى یك روایت در فضیلت زیارت معصومان - علیهم السلام - صادر نشده بود، ادب در برابرآنان، مومنان را وامى داشت به زیارت حرم‏هاى مطهرشان مشرف شوند و افزون بر عرض ارادت و شیفتگى خود ازدریاى معنویت بى بدیل و ناپیدا كرانه آنها جرعه‏ها نوشند و روح خود را با نزدیك ساختن به آن ارواح بلند و بى نظیر شاداب سازند.
در روایات رسیده از پیامبر خداو اهل بیت - علیهم السلام - درباره فضیلت زیارت معصومان - علیهم السلام - و آداب آن و گروهى از عبادات و احكام حرمشان روایات متعدد و متنوعى از معصومان - علیهم السلام - رسیده است كه محدثان بزرگ در ثبت و ضبط آنهاكوشیده‏اند.
این نوشته در پى آن است كه سخنان پیامبر خدا - صلى اللَّه وعلیه وآله - و دیگر معصومان - علیهم السلام - را درباره فضیلت زیارت حضرت على بن موسى الرضا- علیه السلام - گزارش كند.
روایات در بردارنده فضیلت زیارت آن حضرت شگفت‏انگیز و بسیار مهم‏تر از آن چیزى است كه در این‏باره‏گفته شده است. همان طور كه مى‏دانیم امام على بن موسى الرضا - علیه السلام - ازبزرگترین مؤمنان، شهیدان، صالحان، صدیقان ویكى از معصومان - علیهم السلام - است. بر طبق روایات و آیات قرآن كسى كه حتى یكى ازصفتهاى یادشده را داشته باشد، نزد خداى متعال جایگاه ممتاز و بلندى دارد وبه طور كلى زیارت قبرش مطلوب است و داراى آثار معنوى.(1)
درمدخل این بخش به عنوان نمونه به چند روایت در این باره اشاره مى‏شود.
جناب كلینى و صدوق دراین باره از حضرت على بن موسى الرضا - علیه السلام - این گونه نقل كرده‏اند:
هریك از امامان معصوم - علیهم السلام - بر گردن دوستان و شیعیان خود پیمان و عهدى دارند و وفاى كامل به آن پیمان و اداى نیكوى آن عهد، زیارت مرقدهاى مطهر آنان است. پس هر كس از سر میل و رغبت به زیارت و اعتقاد به آن چه آنان گرایش داشتند، به زیارت بشتابد، روز قیامت ائمه - علیهم السلام - شفیعان او خواهند بود(2).
بر طبق روایتى دیگر، حسن بن وشّاء مى‏گوید: ازحضرت رضا - علیه السلام - پرسیدم: پاداش زیارت قبریكى از ائمه - علیهم السلام - چیست؟
آن حضرت فرمود: «مانند ثواب زیارت قبر امام حسین است.»
پرسیدم: پاداش كسى كه قبر امام حسین - علیه السلام - را زیارت كند، چیست؟
فرمود: سوگند به خدا پاداش او بهشت است(3).»
عبدالرحمن بن مسلم از امام صادق - علیه السلام - دراین باره‏چنین نقل‏كرده است:
«كسى در زمان مرگ ما، قبرهاى ما را زیارت كند، مانند كسى است كه درزمان حیاتمان ما را زیارت كند(4).»

فضیلت زیارت حضرت امام رضا - علیه السلام -

همان طور كه پیش‏تر اشاره شد، حضرت رضا - علیه السلام - از كامل‏ترین مومنان، صدیقان، مجاهدان، صالحان، شهیدان، هادیان امت وهشتمین معصوم و فرزند رسول خدا و امیرمومنان - علیهماالسلام - است و هر كدام از خصلتهاى یاد شده سبب مى‏شود زیارت ایشان از پاداش و آثار خاصى برخوردار باشد،(5) كه در این نوشته از توضیح آنها صرف نظر مى‏شود و در این بخش روایاتى را كه از پیامبر خدا و ائمه - علیهم السلام - درباره فضیلت زیارت آن حضرت نقل كرده‏اند فراروى خوانندگان مى‏نهیم :

1 - پاداش زیارت حضرت رضا در مقایسه با پاداش حج

جناب شیخ طوسى از حضرت رضا - علیه السلام - نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:
«در خراسان بقعه‏اى است و زمانى خواهد آمد كه آن بقعه همواره محل رفت و آمد و مطاف فرشتگان مى‏شود تا روز قیامت كه در صور دمیده مى‏شود و قیامت فرا مى‏رسد.»
پرسیدند: اى پسر رسول خدا! این بقعه كدام بقعه است؟ فرمود:
«این بقعه در سرزمین طوس است، به خدا سوگند! آن زمین باغى از باغهاى بهشت است. هر كه مرا دراین بقعه زیارت كند مانند كسى است كه رسول خدا را زیارت كرده است و براى او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قیامت شفاعت كننده او خواهیم بود.»(6)
در روایتى دیگر بزنطى مى‏گوید: نامه حضرت رضا - علیه السلام - را خواندم، در آن نامه چنین آمده بود:
«به شیعیان من بگو زیارت من به اندازه هزار حج پاداش دارد.»
بزنطى مى‏گوید از امام جواد - علیه السلام - از روى تعجب پرسیدم: به اندازه هزار حج؟ آن حضرت فرمود: «آرى: به خدا سوگند كسى كه او را زیارت كند در حالى كه حق او را مى‏شناسد، به اندازه هزار، هزار حج (یك میلیون حج) پاداش دارد(7).»
بر طبق روایتى دیگر امام موسى بن جعفر - علیه السلام - فرمود:
«كسى كه قبر فرزندم على - علیه السلام - را زیارت كند، پاداش او هفتاد حج نیكو و مقبول خواهد بود.»
مازنى مى‏گوید: از سر تعجب پرسیدم: هفتاد حج؟ فرمود:
«هفتاد هزار حج.»
عرض كردم: زیارت او به اندازه هفتاد هزار حج پاداش دارد؟ فرمود: آرى! بسیارى از حج هاپذیرفته نمى‏شوند. هر كس فرزندم على را زیارت كند ویك شب نزد ایشان بماند، به كسى مى‏ماند كه خدا را در عرش زیارت كرده است.»(8)
در برخى از این روایات هفتاد حج و در برخى هزارحج و عمره و در برخى یك میلیون و در برخى هفتاد هزار حج وعمره پاداش زیارت امام رضا - علیه السلام - قرار داده شده است.
این روایات با هم ناسازگارى ندارد؛ زیرا گروهى از روایات به طور روشن نشان مى‏دهد كه مخاطبان امام كاظم، امام رضا و امام جواد - علیهم السلام - زمینه و ظرفیت شنیدن فضیلت بسیار گران و ارزشمند زیارت آن حضرت را نداشتند؛ از این رو، امام - علیه السلام - ظرفیت آنان را ملاحظه كرده و باتوجه به آن از ثواب زیارت مرقد مطهر حضرت رضا - علیه السلام - سخن مى‏گفتند. گواه این نكته آن است كه آنان از شنیدن حتى اندكى از اجر زیارت آن حضرت شگفت زده مى‏شدند. همان طور كه روایات یاد شده نشان‏گر آن است كه اجر بالا و ثواب هزارهزار حج براى همه زائران ایشان نیست، بلكه تنها آن دسته از زائران ایشان از آن مرحله از پاداش بهره خواهند برد كه از روى معرفت ایشان را زیارت كنند و حق آن حضرت را به گونه‏اى شایسته بشناسند.
افزون بر آن كه، همان طور كه خواهد آمد، زیارت حضرت رضا - علیه السلام - در همه زمان ها یكسان نیست بلكه در برخى از زمانها فضیلت افزون‏ترى دارد و نیز باید توجه داشت گروهى از زائران در مسیر زیارت به رنج و زحمت مى‏افتند و زیارت براى آنان سختى‏هایى دارد، كه پاداش زیارت این گروه بیش‏تر خواهد بود.

2- نشاط و شادابى

زیارت امام رضا - علیه السلام - براى زائرانى كه از سر شوق و عشق به بارگاه ملكوتى و قدسى آن حضرت مشرف شده‏اند، فواید گوناگونى دارد. آن حرم پاكیزه و دل‏انگیز سرشار از معنویت است و جذبه‏هایش آن چنان تاثیرى بر جان زائر مى‏گذارد كه به مقدار ظرفیتش مى‏تواند از آن چشمه جوشان معنویت بنوشد و در نتیجه اندوه نشسته بر جان او زدوده شده و غمها از جانش رخت بر مى‏بندد. پیامبر اعظم - صلى اللَّه وعلیه وآله - فرمود:
«پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد. هر انسان اندوهناكى او را زیارت كند، خداى عزوجل اندوه او را از بین خواهد برد و هر گناهكارى كه به زیارت او بشتابد، خدا گناهانش را مى‏آمرزد.»

3- آمرزش گناهان

زمین طوس و آن جاكه فرزند بى همتاى موساى فاطمه - علیهماالسلام - به خاك سپرده شده گوهرى است گرانبهاكه خاك بهشت بر آن حسرت برد و فرشتگان براى زیارت آن گروه گروه از آسمان به زمین مى‏شتابند. فضاى معنوى و الهى حرم مطهر به گونه‏اى است كه جان زائران در زلال كوثر ان شست‏وشو داده خواهد شد و گناهشان خواهد ریخت. در واقع، آنان كه از سر صدق و براى زیارت پا در آن زمین قدسى مى‏گذارند، خداى عزوجل جامه ذلت معصیت را از تن هایشان مى‏كند و بار سنگین گناه را از دوششان بر مى‏دارد.
در روایات متعددى به این نكته اشاره شده است. امام جواد - علیه السلام - فرمود:
«هركس قبر پدرم را در طوس زیارت كند، خدا گناهان گذشته و آینده‏اش را مى‏آمرزد(9).»
وشاء مى‏گوید: على بن موسى الرضا - علیه السلام - درباره فضیلت زیارت قبرشان چنین فرمودند:
«به زودى از سر ظلم و ستم با سم كشته خواهم شد. هر كس مرا زیارت كند و حال آن كه حق مرا مى‏شناسد، گناهان گذشته و آینده‏اش را خدا مى‏آمرزد.»(10)

4 - نجات و فریاد رسى

بر طبق آیات قرآن و سخنان معصومان - علیهم السلام - قیامت روز دشوارى است؛ روزى است كه پرده‏ها كنار مى‏رود و خداى متعال چهره واقعى آدمیان را مى‏نمایاند و همه باید پاسخ گوى اعمال خود باشند. این روز بسى طولانى است و براى رهایى از دشواریهاى آن باید از مراحل مختلف به سلامت عبور كرد. برخى از این مراحل هولناك عبارت است از هنگامى كه نامه‏هاى اعمال گناهكاران و صالحان به آنان داده مى‏شود و زمانى كه این اعمال با ترازوهاى خاص سنجیده و وزن مى‏گردد و گاه عبور از پل صراط. بر پایه روایاتى كه محدثان بزرگ شیعه و سنى روایت كرده‏اند، در آن شرایط حساس، حضرت رضا - علیه السلام - زائرانش را دستگیرى كرده و نجات مى‏دهد.
حمدان دیوانى از آن حضرت در این باره این گونه نقل كرده است:
«هر كس مرا با دورى سرا و مقبره‏ام زیارت كند، روز قیامت در سه جایگاه او را درمى‏یابم و از هولهاى رستاخیز مى‏رهانم. آن گاه كه نامه‏هاى اعمال از چپ و راست به انسانها داده شود و به هنگام گذر از صراط و در برابر میزان.»(11)

5 - شفاعت

بسیارى از آدمیان دست كم بخش عظیمى از زندگى خود را با غفلت مى‏گذرانند و چون روز حساب فرا رسد باید در برابر خداى متعال بایستند و پاسخ آن چه را كرده‏اند و گفته‏اند و روا داشته‏اند، بدهند و خود را براى كیفر یا پاداش الهى آماده سازند و هول و هراس و دریغ و پشیمانى و بزرگى كیفر خداى متعال در آن روز به اندازه‏اى است كه نمى‏توان آن را توصیف كرد. در آن اوضاع و احوال سخت و سهمگین است كه اولیاى الهى دوستان خود را شفاعت كرده و از هلاكت مى‏رهانند. بزنطى چنین روایت كرده است:
«از حضرت رضا - علیه السلام - شنیدم كه فرمود: هر كس از دوستانم مرا زیارت كند در حالى كه حقم را بشناسد، روز قیامت او را شفاعت خواهم كرد.»(12)
در روایتى دیگر، حسن بن فضال از آن حضرت این گونه نقل كرده است:
«من مسموم و كشته و در غربت دفن خواهم شد و این مطلب را از طریق پدرم، به نقل از پدرش و اجدادش، از امیرمؤمنان، على بن ابى طالب از رسول خدا - صلى الله علیه و آله - مى‏دانم. آگاه باشید هر كس مرا با غربت و دورى سرایم زیارت كند، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود و كسى كه ما شفیع او باشیم، اگر چه به اندازه جن و انس گناه داشته باشد، گناهان او بخشیده خواهد شد.»(13)
بر طبق روایتى دیگر، هروى مى‏گوید: حضرت رضا - علیه السلام - وارد قبه‏اى شد كه هارون در آن دفن شده است و با دست مباركش در كنار آن خطى كشید و فرمود:
«این تربت من است و در آن دفن خواهم شد و خداى متعال این مكان را محل آمد و شد شیعیان و دوستانم قرار خواهد داد. به خدا سوگند هر یك از آنان كه مرا زیارت كند، یا بر من سلام كند، به سبب شفاعت ما- كه اهل بیت پیامبریم - مشمول بخشش و مهربانى خدا قرار خواهد گرفت.»
شیخ صدوق نقل كرده است كه مردى از خراسان به آن حضرت عرض كرد: اى پسر رسول خدا! در خواب پیامبر خدا را دیدم، گو این كه به من چنین فرمود:
«چگونه خواهید بود، زمانى كه پاره تنم در سرزمین شما دفن شود و امانت من میان شما نگهدارى شود و ستاره‏ام در خاك شما پنهان شود؟»
حضرت رضا - علیه السلام - فرمود:
«منم كه در سرزمین شما دفن مى‏شوم و من پاره تن پیامبر شمایم و منم امانت و ستاره. آگاه باشید! هر كس مرا زیارت كند، در حالى كه بشناسد حق و اطاعتى كه خدا براى من واجب كرده است، من و پدرانم روز قیامت شفیع او خواهیم بود و كسى كه من و پدرانم شفیع او باشیم، نجات مى‏یابد؛ گر چه بار گناه او به اندازه بار گناه انس و جن باشد.»(14)

