مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام

یا فاطمه الزهراء (س)

تاریخ:یکشنبه 1394/11/4-10:56

من مهدیم، در دست تیغ انتقامم

مادر به قبر مخفیت بادا سلامم

ای قلب مجروحم کباب از غربت تو

باریده اشکم قرن ها بر تربت تو

شب تا سحرها سوختم از سوز داغت

بودم چراغ قبر بی شمع و چراغت

عمری برایت گریه همچون ابر کردم

هم سوختم هم ساختم هم صبر کردم

دیروز رو گرداند امّت یکسر از تو

امروز باشد مهدی ات تنهاتر از تو

مادر دلم خون است از بندم رها کن

دستی برآور بر ظهور من دعا کن

یا با ظهورم انتقامت را بگیرم

یا در کنار قبر پنهانت بمیرم

مادر شنیدم بارها قاتل تو را کشت

ای یار تنهای علی  آخر چر اکشت

مادر شنیدم بارها از پا فتادی

دیدی علی تنها بود باز ایستادی

قنفذ در آن ساعت به ثانی اقتدا کرد

دست تو را از دامن مولا جدا کرد

مادر مپنداری من از تو دور بودم

آن روز در صلب حسینت نور بودم

آوای مهدی مهدیت آمد به گوشم

برخاست در صلب حسین از دل خروشم

نفرین بر آن قوم خدانشناس کردم

درد تو را در قلب خود احساس کردم

ای کاش بودم تا علی را یار بودم

جای تو من بین در و دیوار بودم

آنان که پای خطبه ات ساکت نشستند

ای کاش دست قاتلت را می شکستند

کی می شود بردارم از جانت محن را

از خاک بیرون آورم باز آن دو تن را

در حلقۀ زنجیرشان محکم ببندم

فریاد یا اُمّا رسد از بند بندم

دریا کنم از خون دل چشم ترم را

پرسم چرا کشتید آخر مادرم را؟

گیرم امیرالمؤمنین را دست بستید

بازوی زهرا را چرا آخر شکستید؟

اجر ذوی القربای پیغمبر کتک بود؟

یا پاسخ حق نمک غصب فدک بود؟

مادر به اشک چشم های دوستانم

داد تو زین بیدادگرها می ستانم

من بهترین یار وفادار تو هستم

روز ظهورم هم عزادار تو هستم

شمشیر خونریزم بود مدیون محسن

نقش است بر آن انتقام خون محسن

ای قبر پنهانت زیارتگاه مهدی

خورشید قرآن، اختر دین، ماه مهدی

تو عالمی را اشک و سوز و شور دادی

با روی سیلی خوردۀ خود نور دادی

غلامرضا سازگار

 



نوع مطلب : مهدی موعود  شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اخباری که از امیرالمؤمنین (ع) در خصوص قائم (عج) وارد شده است

تاریخ:سه شنبه 1394/02/8-19:18

بسم الله الرحمن الرحیم

اخباری که از حضرت علی امیرالمؤمنین (ع) در خصوص قائم (عج) وارد شده است

ان شاء الله قصد داریم در ادامه مطالب مربوط به صاحب العصر و الزمان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مطالبی را از اجداد بزرگوارشان که در این زمینه است در اختیار شما قرار دهیم، باشد که مورد رضا خداوند متعال قرار گیرد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم اجمعین من الجن و انس من الاولین و آخرین.
در کتاب «کمال الدین» شیخ صدوق از شیبانی، او از اسدی او از سهل او از عبد العظیم حسنی او از ابی جعفر ثانی او از پدرانش (ع) روایت کرده که: «قائم  ما غیبتی دارد که مدت آن طولانی است، گویا که من شیعه را در آن حال می بینم که ایشان در زمان غیبت او، جولان می کنند مانند جولان چهارپایان در طلب چراگاه، و او را پیدا نمی کنند. کسی که از ایشان در دین خود ثابت و دلش به سبب طول زمان غیبت قساوت به هم نرساند، با من در روز قیامت در یک درجه است.» بعد از آن فرمود: «در وقت قیام قائم ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) احدی را در گردن او بیعتی نمی باشد، از این سبب ولادتش مخفی و شخصش غایب گردید.»

منابع:
کتاب کمال الدین، ج 1، ص 303، ح 14، ما اخبر به علی (علیه السلام)
کتاب مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ج1، ص 173 [این کتاب ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار تألیف علامه محمد باقر مجلسی (ره) است که توسط حسن بن محمد ولی ارومیه ای (ره) ترجمه گردیده است.]


نوع مطلب : مهدی موعود 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایران و ظهور امام زمان عج

تاریخ:پنجشنبه 1393/11/2-19:41

(بسم الله الرحمن الرحیم)

تمام منابع حدیثى اتفاق نظر دارند كه اهالى شرق ( ایرانیان ) انقلاب مى كنند كه آن انقلاب ، راه را براى ظهور مهدى(علیه السلام) هموار مى كند . اینان « اصحاب رایات السود ; لشكرى با پرچم هاى سیاه » معرفى شده اند كه پیشاهنگان دولت مهدى و سرسپردگان حكومت اویند .

 


منابع ما دو گروه دیگر از پیشگامان دولت مهدى را نام مى برد كه یكى یمنى ها و دیگرى انقلابیونى هستند كه بر ضد یهود فعالیت مى كنند ، كه پیش از ظهور امام به پا مى خیزند . در تفسیر این آیه « بعثنا علیكم عباداً لنا أولى بأس شدید » ( اسراء/5 ) . گفته شده است كه اینها گروهى هستند كه خدا آنها را پیش از خروج قائم برمى انگیزاند ، و هر جا كه دشمن آل محمد(صلى الله علیه وآله) را بیابند مى كشند . ( كافى 8/206 ) .

در تفسیر عیاشى  به نقل از صالح بن سهل آمده است كه ابوعبدالله(علیه السلام) در تفسیر آیه : « وقضینا إلى بنى اسرائیل فی الكتاب لتفسدن فی الأرض مرتین » (اسراء/آیه 4) فرمود : مقصود از دو بار فساد، كشتن على(علیه السلام) و ضربه زدن به حسن(علیه السلام) است . « ولتعلن علوّاً كبیراً » ( اسراء/4 ) سركشى بزرگ یعنى قتل حسین(علیه السلام) و « فإذا جاء وَعْد أولاهما » ( اسراء/5 ) یعنى وقتى خونخواهان و یاوران حسین(علیه السلام) بیایند . « بعثنا علیكم عباداً لنا أولى بأس شدید فجاسوا خلال الدیار» (اسراء/5) یعنى قومى را خدا پیش از خروج قائم برمى انگیزاند كه هرجا دشمن آل محمد(صلى الله علیه وآله) را بیابند ، مى سوزانند ! «وكان وعداً مفعولا» ( اسراء/5 ) یعنى این تهدید پیش از قیام قائم است و تحقق مى پذیرد « ثم رددناه لكم الكرة علیهم وأمددناكم بأموال وبنین وجعلناكم أكثر نفیراً » ( اسرا/6 ) یعنى با خروج امام حسین هنگام رجعت، همراه هفتاد مرد از یارانش، كه همراه امام كشته شدند ]دوباره شما را بر دشمنان چیره مى كنیم[. جهادگران كلاهخود طلایى بر سر دارند وهر كلاهخود دو رو دارد . به مردم خبر مى رسد كه امام حسین(علیه السلام) همراه یارانش خروج كرده است ، مبادا مؤمنان در این باره شك كنند ; بدانند كه او دجال و شیطان نیست ، بلكه امامى است كه در آن وقت پیش روى مردم ظاهر مى شود . وقتى مؤمنان مطمئن شدند كه ایشان امام حسین(علیه السلام)است ، دیگر در این باره شك نخواهند كرد . حجت قائم براى مردم ، از امام حسین(علیه السلام)پیام مى آورد و مؤمنان آن را خواهند پذیرفت . وقتى امام حجت از دنیا برود ، حسین(علیه السلام)او را غسل و كفن و حنوط مى كند و در قبر مى نهد ، چون امام را جز امام دفن نمى كند .

ابراهیم در حدیثش مى افزاید: سپس امام حسین(علیه السلام) مردم حكمرانى مى كند ، آن قدر زیاد كه ابروهایش چشمانش را بپوشاند !


ابان بن تغلب از امام صادق(علیه السلام) روایت كرده است : وقتى پرچم حق ظاهر شود ، اهل شرق و غرب آن را لعن و نفرین مى كنند ! مى دانى چرا ؟ عرض كردم : نه ، فرمود : به سبب برخورد نادرستى كه مردم از اهل بیت امام پیش از خروج ایشان مى بینند .