6 - رهایى از آتش جهنم‏

خداى متعال همواره در قرآن به كیفر دردناك و غیرقابل تحمل اخروى اشاره مى‏كند. بر پایه ده‏ها آیه از كتاب خدا، جهنم جایگاه آنان است كه از پروردگارشان روى برتابند و به حلقه بندگى شیطان و هواى نفس درآیند؛ و جهنم بد جایگاهى است براى آنان. آیات قرآن به ابعاد مختلف این مسئله اشاره كرده است. بر طبق این آیات، چون روز قیامت فرا رسد، آتش جهنم فراز آمده و خودنمایى مى‏كند. در این اوضاع و احوال ترس آور و دهشتناك زائران حضرت رضا - علیه السلام - از امتیاز بزرگى برخوردارند. آنان از آتش سوزان جهنم درامانند.
حضرت عبدالعظیم حسنى مى‏گوید: از امام هادى - علیه السلام - شنیدم كه فرمود:
«مردم قم و آبه آمرزیده هستند؛ چون در طوس به زیارت جدم على بن موسى الرضا - علیه السلام - مى‏روند. آگاه باشید! هر كه به زیارت آن حضرت بشتابد و در راه رفتن به طوس قطره‏اى از آسمان بر سر او فرود آید، حتى اندكى به رنج و زحمت افتد، جسم او بر جهنم حرام خواهد شد(15).»
حضرت رضا - علیه السلام - چنین نقل كرده است:
«من مظلومانه با سم كشته خواهم شد و در كنار قبر هارون الرشید دفن مى‏شوم. روز قیامت زائران قبرم با كرامت‏ترین ورود را بر خداى متعال خواهند داشت و هر مومنى كه مرا زیارت كند و قطره‏اى آب از آسمان بر چهره او فرو ریزد و در راه زیارت به رنج و زحمت افتد، جسد او بر آتش جهنم حرام خواهد شد(16).»
در ذیل این دو روایت نكته‏اى آمده است كه و آن این جسد آن دسته از زائران على بن موسى الرضا - علیه السلام - بر آتش حرام خواهد بود كه در مسیر زیارت و حركت به سمت مشهد قطره‏اى باران از آسمان بر سرشان فرو ریزد. در این باره دو پرسش به ذهن مى‏آید: اول آن كه مقصود حضرت از بارش یك قطره باران از آسمان چیست، دوم آن كه آیا آنان كه بدون این شرط به زیارت مى‏روند، به این پاداش دست نمى‏یابند؟
پاسخ پرسش نخست آن است كه در آن روزگاركه مردم پیاده و یا با چهار پایان به سفر مى‏رفته‏اند، بارش باران آنان را به زحمت مى‏انداخته است و در واقع، مقصود امام - علیه السلام - آن است كه خداى متعال رنج و زحمت زائران آن حضرت را نادیده نخواهد گرفت و به آنان پاداش خواهد داد، از این رو، در روایتى دیگر از جناب عبدالعظیم حسنى این مطلب به گونه‏اى روشن‏تر نقل شده است. ایشان مى‏گوید: از امام جواد - علیه السلام - شنیدم كه فرمود:
«هر كس پدرم را زیارت كند و در مسیر زیارت به سبب بارش باران، سرما و یا گرما و یا هر چیز دیگرى اذیت شود و به رنج افتد، جسد او بر آتش جهنم حرام خواهد شد.»
در پاسخ به سؤال دوم به نظر مى‏رسد براى رسیدن به پاداش بزرگ زیارت حضرت رضا - علیه السلام - ضرورتى ندارد زائر در مسیر حركت و در مدت زیارت به زحمت افتد و هر كه توفیق زیارت ایشان را یابد، به این پاداش عظیم دست خواهد یافت. صد البته همان طور كه فرموده‏اند: «افضل الاعمال احمزها»؛ «بافضیلت‏ترین اعمال پر مشقت‏ترین آنهاست». زحمت و مشقتى كه زائر در راه حركت به حرم مطهر ایشان مى‏بیند، برثواب او خواهد افزود. سخن رسول خدا - صلى الله علیه وآله - در این باره گواه روشنى بر این مطلب است.
امام صادق - علیه السلام - ازپدرانش از امیرمؤمنان، على - علیه السلام - نقل كرده است كه رسول خدا - صلى الله علیه وآله - چنین فرمود:
«به زودى پاره تن من در سرزمین خراسان دفن خواهد شد، هیچ مومنى او را زیارت نمى‏كند، مگر آن كه خداى عزوجل بهشت را بر او واجب و جسدش را بر آتش حرام مى‏گرداند.»
در روایتى دیگر از امام جواد - علیه السلام - چنین نقل شده است:
«میان دو كوه طوس مشتى از خاك بهشت نهاده شده است، هر كه داخل آن شود، روز قیامت از آتش در امان خواهد بود.»(17)

7 - وعده بهشت

بهشت از دیرباز آرزوى مؤمنان و خداجویان بوده است؛ رسیدن به بهشت كار آسانى نیست و شرایط و ویژگیهاى متنوع و متعددى باید در آدمى پدید آید تا قابلیت ورود به آن را پیدا كند. حرم پاك و پاكیزه على بن موسى الرضا - علیه السلام - كه مطاف فرشتگان و محل آمد و شد آنان و كانون راز و نیاز عارفان و سوز و گداز مومنان و عاشقان اهل بیت است، در واقع، پاره‏اى از بهشت است كه خداوند آن را در زمین نهاده است. ورود به این حرم بى همتا نوعى انس با بهشت و بهشتیان است و كسى كه با معرفت و فروتنانه حضرت رضا - علیه السلام - را در این مكان زیارت كند، راه ورود به بهشت را براى خود هموار كرده است.
در روایتى كه در این باره از پیامبر خدا، امام كاظم، امام جواد و امام رضا - علیهم السلام - نقل شده تاكید فراوان شده است كه پاداش زیارت آن حضرت بهشت است. براى توضیح بیشتر این مطلب نقل متن روایات مناسب به نظر مى‏رسد:
رسول خدا - صلى الله علیه وآله - فرمود:
«اوجب الله عزوجل له الجنة(18).»
از امام موسى بن جعفر و امام جواد - علیهماالسلام - نقل شده است:
«فله الجنة.(19)»
«كسى كه قبر پسرم را زیارت كند، بهشت از آن اوست.»
امام جواد - علیه السلام - فرمود:
«ضمنت لمن زار قبر ابى بطوسٍ عارفاً بحقه الجنة على الله تعالى.(20)»
«من ضامن بهشت براى كسى هستم كه قبر پدرم را در طوس زیارت كند وحق او را بشناسد.»
عبدالعظیم حسنى از امام جواد - علیه السلام - چنین نقل كرده است:
«الجنة واللَّهِ(21).»
«سوگند به خدا، بهشت براى كسى است كه قبر پدرم رازیارت كند.»
امام جواد - علیه السلام - در پاسخ به این سؤال كه ثواب كسى كه در خراسان زائر پدر شما باشد، چیست؟ فرمود:
«الجنةُ واللهِ الجنةُ واللهِ(22).»
«سوگند به خدا بهشت است، سوگند به خدا بهشت است.»
حضرت رضا - علیه السلام - فرمود:
«حشر فى زمرتنا وجعل فى الدرجات العُلى من الجنة رفیقنا(23).»
«كسى كه مرا در غربت زیارت كند، خدا او را با ما محشور خواهد كرد و در درجه‏ها و مراتب عالى رفیق ما خواهد بود.»
همان طور كه ملاحظه شد در برخى از این روایات بهشت پاداش و نتیجه زیارت امام رضا - علیه السلام - قرار داده شده است و در برخى، امام جواد - علیه السلام - یك بار سوگند یاد كرده و در برخى از آنها دو بار به خدا سوگند یادكرده است كه بهشت از آن كسى است كه آن حضرت را زیارت كند. در بعضى از این روایات، حضرت با تعبیر دیگرى تأكید مى‏ورزد و مى‏فرماید: من ضمانت مى‏كنم بهشت را براى زائران پدرم، و در بعضى از نسخه‏ها به جاى «ضمنت»، «حتمتُ» آمده است؛ یعنى قاطعانه و از روى یقین مى‏گویم كه بهشت پاداش زیارت آن حضرت است؛ گواین كه برخى از مخاطبان حتى گروهى از شیعیان آن حضرت نمى‏توانسته‏اند این همه پاداش را براى زیارت ایشان باور كنند. از این رو، حضرت با تاكید بسیار آن پاداش عظیم را ضمانت مى‏كند.
اما آن چه در این میان شگفت آور مى‏نماید، روایتى است كه از خود آن حضرت در كتاب‏هاى من لایحضره الفقیه و عیون اخبارالرضا و دیگر منابع مهم حدیثى نقل شده است كه «حشر فى زمرتنا و جعل فى الدرجات العلى من الجنه رفیقنا(24).»
این حدیث شریف در بردارنده چند نكته است:
اول آن كه زائر حضرت به بهشت مى‏رود؛
دوم آن كه در مرتبه‏ها و مقامهاى عالى بهشت جاى مى‏گیرد،
سوم آن كه درقیامت با ائمه - علیهم السلام - محشور مى‏شود و در بهشت همراه آنان است و با آنان انس و رفاقت دارد، و این پاداشى است عظیم كه نشانگر جایگاه ویژه و بى همتاى حضرت رضا - علیه السلام - در درگاه الهى است.
در این جامناسب مى‏نماید به روایت دیگرى كه مضمون شگفت آور و دل‏انگیزى درباره فضیلت زیارت آن حضرت دارد، اشاره شود:
آن حضرت مى‏فرماید
«آگاه باشید! هر كس مرا در غربتم در طوس زیارت كند، روز قیامت در درجه من، با من و آمرزیده خواهد بود(25).»

8 - موقعیت خاص در قیامت

انسان در این دنیا آزاد است و مى‏تواند به هر عملى دست زند، هر چه مى‏خواهد بگوید و نیتها و آرزوهاى خود را بر طبق میل خود سامان دهد، اما خداوند همواره در قرآن تذكر داده و به آدمى نهیب مى‏زند كه روز قیامت فراروى شما ست و آن روز دادگاهى بزرگ و واقعى در محضر خدا تشكیل شده و همه گفتارها، كردارها ونیتهاى آدمى در ترازوى سنجش قرار مى‏گیرد. در آن روزِ شگفت‏انگیز همه آدمیان مى‏باید پاسخ گوى اعمال خود باشند. در آن روز مردم باتوجه به اعمال و عقاید خود در گروه‏ها و مراحل مختلفى قرار دارند و گروهى از آنان از موقعیتهاى ویژه و ممتازى برخوردارند و زائران حضرت رضا در زمره آنانند. بر طبق برخى از روایات كه پیش‏تر به آنها اشاره شد، زائران قبر حضرت رضا - علیه السلام - از والاترین مقام و بهترین هدیه برخوردارند(26).
بر پایه روایتى دیگر، هر كس حضرت رضا - علیه السلام - را زیارت كند چون روز قیامت شود، براى او منبرى در برابر منبر رسول خدا - صلى الله علیه وآله - بر پا مى‏كنند تاخدا از حساب خلایق فارق شود(27).
راوى مى‏گوید: ایوب بن نوح را دیدم كه آن حضرت را زیارت مى‏كرد و مى‏گفت: به طلب منبر آمده‏ام.
در روایت دیگرى آمده است كه بهترین و با كرامت‏ترین ورود را بر خداى متعال دارند. در برخى از این روایات فقط نام منبر پیامبر - صلى الله علیه وآله - آمده است.(28)
از مجموع این روایات نكته‏هاى مختلفى در شأن والاى زائر امام رضا استفاده مى‏شود كه گروهى از آنهاعبارت است از:
اول: زائر امام رضا در قیامت از موقعیت ویژه‏اى برخوردار است؛
دوم: او در سایه پیامبران و امامان و در برابر على و رسول خدا - صلوات الله علیهما - قرار مى‏گیرد؛
سوم: در طول مدت حساب جایگاهى خاص و راحت دارد.
چهارم: در مقایسه با دیگران زائران ائمه او از بالاترین درجه و بهترین هدیه برخوردار است.

9- ثواب مجاهدان و شهیدان

مجاهدان در درگاه الهى مقامى خاص دارند. خداوند مكرر در قرآن از بزرگى و فضیلتهاى آنان یاد مى‏كند و آن دسته از مجاهدان كه خونشان بر زمین ریخته مى‏شود و جان به كف نهاده و در راه جانان نصار مى‏كنند، در زبان قرآن و سخنان معصومان - علیهم السلام - شهید گفته مى‏شود. شهیدان در فرهنگ اسلامى مقامى بس ارجمند و جایگاهى رفیع دارند تا آن جاكه در ردیف پیامبران از آنان یاد شده است (29).
بر پایه گروهى از روایات آمده است كه زائر حضرت رضا - علیه السلام - پاداشى به اندازه پاداش صدهزار مجاهد(30) در راه خدا دارد. در روایت دیگرى از امام صادق - علیه السلام - چنین نقل شده است:
«مردى از فرزندان موسى بن جعفر به پا خواهد خواست، نام او مانند نام امیرالمؤمنین، على است و او در طوس در سرزمین خراسان مدفون خواهد شد. او به وسیله سم كشته و در همان جا غریبانه دفن خواهد شد. هركس او را زیارت كند در حالى كه حقش را بشناسد، خدا پاداش كسانى را به او خواهد داد كه قبل از فتح مكه در راه خدا انفاق كرده و جنگیده‏اند(31).»
درگروهى ازروایات، زائرحضرت رضا اجرى مانند اجر شهید دارد. بر طبق این روایات، زائران حرم ملكوتى حضرت رضا - علیه السلام - مانندشهیدانى هستند كه در ركاب رسول خدا - صلى الله علیه وآله - جنگیده و به شهادت رسیده‏اند. شیخ صدوق از امام صادق - علیه السلام - دراین باره چنین نقل كرده است:
«یكى ازنوه‏هاى من درسرزمین خراسان در شهرى كه به آن طوس مى‏گویند، كشته خواهد شد. هر كس در حالى كه حقش را مى‏شناسد او را زیارت كند، روز قیامت دستش را مى‏گیرم و او را داخل بهشت مى‏كنم؛ گرچه در زمره انجام دهندگان گناه كبیره باشد. هركس او را زیارت كند در حالى كه حقش را بشناسد، خدا به او اجر هفتاد شهید از شهیدانى كه باایمان و از روى حقیقت جلوى رسول خدا به شهادت رسیده‏اند، خواهد داد(32).»
همه كسانى كه درجنگ جان مى‏بازند شهید به شمارنمى آیند و شهید كسى است كه فقط براى خدا و با ایمان و اعتقاد به خدا و در راه او خونش بر زمین ریخته شود، اینان شهیدان حقیقى هستند.