نعمانى از ابان بن تغلب و دراز منصور بن حازم ، روایت را نقل كرده و در آن آمده است: از ایشان پرسیدم : چرا پرچم حق را لعن مى كنند ؟ فرمود : به خاطر رفتارى كه از بنى هاشم مى بینند . ( به نقل از آن بحار 52/363 ) كه دلالت دارد اهل بیت امام ، یعنى بنى هاشم و پیروانش ، پیش از امام قیام مى كنند . صاحب كتاب یوم الخلاص ، حدیثى را نقل مى كند كه مى گوید : « یأتى ولله سیف مخترط ; در حالى امام مى آید كه خدا شمشیرى بلند همچون عمود دارد » كه پنج منبع براى آن بیان كرده است اما حدیثى در آنها نیافتیم ، بلكه موجود « ومعه سیف مخترط ; همراهش شمشیر بلند است » مى باشد كه در كتاب وى موارد مشابه دارد .

بنابراین احادیث «تمهید» ( پیشگامان مهدى ) سه گروهند : احادیث لشكرى با پرچم هاى سیاه ( رایات سود ) كه نزد شیعه و سنى مورد اجماع است ; احادیث دولت یمانى كه فقط در منابع ما ( شیعه ) آمده است ; احادیثى كه بیانگر ظهور پیشگامان پیش از ظهور امام است ، بى آنكه آنان را مشخص كند ، كه همخوان با كسانى است كه با یهود مى جنگند ، چون در تفسیر این آیه آمده اند : «بعثنا علیكم عباداً لنا » ( اسراء/5 ) .

احادیث شریف ، زمان قیام دولت یمنى ها را مشخص كرده و آن را در سال ظهور مهدى(علیه السلام) همزمان با خروج سفیانى ، دشمن مهدى در سرزمین هاى شام ، مى داند .

اما زمان برپایى دولت ایرانیان ، پیش از این بوده است اینها نخستین گروه پیشرو هستند اما قیام شان براى یارى امام ، در سال ظهور خواهد بود . ترجیحاً باید گفت : آغاز حركت و فعالیت شان به دست مردى از قم است .

امام كاظم(علیه السلام) فرمود : مردى از قم ، مردم را به حق فرا مى خواند . پیرامونش گروهى گرد مى آیند كه دل هایشان مانند پاره هاى آهن است . توفان هاى وزنده ، آنان را نمى لرزاند و از جنگ خسته نشده و نمى هراسند . به خدا توكل كرده و عاقبت از آنِ پارسایان است ( بحار 57/215 ) .

روایت نمى گوید كه مردى كه به او بشارت داده شده ، چه زمان مى آید و مناسبت فرمایش امام چه بوده است ، روایت مُرسَل است اما قوّت روایت ، آن است كه از كتاب تاریخ قم ، نوشته اشعرى در سال 378 هجرى است .

از حدیث صحیح امام باقر(علیه السلام) درباره انقلاب اهل مشرق فهمیده مى شود كه قیام ایرانیان پنج مرحله دارد ، كه آخرین آن ، قیام براى یارى امام(علیه السلام) در سال ظهور است . احادیث سنى و شیعه ، ظهور دو شخصیت را بیان مى دارد : یكى سید خراسانى ، و دیگرى رهبر نیروهاى امام ( شعیب بن صالح یا صالح بن شعیب ) .

منابع ما فاصله بین ظهور این دو و ظهور امام(علیه السلام) را مشخص نمى كند ، اما منابع سنى مى گوید كه آن دو ، شش سال پیش از ظهور امام مى آیند.

در فتن ابن حماد  به نقل از محمد بن حنفیه(رحمه الله) آمده است :

پرچم هاى سیاه سپاه بنى عباس نمودار مى شود ، سپس پرچم هاى سیاه دیگرى از خراسان پدیدار مى گردد كه افرادش كلاه سیاه بر سر دارند و لباس شان سفید است . پیشاپیش اینها مردى است كه بدو شعیب بن صالح یا صالح بن شعیب مى گویند و از بنى تمیم است . یاران سفیانى را شكست مى دهند تا در بیت المقدس پیاده شوند و زمینه حكومت مهدى را هموار كنند . سیصد نفر از شام به او یارى مى رسانند . بین خروج وى تا وقتى كه كار را به مهدى واگذارد ، 72 ماه فاصله هست .

در  با همان سند ، این نص آمده است : بین خروج پرچم هاى سیاه از خراسان و شعیب بن صالح تا خروج مهدى و واگذارى كار به امام 72 ماه فاصله هست .

در  از محمد بن حنفیه ابو القاسم آمده است : بین خروج پرچم هاى سیاه از خراسان و شعیب بن صالح با خروج مهدى و این كه كار در دست مهدى قرار گیرد ، ماه فاصله هست .

در به گونه روایت نخست ابن حماد به اختصار و در مسند الجامع  به نقل از ابو هریره آمده است كه رسول خدا فرمود : سپاهى از خراسان با پرچم هاى سیاه مى آید كه چیزى جلودار آنها نیست ، تا پرچم ها در «الیاء» (= قدس) برافراشته شوند .

الغیبه نعمانى  از ابن ابى نصر آورده است كه ابوالحسن الرضا(علیه السلام) فرمود : پیش از ظهور ، سفیانى و یمانى و مروانى و شعیب بن صالح مى آیند ، پس چگونه از این و آن نام مى برند ؟!

روایات صحیح منابع ما دلالت دارند كه جنبش سید خراسانى و شعیب ( كه پرچم را به امام(علیه السلام) تسلیم مى كنند ) همزمان با ظهور یمانى و سفیانى است . مانند روایت در نعمانى  از ابو بصیر از ابو جعفر(علیه السلام) است كه در حدیثى طولانى ، تعدادى از رخدادها و نشانه هاى آن بیان شده و فرموده است : خروج سفیانى و یمانى و خراسانى در یك سال ، یك ماه و یك روز است . ترتیب آن مانند دانه هاى تسبیح است در پى همدیگرند ، سپس گرفتارى ها از هر سو خواهد آمد. واى بر كسانى كه با اینها مخالفت كنند ! میان پرچم ها پرچمى هدایت كننده تر از پرچم یمانى نیست . پرچم هدایت است ; چون به صاحب الامر و امامتان مى خواند .


نوع مطلب : مهدی موعود 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آخرالزمان چیست و چه ارتباطی با ظهور حضرت مهدی (عج) دارد؟

تاریخ:پنجشنبه 1393/11/2-15:10

آخرالزمان چیست و چه ارتباطی با ظهور حضرت مهدی (عج) دارد؟

شكى نیست هر آغازى را انجام و هر شروعى را پایانى است جز ذات بى پایان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نیز مانند تمام مخلوقات الاهى از این قاعده مستثنا نیست. روزگارى بر دنیا سپرى شده كه دیباچه زندگى دنیایى به شمار مى آید و زمانى نیز خواهد گذشت كه پایان این كتاب خواهد بود. برگه هاى پایانى كتاب زندگى انسان در زمین «آخرالزمان» خوانده مى شود. «آخرالزمان» اصطلاحى است كه در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم مى خورد و به ویژه در ادیان ابراهیمى از برجستگى و اهمیت خاص برخوردار است. این اصطلاح معمولاً به روزگار پایانى دنیا و رویدادهایى كه ممكن است در این بخش از زندگى دنیوى به وقوع پیوندد گفته مى شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویى هایى كرده اند؛ براى مثال در «انجیل» چنین آمده ست:«... و این را بدان كه اوقاتِ صعب در زمان آخر خواهد رسید* زیرا كه خواهند بود مردمِ خود دوست و زر پرست و مغرور و متكبر و كفر گو و نافرمان والدین و حق ناشناس و بى دین* و بى الفت و بى وفا و خبث كننده و بى پرهیز و بى حلم و با خوبان بى اعتنا* و خائن و كم حوصله و عبوس كننده و عیش را بر خدا ترجیح مى دهند.»1
قرآن مجید نیز در آیات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره كرده است. در معارف ارزشمند اسلامى این اصطلاح در دومعناى كلى به كار رفته است:
1. مدت زمانى طولانى كه با ولادت پیامبر اسلام(ص) آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان مى یابد. از این رو آن پیامبر الاهى را پیامبر آخرالزمان نیز نامیده اند.
2. مدت زمانى كه باولادت واپسین جانشین پیامبر اسلام(ص) حضرت مهدى(ع) آغاز مى شود، زمان غیبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قیامت به انجام مى رسد.
روایات اهل بیت(ع) نشان مى دهد:
الف) با سپرى شدن این دوران بساط زندگى دنیوى برچیده مى شود و مرحله اى جدید در نظام آفرینش آغاز مى گردد.
ب) آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسیم مى شود: دوران نخست كه انسان به مراحل پایانى انحطاط اخلاقى رسیده، فساد اخلاقى و ستم همه جوامع بشرى را فرا مى گیرد و واپسین امیدهاى بشرى به ناامیدى مى گراید؛ و دوران دوم كه عصر تحقق وعده هاى الاهى به پیامبران و اولیاى خدا است و با قیام مصلح جهانى آغاز مى شود.
كلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریباً از سوى همه فرقه هاى بزرگ اسلام پذیرفته شده است؛ ولى در خصوص وابستگى این تحولات به ظهور مهدى موعود و نیز هویت مهدى موعود اختلاف نظر وجود دارد. شیعیان دوازده امامى حضرت مهدى(ع) و حكومت جهانى او را حسن ختام حیات بشر در كره زمین و او را همان موعود امت ها مى دانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدى(ع) برخى از ائمه و نیكان و صالحان و نیز بدان و تبهكاران تحت عنوان «رجعت» به دنیا باز مى گردند و زندگى دنیایى پایان مى یابد.
با گلگشتى در كلمات نورانى معصومان(ع) مى توان واژه هایى را كه بیانگر پیوند مهدویت و آخرالزمان است، یافت. این واژه ها عبارت است از:
1. آخرالزمان (پایان زمان)
امام صادق(ع)، پیشواى ششم راستگویان، فرمود: «رسول گرامى اسلام(ص) به على(ع) فرمود: آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را خبر ندهم؟ عرض كرد: بله، یا رسول الله. آن حضرت فرمود: هم اینك جبرئیل نزد من بود و مرا خبر داد قائمى كه در آخرالزمان ظهور مى كند و زمین را پر از عدل و داد مى سازد - همان گونه كه از ظلم و جور آكنده شده - از نسل تو و از فرزندان حسین(ع) است.»2
2. «لا تذهب الدنیا» (دنیا به پایان نرسد)
این تعبیر بیانگر حتمى بودن تحقق حوادثى است كه پس از آن ذكر مى شود. عبدالله بن مسعود مى گوید: رسول گرامى اسلام(ص) فرمود: «دنیا به پایان نرسد مگر این كه امت مرا مردى رهبرى كند كه از اهل بیت من است و به او مهدى گفته مى شود.»
و روشن است دنیا به پایان نمى رسد مگر این كه بخش پایانى اش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد.
3. «لا تقوم الساعة»(قیامت برپا نمى شود)
پیامبر گرامى اسلام(ص)فرمود: «قیامت برپا نمى شود تا این كه قیام كننده اى به حق از خاندان ما قیام كند؛ و این هنگامى است كه خداوند به او اجازه فرماید؛ و هر كس از او پیروى كند، نجات یابد و هر كس از او سرپیچد، هلاك خواهد شد... .»4
4. «لا تنقضى الایام» (روزها منقضى نگردد)
رسول خدا(ص) فرمود: «روزها منقضى نگردد تا این كه مردى از اهل بیت من بر زمین حكومت كند كه همنام من است.»5
5. «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد»(اگر از دنیا بیش از یك روز باقى نماند)
امیرمؤمنان(ع) برفراز منبر در شهر كوفه چنین فرمود: «اگر از دنیا بیش از یك روز باقى نماند، خداوند آن روز را چنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندانم برانگیخته شود.»6
6. «عند انقطاع من الزمان»(در بخش پایانى زمان)
پیامبر اكرم(ص) فرمود: هنگام پایان زمان و آشكار شدن فتنه ها، مردى هست كه به او مهدى گفته مى شود و بخشش بسیار دارد.»7
نشانه هاى آخرالزمان این محدوده زمانى نشانه هایى دارد كه اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده مى شود. علاوه بر اصطلاح رایج «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه دیگرى به نام «اشراط الساعه» وجود دارد. این اصطلاح كه بیش تر نزد اهل سنت رایج است، به نشانه هاى وقوع قیامت اختصاص دارد؛ ولى روایاتى كه ذیل این عنوان ذكر شده نشان مى دهد بسیارى از نشانه هاى آن چون نشانه هاى آخرالزمان است و مى توان بسیارى از نشانه هاى آخرالزمان را نشانه هاى قیامت دانست.
همان گونه كه اشاره شد آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسیم مى شود. بر اساس روایات، بخش اول بسیار دشوار خواهد بود. بخشى از مشخصه هاى این عصر عبارت است از:
1. گریز از دین
پیامبر گرامى اسلام(ص) ویژگى هاى انسان هاى این دوران را این گونه برشمرده است:
«زمانى بر مردم خواهد آمد كه درهم هاى آن ها دینشان خواهد بود و همتشان شكم شان و قبله هاشان زنانشان. براى طلا و نقره ركوع و سجود به جاى مى آورند. آن ها همواره در حیرت و مستى خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلمانى اند و نه بر مسلك نصرانى.»8
2. دنیا پرستى
رسول خدا فرمود:«زمانى بر امت من مى آید كه در آن زمان درون هاى مردم پلید مى شود ولى ظواهرشان به طمع مال دنیا آراسته مى گردد؛ به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمى بندند؛ كارشان ریا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نیابد و خداوند آن ها را به عذابى فراگیر دچار سازد.
آن ها چون غریق خداوند را مى خوانند؛ ولى خداوند دعایشان را مستجاب نمى كند.»9
3. آزمایش هاى بزرگ
یكى دیگر از ویژگى هاى دوران آخرالزمان امتحاناتى است كه انسان ها در این دوران پشت سر مى گذارند. با این آزمون ها، مردم به دو گروه تقسیم مى شوند: موفق ها و ناموفق ها.
پیامبر اكرم(ص)، وقتى از چهره هاى موفق این دوران یاد مى كند، با شگفتى به على(ع) چنین مى فرماید: «اى على، بدان شگفت آورترین مردم درایمان و بزرگ ترین آنان در یقین مردمى هستند كه درآخرالزمان [با آن ] كه پیامبر خود را ندیدند و از امام خود محجوبند، به نوشته كه خطى سیاه بر صفحه اى سپید است، ایمان مى آورند.»10
امیرمؤمنان على(ع) نیز درباره نجات یافتگان این دوران مى فرماید:«و آن زمانى است كه از فتنه ها نجات نمى یابد مگر مؤمنانى كه بى نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند؛ و اگر غایب گردند، كسى سراغ آن ها را نمى گیرد. آن ها براى سیركنندگان در شب ظلمانى جامعه ها چراغ هاى هدایت و نشانه هاى روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز. نه در پى اشاعه [فحشایند] و نه مردمى سفیه و لغو گو! اینانند كه خداوند درهاى رحمتش را به سوى شان باز مى كند و سختى ها و مشكلاتى را از آن ها برطرف مى سازد.»11
پى نوشت:
1. كتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانى، نامه دوم پولس حوارى به تیموثیوس، باب سوم.
2. غیبت نعمانى، ابن ابى زینب، ص 357.
3.كتاب الغیبة، شیخ طوسى، ص 182، ح 141.
4. عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، ج 2، ص 59.
5. بشارة المصطفى لشیعه المرتضى، طبرى آملى، ص 258.
6. كتاب الغیبة، ص 46.
7. كشف الغمة، اربلى، ج 3، ص 260.
8. مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 11، ص 379.
9. كافى، شیخ كلینى، ج 8، ص 306.
10. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 4، ص 366.
11. نهج البلاغه، خطبه 103.