10 - پاداش زیارت رسول خدا

رسول خدا محمد بن عبدالله - صلوات الله علیه و آله - خاتم پیامبران و برترین، بهترین و با فضیلت‏ترین مخلوق خدا است. كسى كه آن حضرت را زیارت كند، مثل آن است كه خدا را در عرش زیارت كرده است.
زید شحام مى‏گوید: از امام صادق - علیه السلام - پرسیدم: پاداش كسى كه رسول خدا را زیارت كند چیست؟
فرمود: «مانند كسى است كه خدارا در عرشش زیارت كرده است.»
پرسیدم: ثواب كسى كه یكى از شما را زیارت كند، چیست؟
فرمود: «مانند پاداش كسى است كه رسول خدا - صلوات الله علیه وآله - را زیارت كرده باشد(33).
در روایت‏هاى مختلفى پاداش زیارت حضرت رضا- علیه السلام- مانند پاداش كسى قرار داده شده است كه رسول خدا- صلوات الله علیه وآله- را زیارت كرده باشد.
امام موسى بن جعفر- علیه السلام - فرمود:
«پسرم، على -علیه السلام- مظلومانه با سم كشته خواهد شد و در طوس در كنار هارون دفن مى‏شود. هر كس اورا زیارت كند، مانند آن است كه رسول خدا - صلوات الله علیه وآله - را زیارت كرده است.»(34)
جناب شیخ طوسى - قدس سره - از حضرت رضا - علیه السلام - در این باره این گونه نقل كرده است: حسن بن على بن فضال مى‏گوید: از امام على بن موسى الرضا - علیه السلام- شنیدم كه فرمود:
«در خراسان بقعه‏اى است كه در آینده محل رفت و آمد فرشتگان مى‏گردد و همواره تازمانى كه قیامت فرا رسدو در صور دمیده شود گروهى از ملائكه از آسمان به سوى آن بقعه فرود مى‏آیند و گروهى از آنان از آن جا به آسمان مى‏روند.»
پرسیدند: اى پسر رسول خدا! این بقعه، چه بقعه‏اى است؟
حضرت فرمود:
«سوگند به خدا این بقعه بوستانى از بوستانهاى بهشتى است، هر كه مرا در آن بقعه زیارت كند، مانند كسى است كه رسول خدا- صلوات الله علیه وآله- را زیارت كرده و خدا براى او پاداش هزار حج نیكو و هزار عمره قبول شده را خواهد نوشت و من و پدرانم روز قیامت شفیع او خواهیم بود(35).»

11- با فضیلت‏تر از همه زیارت ها

همان طور كه پیش‏تر اشاره شد، زیارت قبر پیامبر خدا- صلوات الله علیه وآله- فاطمه زهراو دیگرمعصومان -علیهم السلام- فضیلت و پاداش ویژه وعظیمى دارد. در این میان، زیارت طلایه دار شهیدان تاریخ واسوه آزادگان جهان، سیدالشهدا - علیه السلام - امتیاز خاص به خود را دارد. اما روایاتى نشان‏گر آن است كه زیارت حضرت رضا - علیه السلام - حتى از زیارت امام حسین - علیه السلام- نیز پاداش بیش‏ترى دارد.(36) بر طبق گروهى از روایات، روز قیامت زائران رسول خدا و ائمه - علیهم السلام- موقعیت ممتاز و ویژه‏اى دارند، اما زائران قبر حضرت رضا- علیه السلام - از والاترین مقام و بهترین هدیه برخوردار خواهند بود.(37) در یكى از این روایات تعبیرى شگفت‏انگیز آمده است. حضرت رضا - علیه السلام - فرمود:
«زائر من روز قیامت در درجه من، و با من آمرزیده خواهد شد.»
یش‏تر روایتى آورده شد كه زائر حضرت رضا در درجه‏ها و مراتب عالى بهشت با ائمه خواهد بود.(38)
روایاتى از این دست- به ویژه روایت اول - نشان‏گر آن است كه زیارت حضرت رضا- علیه السلام-بیش‏ترین فضیلت را دارد. دربرخى از روایات به گونه‏اى دیگر این مطلب نقل شده است: حضرت عبدالعظیم حسنى مى‏گوید: به امام جواد عرض كردم درباره قبر امام حسین و قبر پدر بزرگوار شما در طوس تردید دارم؛ نمى‏دانم به طوس براى زیارت پدرتان مشرف گردم یا به كربلا روم براى زیارت امام حسین - علیه السلام - ، آن حضرت فرمود: همین جابمان، آن گاه از اتاق بیرون رفت و برگشت در حالى كه اشكهایش بر دو گونه‏اش جارى بود. پس فرمود:
«زائران قبر امام حسین - علیه السلام - فراوانند و زوار قبر پدرم كم اند(39).»
جناب على بن مهزیار مى‏گوید: به امام جواد- علیه السلام - عرض كردم: آیا زیارت حضرت رضا - علیه السلام - فضیلت بیش‏ترى دارد یا زیارت امام حسین - علیه السلام - حضرت فرمود:
«زیارت قبر پدرم با فضیلت‏تر است؛ زیرا همه مردم به زیارت امام حسین مى‏روند، اما قبر پدرم را تنها شیعیان خاص زیارت مى‏كنند(40).»
از امام صادق - علیه السلام- در این باره مطلبى نقل شده است كه مى‏تواند شاهدى مناسب براى مضمون این حدیث باشد. آن حضرت اشاره مى‏كند كه زائران حضرت رضا - علیه السلام - در برهه‏اى از زمان خاص و كم بلكه كم‏تر خواهند بود(41). بدین سان، روایاتى كه درباره برترى و فضیلت داشتن زیارت حضرت رضا-علیه السلام- درمقایسه بادیگر معصومان - علیهم السلام- نقل شد، دو گونه بود: بخش اول به طور روشن نشان گر پاداش افزون‏تر وموقعیت ممتازترى بود كه زائران حضرت رضا-علیه السلام - داشتند. بخش دوم روایاتى بود كه از آن رو زیارت آن حضرت را بر زیارت امام حسین - علیه السلام - ترجیح مى‏داد كه قبر حضرت زائر ندارد، برخلاف ضریح مقدس امام حسین كه همه شیعیان به زیارت آن حضرت مى‏روند. از این رو، همان طور كه برخى از دانشوران بزرگ شیعه نوشته‏اند مى‏توان این روایات را ویژه آن روزگار دانست؛ روزگارى كه شیعیان دوازده امامى در خراسان اندك بودند و تفرقه بر جامعه تشیع به ویژه در ایران سایه افكنده بود؛ از این رو، قبر با بركت آن حضرت زائران كم‏ترى داشت وتنها آنان كه به امامت و معصوم بودن آن حضرت معرفت داشتند، خالصانه به زیارت آن مرقد نورانى مى‏شتافتند. از این رو، امام جواد- علیه السلام-به جناب عبدالعظیم حسنى فرمود كه زیارت قبر امام رضا-علیه‏السلام- فضیلت بیش‏ترى دارد و به دلیل آن هم اشاره فرمود.
علامه مجلسى در توضیح این حدیث مى‏نویسد:
برپایه این روایت در هر زمانى كه قبر یك یا چند معصوم - علیه السلام - زائران كم‏ترى داشته باشد، زیارت آن مرقد فضیلت بیش‏ترى دارد.»
بدین ترتیب، اكنون كه وهابیان ساده لوح حرم مطهر امام هادى و امام عسكرى - علیهماالسلام - را تخریب كرده‏اند و اكنون مدت‏ها است هیچ شیعه‏اى نمى‏تواندبه زیارت آن دو ولى، حجت و نور خدا برود، در این زمان اگر كسانى بتواند بابرنامه‏هاى سیاسى نظامى و یاهر راه دیگرى مسیر زیارت و تعمیر حرم آن دو امام بزرگ را فراهم آورند، با فضیلت‏ترین و بهترین عمل را انجام داده‏اند.
علامه مجلسى در توضیح حدیث على بن مهزیار چنین نوشته است: شاید این حدیث ویژه آن روزگار باشد؛ چه این كه جز شیعیان خاص كه به درستى این فضیلت زیارت حضرت رضارا مى‏دانستند، دیگر شیعیان به زیارت آن حضرت نمى‏شتافتند. بر طبق این تحلیل، در هر زمانى هر امام معصومى كه زائر كم‏ترى داشته باشد، ثواب زیارت او افزون‏تر خواهد بود.(42)
به هر حال، اعتماد بر ظاهر این روایات نیز از احتمال هایى است كه تاحدودى قابل ملاحظه است و بر اساس آن باید گفت: زیارت امام رضا - علیه السلام- افضل از زیارت دیگر ائمه خواهد بود.

12- استجابت دعا

خداوند متعال مى‏فرماید «ادعونى استجب لكم» بر طبق این آیه شریفه، خداى متعال وعده داده‏است دعاى بندگان خود رابه اجابت برساند، اما دعابراى این كه مستجاب شود اولاً واقعاً باید دعا باشد و بنده از سر بندگى و باهمه وجود از خداى خود خواسته‏اش را بخواهد، و ثانیاً باید شرایط دعا را آن طوركه در دیگر آیات قرآن و روایات رسیده است، داشته باشد. در این میان پاره‏اى از امور در مستجاب شدن دعاهاتاثیر فراوان دارد. به عنوان مثال، زمان و مكان دعاكردن در به ثمر نشستن دعاها تاثیر فراوان دارد. دعا كردن در شب قدر، شب‏هاى ماه رمضان، ایام شهادت معصومان مانند: روز عاشورا، شب عرفه، عید قربان و جمعه با دیگر ایام متفاوت است. به همان سان كه دعا كردن در كنار خانه خدا، مسجد پیامبر، مسجد كوفه، زیر گنبد امام حسین- علیه السلام- و...با مكان‏هاى عادى تفاوت دارد.
از مكان هایى كه همواره رحمت و عنایت‏هاى خاص الهى بر آن فرود مى‏آید و از نورانیت ویژه و صفاى معنوى بى بدیلى برخوردار است، حرم مطهر على بن موسى الرضا - علیه السلام - است، اوضاع و احوال و شرایط و اوصاف حرم مطهر زمینه را فراهم مى‏آورد و شرایطى را رقم مى‏زند كه زائر به خداى متعال نزدیك شود و زمینه به هدف رسیدن دعاهاى او فراهم آید.
یاسر، خادم امام على بن موسى الرضا - علیه السلام - از آن حضرت چنین نقل مى‏كند:
«براى زیارت هیچ قبرى جز قبرهاى ماسفر نكنید، بدانید كه من ظالمانه با سم كشته و در سرزمین غربت دفن خواهم شد، پس هر كس براى زیارت من سفر كند، دعایش مستجاب و گناهانش بخشوده خواهد شد(43).»
درروایت دیگرى از امام هادى - علیه السلام - نقل شده است:
«هر كس حاجتى دارد، باید به زیارت قبرجدم، على بن موسى الرضا - علیه السلام - در طوس بشتابد. او باید با غسل به زیارت رود و دو ركعت نماز نزد سر آن حضرت (بالاى سر) بخواند و در قنوت حاجت خود را بخواهد. همانا دعایش مستجاب خواهد شد، اگر خواسته او گناه یا قطع رحم نباشد(44).»





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پی نوشت ها (مربوط به پست فضیلیت امام رضا علیه السلام):
1) جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص 67، 91، 96و107؛ كامل الزیارات ص 122؛ مقنعه، ص‏73؛ جامع احادیث الشیعة ج 15ص‏91.
2) عن الحسن بن على الوشاء قال سمعت اباالحسن الرضا یقول: «ان لكل امام حق فى عنق اولیائه و شیعته و انّ من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم فمن زارهم رغبة فى قبورهم و تصدیقاً بما رغبوا فیه كان ائمتهم شفعائهم‏یوم القیامة.» كافى، ج‏4، ص‏567؛ عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص 261؛ من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص 459.
3) عن الحسن بن على الوشاء قال: قلت للرضاعلیه السلام مالمن زار قبر أحد من الأئمة؟ قال: «له مثل من أتى قبر ابى عبدالله - علیه السلام - »، قال: قلت: وما لمن زار قبر ابى عبدالله - علیه السلام - ، قال: «الجنة والله.» جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص 91؛ مستدرك الوسائل، ج‏10، ص‏183.
4) عن عبدالرحمن بن مسلم عن ابى عبداللَّه - علیه السلام - أنه قال: «من زارنا فى مماتنا فكأنما زار فى حیاتنا.» جامع احادیث الشیعه، ج‏15، ص 92.
5) الوافى، ج‏1، ص‏1589؛ مستدرك الوسائل، ج‏10، ص 372؛ بحارالانوار، ج‏101، ص 367.
6) بحار الانوار، ج‏101، ص‏367 و33.
7) من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص‏349؛ تهذیب، ج‏6، ص 85، امام رضا - علیه السلام - : پاداش زیارت قبرمن معادل هزارحج وهزارعمره مقبول است وامام جواد - علیه السلام - درپاسخ به پرسش سؤال كننده مى‏فرماید: بلكه معادل یك میلیون حج است به شرط آن كه زایر حق آن حضرت رابشناسد. بحارالانوار، ج‏101، ص‏33.
8) كافى، ج‏4، ص‏585؛ تهذیب، ج‏6، ص‏85؛ بحارالانوار، ج‏101، ص‏43: عن یحیى بن سلیمان المازنى عن ابى الحسن موسى - علیه السلام - قال: «من زار قبر ولدى على كان له عند الله سبعین حجة مبرورة. قال: قلت: سبعین حجة؟ قال: نعم وسبعین الف حجة. قال: قلت سبعین الف حجة؟ قال: رُبّ حجة لا تقبل. من زاره وبات عنده لیلة كمن زار الله فى عرشه....»
9) قال ابوجعفر - علیه السلام - : «من زارقبر ابى بطوس غفرالله له ماتقدم من ذنبه وماتأخر.» كافى، ج‏4، ص‏585.
10) عن الوشاء قال: قال الرضا - علیه السلام - : «انى سأقتل مظلوماً بالسّم فمن زارنى عارفاً بحقى غفرالله ما تقدم من ذنبه و ما تأخر.»عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏26: بحارالانوار، ج‏101، ص‏28.
11) عن الصدوق، قال: و روى حمدان الدیوانى عن الرضا - علیه السلام - أنه قال: «من زارنى على بُعد دارى، أتیته یوم القیامة فى ثلثة مواطن، حتى أخلصه من أهوالها، اذا تطایرت الكتب یمیناً و شمالاً و عند الصراط و المیزان.» من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص‏35؛ تاریخ نیشابور، ص‏191؛ سیره امام رضا، ص‏123؛ تهذیب، ج‏6، ص‏85؛ خصال، ص‏167؛ كامل الزیارات، ص‏304؛ ر.ك: بحار الانوار، ج‏101، ص‏40.
12) عن البزنطى، قال: سمعت الرضا - علیه السلام - یقول: ما زارنى احد من اولیایى عارفاً بحقى الا شفعت فیه یوم القیامة.» من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص‏583؛ امالى، صدوق، ص‏119.
13) على بن الحسن الفضال عن ابیه، قال: سمعت اباالحسن، على بن موسى الرضا - علیه السلام - یقول: «انا مقتول و مسموم و مدفون بأرض غربة. أعلم ذلك بعهد عهده الى أبى، عن آبائه، عن على بن ابى طالب، عن رسول الله - صلى الله علیه و آله - ألا فمن زارنى فى غربتى كنت أنا و آبابى شفعائه یوم القیامة، و من كنا شفعائه نجى و لو كان علیه مثل وزرالثقلین.» عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏263؛ امالى صدوق، ص‏611؛ بحارالانوار، ج‏101، ص‏35.
14) من لایحضره الفقیه،ج‏2، ص‏585؛ وسائل الشیعه،ج‏14، ص‏555 «روى حسن بن على بن فضال عن ابى الحسن على بن موسى الرضا - علیه السلام - قال له رجل من أهل خراسان: یابن رسول الله! رأیت رسول الله - صلى الله علیه و آله - فى المنام كأنّه یقول لى: كیف أنتم اذا دفن فى ارضكم بضعتى و استحفظتم ودیعتى، و غیّب فى ترابكم نجمى، فقال له الرضا - علیه السلام - أنا المدفون فى أرضكم و أنا بضعة من نبیّكم و انا الودیعة و النجم الا فمن زارنى و هو یعرف ما اوجب الله عز و جل من حقى و طاعتى فأنا و آبائى شفعاؤه یوم القیامة و من كنا شفعائه نجى‏و لو كان علیه مثل وزر الثقلین الجن و الانس.»
15) عن عبدالعظیم الحسنى قال سمعت محمدبن على الرضا - علیه السلام - یقول: ما زار أبى أحد فأصابه أذى من مطر أو برد أو حر الا حرّم الله جسده على النار.» وسائل الشیعة، ج‏14، ص‏560؛ جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص‏487.
16) عن الصادق، جعفر بن محمد عن ابیه عن آبائه عن امیرالمومنین، على - علیه السلام - قال: قال رسول الله - صلى الله علیه وآله - ستدفن بضعه منّى بأرض خراسان لایزورها مومن الاوجب الله - عزوجل - له الجنه و حرم جسده على النار.» عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص 255؛ من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص 585.
17) عن ابى هاشم داودبن القاسم الجعفرى، قال: سمعت أبا جعفر محمد بن على یقول: انّ بین جبلى طوس قبضة قبضت من الجنه من دخلها كان آمناً یوم القیامة من النار.» عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 256.
18) من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 585؛ كامل الزیارات، ص 917. دو بند این روایت در كامل الزیارات از امام جواد - علیه السلام - نقل شده است. تهذیب، ج 6، ص 97، نیز از امام موسى بن جعفر - علیه السلام - ص 925؛ جامع احادیث الشیعه، ج 15، ص 357.
19) همان.
20) عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏256؛ رك: وسایل الشیعه، ج‏14، ص‏556. این حدیث در مَنْ لایحضره الفقیه، ج‏2، ص‏583 از امام جواد علیه السلام نقل شده است
21) كامل الزیارات، ص‏923؛ عیون اخبارالرضا، ص‏257؛ بحارالانوار، ج 102، ص‏36؛ ثواب الاعمال، ص‏123؛ جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص‏489.
22) عیون اخبار الرضا، 257؛ ثواب الاعمال، ص‏123.
23) عیون اخبار الرضا، ص‏256؛ من لایحضره الفقیه، ص‏585؛ وسائل الشیعة، ج‏14، ص‏568.
24) من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص‏585؛ مسندالرضا، ج‏1، ص‏149.
25) وسائل الشیعة، ج‏14، ص‏558؛ جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص‏487؛ عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏264: فقال الرضا - علیه السلام - ...: «ولاتنقضى الایام و اللیالى حتى تصیر طوس مختلف شیعتى وزوارى الاومن زارنى فى غربتى بطوسٍ كان معى فى درجتى یوم القیامه مغفوراً له.»
26) ثم یمدّ المضمار فیقعد معنا من زار قبور الائمه الا ان اعلاهم درجة واقربهم حبوة من زار قبر ولدى على - علیه السلام - .» كامل الزیارات، ترجمه سید محمد جواد ذهنى تهرانى، ص‏926؛ ابن قولویه در كامل الزیارات این حدیث رابه دو سند نقل كرده است؛ عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏295؛ كافى، ج‏4، ص‏585.
27) بنى له منبرا بحذاء منبر رسول الله و على - علیهماالسلام - حتى یفرغ الله من حساب الخلایق.» كامل الزیارات، ص‏920؛ الكافى، ج‏4، ص‏585.
28) بحارالانوار، ج‏102، 46 ص 34 - 42، ح‏12، 16، 23، 41، 44.
29) ومن یطع الله والرسول اولئكَ مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین والشهداو الصالحین و حسن اولئك رفیقاً» سوره نسا (4) آیه‏69.
30) من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص‏585؛ عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص 256.
31) الحسین بن زید عن ابى جعفر، قال سمعته یقول: یخرج رجل من ولد موسى، اسمه اسم امیرالمؤمنین فیدفن فى ارض طوس و هى من خراسان یقتل فیها بالسم فیدفن فیها غریباً فمن زاره عارفاً بحقه اعطاه الله تعالى أجر من انفق من قبل الفتح و قاتل.» من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص‏583؛ عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏285؛ وسائل الشیعة، ج‏14، ص‏553، علاوه برمنابع فوق در مجالس صدوق نیزنقل شده است. لازم به یادآورى است كه ثواب آنان كه قبل ازفتح مكه انفاق كرده و در راه خدا براى دفاع ازاسلام و پیامبر سینه سپركرده وجنگیده‏اند به اندازه‏اى زیاد است كه قابل شمارش نیست. خداوندمى فرماید: «لایستوى منكم من انفق من قبل الفتح وقاتل اولئك اعظم درجة من الذین انفقوا من بعد وقاتلوا»؛ زیرا انفاق وجهاد در راه خداقبل ازفتح مكه بسیارسخت ودشواربود.
32) حمزه بن حمران، قال: «قال ابوعبدالله تقتل حفدتى بأرض خراسان فى مدینة یقال لهاطوس من زاره الیهاعارفاً بحقه اخذته بیدى یوم القیامة وأدخلته الجنة وان كان من اهل الكبایر...من زاره عارفاً بحقه اعطاه الله عزوجل أجر سبعین شهیداً ممن استشهد بین یدى رسول الله على حقیقته.» من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص‏584؛ عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏365. قال المجلسى: «على حقیقته اى كائناً على حقیقة الایمان أو شهادة حقیقیة.» بحارالانوار، ج‏102، ص‏35.
33) عن زید الشحام، قال: قلت لابى عبد الله - علیه السلام - : مالمن زار رسول الله - صلى الله علیه وآله - قال: كمن زارالله - عزوجل - فوق عرشه. قال: قلت: فما لمن زار احدمنكم؟ قال: كمن زار رسول الله. تهذیب الاحكام، ج‏6، ص‏4؛ كافى، ج‏4، ص‏585،؛ جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص‏19.
34) عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏260؛ جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص‏494: «إنّ ابنى علیّاً مقتول بالسمّ ظلماً، مدفون الى جنب هارون: من زاره كمن زار رسول اللَّه - صلى اللَّه علیه وآله - .»
35) عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏255؛ جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص‏294؛ تهذیب الاحكام، ج‏6، ص‏108؛ فقیه، ج‏2، ص‏585: «عن ابى الحسن الرضا - علیه السلام - انه قال إنّ بخراسان لبقعة، یأتى علیها زمان تصیر مختلف الملائكه، فلایزال فوج ینزل من السماء وفوج یَصعَد الى ان ینفخ فی الصور. فقیل له: یابن رسول الله وأیة بقعة هذه؟ قال: هی أرض طوس وهى والله روضة من ریاض الجنة، من زارنى فى تلك البقعة كمن زار رسول الله - صلى الله علیه وآله - وكتب الله ثواب الف حجة مبرورة والف عمرة مقبولة وكنت انا وآبائی شفعاه یوم القیمة.»
36) حقیقت آن است كه مقایسه زیارت حضرت رضا با دیگر امامان معصوم - علیهما السلام - نكته‏اى است كه نمى‏توان آن را با عقل ومعلومات بشرى سنجید و معین كرد وتنهاراه فهمیدن مسائلى ازاین دست روایات رسیده ازمعصومان -علیهم السلام-است و گرنه كنه این قضیه را جز خود آنان ندانسته و نخواهند دانست.
37) كامل الزیارات، ص‏926؛ عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏295؛ كافى،ج‏2، ص‏858.
38) من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص‏585؛ مسندالرضا، ج‏1، ص‏149.
39) عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏261؛ جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص‏496: «عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنى، قال: قلت لابى جعفر، قد تحیّرت بین زیارة قبر أبى عبدالله وبین زیارة قبر ابیك بطوس؟ فما ترى؟ فقال لى: مكانك. ثم دخل و خرج و دموعه تسیل على خدیه، فقال: زوار ابى عبدالله كثیرون و زوار قبر أبی بطوس قلیلون.»
40) كافى، ج‏4، ص‏584؛ من لایحضره الفقیه، ج‏2، ص‏582؛ تهذیب، ج‏6، ص‏84؛ عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏263: «عن على بن مهزیار، قال: قلت لابى جعفر - علیه السلام - جعلت فداك زیارة الرضا أفضل أم زیارة أبی عبدالله الحسین؟ قال: زیارة أبی أفضل وذلك أنّ أبا عبدالله یزوره كل الناس وأبی لایزوره الاالخواص من الشیعة.»
41) جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص‏496؛ وسائل الشیعه، ج‏14، ص‏563: «عن الصادق - علیه السلام - قال یقتل لهذا - وأومأ بیده الى موسى - ولد بطوس لایزوره من شیعتنا الاّ الاندر فالأندر.»
42) بحارالانوار، ج‏102، ص‏39. مجلسى دو احتمال دیگر در معناى این حدیث آورده است: یكى آن كه مقصود امام آن است كه‏اهل سنت نیز به زیارت امام حسین - علیه السلام - مى‏روند، ولى امام رضا را فقط شیعیان كه تعداد آنان كم تراست زیارت مى‏كنند، دوم آن كه از فرقه‏هاى شیعه تنها آنان كه به امامت همه ائمه - علیهم السلام - اعتقاد دارند، به زیارت ایشان مى‏رفتند؛ چون هركس به امامت آن حضرت اعتقاد داشت، به امامت ائمه پس ازایشان نیز معتقد بود و برخى ازمذاهب كه پس از ایشان به وجود آمد، به سرعت رخت بربست.
43) عن یاسر الخادم قال: قال على بن موسى الرضا - علیه الاسلام - : لاتشد الرحال الى شیئٍ من القبور الا قبورنا الا وانى مقتول بالسمّ ظلما ومدفون فى موضع غربة، فمن شد رحله الى زیارتى استجیب دعائه وغفرله ذنبه.» جامع احادیث الشیعة، ج‏15، ص‏497؛ وسایل الشیعة، ج‏14، ص‏562؛ بحارالانوار، مشابه آن را از فصل الخطاب نقل كرده است: مستدرك الوسائل، ج‏10، ص‏357، ج‏20 ص‏44.
44) عن على بن محمد - علیهما السلام - من كانت له الى الله حاجة فلیزر قبر جدى الرضا بطوس وهوعلى غسل ولیصل عند رأسه ركعتین ولیسأل الله تعالى حاجته فى قنوته فانه یستجیب له مالم یسأل اثماً أو قطعیه رحم.» عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏262؛ وسائل الشیعة، ج‏14، ص‏499.




نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، مناسبت ها، مطلب روز، 
برچسب ها : پی نوشت ها، فضیلیت، ثواب، اما رضا، زیارت،
لینک های مرتبط :

شرح سفر امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو (نسبتا مفصل)

به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام جناب آقای علی جلیلی مقاله ای پیرامون سفر امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو را برای پیشینه آماده نموده اند:

مقدمه

از جمله رویدادهای مهمی که در تاریخ ایران از جایگاه والایی برخوردار است، سفر امام رضا علیه السلام به ایران و استقرار ایشان در مرکز خلافت، یعنی مرو(خراسان)  در جایگاه ولایتعهدی است. هر چند این سفر با اصرارهای مأمون، خلیفه وقت عباسی، صورت پذیرفت؛ اما در عمل دارای آثار و پیامدهای درخشانی است.

حضرت علی بن موسی، ملقب به رضا، در سال ۱۴۸ هجرى قمرى ۱۱ ذیقعده در مدینه به دنیا آمد.[۱] پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام  و نام مادرش را نجمه، سمانه و تُکْتَمْ و ام البنین ذکر کرده اند .[۲] به نظر می رسد بعد از ولادت امام رضا علیه السلام  طاهره نامیده شده است .[۳] امام رضا  علیه السلام بعد از شهادت امام کاظم علیه السلام، در ۳۵ سالگى عهده دار مسئولیت امامت و حفظ مبانى اسلامى و رهبرى شیعیان شد.

مدت امامت امام هشتم حدود ۲۰ سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد: ۱۰ سال اول امامت آن حضرت که همزمان با دوره زمامدارى هارون بود. ۵ سال بعد از آن که مقارن با خلافت امین، فرزند هارون بود. ۵ سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامى آن روز بود.[۴]

 امام رضا علیه السلام در هر یک از این سه دوره، به مقتضاى مسئولیت خطیر امامت، با اوضاع و احوال پیچیده خلافت آن روز که به نام اسلام بر مردم حکومت می شد و با وجود نابسامانى‌هاى زیادى که از جهات مختلف در زندگى اجتماعى مردم وجود داشت، وظایف متناسب خود را در راه خدمت به اسلام انجام می داد.