نویسنده:خدامراد سلیمیان

منابع: 

مجله پرسمان



نوع مطلب : مهدی موعود 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امام مهدی(ع) وارث پیامبران (آنچه که امام زمان به عنوان ارث با خود می آورند)

تاریخ:چهارشنبه 1393/11/1-17:31



مجله:موعود-اردیبهشت 1387، شماره 87

نویسنده : حسن جلالیان ، صفحه 32


امام مهدی(ع) وارث پیامبران

حسن جلالیان


امام باقر(ع) فرمود: چون حضرت قائم در مكه قیام كند و خواهد كه قصد كوفه نماید منادی فریاد كند كه كسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود برندارد. سنگ حضرت موسی(ع) كه به وزن یك بار شتر است با آن حضرت است در هر منزلی كه فرودآیند چشمه آبی از آن سنگ بجوشد كه گرسنه را سیر و تشنه را سیراب كند و همان سنگ توشة آنهاست تا هنگامی‌كه در نجف به پشت كوفه فرود آیند.
امام مهدی(ع) كه راهنمای امت است، همه علوم انبیا و ائمه پیش از خود را به تمامی، به ارث برده و میراث‏دار جمیع دانش‏ها است.
در این باب احادیثی از ائمه معصومین(ع) وارد شده است كه اثبات می‏نماید همه علوم و دانش‏هایی كه در نزد پیامبران الهی و ائمه معصومین بوده، به آخرین حجت الهی و دوازدهمین وصی پیامبر(ص) رسیده و حضرت مهدی‏(ع) وارث علوم انبیا و ائمه(ع) است.
برای نمونه چندین حدیث كه مؤید این موضوع است را ذكر می‏كنیم.
امام باقر(ع) فرمود: علمی كه با حضرت آدم(ع) نازل شد، برداشته نشد و علم به ارث می‏رود. علی(ع) عالم این امت بوده و حق این است كه از خانوادة ما هرگز عالمی نمیرد مگر آنكه كسی از اهلش كه مثل علم او را بداند جایگزینش گردد یا آنچه را خدا خواهد.1
این حدیث شریف معلوم می‏نماید آن علومی كه به حضرت آدم(ع) نازل شده، از بین نرفته بلكه به‏عنوان میراث نبوت به خاتم الانبیا(ص) رسیده و از ایشان هم به ائمه دوازده‏گانه كه آخرین آن بزرگواران امام مهدی(ع) است.
و در حدیثی دیگر از امام صادق(ع) وارد شده است كه آن بزرگوار فرمودند:
به‏درستی، علمی كه با آدم(ع) نازل شد برداشته نشد، عالمی نمرده مگر اینكه علم خود را به دیگری به ارث داده است. به راستی زمین بی عالم نمی‏ماند.2
وجود مبارك امام مهدی(ع) صاحب تمامی علوم و دانش‌های پیشین است و این علوم برای حركت عظیمی كه آن بزرگوار قصد انجامش را دارد لازم است؛ زیرا آن كس كه موعود تمام ادیان توحیدی و غیر توحیدی است و قرار است عالی‌ترین حكومت روی زمین را بر مبنای عدل، قسط و دین خدا اقامه كند و وعدة خدا را در روی زمین تحقق بخشد، باید تمام علوم و دانش‏ها را همراه خود داشته باشد.
آن بزرگوار، انسان كامل و مطلق در جهان هستی است كه ما چشم به انتظار ظهورش دوخته‏ایم و امید است كه توفیق دیدارش را در ظهور ملكوتی‌اش نظاره‏گر باشیم.
روایتی دیگر از وجود مبارك امام باقر(ع) در این خصوص نقل شده است كه فرمود:
رسول خدا(ص) فرمودند: به‏درستی نخستین وصی در روی زمین، هبة‏الله، پسر آدم(ع) بود و پیامبری درنگذشت مگر اینكه وصی داشت. همه پیامبران یكصد و بیست هزار بودند كه پنج نفر آنها اولوالعزم‌اند؛ نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد(ع)؛ و به‌راستی علی بن ابی‏طالب(ع)، هبة‏الله برای محمد(ص) بوده، علم همة اوصیا و پیشینیان خود را به ارث برده است و محمد(ص) علم همه انبیا و مرسلین پیش از خود را به ارث برده است.3

امام مهدی(ع) وارث اسم اعظم
وجود مبارك امام عصر(ع) كه آخرین وصیّ الهی و ذخیرة تام و كامل انبیای سلف، خصوصاً جدّ بزرگوارش پیامبر اكرم‏(ص) و اوصیای قبل از خود ـ یازده امام(ع) ـاست، اسم اعظم را به ودیعت گرفته و وارث اسم اعظم است. در این زمینه احادیثی وارد شده، كه ما در این بخش به چند حدیث اشاره می‏كنیم.

امام صادق(ع) فرمودند:
عیسی بن مریم دو حرف از اسم اعظم را داشت و با آن دو حرف كار می‏كرد و موسی بن عمران چهار حرف داشت و ابراهیم دارای هشت حرف بود و به نوح پانزده حرف و به آدم بیست و پنج حرف داده شد و خداوند همة آنها را برای محمد(ص) و اهل بیتش جمع كرد. اسم اعظم هفتاد و سه حرف است كه خداوند به حضرت محمد(ص) هفتاد و دو حرف داده است.4
این حدیث روشن می‌كند كه اسم اعظم الهی هم جزء مواریث انبیا و ائمه سلف(ع) است و در حال حاضر نزد امام مهدی(ع) است تا آن را هم در حال حاضر و هم در هنگام ظهور و قیامش مورد استفاده قرار دهد.

در حدیث دیگری امام باقر(ع) فرموده‏اند:
اسم اعظم خدا، هفتاد و سه حرف است و تنها یك حرف آن نزد آصف [برخیا] بود و آصف آن یك حرف را گفت و زمین میان او و تخت بلقیس شكافته شد تا او تخت را به‏دست گرفت، سپس زمین به حالت اول بازگشت و این عمل در كمتر از چشم برهم زدن انجام شد و ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم را داریم و یك حرف هم نزد خداست كه آن را در علم غیب برای خود مخصوص ساخته است و لا حول و لا قوّة الّا بالله.5
بنابراین روشن شد كه یكی از مواریثی كه نزد امام مهدی(ع) است اسم اعظم است كه از حضرت آدم(ع) تا خاتم‏(ص) و از ایشان تا امام یازدهم و از ایشان هم به وجود نازنین حضرت حجت ابن الحسن العسكری(ع) رسیده است.

امام مهدی(ع) وارث صحف انبیا(ع)
یكی دیگر از مواریث سلف كه در نزد امام عصر(ع)است، صحف انبیا(ع) است و صُحف به معنای قطعه‏ای پوست است كه بر روی آن نوشته‏ای باشد و این معنای لغوی صحف است؛ ولی در اصطلاح صحف، یعنی كتاب‌هایی كه بر انبیای پیشین نازل شده است.
در قرآن به كتاب‌های آسمانی صحف اطلاق شده است و یكی از نام‌های قرآن صحف است؛ مبیّن این مطلب آیه 2 سوره بینه است كه می‏فرماید: رسولٌ من الله یتلوا صحفاً مطهّرةً.
پیامبری از جانب خدا كتاب‌های پاك می‏خواند.
اما صحفی كه بر انبیا(ع) نازل شده عبارتند از:

1. صحفی كه بر حضرت آدم(ع) نازل شده
و مشتمل بر 10 صحیفه بوده است.

2. صحف حضرت ابراهیم(ع)
كه مشتمل بر 10 صحیفه بوده است و در قرآن كریم می‏فرماید:
انّ هذا لفی الصّحف الأولی ? صحف ابراهیم و موسی.
قطعاً در صحیفه‌های گذشته این هست ? در صحیفه‌های ابراهیم و موسی.
ابوذر روایت می‌كند كه رسول خدا(ص) فرمود:
حق تعالی بیست صحیفه بر ابراهیم فرستاد كه همه حكمت‌ها و مثل‌هاست.
ابوذر گفت: آیا در قرآن چیزی از صحف ابراهیم هست؟
پیامبر فرمود: ای ابوذر بخوان این آیات را: «إنّ هذا لفی الصّحف الأولی ? صحف ابراهیم و موسی».6

3. صحف حضرت ادریس(ع)
كه مشتمل بر 30 صحیفه بوده است. نام این پیامبر دو بار در قرآن ذكر شده؛ یك‏بار در سورة مریم:
و اذكر فی الكتاب إدریس إنّه كان صدّیقاً نبیّاً.
و در این كتاب ادریس را یاد كن كه او نیز بسیار راستگو و پیامبر بود.

و همچنین سورة انبیا:
و إسمعیل و إدریس و ذالكفل كلٌّ من الصّابرین.
و اسماعیل و ادریس و ذوالكفل همه از صابران بودند.

4. زبور حضرت داوود(ع):
داود (یعنی محبوب) از پیامبران بنی‏اسراییل است كه نام شریفش شانزده بار در قرآن مجید در آیات زیر از سوره‏های بقره (251)، نساء (163)، مائده (78)، انعام (84)، اسراء (55)، انبیا (78، 79) نمل (15، 16)، سبأ (10، 13)، ص (26، 24، 22، 17، و 30) ذكر شده است.
یهودیان او را صاحب كتاب نمی‏شناسند و تنها سرودهای منتسب به او را مزامیر نامیده‏اند، ولی قرآن در سورة انبیا آیه 105 كتاب داوود(ع) را این‌گونه معرفی می‏نماید:

و لقد كتبنا فی الزّبور من بعد الذّكر أنّ الأرض یرثها عبادی الصّالحین.
و به تحقیق بعد از تورات در زبور نوشتیم كه بندگان صالح از وارثان زمین خواهند شد.
و همچنین خداوند سبحان در سورة نساء آیه 163 و در سوره اسراء آیه 55 می‏فرماید:
... و ءاتینا داوود زبوراً.