اهداف و انگیزه های مأمون از پیشنهاد ولایت عهدی و دعوت از  امام رضا  علیه السلام به خراسان :

چنان که می دانیم عباسیان با سوء استفاده از شعار الرضا من آل محمد و محبت ایرانیان نسبت به علویان قدرت را قبضه کردند و پس از به قدرت رسیدن به علویان سخت گرفتند و بسیاری از آنان را از جمله محمد نفس زکیه[۵]، حسین بن علی شهید فخ [۶] و امام جعفر صادق[۷] و امام موسی کاظم علیهما السلام[۸] را به شهادت رساندند؛ ولی تاریخ ثابت کرد که این سیاست عباسیان با شکست مواجه شد . مردم بیش از پیش به اهل بیت عصمت علیه السلام گرایش پیدا کردند و این گرایش حتى در میان خانواده خلفا و درباریان نیز رسوخ کرد. چنانکه گویند: زبیده، همسر رشید و نوه منصور و بزرگترین زن عباسى، شیعه شد و چون هارون الرشید از آن آگاهى یافت، سوگند خورد که طلاقش دهد [۹]. روایت ‏شده است که وقتى جسد مطهر امام کاظم علیه السلام را به جمع پاسبانان حکومت آوردند و با سخنان زشت‏ خبر مرگ آن بزرگوار را اعلام کردند، سلیمان، پسر منصور دوانیقى، فرزندان و غلامانش را فرمان داد جلوى این کار را بگیرند. او، خود، با پاى برهنه در پى جنازه حرکت کرد و قضیه را کتباً به اطلاع هارون الرشید رساند. هارون در پاسخ گفت: اى عمو، صله رحم کردى، خداوند به تو پاداش نیک دهد؛ به خدا سوگند، سندى بن‏شاهک این کار را به دستور ما انجام نداده است.[۱۰] همه این کارها به خاطر هراس از شورش علویان سامان یافت. چه اینکه سلیمان بن ابى‏جعفر نیز از برگزیدگان دولت عباسى بود. مؤید این سخن اظهارات هارون در پاسخ به یحیى بن‏خالد برمکى است. یحیى نخست در باره امام کاظم علیه السلام سعایت کرد و مقدمات شهادت آن حضرت را فراهم آورد[۱۱]؛ آنگاه در باره امام رضا علیه السلام به هارون گفت: پس از موسى بن‏جعفر پسرش جاى او نشسته، ادعاى امامت مى‏کند. هارون، از عواقب قتل موسى بن‏ جعفر علیه السلام بیم داشت، به یحیى گفت: آنچه با پدرش کردیم کافى نیست؟ مى‏خواهى یکباره شمشیر بردارم و همه علویان را بکشم؟[۱۲] امام رضا علیه السلام با استفاده از فرصت‏ بدست آمده، آشکارا اظهار امامت کرده؛ در حالى که مى‏دانیم امام صادق علیه السلام، پنج نفر را وصى خود خواند تا وصى برگزیده از گزند دشمنان در امان ماند[۱۳]. بدین ترتیب باید گفت که عباسیان طى ۱۵ سال آغازین امامت امام رضا علیه السلام یا در هراس از علویان به سر مى‏بردند و یا به منازعات داخلى بین دو برادر، امین و مامون، مشغول بودند. مأمون که در زمان پدرش از طرف وى والى خراسان بود،  سرانجام، پنج روز پیش از پایان محرم سال ۱۹۸ ق، امین را از خلافت ‏خلع و به قتل رساند[۱۴] و مرکز خلافت را از بغداد به مرو منتقل کرد. در این دوره حکومتهاى مستقلى چون ادارسه‏ و اغالبه‏ در شمال آفریقا  پاى گرفتند و قیام ابوالسرایا در عراق  به دستور محمد بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام معروف به ابن طباطبا روى داد.[۱۵] در این قیام بیش از بیست‏هزار نفر شرکت داشتند و شهرهاى زیادى به تصرف قیام‏کنندگان درآمد. در سال‏۱۹۹ هجرى، ابوالسرایا به دست نظامیان مامون کشته شد. در اینجا لازم است نام برخی از والیان شهرهایی که در این قیام شیعی به تصرف در آمده است را نام ببریم تا نفوذ شیعیان در آن زمان و وخامت پیش آمده را بیشتر نشان دهیم.

بصره : ابوالسرایا زید بن موسی بن جعفر را به فرماندهی بصره منصوب کرد و زید در آن شهر برضد عباسیان قیام کرد و آنان و هوادارانشان را از شهر بیرون راند و خانه هایشان را به آتش کشید و به همین سبب زید النار ملقب شد.[۱۶]

یمن : ابراهیم بن موسی بن جعفر علیه السلام : در سال ۲۰۰ ھ.ق در یمن قیام کرد و گروه های زیادی را گرد خود جمع کرد. وی پس از تسلط بر یمن، طرفداران عباسی را تار و مار کرد و گروهی از آنان را کشت و اموالشان را ضبط کرد.[۱۷]

مکه : حسین بن حسن افطس علوی که از سوی ابو السرایا به حکومت مکه منصوب شده بود، در سال ۲۰۰ ھ.ق در این شهر قیام کرد  و بر حجاز و یمن  سیطره کامل پیدا کرد، با شنیدن شکست یاران خود در جبهه عراق پس از کشته شدن ابوالسرایا ، در ششم ربیع الثانی ۲۰۰ ھ.ق  به محمد بن جعفر صادق علیه السلام ، برادر امام کاظم علیه السلام پیوست و با او بیعت کرد.[۱۸] مأمون، سپاهی را به فرماندهی عیسی بن زید جلودی برای سرکوب این قیام  به حجاز فرستاد و جلودی توانست این قیام را با دادن امان نامه به محمد بن جعفر سرکوب کند و محمد بن جعفر را مجبور کرد تا خودش را از خلافت عزل کند و به خلافت مأمون اقرار کند.[۱۹]حتی اوضاع عباسیان وخیم تر از این هم بود، چرا که تشیع حتی به درون دستگاه خلافت مأمون همانند دوره پدرش نفوذ کرده بود و ریشه های خود را تا اعماق دربار وی گسترده بود ؛ زیرا بنابر مشهور، فضل بن سهل (ذوالریاستین ) و طاهر بن حسین (ذوالیمینین) و دیگر افراد خاندان طاهر، که برتمام امور سیاسی و نظامی خلافت استیلا داشتند، نیز از جمله شیعیان یا علاقه مندان و پشتیبانان آنان بودند .[۲۰]

تزلزل شخصیت مأمون و قیامها و حکومتهاى مستقلى که در اندک مدتى جان گرفته بود،  و همچنین بویژه پس از قیام زید بن علی در زمان بنی امیه و آمدن یحیی بن زید به خراسان که در آنجا بسیاری از مردم به وی پیوستند، پس از آن مردم این سرزمین علاقه خاصی به علویان نشان می دادند و روز به روز طرفداران آنان افزایش پیدا می کرد،  او را بر آن داشت تا به همان سیاست پیشین عباسیان، که با شعارهایى به نفع علویان حکومت عباسى را از آن خود ساختند، تمسک جوید و رژیم عباسى را با تدبیرى زیرکانه از سقوط حتمى نجات بخشد.

بیشتر حکومتهاى به استقلال رسیده و عموم قیام کنندگان و رهبران آنها از خاندان پیامبر بودند. چنانکه در قیام ابوالسرایا دو تن از برادران امام رضا علیه السلام ولایت‏ یمن و اهواز را به دست گرفته بودند . مامون، که پس از شهادت امام کاظم علیه السلام از امامت على بن‏موسى الرضا علیه السلام آگاهى داشت، وى را ولیعهد خود ساخت تا آتش انقلابها و شورشهاى شیعى را فرو نشاند.

احمد شبلى مى‏گوید: … چه بسا انگیزه بیعت گرفتن مامون براى ولایتعهدى امام رضا علیه السلام آن بود که مى‏خواست‏ به آمال اهل خراسان پاسخ بدهد؛ زیرا آنان به اولاد على علیه السلام تمایل بیشترى داشتند[۲۱].

علامه جعفر مرتضى عاملی مى‏گوید:

در ارزیابى شورشهاى ضد عباسى به این نکته پى مى‏بریم که از سوى علویان خطرى جدى آنان را تهدید مى‏کرد؛ زیرا این شورشها در مناطق بسیار حساسى برمى‏خاست و رهبریشان نیز در دست افرادى بود که از استدلال قوى و شایستگى غیر قابل انکارى برخوردار بودند و بدان لحاظ هرگز با عباسیان قابل مقایسه نبودند .

اینکه مردم رهبران این شورشها را تایید مى‏کردند و دعوتشان را به سرعت پاسخ مى‏گفتند، خود دلیلى بود بر میزان درک طبقات مختلف ملت از خلافت عباسیان و نیز شدت خشمشان که بر اثر استبداد، ظلم و رفتارشان با مردم و بویژه با علویان برانگیخته شده بود.  در این میان، مامون بیش از هر کس دیگرى مى‏دانست که اگر امام رضا علیه السلام  بخواهد از آن فرصت استفاده کند و به تحکیم موقعیت و نفوذ خویش بر ضد حکومت جارى بپردازد، چه فاجعه‏اى در انتظارش است[۲۲] . با توجه به موقعیت پیش آمده، مأمون باید دست ‏به کارى مى‏زد تا از ورطه هلاکت رهایى یابد. فرو نشاندن شورشهاى علویان، مشروعیت بخشیدن‏به حکومت عباسى، از میان بردن محبوبیت علویان، جلب اعتماد و مهر عرب، خشنود ساختن عباسیان، مستمر ساختن تایید ایرانیان، تقویت‏حسن اطمینان مردم به خلیفه‏اى که برادر خود را کشته است و از میان بردن خطر قیام رضوى بخشى از حقایقى بود که مامون را در اندیشه نیرنگ فرو برد چنان اندیشید که براى خلافت امام رضا علیه السلام از مردم بیعت ‏بگیرد، تا امام را خلیفه مسلمانان و امیر بنى‏هاشم، اعم از عباسیان و طالبیان، قرار دهد. حضرت امام رضا علیه السلام با پیشنهاد مامون مخالفت کرد. اصرار مامون و خوددارى امام دو ماه به طول انجامید.[۲۳] سرانجام خلیفه به حضرت رضا علیه السلام چنین پیام داد  تو همیشه به گونه ناخوشایندى با من برخورد مى‏کنى، در حالى که تو را از سطوت خود ایمنى بخشیدم. به خدا سوگند، اگر ولیعهدى را پذیرفتى که هیچ، و گر نه مجبورت خواهم کرد که آن را بپذیرى، اگر باز همچنان امتناع بورزى، گردنت را خواهم زد[۲۴]. نا گفته پیداست که پیشنهاد خلافت هرگز جدی نبود، چگونه ممکن بود مامون، که براى به دست آوردن خلافت‏ برادرش را از میان برد و عباسیان را از خود رنجاند، آن را به امام علیه السلام واگذار کند؟این برنامه، مقدمه مساله ولایتعهدى امام رضا علیه السلام بود؛ پس از این طرح هوشمندانه مأمون با فرستادن چند نامه و پیک از امام رضا علیه السلام به شهر مرو دعوت کرد.[۲۵]

انگیزه دیگر مأمون در واگذاری خلافت و ولایتعهدی احتمالاً این بوده که نشان بدهد ائمه علیهم‏السلام هم به دنبال کسب ریاست و خلافت هستند؛ چون مردم کوچه و بازار خبر نداشتند که امام علیه‏السلام با اصرار و فشار مأمون، ولایتعهدی را پذیرفته است؛ امّا امام علیه‏السلام با توجّه به اینکه از نیت واقعی مأمون خبر داشت ، شرط کرد که هرگز در هیچ یک از امور سیاست حکومت دخالت نداشته باشد .[۲۶] مسئله مهم دیگر نقش وزیر مأمون (فضل بن سهل) در تحمیل مسئله دعوت از امام علیه‏السلام برای آمدن به خراسان بسیار پر رنگ بوده است.[۲۷]

جغرافیای تاریخی و سیاسی و اجتماعی سفرنامه رضوی:

 

z

آنچه در این مقاله مورد بررسی و دقت قرار گرفته، جغرافیای تاریخی، سیاسی و اجتماعی شهرهایی است که حضرت رضا علیه السلام به دستور مأمون از آن جا عبور کرده و یا در آن جا توقف داشته است. مبدأ این خط سیر مدینه و مقصد آن مرو بود. مسیری که مامون تاکید داشت حضرت رضا را از آن عبور دهد یکی از راههای متداول آن زمان به شمار می رفت و آن از مدینه به بصره و از طریق سوق الاهواز(اهواز) به فارس و سپس از راه کویر و بیابان میان ایالت های فارس و خراسان می گذشت و به مرو ختم می شد. این مسیر در نقشه با رنگ سبز مشخص شده است.

راه دیگری که در آن زمان متداول بود از مدینه به سمت کوفه و مدینه الاسلام (بغداد) می رفت و سپس از آن جا به سمت ری، قم و خراسان و بالاخره به مرو منتهی می شد. این مسیر در نقشه با رنگ زرد مشخص شده است و چنانکه ملاحظه می شود این مسیر در ابتدا تا معدن نقره و از نیشابور تا انتها ( مرو) با مسیر اول مشترک است. ولی در نقد مسیر دوم می توان به این مطلب اشاره کرد: عبور از سه شهر کوفه، بغداد و قم؛ از این سه شهر کوفه و قم مرکز تجمع شیعیان در آغاز قرن سوم اسلامی بود و عبور امام رضا  علیه السلام از این دو شهر می توانست به قدرتمندی شیعیان این نواحی و شورش احتمالی آنان بیانجامد. و شهر سوم یعنی بغداد و مرکز تجمع و قدرت عباسیان که از ولایت عهدی امام رضا  علیه السلام خشمگین بودند و آن را انتقال قدرت از آل عباس به آل علی  علیه السلام قلمداد می کردند، پس در هر دو صورت این مسیر و انتخاب آن به زیان مامون بوده است، بنابراین،  دلایل عقلی و منطقی علاوه بر دلایل و مستندات تاریخی بر مسیر اول مرتبت است. از این رو مسیری که مامون برای انتقال امام رضا  علیه السلام از مدینه به مرو انتخاب کرده بود از دیدگاه جغرافیای طبیعی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی بسیار حساب شده و زیرکانه بود. سفر امام رضا  علیه السلام از مدینه تا مرو را در ۵ بخش زیر می توان دسته بندی کرد:

۱- از مدینه تا بصره

۲- از بصره تا فارس

۳- از فارس تا یزد

۴- از یزد تا خراسان

۵- امام  علیه السلام در خراسان

۱-    ازمدینه تا بصره :

دو تن از ماموران مامون به نام های رجاء بن ابی ضحاک و یاسر خادم به همراه نامه ای مامور انتقال امام از مدینه به مقر حکومت وی بودند. رجاء بن ابی ضحاک و یاسرخادم به منزل امام رفتند و نامه مامون را به حضرت تسلیم کردند.[۲۸] امام با فرستادگان مامون سخنی نگفت و با کراهت نامه را خواند و به ناچار پیشنهاد مامون را پذیرفت و آماده سفر شد و در اولین گام قبل از آغاز سفر به سوی مرو، امام دست به اقداماتی زد که ماهیت پذیرش ولایت عهدی را آشکار ساخت .  امام رضا علیه السلام با دست زدن به اقداماتی نظیر وداع با مرقد مطهر رسول اکرم (ص)، که همراه با گریستن بود [۲۹]؛  تعیین جانشین و اعلام امامت امام جواد علیه السلام[۳۰] و وداع با خانواده خویش که به آنان گفت اطراف ایشان گرد آیند و برای وی بگریند ، با این کار نشان دادند که ولایت عهدی ظاهری آراسته و مجلل بر چهره تبعید و نفی بلد است.[۳۱] منابع اولیه و سایر تواریخ معتبر آغاز حرکت امام رضا  علیه السلام را از مدینه به سوی بصره ذکر کرده اند.[۳۲] با این وجود برخی از منابع به خصوص تذکره های متاخر می نویسند: حضرت ، ابتدا به مکه رفته و در این سفر امام جواد  علیه السلام نیز همراه ایشان بوده است، امام  علیه السلام با خانه خدا وداع کرده و سپس از مکه به سفر ادامه داده اند.  بنا به گفته آقای عرفان منش  گزارش منابع مختلف درباره سفر امام رضا  علیه السلام از مدینه به مکه سپس به بصره متناقض و نامشخص است. برخی امام جواد را همراه پدر بزرگوارشان علیهما السلام در مکه دیده اند، برخی نامه ای از امام رضا در مکه دریافت داشته برای امام جواد  علیه السلام به مدینه برده اند، اینگونه اقوال از نامشخص و متناقص بودن سفر امام رضا  علیه السلام به مکه حکایت دارد. علاوه بر این، اوضاع مکه در آن زمان چندان آرام نبود. بنابراین،  سفر امام رضا  علیه السلام به مکه… به لحاظ سیاسی مغایر سیاست مامون و دستور وی به فرستادگانش است . به همین دلیل نمی توان سفر امام رضا  علیه السلام از مدینه به مکه و سپس به مرو را داری حجت های آشکار تاریخی دانست و به احتمال زیاد باید بر این باور بود که در سفر از مدینه به مرو امام رضا  علیه السلام به مکه سفر نکرده اند.[۳۳] اما باید متذکر شد  که امام را به سمت شهری داشتند می بردند که از قدیم طرفدار عثمان بودند (بصره) و از اینجا ماهیت دعوت مأمون و از اینکه این راه را انتخاب کرده بر ما مشخص می شود و امام و مأموران مأمون پس از گذر از بیابانهای عربستان خود را به نباج می رسانند و در نباج( بروزن کتاب) که در۶ منزلی بصره است توقف می کنند و پس از استقبال شیعیان آن منطقه عازم بصره می شوند.

۲-    ازبصره تا فارس :

۲-۱- ازبصره تا سوق الأهواز :

از دیار عرب( عراق) تا خوزستان دو راه وجود دارد، یکی از بغداد به واسط و از واسط به خوزستان و راه دیگر از بصره به خوزستان که کوتاهترین راه و فاصله میان ایران و عراق آن روز محسوب می شد.

راه بصره- اهواز در آن زمان بر اساس نوشته های جغرافیدانانی همچون جیهانی، اصطخری و ابن حوقل ۹ منزل و سی و شش فرسنگ بود،  به ترتیب: ابله؛ بیان؛ حصن مهدی؛ باستیان؛ خان مزدویه؛ دورق؛ قریه دایرا ؛ آسک؛ و ارجان.[۳۴] ولی از نامهای قدیم منازل این مسیر در نقشه های امروزین اثری نمانده است از اینرو به سختی می توان مسیر حرکت امام را مشخص کرد. امام رضا  علیه السلاماز بصره به اهواز حرکت کرد ولی از جزئیات مسیر حرکت امام و منزل گاههایی که حضرت در آن توقف فرمود منابع هیچ گزارشی ارائه نکرده اند. با ورود امام رضا  علیه السلام به اهواز، امام  علیه السلام مریض می شود. منابع دلیل بیماری امام  علیه السلام را هوای بسیار گرم و مرطوب این شهر بیان می کنند، امام  علیه السلام در زمان بیماری طبیبی خواسته برایش فراهم می کنند. با آمدن طبیب به بالین حضرت، امام  علیه السلام از وی گیاهی را همراه با نیشکر طلب می کند با توجه به اینکه فصل نیشکر نبوده طبیب می گوید هر دو یافت نمی شود چون نیشکر زمستان درو می شود. ولی امام می گوید بگردید هر دو یافت می شود پس از  قدری گشتن و با راهنمایی خود امام  علیه السلام هر دو را می یابند .[۳۵]

چنانکه از نقشه برمی آید از اهواز دو خط زرد رنگ به شوشتر و دزفول ترسیم شده که بیانگر مسیراحتمالی امام  علیه السلام است . سه بقعه به نام امام رضا  علیه السلام در شوشتر، دو بقعه به نام شاخراسون( شاه خراسان) در دزفول و شوشتر و دو بقعه دیگر به نام های امام ضامن وجود دارد که بایستی با نظری نقادانه به آن نگریست. این بناها( یادبود امام رضا  علیه السلام) که تعدادشان قریب به ده بنا می رسد اگر چه از حیث کثرت، گذر امام رضا را در ایندو شهر قوت می بخشند، اما به لحاظ اعتبار، متزلزل و مبهم هستند. سه بقعه امام رضا دیمی  که  دو تای آن در شوشتر و یکی از آنها در دزفول که عوام آن را محل توقف حضرت رضا می دانند وجود دارد.[۳۶]علاوه بر بقاع امام رضا دیمی بقعه ای بنام بقعه شاخراسون ( شاه خراسان )یکی در دزفول و دیگری در شوشتر وجود دارد که باتوجه به برخی نوشته ها خالی از شک نیست[۳۷].

تاریخ های محلی سفر امام به این دو شهر را تائید نمی کنند. همچنین با توجه به نقشه و موقعیت جغرافیایی شوشتر و دزفول گذر حضرت رضا  علیه السلام را از این دو شهر دور از واقع نشان می دهد؛  چرا که امام بایستی راه رفته به شوشتر را بازگشته و سپس به دزفول می رفتند که این سفر عقلانی نیست.

۲-۲- از اهواز تا فارس:

درباره ادامه مسیر حرکت امام علی بن موسی الرضا  علیه السلام به فارس منابع توضیحی نمی دهند که حضرت از کدام راه به سمت فارس و از آن جا به خراسان عزیمت کرده است. و ما تنها از طریق اتصال نقاط جغرافیایی روشن که در منابع ذکر شده می توانیم جزئیات مسیر حرکت حضرت  علیه السلام و منازل بین راه را به دست آوریم و یا حدس بزنیم زیرا مسیر راه خوزستان به فارس منحصر به یک راه نیست. از اهواز به فارس ۲۴ منزل و در مجموع ۱۰۲ فرسنگ راه بوده است. که معروفترین منازل این راه که از ارجان شروع می شود به این شرح است : بندق (بندک)، خان حماد، نوبندگان(نوبنجان)، کرکان، خراره، خلان، خلار، و جویم (گویم).[۳۸] احتمال دارد حضرت  علیه السلام در سفر تاریخی خود به مرو از راه ارجان، رامهرمز گذشته باشند زیرا نسبت به ابتدا و میانه این راه گزارش هایی از عبور آن حضرت در دست داریم .

درباره خروج امام  علیه السلام از اهواز خبر دقیقی وجود دارد که امام  علیه السلام از پل اربق یا اربک عبور کرده اند و این خود کلیدی برای حل این معماست. در ادامه مسیر پل اربک (اربق)  در شهر ارجان قدیم( بهبهان) قدمگاهی است موسوم به قدمگاه امام رضا  علیه السلام.[۳۹] وجود این قدمگاه در این مکان مسیر امام علی بن موسی الرضا  علیه السلام را روشن می کند. قدمگاه بعدی که در منابع تاریخ محلی به تناوب از آن یاد شده شهر ابرقو یا ابرکوه است که در منتهی الیه جاده شمالی شیراز به شهر یزد است.[۴۰] منابع تاریخی اطلاع می دهند که امام رضا  علیه السلام از اهواز و از طریق فارس و نه شهر شیراز به سمت خراسان رفته اند. از ورود حضرت علی بن موسی الرضا  علیه السلام به شیراز در منابع گزارش موثقی ثبت نشده است و در منابع محلی تاریخ این شهر هیچگاه قدمگاه و یا بنای یادبودی به آن حضرت منسوب نیست.[۴۱] این موضوع احتمال عبور حضرت رضا  علیه السلام را از راه باستانی اهواز به پاسارگاد که بعد از ارجان از طریق راههای کوهستانی منطقه کهکیلویه به جلگه مرودشت اصطخر می پیوست قوت می بخشد.

۳-    از فارس تا یزد :

ابن بلخی منازل شیراز به یزد را ۹ منزل و مسافت میان این دو شهر را ۵۴ فرسنگ یاد کرده است.[۴۲] در آن روزگار یزد نه شهر مهمی به قاعده امروز بلکه از توابع شهر اصطخر و نام قدیم شهر یزد، کثه بوده است.[۴۳] در این منطقه چند قدمگاه و بنای یادبود امام رضا علیه السلام وجود دارد: از جمله قدمگاه خرانق (مشهدک)[۴۴] و قدمگاه ده شیر فراشاه که نامش را احتمالاً از شیرکوه گرفته است.[۴۵] با توجه به تاکید منابع به عبور آن حضرت از راه کویر به سوی مرو، بر اعتبار این قدمگاه ها افزوده می شود. ولی چنانکه گفته شد یزد در قرن دوم اسلامی نه یک شهر که یک منطقه بیابانی بوده است بنابراین،  از عبور حضرت رضا  علیه السلام از یزد در منابع اولیه به صراحت نامی به میان نیامده است و تنها به ذکر عبور آن حضرت از یک کویر و یا بیابان اشاره کرده اند .[۴۶]

برخی بر این باورند که امام ر ضا  علیه السلام در طی مسیر وارد شهر قم شده و در منزل یکی از اهالی این شهر منزل کرده اند که این مکان امروزه به مدرسه رضویه یا ماموریه شهرت یافته است.[۴۷] ولی باید اذعان کرد که مامون گذر امام از شهرهای محل تجمع شیعیان را ممنوع کرده بود  .بنابراین ، حضور امام  علیه السلام در این شهر سند محکم ندارد از سوی دیگر  در مورد توقف حضرت در قم منابع تاریخ محلی نیز آن را تائید نمی کند.  تاریخ قم که از قدیمی ترین منابع تاریخ محلی است( ۳۷۸ ق، نوشته­ی حسن قمی) هیچگونه اطلاعی از عبور حضرت رضا  علیه السلام از شهر قم نمی دهد. کلینی نیز در کافی می نویسد: مامون آن حضرت را از بصره و شیراز(که شیعیانش کمتر بودند) به مرو حرکت داد.

۴-    از یزد تا خراسان :

به طور کل تعیین خط مسیر دقیق سفر امام رضا به واسطه گزارش های متعدد و گاه متناقض منابع دشوار است. به همین سیاق تعیین مسیر حرکت امام رضا از یزد تا خراسان نیز با دشواری همراه است. تنها نقطه روشن که در این مسیر از منابع اولیه به دست می آید اشاره ای است که شیخ صدوق و سایر منابع معتبر به مسیر راه کویر و ورود آن حضرت به نیشابور کرده اند. با توجه به نقشه در خرانق و رباط پشت بادام نشانه هایی دال بر عبور امام رضا  علیه السلام از این مناطق وجود دارد. برخی معتقدند که امام  علیه السلام از رباط پشت بادام به دامغان سپس به نیشابور رفته( مسیر آبی و سپس زرد رنگ) و برخی منابع معتقدند که امام  علیه السلام با گذر از جناح شرقی کویر لوت به نیشابور وارد شده اند. از آن جا که دامغان به لحاظ جغرافیایی در خط سیر حرکت حضرت رضا  علیه السلام  واقع شده، گذر آن حضرت از این منطقه محتمل به نظر می رسد.

۵ – امام در خراسان :

خوشبختانه از ورود امام رضا به نیشابور گزارش های متعدد و مستندی وجود دارد به ویژه حدیث سلسله الذهب که امام در این شهر ایراد فرموده اند خود به قوت گزارش های ورود امام به نیشابور افزوده است. در مورد چگونگی ادای حدیث سلسله الذهب گفته شده است که چند تن از عالمان شهر گرد آن حضرت جمع شدند و از ایشان خواستند تا حدیثی از پدران بزرگوارش بیان کنند .

حضرت پس از فراخواندن حضار به سکوت حدیثی که اسناد آن را  از امام موسی کاظم علیه السلام تا رسول خدا (ص) متصل کرد. از قول خداوند متعال فرمود : کلمه لا اله الا الله دژ من است . هرکس به دژ من وارد شود از عذاب من در امان خواهد بود . پس از آن مرکب امام به حرکت در آمد . حضرت سر مبارکشان را از کجاوه بیرون آورد و خطاب به مردم فرمودند : بِشُروطِها و أنا مِن شُروطِها ( البته شروطی دارد که من از شروط آن هستم ).[۴۸]  این حدیث به دلیل ناب بودن سلسله اسنادش به سلسله الذهب معروف است.  مهمترین و معتبرترین گزارشی که از توقف حضرت رضا  علیه السلام در نیشابور ضبط شده است. روایت عبدالسلام بن صالح ابوصلت هروی است که حدیث مشهور و معروف سلسله الذهب را از امام رضا در نیشابور نقل می کند.

امام رضا علیه السلام اساسی ترین پایه ایمان به یگانگی خداوند متعال پذیریش امامت خود که به معنای پذیریش امامت سایر امامان علیهم السلام نیز هست معرفی کرده است .[۴۹]

 گفته شده است امام هنگام ورود به نیشابور در محله فرد، فرود آمدند که در آن چشمه ای جاری  است که معروف به چشمه کهلان که امام در آن غسل کرده و در کنار حوض آن به نماز ایستاده اند.[۵۰]  مردم تا به امروز به آن چشمه می روند و به آب آن چشمه استشفا می کنند؛ بنا بر آنچه مورخان معاصر ذکر کرده اند این چشمه بعد از مدتی به حمام رضا  علیه السلام معروف شد و همچنان در شهر نیشابور وجود دارد . و همچنین قدمگاه نیشابور در ۲۶ کیلومتری آن شهر یکی از یادگاری های مستند و مستدل حضور امام رضا در این شهراست. پس از حرکت از نیشابور در راه به چشمه آبی رسیدند و در کنار آن چشمه تخته سنگی بود که امام بر روی آن ایستاد و نماز خواند، که بعدها بر روی ان بنای یادبودی ساختند که تا به امروز وجود دارد .[۵۱] باید توجه داشت که نیشابور در آن زمان از شهرهای آباد و بزرگ خراسان به شمار آمده و ابر شهر نامیده می شد از این رو  بعید نیست که مکان فعلی قدمگاه نیشابور که اینک در جاده نیشابور به مشهد واقع شده است ، آن زمان در خود شهر نیشابور و یا در حومه آن بوده باشد. امام رضا  علیه السلام پس از نیشابور به طوس، ده سرخ و کوه سنگی سفر کرده اند داستان های مشهور بین مردم این ناحیه خود گویای حضور امام  علیه السلام در این منطقه است.