در اثبات این مطلب كه صحف ابراهیم و موسی همان الواح است و به‏دست مبارك پیامبر(ص) رسیده است، روایتی را از اصول كافی نقل می‌كنیم:

ابوبصیر می‏گوید امام صادق(ع) به من فرمود:
ای ابامحمد، خدای عزّوجلّ چیزی به پیغمبران عطا نفرموده، جز آنكه آن را به محمد(ص) عطا فرمود و همة آنچه را كه به پیغمبران داد به محمد(ص) نیز عطا فرمود؛ و آن صحفی كه خدای عزّوجلّ (صحف ابراهیم و موسی) می‌فرماید، نزد ماست. عرض كردم: آن صحف همان الواح است؟ فرمود: بلی.7
و همچنین در روایتی دیگر دربارة زبور حضرت داوود(ع) و اینكه این كتاب نیز جزء مواریثی است كه به پیامبر اكرم(ص) و سپس به ائمه و در نهایت به‏دست مبارك امام عصر(ع) رسیده؛ می‌خوانیم.
ابن سنان از امام صادق(ع) راجع آیة: « و لقد كتبنا فی الزّبور من بعد الذّكر» پرسید كه زبور چیست و ذكر كدام است؟ فرمود:
ذكر نزد خداست و زبور آنست كه بر داوود نازل شد و هر كتابی كه نازل گشته، نزد اهل علم است، و ما اهل علم هستیم. 8

5. تورات
تورات نام كتاب حضرت موسی(ع) است كه به صورت الواح بر آن حضرت نازل گردید. در قرآن هیجده بار از تورات نام برده شده است، در آیات زیر از سوره‏های آل‏عمران (آیات 3، 48، 50، 65، 93)؛ مائده (آیات 43، 44، 46، 66، 68، 110)؛ اعراف (آیة 157)؛ توبه (آیة 111)؛ صف (آیة 6)؛ فتح (آیة 29) ؛جمعه (آیة 5).
البته تورات در اصطلاح قرآن همان تورات اصلی و تحریف نشده است و توراتی كه اكنون نزد یهودیان موجود، دستخوش تحریفات گسترده‏ای شده و توحید و مقام انبیا پس از موسی به شكل زننده‏ای در آن معرفی شده است.
لذا توراتی كه به عنوان یكی از مواریث انبیا(ع) نزد حضرت مهدی(ع) است همان الواح نازل شده بر حضرت موسی(ع) است و آن حضرت با آن تورات اصلی در زمان ظهورش با یهودیان عصر ظهور استدلال می‏نماید.

6. انجیل
انجیل كه در لغت به معنای «بشارت» است و در قرآن تعداد 12 بار در سوره‏های آل عمران (آیات 65، 48، 2)، مائده (آیات 110، 68، 66، 47، 46)، اعراف (157)، فتح (29)، حدید (27) و سوره توبه (111) نام انجیل ذكر شده است؛ آن، كتاب حضرت عیسی(ع) است. البته منظور همان انجیل حقیقی و اصل است كه قرآن آن را تأیید نموده است.
روایتی از امام صادق(ع) آمده كه تأیید می‏نماید پیامبر اكرم(ص) به‏عنوان آخرین سفیر الهی، وارث جمیع كتب انبیا(ع) بوده و تمامی آنچه به‏عنوان میراث نبوت نزد پیامبر اكرم(ص) وجود داشته، به ترتیب به ائمه(ع) رسیده است، در نهایت این مواریث از جمله كتب انبیای پیشین تماماً به دست مبارك امام مهدی(ع) رسیده است.
همانا سلیمان از داوود(ع) ارث برد و محمد از سلیمان ارث برد و ما از محمد ارث بردیم. علم تورات و انجیل و همه آنچه در آن الواح بود، نزد ماست.9

7. قرآن
قرآن كریم كه آخرین و كامل‌ترین كتاب آسمانی است، یك بار به‏صورت دفعی و بار دیگر در مدت 23 سال رسالت، به تدریج بر وجود مبارك پیامبر اكرم(ص) نازل شد، این كتاب، ارزشمندترین و بالاترین میراث است كه وجود مبارك امام مهدی(ع) جامعة زمانش را بر اساس آن می‏سازد و تمام احكام و قوانین این كتاب الهی به‏طور كامل به مرحله اجرا درمی‏آید.
این كتاب است كه جامعة نمونة آخرالزمان بر مبنای آن ساخته می‏شود و انسان‌های آخرالزمان در جامعة مهدوی شهد شیرین عدالتش را می‏چشند و تمام زوایای این كتاب الهی به منصة ظهور می‏رسد؛ و هیچ سوره و آیه‌ای از این كتاب الهی معطل و برزمین نمی‏ماند بلكه به حقیقت و روشنی كامل پیاده می‏گردد.
در اینجا به عنوان نمونه به یك روایت در این باره، اشاره می‌كنیم. امام باقر(ع) فرمود:
جز اوصیای پیغمبر كسی نمی‏تواند ادعا كند كه ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست. 10

امام مهدی(ع) وارث ودایع انبیا(ع)
جود مبارك امام عصر(ع) علاوه بر انبیای الهی و علم انبیا و اسم اعظم، ودایع و آثار انبیای الهی را نیز به ارث برده است؛ روایات وارد شده در این زمینه گواه این مطلب است و در تواریخ و قصص نیز به آنها اشاره شده كه تعدادی از آنها عبارتند از:

1. عصای موسی(ع)
امام باقر(ع) فرمود:
«عصای موسی از آن آدم(ع) بود كه به شعیب رسید و سپس به موسی بن عمران رسید. آن عصا نزد ماست و اندكی پیش نزدم بود مانند وقتی كه از درختش باز شده سبز است، و چون از او سؤال شود جواب گوید و برای قائم ما ـ امام مهدی(ع) ـ آماده شده است، او (حضرت مهدی) با آن، همان كاری كه موسی می‏كرد انجام دهد. آن عصا هراس‏آور است و ساخته‏های نیرنگی جادوگران را می‏بلعد و به هرچه مأمور شود انجام دهد؛ چون حمله كند هرچه را به نیرنگ ساخته‏اند، می‏بلعد و برایش دو شعبه باز می‌شود كه یكی در زمین و دیگری در سقف و میان آنها (میان دو فكش) چهل زراع باشد و نیرنگ ساخته‏ها را با زبانش می‏بلعد چنان‌كه در زمان حضرت موسی(ع) سحر ساحران را بلعید».11
امام صادق(ع) فرمود:
الواح موسی(ع) (تورات) و عصای او نزد ماست و ما وارث پیامبرانیم. 12
پیداست وقتی‏كه عصای حضرت موسی(ع) و تورات دست به دست به حضرت صادق(ع) رسیده، بعد از ایشان نیز دست به دست به سایر ائمه رسیده تا آنكه به دست مبارك امام مهدی(ع) - كه خداوند ظهورش را نزدیك گرداند - رسیده است.
عصای حضرت موسی چندین معجزه داشته كه قرآن به آنها اشاره كرده است:
ـ مار شدن عصا هنگام مبعوث شدن حضرت موسی(ع) به پیامبری؛ در سورة قصص آیه 30 می‏فرماید:
و أن ألق عصاك فلمّا رءآها تهتزّ كأنّها جآنٌّ ولّی مدبراً و لم یعقّب یا موسی أقبل و لاتخف إنّك من الآمنین.
ـ اژدها شدن عصا نزد فرعون. در سورة شعراء آیة 32 می‏فرماید:
فألقی عصاه فاذا هی ثعبانٌ مبین.
ـ بلعیدن سحر ساحران توسط عصا. در سورة شعراء آیات 44 و 45 می‏فرماید:
فألقی موسی عصاه فاذا هی تلقف ما یأفكون ? فألقی السحرة ساجدین.
ـ زدن عصا به دریا و باز شدن راه برای نجات قوم بنی اسراییل. در سورة شعراء آیة 63 می‏فرماید:
فأوحینآ إلی موسی أن اضرب بعصاك البحر فانفلق فكان كلّ فرقٍ كالطّود العظیم.
ـ زدن عصا به سنگ و بیرون آمدن دوازده چشمه آب برای اسباط بنی‏اسراییل؛ در سورة بقره آیة 60 می‏فرماید:
و اذ استسقی موسی لقومه فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشره عیناً قد علم...
این عصا، ابتدای امر عصای حضرت آدم(ع) بوده، سپس به حضرت شعیب(ع) رسیده و آنگاه كه موسی(ع) متواری بود و در راه به دختران شعیب(ع) در آب كشیدن از چاه كمك نمود، سپس به خدمت شعیب(ع) درآمد آن عصا به او رسید. در تواریخ انبیا برای این عصا حوادث و وقایعی نقل نموده‏اند.

2. حَجَر (سنگ) حضرت موسی(ع)
امام باقر(ع) فرمود:
چون حضرت قائم در مكه قیام كند و خواهد كه قصد كوفه نماید منادی فریاد كند كه كسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود برندارد. سنگ حضرت موسی(ع) كه به وزن یك بار شتر است با آن حضرت است در هر منزلی كه فرودآیند چشمه آبی از آن سنگ بجوشد كه گرسنه را سیر و تشنه را سیراب كند و همان سنگ توشة آنهاست تا هنگامی‌كه در نجف به پشت كوفه فرود آیند.13
قرآن در خصوص این سنگ در سورة اعراف آیة 160 می‏فرماید:
أوحینا الی موسی إذ استسقاه قومه أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عیناً.
به موسی وحی فرستادیم كه عصای خود را بر سنگ بزن ناگهان دوازده چشمه از آن بیرون جهید.
امام باقر(ع) دربارة این آیة شریفه می‏فرماید:
به‏درستی كه ظهور و قیام قائم(ع) در مكه خواهد بود، بعد از آن به سوی كوفه حركت می‏كند و منادی ندا می‏دهد: ای یاران امام زمان كسی از شما با خود غذا و آبی حمل نكند. حضرت مهدی حَجَر موسی بن عمران را با خود دارد، در هر منزلی كه وارد می‏شوند از آن سنگ آبی روان خواهد شد و هر كس گرسنه و تشنه باشد از آن می‏خورد. همه سیر و سیراب خواهند شد و این حالت در تمام منزل‌گاه‏های بین راه ادامه دارد تا از پشت كوفه وارد نجف شوند.14
چند نكته در خصوص حجر موسی(ع) لازم است گفته شود:

الف - الف و لام حَجَر در این آیه، نشانة معرفه است، یعنی این سنگ خاص است و نه هر سنگی، به‏عنوان یكی از ودایع نبوت به‏دست امام عصر(ع) رسیده است و در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) این سنگ به‏عنوان توشة بین راه یاران آن حضرت مورد استفاده قرار می‏گیرد و احادیث مربوط مبین این موضوع است.
ب - در زمان موسی(ع) چون قوم بنی‏اسراییل دوازده سبط بودند (بنی روبیل، بنی شمعون، بنی جاد، بنی یهودا، بنی یساكار، بنی زبولون، بنی یوسف، بنی بنیامین، بنی اشیر، بنی دان، بنی نفتالی، بنی لاوی)، چون این دوازده سبط با هم اختلاف داشتند، لذا دوازده چشمة از آن سنگ بیرون آمد تا هر گروهی چشمه آبی برای خود داشته باشند اما در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) چون اختلاف و تفرقه‌ای بین یاران امام مهدی(ع) نیست، لذا از آن سنگ فقط یك چشمه آب بیرون خواهد آمد.
ج- در خصوص سنگ حضرت موسی(ع) در قرآن دو بار از آن یاد شده است: سورة بقره آیة 60 كه متن آن نقل شد و در سورة اعراف آیة 160 می‏فرماید: «و قطّعنهم اثنتی عشره أسباطاً أُمماً و أوحینا إلی موسی اذ استسقاه قومه أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشره عیناً قد علم كلّ أناسٍ مّشربهم و ظلّلنا علیهم الغمم و أنزلنا علیهم المنّ والسّلوی كلوا من طیّبت مارزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم یظلمون».
و این حجر حضرت موسی(ع) به‏عنوان یكی از ودایع نبوت دست به دست به‏وسیله اوصیای بعد از موسی(ع) به‏دست پیامبر اكرم(ص) رسیده و بعد از ایشان هم به‏دست وصی آن حضرت، علی(ع) تا حال حاضر كه نزد خاتم‏الاوصیا، امام مهدی(ع) است.

3. تابوت الشهاده (تابوت سكینه):
امام صادق(ع) فرمود:
داستان سلاح در خاندان ما، داستان تابوت است در بنی اسراییل، تابوت در هر خاندانی از بنی اسراییل كه پیدا می‌شد، نبوت به آنها داده می‏شد، هركس از ما هم كه سلاح به دستش رسد امامت به او داده می‏شود. 15

نام تابوت سكینه یك بار در سورة بقره، آیه 248 ذكر شده است كه می‏فرماید:

و پیامبرشان گفت: دلیل و نشانه بر پادشاهی او این است كه تابوتی به سوی شما می‏آید كه در آن سكینه و آرامشی از ناحیه پروردگارتان وجود دارد و آنچه را كه آل موسی و آل هارون باقی گذاشته‏اند و آن تابوت به‏وسیله فرشتگان حمل می‏شود، به راستی در آن معجزه و دلیل برای شماست چنان‏كه مؤمن باشید.

تابوت سكینه با نام‏های صندوق عهد، تابوت یهودیان، تابوت مقدس، صندوق تورات، تابوت الشهاده و تابوت بنی اسراییل نیز ذكر شده است و طبق نوشته‏ها صندوقی بوده كه محتوای الواح سنگی احكام ده‌گانه (تورات) در آن قرار داشته است و هروقت قوم بنی اسراییل حركت می‏كرد، این صندوق را با حرمت فراوان در ارابه‏ای نهاده، پیشاپیش خود روان می‏داشتند و در جنگ نیز آن را پیشاپیش صفوف قرار می‏دادند تا باعث ثبات قدم و آرامش لشكریان گردد. این صندوق به فرمان حضرت موسی(ع) ساخته شده بود و علاوه بر آن الواح (2 لوح سنگی)، كاسه‏ای از منّ (غذای آسمانی بنی‌اسرائیل) نیز در آن قرار داده بودند.

تا اینكه فلسطینی‏ها به یهودیان تاختند و بر آنها مسلط شدند و صندوق عهد را از ایشان گرفتند. بعد از آن حضرت داوود(ع) جالوت، پادشاه فلسطینی‏ها را كشت و صندوق را به یهودیان بازگرداند.

تا زمان حضرت سلیمان(ع) این صندوق در معبد قُبَّةُ الرُّمان (كه این نام نیز در دعای سمات ذكر شده قرار داشت.

مطالب دیگری در خصوص تابوت سكینه وارد شده است؛ مثلاً در كتاب قرب الاسناد حمیری (ص 164) حدیثی از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده كه آن حضرت دربارة تفسیر سكینه ( فیه سكینةٌ من ربّكم...) فرمود:
این سكینه رایحه‏ای است بهشتی، كه به شكل صورت انسانی از صندوق خارج می‏شد و آن صندوق هم اینك نزد ماست.

و همین معنا نیز از سوی حضرت رضا(ع) بیان شده است.
این تابوت الشهاده نیز اكنون نزد امام مهدی(ع) است. پیامبر اكرم(ص) در حدیثی فرموده است:
«صندوق مقدس از دریاچه طبریه به دست وی ـ امام مهدی(ع) ـ آشكار می‏شود و آن را آورده، در پیشگاه مقدس او در بیت‏المقدس قرار می‏دهند و چون یهودیان آن را مشاهده می‏نمایند به جز اندكی، بقیه آنان ایمان می‏آورند».16

4. پیراهن حضرت یوسف(ع)
مفضل بن عمر می‌گوید، امام صادق(ع) به من فرمود: «می‏دانی پیراهن یوسف(ع) چه بود؟» عرض كردم، نه. فرمود:
چون برای ابراهیم(ع) آتش افروختند، جبرییل(ع) جامه‏ای از جامه‏های بهشت برایش آورد، او پوشید و با آن جامه گرما و سرما به ابراهیم زیانی نمی‏رسانید. چون مرگ ابراهیم رسید، آن را در غلافی نهاد و به اسحاق آویخت و اسحاق آن را به یعقوب آویخت و چون یوسف(ع) متولد شد آن را به او آویخت و در بازوی او بود تا امرش به آنجا (زمام‌داری مصر) رسید؛ چون یوسف آن را در مصر از غلاف بیرون آورد، یعقوب بوی خوش آن را دریافت و همین است كه گفت: اگر نادانم نمی‏خوانید من بوی یوسف را احساس می‏كنم. و آن همان پیراهنی بود كه خدا از بهشت فرستاده بود. 17

عرض كردم: قربانت گردم، آن پیراهن به چه كسی رسید؟ فرمود:
به اهلش رسید و هنگامی كه قائم ما ـ امام مهدی(ع) ـ ظهور كند، با او خواهد بود. هر پیغمبری كه دانش یا چیز دیگری را به ارث گذاشته به آل محمد(ص) رسیده است.