در ده سرخ امام  علیه السلام به منظور دستیابی به آب جهت وضو زمین را به دست خویش اندکی حفر کرده، چشمه ای می جوشد که تاکنون موجود است.[۵۲]

در کوه سنگی، امام برکت سنگ های این ناحیه را که از آن دیگ ها و ظروف سنگی می تراشیدند طلب می کنند که تا امروز نیز همچنان این شغل در این ناحیه برجاست.[۵۳] بعداز کوه سنگی مقصد بعدی طوس بود ایشان هنگامی که وارد طوس شدند و در قریه سناباد از ناحیه نوقان که از مستملکات حمید بن قحطبه طایی به شمار می رفت و در آن منزل و باغ داشت، اقامت کردند. مقبره هارون الرشید نیز در آن باغ قرار داشت. این همان مکانی بود که امام پیش از این بارها گفته بود که در آن محل به خاک سپرده خواهند شد. در آن مکان نماز خواند .در این شهر نیز مورد استقبال گرم مردم و بزرگان و عالمان شهر قرار گرفت.[۵۴]

 مسیر سفر بعد از طوس به سرخس منتهی می شد؛ بنا به نوشته جغرافیدانان مسلمان از نیشابور  به مرو ده منزل و تا هرات هم ده منزل بوده است . و از نیشابور تا سرخس شش منزل است [۵۵]. در هنگام ورود امام به سرخس بنا به دستور مأمون ایشان را زندانی می کنند ، این خود گواه است که ولایتعهدی امام تحمیلی بود  که مأمون انجام داده بود . مأمون بنا به دو دلیل دستور حبس امام را در شهر سرخس داد . یک با بیان حدیث سلسله الذهب در واقع هم حقانیت خود و خاندانش را در برابر سلطه عباسیان به مردم گوشزد کرد و شرط ورود به دژ امن خداوند متعال را امامت و ولایت خود و خاندانش خواند و موضوع خلافت و زعامت عباسیان را زیر سؤال برد . دلیل دوم استقبال گرم مردم نیشابور بود چرا که هدف مأمون از اینکه مسیر سفر امام را طوری طراحی کرده بود که با شیعیان ارتباط برقرار نکند و بی سر و صدا به مرو برسد که عملاً چنین نشد و محبت مردم را نسبت به امام رضا علیه السلام را که دید بر خود لرزید. از این رو مأمون به حبس امام در سرخس دستور می دهد. ولی مأمون شایع کرد که  امام  رضا علیه السلام ادعای الوهیت کرده است  و به همین خاطر وی را زندانی کرد.  تا شاید از این طریق تماس امام با مردم را غیرممکن سازد.[۵۶]سرخس آخرین شهر پیش از مرو و یا مقصد حرکت است امام رضا  علیه السلام در شهر مرو با وجود سلطه آشکار مامون مورد استقبال مردم واهالی آن شهر قرار می گیرند، و در همین شهر است که به ناچار ولایت عهدی مامون را می­پذیرند. ولایتعدی ای که سرانجامی جز شهادت به زهر کین خاندان سیاه جامه و سیاه دل بنی عباس، نداشت.

به این ترتیب مسیر هجرت امام
 علیه السلام به این شرح است : مدینه، مکه (برخی این شهر را مسیر هجرت نمی دانند)، نباج، بصره، اهواز، اربق (اربک)، ارجان ( بهبهان)، ابرکوه (ابرقوه)، ده شیر (فراشاه)، یزد، قدمگاه خرانق ( مشهدک)، رباط پشت بادام، نیشابور، قدمگاه نیشابور، ده سرخ، طوس، سرخس و سرانجام مرو.

علی جلیلی / کارشناسی ارشد تاریخ تمدن اسلامی از دانشگاه تهران و همکار گروه تاریخ اجتماعی بنیاد دائره المعارف اسلامی

………….

۱٫        شیخ مفید ، الإرشاد ، ج۲ ، ص ۲۴۷ .

۲٫        طبرسی ، اعلام الوری بأعلام الهدی ، ص ۳۱۲

۳٫        مناقب آل أبی طالب (ع) ، ج۴ ، ص ۳۶۷ .

۴٫        یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص ۴۳۰ و ۴۴۲٫

۵٫        یعقوبی، تاریخ، ج ۲، ص ۳۷۶٫

۶٫        مسعودی، مروج الذهب، ج ۳، ص ۳۳۶؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص ۳۰۰٫

۷٫        یعقوبی، همان، ج ۲، ص ۳۸۱؛ کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۸۴٫

۸٫        همان، ج ۱، ص ۳۹۷٫

۹٫        شیخ صدوق در کتاب الأمالی و رجال مامقانی زیر عنوان زبیده؛  البته برخی این مسئله را منکر شده اند؛ نک. تعلیقات محدث ارموی بر کتاب النقض،  تعلیقه ۹۵ که به نقل از علامه قزوینی نیز آمده است.

۱۰٫     شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۱ ، ص ۹۸ ؛ مجلسی ، ج ۴۸ ، ص ۲۲۵ .

۱۱٫   شیخ مفید، الإرشاد، ج ۲ ، ص ۲۳۷ – ۲۴۳ ؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ۴، ص ۳۲۶٫

۱۲٫     شیخ صدوق، عیون، ج ۲، ص ۲۲۶؛ اربلی، کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۰۵٫

۱۳٫     کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۱۰٫

۱۴٫   مسعودی ، التنبیه و الإشراف ، ص ۳۲۳ .

۱۵٫     یعقوبی، همان، ج ۲، ص ۴۴۵؛  طبری، تاریخ، ج ۸، ص ۵۷۴-۵۷۵٫

۱۶٫     شیخ مفید ، همان ، ص ۴۸۶٫

۱۷٫   ابن اثیر ، الکامل فی التاریخ، ج ۶ ، ص ۳۱۰-۳۱۱ .

۱۸٫      خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، ج ۲ ، ص ۱۱۳-۱۱۴ .

۱۹٫     طبری، همان، ج ۷ ، ص ۱۲۶-۱۲۷ .

۲۰٫     نک : ابن اثیر ، ج ۷ ص ۱۳۲ که خاندان طاهر را شیعه و از پشتیبانان اهل بیت (ع) می داند .

۲۱٫     التاریخ الأسلامی و الحضاره الإسلامیه ، ج ۳ ، ص ۱۰۷ .

۲۲٫     الحیاه السیاسیه للإمام الرضا، ص ۱۸۷ .

۲۳٫     ابن طقطقی، تاریخ فخری، ص ۱۲۷؛ ابن کثیر، ج ۱۰، ص ۲۵۰٫

۲۴٫   علامه مجلسی ، بحار الأنوار ، ج ۴۹ ، ص ۱۲۹ .

۲۵٫     یعقوبی، تاریخ، ج ۲، ص ۴۶۵؛ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۵۵؛ شیخ مفید، ج ۲، ص ۲۵۹٫

۲۶٫     مرحوم مجلسی در مورد اجبار امام رضا (ع) برای پذیرش ولیعهدی روایات بسیاری آورده است ( نک. بحار الأنوار ، ج ۴۹ ، ص ۱۲۹-۱۳۰ .

۲۷٫     برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۶۵؛ سیف الدین حاجی بن نظام عقیلی ، آثار الوزراء، ص ۷۶٫

۲۸٫     یعقوبی، تاریخ، ج ۲، ص ۴۶۵؛ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۵۵؛ شیخ مفید، همان، ج ۲، ص ۲۵۹٫

۲۹٫     شیخ صدوق، عیون الأخبار الرضا، ج۲، ص ۴۶۴؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ص ۱۹۶٫

۳۰٫     همانجا؛ اثبات الوصیه، منسوب به مسعودی،  ص ۳۹۴٫

۳۱٫     شیخ صدوق، عیون الأخبار الرضا، ج۲، ص ۴۶۴؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۲، ص ۱۰۵٫

۳۲٫     اثبات الوصیه، منسوب به مسعودی،  ص ۲۰۵؛ کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۴۰۷؛ ابن طقطقی، تاریخ فخری، ص ۳۰۰٫

۳۳٫     جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا علیه السلام از مدینه تا مرو ، ص ۱۷-۱۸ .

۳۴٫     جیهانی، اشکال العالم، ص ۱۰۷-۱۰۸؛ ابن حوقل، صوره الأرض، ص ۳۰؛ اصطخری، المسالک و الممالک، ص ۹۳- ۹۴٫

۳۵٫     عرفان منش، جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا (ع) از مدینه تا مرو، ص ۴۹ – ۵۰٫

۳۶٫     اقتداری، دیار شهریاران، بخش اول، ج۱، ص ۷۷۷و ۵۵۴ و ۳۶۸٫

۳۷٫     همان، ص ۳۲۰؛ دزفولی، تذکره الأخبار  و مجمع الأبرار، ص ۳۸٫

۳۸٫     قدامه بن جعفر، کتاب الخراج، ص ۲۷ – ۲۸ ؛ ابن رسته، اعلاق النفیسه، ص ۲۲۲ ؛ جیهانی، ص ۲۷ -۲۸ ؛ ابن بلخی، فارسنامه، ص ۲۳۱ – ۲۳۲ .

۳۹٫     اعتماد السلطنه، مرآت البلدان، ج ۱، ص ۳۶۸٫

۴۰٫     عرفان منش، همان، ص ۸۶٫

۴۱٫     نک . : ابن بلخی، فارسنامه؛ فسایی، فارسنامه ناصری؛ زرکوب شیرازی، شیرازنامه.

۴۲٫     ابن بلخی ، همان ، ص ۲۳۲ .

۴۳٫   لسترنج ، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ص ۳۰۶ .

۴۴٫     ایرج افشار، یادگارهای یزد، ج ۱، ص ۱۷۳٫

۴۵٫   همان ، ج ۱ ، ص ۲۸۰ .

۴۶٫   شیخ صدوق ، عیون الأخبار الرضا ، ج۲ ، ص ۴۶۴ ؛ علامه مجلسی ، بحارالأنوار ، ج ۱۲ ، ص ۲۹ .

۴۷٫   عبدالکریم بن طاووس حسنی ، فرحه الغری ، ص ۱۳۱ .

۴۸٫     شیخ صدوق ، التوحید ، ص ۲۵ .

۴۹٫     محمود حیدری آقایی ، خانجانی و دیگران ، تاریخ تشیع ، ج ۱ ، ص ۲۷۲ .

۵۰٫   شیخ صدوق ، عیون الأخبار الرضا ، ج ۲ ، ص ۳۷۶ ؛ علامه مجلسی ، بحار الأنوار ، ج ۱۲ ، ص ۱۱۱ .

۵۱٫     بسطامی، تحفه الرضویه، ص ۱۹۰٫

۵۲٫     شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۲ ، ص ۳۷۶؛ مجلسی، ج ۱۲، ص ۱۱۳؛ ابوالقاسم سحاب، زندگانی امام رضا، ص ۲۵۶٫

۵۳٫   مجلسی ، همانجا ؛ بدیع نگار، مشهد الرضا،  ص ۴٫

۵۴٫   اثبات الوصیه ، منسوب به مسعودی ،  ص ۳۹۱ ؛ شیخ صدوق ، عیون ، ج ۲ ، ص ۴۷۳ ؛ یحیی خزاعی ، بحرالأنساب ، ص ۱۰۴ – ۱۰۷ .

۵۵٫     یعقوبی ، البلدان ، ص ۵۴ ؛ اصطخری ، المسالک و الممالک ، ص ۲۹۷ .

۵۶٫     شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۴۲۶ – ۴۲۷؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۲، ص ۱۵۹٫ 





نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، مطلب روز، مناسبت ها، 
برچسب ها : امام رضا (ع)، سفر، مدینه تا خراسان، ولایت عهدی، علامه جعفر مرتضى عاملی، بصره - فارس -یزد -خراسان،
لینک های مرتبط :

مسیر حرکت امام رضا (ع) از مدینه تا مشهد (خراسان)

در جاده نیشابور به مشهد بقعه ای است با ساختمانی قدیمی که در اتاقکی از آن بنا سنگی سیاه با جای پایی نقر شده بر آن دیده می شود. زائران به این بقعه قدم گذارده ، آن جای پا را بوسیده وخاک آن را بر دیده می کشند ؛ این مکان، قدمگاه علی ابن موسی الرضاست. مردم عاشق آن خطه 1200 سال پیش به یمن قدوم مبارک امامشان جای پایی را بر سنگ نقر کرده و معجزه عشق را به نمایش گذاشتند، این مکان جایی است که خاک پا ، توتیای چشم و درمان آلام جسم و جان است . از این قدمگاههای فراموش شده در کشورمان بسیار است که در طی سفر امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) در جای جای این خاک از زمین برآمده و قبله حاجات اهل دل شده است. از اینرو بنا داریم در این فرصت اندک جغرافیای مسیر حرکت امام را از مدینه تا مرو( مقر حکومت مامون) بررسی کنیم، هر چند در مسیر حرکت امام رضا از مدینه تا مرو اختلاف نظر وجود دارد ولی در این گفتار سعی شده مسیری که بیشترین منابع تاریخی بر آن اتفاق نظر دارند بررسی گردد.

" مسیری که مامون تاکید داشت حضرت رضا را از آن عبور دهد یکی از راههای متداول آن زمان به شمار می رفت و آن از مدینه به بصره و از طریق سوق الاهواز( اهواز) به فارس و سپس از راه کویر و بیابان میان ایالت های فارس و خراسان می گذشت و به مرو ختم می شد."(1) این مسیر در نقشه با رنگ سبز مشخص شده است.