همان طور كه در این حدیث طولانی آمده است، امام صادق(ع) حقیقت این پیراهن را بیان فرموده كه از كجا آمده و در نهایت به دست اهل بیت(ع) رسیده است. و این پیراهن از جمله مواریث انبیا(ع) به شمار می‏آید.

همین یك حدیث در توضیح پیراهن حضرت یوسف(ع) ما را كفایت می‏كند، و این پیراهن هم‏اكنون نزد حضرت امام مهدی(ع) است.

5. طشت حضرت موسی(ع)، انگشتر حضرت سلیمان(ع)، شمشیر، پرچم و زره پیامبر اكرم(ص)
تعدادی دیگر از مواریث انبیا(ع) نیز وجود دارند كه آنها هم هر كدام بنابر حكمت و مصلحتی، نزد امام مهدی(ع) موجود می‏باشند؛ برای روشن شدن مطلب به ذكر یك حدیث مفصل اكتفا می‏كنیم. البته آنچه در كتب تاریخ انبیا و غیره ذكر شده، به سندیت و اعتبار این حدیث نمی‏رسند و آنها نیز برای اعتبار بخشیدن به تواریخ آن به این احادیث استناد می‏نمایند.

امام صادق(ع) فرمودند:
همانا شمشیر رسول خدا(ص)، پرچم و جوشن و زره و خُود پیامبر(ص)، پرچم ظفربخش پیامبر(ص)، الواح موسی و عصای او، انگشتر سلمان بن داوود، طشتی كه موسی(ع) قربانی را در آن انجام داد، اسمی كه نزد پیامبر(ص) بود و چون آن را میان مسلمانان و كفار می‏گذاشت كه از مشركان به مسلمین نشانه‏ای نرسد و من آن را می‏دانم و هرآنچه را كه فرشتگان آورده‏اند نزد من است. داستان سلاح در خاندان ما همان داستان تابوت است در بنی اسراییل، و بر در هر خانه‏ای كه تابوت پیدا می‏شد، نشانه اعطای نبوت بود و سلاح به هركس از خانوادة ما رسد امامت به او داده می‏شود. همانا پدرم، امام باقر(ع)، زره رسول خدا(ص) را پوشید، دامنش اندكی به زمین می‏كشید و من آن را پوشیدم همچنان بود؛ قائم ما، امام مهدی(ع)، كسی است كه چون آن را پوشد به اندازه قامتش باشد ان‏شاءالله.18

این حدیث به‏طور صریح بخشی از ودایع نبوت و مواریث انبیای الهی(ع) را ذكر كرده است و تصریح نموده كه همة آنها به دست ائمه رسیده و در نهایت نیز به خدمت امام عصر، حضرت مهدی(ع) می‏رسد.

در حدیث دیگر امام محمد باقر(ع) فرمود:
خداوند بر خلاف وقتی كه تعیین‏كنندگان وقت ظهور امام مهدی(ع) معین كرده‏اند، عمل می‏كند؛ پرچم قائم، همان پرچم رسول خداست كه جبرییل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در میان جنگ به اهتزاز درآورد، آنگاه جبرییل عرض كرد: ای محمد، به خدا قسم این پرچم، از پنبه و كتان و ابریشم و حریر نیست. پیامبر فرمود: پس از چیست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پیغمبر آن را در جنگ برافراشت، سپس پیچید و به دست علی(ع) داد و پیوسته نزد آن حضرت بود تا اینكه در روز جنگ بصره (جمل) حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را پیروز گردانید؛ آنگاه علی(ع) آن را پیچید و همیشه نزد ما بوده و هست و دیگر هیچ‌كس آن را نمی‏گشاید تا اینكه قائم ما(ع) قیام كند. وقتی قائم قیام نمود، آن را به اهتزاز درمی‏آورد و هركس در شرق و غرب عالم باشد آن را می‏بیند؛ رعب و ترس از وی یك ماه زودتر. از پیش روی و چپ و راست او رفته و در دل‌ها جای می‏گیرد. آنگاه گفت: ای محمد او به خونخواهی پدرانش قیام می‏كند و سخت خشمگین است و از اینكه خداوند بر این خلق غضب نموده متأسف است. او پیراهن پیامبر(ص) را كه در جنگ احد پوشیده بود، به تن دارد و عمامه و زره پیغمبر را كه به قامت وی، راست است، می‏پوشد و ذوالفقار، شمشیر پیغمبر را در دست دارد، سپس شمشیر برمی‏كشد و هشت ماه از كشته‏های بی‏دینان، پشته‏ها می‏سازد.19

دو روایت مذكور دقیقاً روشن می‏نماید كه تمامی مواریث انبیای الهی در نهایت به دست با كفایت جان جهان، امام مهدی(ع) می‏رسد.

و حدیث ذیل اثبات می‏كند كه تمامی ودایع و وصایای انبیای الهی(ع) توسط حضرت ابوطالب(ع) به‏دست پیامبر اكرم(ص) رسیده است.

درست بن ابی منصور نقل می‌كند: از امام هفتم(ع) پرسیدم: آیا رسول خدا(ص) مأمور پیروی از ابوطالب(ع) بود؟ و ابوطالب از طرف خدا بر او حجت بود؟

فرمود: «نه، ولی ابوطالب نگهدار ودائع نبوت بود و وصایا نزد وی سپرده شده، و او آنها را به آن حضرت(ص) داد.» گفتم: وصایا را به او داد به حساب اینكه حجت بر او (پیغمبر) بود؟ فرمود: «اگر حجت بر او بود وصیت را به او نمی‏داد.» گفتم: پس ابوطالب حالش چگونه بود؟ فرمود: «به پیغمبر و هر چه آورده بود اقرار كرد و وصایا را به او داد و همان روز درگذشت».


پی‌نوشت‌ها:
1. كلینی، اصول كافی، ج 2، ص 188، ترجمه مرحوم آیت‌الله محمد باقر كمره‌ای.
2. همان، ص 192.
3. همان، ص 194.
4. مجلسی، بحارالانوار، ج 27، ح 2، ص 25.
5. كلینی، همان، ج 1، ص 324.
6. مجلسی، حیات القلوب، ج 1، ص 132.
7. كلینی، همان، ص 327.
8. همان.
9. همان، ص 326.
10. همان، ص 332.
11. همان، ص 335.
12. همان.
13. همان، ص 324.
14. تفسیر اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 6.
15. كلینی، همان، ص 343.
16. صافی گلپپایگانی، منتخب‌الاثر، ص 309.
17. سورة یوسف(12)، آیة 94؛ كلینی، همان، ص 336.
18. همان، ص 337.
19. كلینی، همان، ج 3، ص 274.


منبع: ماهنامه موعود، شماره 87

نوع مطلب : مهدی موعود 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

میراث انبیا در محضر مهدی (عجل الله فرجه)

تاریخ:چهارشنبه 1393/11/1-16:23


مجله:فرهنگ كوثر-آذر 1378، شماره 33
میراث انبیا در محضر مهدی (عجل الله فرجه)

نویسنده : محمد جواد طبسی

درآمد:

آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

حکومت مهدی (ع) تجلی قدرت لایتناهی خداوند است و این اراده وخواست خداست که به این بنده صالحش چنان قدرتی بدهد که تاکنون به هیچ یک از بندگانش نداده است.

مطالعه در قلمرو غیبت و ظهور و شخصیت حضرت مهدی(ع) همگان راسخت شیفته دیدار مهدی(ع) می کند. بدین جهت، برآن شدیم در این نوشتار کوتاه با نشان دادن تصویری اجمالی از مظاهر اقتدارمهدی(ع) خوانندگان عزیز را به یاد روزگار مهدی(ع) بیندازیم،به امید اینکه در روز ظهورش افتخار خدمت در حضورش را داشته باشیم. ان شاء الله.

همراه با موکب مهدی (ع)

چه زیباست بدانیم او که می آید به چه شکلی ظهور می کند، چه می پوشد، در دستش چیست، با خود چه می آورد و همراهان او کیانند؟

براساس روایات موجود، هنگام ظهور، فرشتگان ملا اعلا غرق شادی وسرورند. فرشته ای بالای سر مهدی (ع) قرار می گیرد و فریاد می زند:ای مردم! این حضرت مهدی است، از او پیروی کنید. (1) پیامبر(ص)فرمود: یخرج المهدی و علی راسه غمامه فیها مناد ینادی هذاالمهدی خلیفه الله فاتبعوه. (2) مهدی که ظهور می کند، ابری بالای سرش در حرکت است و فرشته ای در آن قرار گرفته، فریاد می زند: این مهدی، خلیفه خداوند است; از او پیروی کنید.

مهدی عمامه ی سفید جدش پیامبر بزرگوار اسلام(ص) را بر سرمی نهد. (3)

تن پوش مهدی (ع)

پیراهن خون آلود پیامبر خدا (ص) در جنگ احد را بر تن خود دارد;پیراهنی که قطرات خون مقدس حضرت بر آن ریخته شده است. امام صادق (ع) به یعقوب بن شعیب فرمود: آیا نمی خواهی پیراهن قائم آل محمد (ص) را که در روز ظهور به تن می کند. به تو نشان دهم؟ عرض کرد: آری.

حضرت صندوقی را طلبیده، پیراهنی از آن بیرون آورد و در مقابل یعقوب باز کرد. یعقوب می گوید: ناگاه چشمم به آستینی چپ پیراهن افتاد که آغشته به خون بود. حضرت فرمود: این پیراهن رسول الله است. روزی که دندانهای پیشین حضرت را شکستند، این پیراهن راپوشیده بود; و قائم در همین پیراهن قیام می کند. یعقوب می گوید:خونها را بوسیده، به چشم کشیدم.

آنگاه امام پیراهن را پیچید و در جای خود قرار داد. (4)

سلاح مهدی (ع)

سلاح مهدی (ع)، کلاه خود و زره و شمشیر ذو الفقار پیامبر(ص)است. (5) امام صادق(ع) داشتن سلاحهای باقی مانده از رسول الله رااز نشانه های امامت می داند. حارثه بن المغیره نصری گوید: به حضرت امام صادق(ع) عرض کردم: امام به چه چیز شناخته می شود؟

فرمود: به سکینه و وقار.

عرض کردم: و دیگر به چه چیز؟ حضرت فرمود: او را به وسیله شناختن حلال و حرام می شناسی و به نیاز مردم به او و بی نیازی او از مردم و همچنین سلاح پیامبرنزد اوست. (6)

پرچم مهدی (ع)

پرچم پرافتخار پیامبر (ص) که جبرئیل در روز بدر برای پیامبرآورد و با به اهتزاز درآمدنش مسلمانان پیروز شدند. همراه مهدی (ع) خواهد بود. علی (ع) نیز در بصره این پرچم را به اهتزازدرآورد و چشم فتنه را کور کرد. مومنان اصرار ورزیدند، حضرت پرچم را در صفین نیز باز کند، ولی نپذیرفت و فرمود: این پرچمی است که بعد از من کسی جز حضرت قائم صلوات الله علیه آن رابه اهتزاز درنمی آورد. (7) امام صادق(ع) درباره ماهیت و جنس این پرچم فرمود: به خدا سوگند، این پرچم هرگز از جنس پنبه و کتان و ابریشم نیست. ابو بصیر پرسید: پس از چیست؟ امام فرمود: از برگهای بهشت است که جبرئیل آن را آورد وپیامبر در روز بدر برافراشت. سپس جمع کرد و به دست علی داد.

این پرچم همچنان نزد علی بود تا در روزجمل آن را باز کرد وخداوند فتح و پیروزی برایش آورد. آنگاه آن را جمع کرده، کنارگذاشت و اکنون نزدماست و تا قیام قائم کسی آن را باز نخواهدکرد. (8) امام سجاد(ع) به ابوخالد کابلی فرمود: گویا می بینم صاحب شما بربلندی نجف در پشت کوفه قرار گرفته...

در حالی که پرچم رسول الله را برافراشته و آن را به سوی هیچ گروهی نمی برد مگر آنکه خداوند نابودشان می سازد. (9)

ذخایر مهدی (ع)

تمام آثار پیامبران و سفرای الهی از آدم تا خاتم نزد مهدی(ع)است که در موقع ظهور هم با خود می آورد. مهمترین این آثارعبارت است از:

1- عصای موسی

امام باقر(ع) فرمود: عصای موسی، پیش از آنکه در دست موسی باشد، عصای آدم بود. سپس به شعیب و بعد به موسی بن عمران رسیدو اکنون این عصا نزد ماست. رنگ این عصا همچنان سبز است و به همان شکل اول خود باقی است. اگر از آن بپرسی، پاسخ می دهد. این عصا برای قائم ما ذخیره گردیده است. او با عصا همان کاری می کند که موسی انجام داد.... (10)

2- حجر موسی

سنگی که حضرت موسی برآن زد و چشمه های آب از آن روان شد، نزدامام مهدی (ع) است. وقتی حضرت اراده کوفه می کند، یکی ازیاورانش فریاد می زند: هیچ کس آب و غذا برندارد.

آنگاه حجر موسی بن عمران را بر شتر می نهند و همراه خودمی برند. در هیچ منزلی فرود نمی آیند، مگر آنکه چشمه ای از آن سنگ روان می شود. گرسنگان، بی نیاز و تشنگان، سیراب می شوند...

. (11)

3- تابوت سکینه

این تابوت از زمان حضرت موسی نزد پیامبران بنی اسرائیل بود.

امام صادق(ع) درباره آن فرمود: این همان صندوقی است که خداوندبرای مادر موسی فرستاد تا نوزادش را در آن قرار دهد و در دریارها کند... . حضرت موسی در پایان عمر، الواح و زره و همه آثارنبوتش را در آن قرار داد. (12) به گفته برخی از محققان: تمثالهای پیامبران خدا در این تابوت جای داشت. بنی اسرائیل این تابوت را در جنگها باخود حمل می کردند و در پرتو آن پیروزی به دست می آوردند. (13) قائم آل محمد(ص) هنگام ظهور و رفتن به سوی بیت المقدس، آن تابوت را همراه خاتم سلیمان و الواح موسی(ع)بیرون می آورد. (14) در برخی از احادیث از تابوت آدم نیز سخن به میان آمده است. این تابوت در دریاچه طبریه برای حضرت بقیه الله محفوظ مانده است و حضرت هنگام ظهور آن را بیرون می آورد. (15)

4- مجموعه ای دیگر از آثار انبیا

امام صادق(ع) می فرماید: الواح و عصای موسی و خاتم سلیمان نزدمن است. ظرفی که حضرت موسی در آن برای خدا قربانی می کرد،تابوتی که فرشتگان آن را حمل کرده، آوردند و نیز نامی که پیامبر خدا برای حفظ مسلمانان از تیرهای مشرکان، آن را میان صفوف قرار می داد، پیش من است. (16) آری، پیراهن حضرت آدم(ع) (17) حضرت یوسف، ابراهیم و نیز حله اسماعیل نزد قائم آل محمد(ص) است. (18)

5- کتابهای آسمانی

تمام کتابهای آسمانی که روزی در دست پیامبران مرسل واولو العزم بود. و به وسیله آن مردم را هدایت و ارشادمی کردند. توسط پیامبر به اهل بیت انتقال یافت. و امروز همه آنها در اختیار آخرین ذخیره الهی است. روزی که حضرت بقیه الله به فرمان پروردگار از پرده غیبت برون آید، تمام آنها را باخود می آورد. امام صادق(ع) فرمود: خداوند هیچ چیز به پیامبران نداد، مگر اینکه آن را به محمد(ص) نیز عطا کرد. آن صحفی که قرآن درباره اش فرمود: «صحف ابراهیم و موسی » نزدماست... . (19)

6- قرآنی که امام علی (ع) گرد آورد.

روزی که پیامبر (ص) دار فانی را وداع گفت، علی (ع) به سفارش وی در خانه نشست تا قرآن را گردآورد. او پس از پایان کار، قرآن را به مسجد برد و به ابوبکر عرضه کرد. عمر گفت: ای علی! این قرآن را به جای خود برگردان، ما نیازی به آن نداریم. حضرت آن را گرفت و به خانه برگشت.

هنگامی که عمر به خلافت رسید، روزی به علی(ع) گفت: اگر بخواهی،می توانی قرآنی که نزد ابوبکر آوردی اکنون بیاوری تا گرد آن جمع شویم.

حضرت فرمود: هیهات، راهی برای رسیدن به آن نیست. من در زمان ابوبکر چنان کردم تا برشما اتمام حجت کرده باشم و در روزقیامت نگویید ما