" راه دیگری که در آن زمان متداول بود از مدینه به سمت کوفه و مدینه الاسلام (بغداد) می رفت و سپس از آن جا به سمت ری، قم و خراسان و بالاخره به مرو منتهی می شد."(2) این مسیر در نقشه با رنگ زرد مشخص شده است و چنانکه ملاحظه می شود این مسیر در ابتدا تا معدن نقره و از نیشابور تا انتها ( مرو) با مسیر اول مشترک است. ولی در نقد مسیر دوم می توان به این مطلب اشاره کرد: عبور از سه شهر کوفه، بغداد و قم ؛ از این سه شهر کوفه و قم مرکز تجمع شیعیان در آغاز قرن سوم اسلامی بود و عبور امام رضا از این دو شهر می توانست به قدرتمندی شیعیان این نواحی و شورش احتمالی آنان بیانجامد. و شهر سوم یعنی بغداد و مرکز تجمع و قدرت عباسیان که از ولایت عهدی امام رضا خشمگین بودند و آن را انتقال قدرت از آل عباس به آل علی قلمداد می کردند ، پس در هر دو صورت این مسیر و انتخاب آن به زیان مامون بوده است، لذا دلایل عقلی و منطقی علاوه بر دلایل و مستندات تاریخی بر مسیر اول مرتبت است." از این رو مسیری که مامون برای انتقال امام رضا از مدینه به مرو انتخاب کرده بود از دیدگاه جغرافیای طبیعی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی بسیار حساب شده و زیرکانه بود."(3) سفر امام رضا از مدینه تا مرو را در 5 بخش زیر می توان دسته بندی کرد:

1- از مدینه تا بصره
2- از بصره تا فارس
3- از فارس تا یزد
4- از یزد تا خراسان
5- امام در خراسان

1- از مدینه تا بصره:
دو تن از ماموران مامون به نام های رجاء بن ضحاک و یاسرخادم به همراه نامه ایی مامور انتقال امام از مدینه به مقر حکومت وی بودند." رجاء بن ضحاک و یاسرخادم به منزل امام رفتند و نامه مامون را به حضرت تسلیم کردند. امام با فرستادگان مامون سخنی نگفت و با کراهت نامه را خواند و به ناچار پیشنهاد مامون را پذیرفت و آماده سفر شد و در اولین گام قبل از آغاز سفر به سوی مرو، امام دست به اقداماتی زد که ماهیت پذیرش ولایت عهدی را آشکار ساخت"(4) امام رضا(ع) با دست زدن به اقداماتی نظیر وداع با مرقد مطهر رسول اکرم، تعیین جانشین و اعلام امامت امام جواد(ع) و وداع با خانواده خویش نشان دادند که ولایت عهدی ظاهری آراسته و مجلل بر چهره تبعید و نفی بلد است. " منابع اولیه و سایر تواریخ معتبر آغاز حرکت امام رضا را از مدینه به سوی بصره ذکر کرده اند. با این وجود برخی از منابع به خصوص تذکره های متاخر می نویسند: حضرت ، ابتدا به مکه رفته و در این سفر امام جواد نیز همراه ایشان بوده است ، امام با خانه خدا وداع کرده و سپس از مکه به سفر ادامه داده اند."(5) گزارش منابع مختلف درباره سفر امام رضا از مدینه به مکه سپس به بصره متناقض و نامشخص است برخی امام جواد را همراه پدر بزرگوارشان در مکه دیده اند، برخی نامه ایی از امام رضا در مکه دریافت داشته برای امام جواد به مدینه برده اند، اینگونه اقوال از نامشخص و متناقص بودن سفر امام رضا به مکه حکایت دارد. علاوه بر این، اوضاع مکه در آن زمان چندان آرام نبود لذا" سفر امام رضا به مکه... به لحاظ سیاسی مغایر سیاست مامون و دستور وی به فرستادگانش می باشد"(6) به همین دلیل نمی توان سفر امام رضا از مدینه به مکه و سپس به مرو را داری حجت های آشکار تاریخی دانست و به احتمال زیاد باید بر این باور بود که در سفر از مدینه به مرو امام رضا به مکه سفر نکرده اند. امام در طی سفر به بصره در بناج( بروزن کتاب) که در6 منزلی بصره است توقف می کنند و پس از استقبال شیعیان آن منطقه عازم بصره می شوند.

2- از بصره تا فارس
- از بصره تا سوق الاهواز:
" از دیار عرب( عراق) تا خوزستان دو راه وجود دارد، یکی از بغداد به واسط و از واسط به خوزستان و راه دیگر از بصره به خوزستان که کوتاهترین راه و فاصله میان ایران و عراق آن روز محسوب می شد."(7)

راه بصره- اهواز در آن زمان 9 منزل و سی و شش فرسنگ بود ولی از نامهای قدیم منازل این مسیر در نقشه های امروزین اثری نمانده است از اینرو به سختی می توان مسیر حرکت امام را مشخص کرد " امام رضا از بصره به اهواز حرکت کرد ولی از جزئیات مسیر حرکت امام و منزل گاههایی که حضرت در آن توقف فرمود منابع هیچ گزارشی ارائه نکرده اند."(8)

با ورود امام رضا به اهواز، بیماری امام روی می دهد که منابع دلیل بیماری امام را هوای بسیار گرم و مرطوب این شهر بیان می کنند، لذا می توان دریافت که سفر امام در تابستان رخ داده است.

چنانکه از نقشه برمی آید از اهواز دو خط زرد رنگ به شوشتر و دزفول ترسیم شده که بیانگر مسیراحتمالی امام است . سه بقعه به نام امام رضا در شوشتر، دو بقعه به نام شاخراسون( شاه خراسان) در دزفول و شوشتر و دو بقعه دیگر به نام های امام ضامن وجود دارد که بایستی با نظری تقادانه به آن نگریست. " این بناها( یادبود امام رضا) که تعدادشان قریب به ده بنا می رسد اگر چه از حیث کثرت، گذر امام رضا را در ایندو شهر قوت می بخشند اما به لحاظ اعتبار، متزلزل و مبهم هستند. سه بقعه امام رضا دیمی در شوشتر که عوام آن را محل توقف حضرت رضا می دانند برابر گفته شرف الدین شوشتری سندی ندارد... بقعه شاخراسون در دزفول نیز... با ابهام روبروست."(9) تاریخ های محلی سفر امام به این دو شهر را تائید نمی کنند. همچنین با توجه به نقشه و موقعیت جغرافیایی شوشتر و دزفول گذر حضرت رضا را از این دو شهر دور از واقع می نمایاند چرا که امام بایستی راه رفته به شوشتر را بازگشته و سپس به دزفول می رفتند که این سفر عقلانی نمی نماید.

- از اهواز تا فارس:
درباره ادامه مسیر حرکت امام علی بن موسی الرضا به فارس منابع توضیحی نمی دهد که حضرت از کدام راه به سمت فارس و از آن جا به خراسان عزیمت کرده است. و ما تنها از طریق اتصال نقاط جغرافیایی روشن که در منابع ذکر شده می توانیم جزئیات مسیر حرکت حضرت و منازل بین راه را به دست آوریم و یا حدس بزنیم زیرا مسیر راه خوزستان به فارس منحصر به یک راه نیست."(10) از اهواز به فارس 24 منزل و در مجموع 102 فرسنگ راه بوده است." احتمال دارد حضرت در سفر تاریخی خود به مرو از راه ارجان، را مهرمز گذشته باشند زیرا نسبت به ابتدا و میانه این راه گزارش هایی از عبور آن حضرت در دست داریم."(11)

درباره خروج امام از اهواز خبر دقیقی وجود دارد که امام از پل اربق یا اربک عبور کرده اند و این خود کلیدی برای حل این معماست. در ادامه مسیر پل اربک " در شهر ارجان قدیم( بهبهان) قدمگاهی است موسوم به قدمگاه امام رضا. وجود این قدمگاه در این مکان مسیر امام علی بن موسی الرضا را... روشن می کند. قدمگاه بعدی که در منابع تاریخ محلی به تناوب از آن یاد شده شهر ابرقو یا ابرکوه است که در منتهی الیه جاده شمالی شیراز به شهر یزد است."(12) منابع تاریخی اطلاع می دهند که امام رضا از اهواز و از طریق فارس و نه شهر شیراز به سمت خراسان رفته اند. " از ورود حضرت علی بن موسی الرضا به شیراز در منابع گزارش موثقی ثبت نشده است و در منابع محلی تاریخ این شهر هیچگاه قدمگاه و یا بنای یادبودی به آن حضرت منسوب نیست. این موضوع احتمال عبور حضرت رضا را از راه باستانی اهواز به پاسارگاد که بعد از ارجان از طریق راههای کوهستانی منطقه کهکیلویه به جلگه مرودشت اصطخر می پیوست قوت می بخشد."(13)

3- از فارس تا یزد:
ابن بلخی منازل شیراز به یزد را 9 منزل و مسافت میان این دو شهر را 54 فرسنگ یاد کرده است. در آن روزگار یزد نه شهر مهمی به قاعده امروز که از توابع شهر اصطخر بوده است. در این منطقه چند قدمگاه و بنای یادبود امام رضا(ع) وجود دارد." با توجه به تاکید منابع به عبور آن حضرت از راه کویر به سوی مرو، بر اعتبار این قدمگاه ها افزوده می شود."(14) ولی چنانکه گفته شد یزد در قرن دوم اسلامی نه یک شهر که یک منطقه بیابانی بوده است لذا " از عبور حضرت رضا از یزد در منابع اولیه به صراحت نامی به میان نیامده است و تنها به ذکر عبور آن حضرت از یک کویر و یا بیابان اشاره کرده اند."(15)

برخی بر این باورند که امام ر ضا در طی مسیر وارد شهر قم شده و در منزل یکی از اهالی این شهر منزل کرده اند که این مکان امروزه به مدرسه رضویه یا ماموریه شهرت یافته است. ولی باید اذعان کرد که مامون گذر امام از شهرهای محل تجمع شیعیان را ممنوع کرده بود. لذا حضور امام در این شهر سند محکم ندارد از سوی دیگر " در مورد توقف حضرت در قم منابع تاریخ محلی نیز آن را تائید نمی کند. تاریخ قم که از قدیمی ترین منابع تاریخ محلی است( 378 ق. حسن قمی) هیچگونه اطلاعی از عبور حضرت رضا از شهر قم نمی دهد. کلینی نیز در اصول کافی می نویسد: مامون آن حضرت را از بصره و شیراز( که شیعیانش کمتر بودند) به مرو حرکت داد..."(16)

4- از یزد تا خراسان
به طور کل تعیین خط مسیر دقیق سفر امام رضا به واسطه گزارش های متعدد و گاه متناقض منابع دشوار است. به همین سیاق تعیین مسیر حرکت امام رضا از یزد تا خراسان نیز با دشواری همراه است. " تنها نقطه روشن که در این مسیر از منابع اولیه به دست می آید اشاره ایی است که شیخ صدوق و سایر منابع معتبر به مسیر راه کویر و ورود آن حضرت به نیشابور کرده اند."(17) با توجه به نقشه در فرانق و رباط پشت بادام نشانه هایی دال بر عبور امام رضا از این مناطق وجود دارد. برخی معتقدند که امام از رباط پشت بادام به دامغان سپس به نیشابور رفته( مسیر آبی و سپس زرد رنگ) و برخی منابع معتقدند که امام با گذر از جناح شرقی کویرلوت به نیشابور وارد شده اند. " دامغان به لحاظ جغرافیایی در خط سیر حرکت حضرت رضا واقع شده، گذر آن حضرت از این منطقه محتمل به نظر می رسد."(18)

5- امام در خراسان:
خوشبختانه از ورود امام رضا به نیشابور گزارش های متعدد و مستندی وجود دارد به ویژه حدیث سلسله الذهب که امام در این شهر ایراد فرموده اند خود به قوت گزارش های ورود امام به نیشابور افزوده است. " مهمترین و معتبرترین گزارشی که از توقف حضرت رضا در نیشابور ضبط شده است. روایت عبدالسلام بن صالح ابوصلت هروی است که حدیث مشهور و معروف سلسله الذهب را از امام رضا در نیشابور نقل می کند."(19)

چشمه کهلان که امام در آن غسل کرده و در کنار حوض آن به نماز ایستاده اند و همچنین قدمگاه نیشابور در 24 کیلومتری آن شهر یادگاری های مستند و مستدل حضور امام رضا در این شهراست. باید توجه داشت که نیشابور در آن زمان از شهرهای آباد و بزرگ خراسان به شمار آمده و ابر شهر نامیده می شد لذا بعید نمی نماید که مکان فعلی قدمگاه نیشابور که اینک در جاده نیشابور به مشهد واقع شده است ، آن زمان در خود شهر نیشابور و یا در حومه آن بوده باشد. امام رضا پس از نیشابور به طوس، ده سرخ و کوه سنگی سفر کرده اند داستان های مشهور بین مردم این ناحیه خود گویای حضور امام در این منطقه است.

در ده سرخ امام به منظور دستیابی به آب جهت وضو زمین را به دست خویش اندکی حفر کرده، چشمه ای می جوشد که تاکنون موجود است.

در کوه سنگی، امام برکت سنگ های این ناحیه را که از آن دیگ ها و ظروف سنگی می تراشیدند طلب می کنند که تا امروز نیز همچنان این شغل در این ناحیه برجاست.

استقبال گرم مردم نیشابور از امام سبب می شود که مامون به حبس امام در سرخس دستور دهد. تا شاید از این طریق تماس امام با مردم را غیرممکن سازد. سرخس آخرین شهر پیش از مرو و یا مقصد حرکت است امام رضا (ع) در شهر مرو با وجود سلطه آشکار مامون مورد استقبال مردم واهالی آن شهر قرار می گیرند، و در همین شهر است که به ناچار ولایت عهدی مامون را پذیرفته و به زهرکین خاندان سیاه جامه و سیاه دل بنی عباس به شهادت می رسند.

این سفر را به راستی باید سفر اندوه دانست ، امام رضا (ع) با دسیسه مامون از مدینه النبی فراخوانده می شوند ، و امام با تسلیم شدن به خواست خداو راضی بودن به رضای او ، لقب رضای آل محمد (ص) می یابند ؛ اینک مشهدالرضا قبله هر ایرانی مسلمانی است. گرچه سفر امام به مرو سفری آکنده از اندوه بوده است، گرچه امام را از جوار حضرت رسول دور ساخته است ، ولی اینک امام رضا (ع) در حلقه ایی از عاشقانش شب و روز طواف می شود ؛ و اگر نبود مشهدالرضا، ایران از قلبی تپنده و دلی زنده خالی می شد . رنج مردان خدا تنها صورت رنج دارد ولی درباطن خیرکثیری در آن مستتر است که اینک شاهد آن هستیم ، بی هیچ گزافه ایی می توان گفت که ما هرچه داریم از برکت حضور امام رضاست که در مشهد خویش دست پربرکتش را بر سرمان گسترده است .





نوع مطلب : مناسبت ها، امام رضا علیه السلام، مطلب روز، 
برچسب ها : امام رضا (ع)، از مدینه تا خراسان، بصره، یزد،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :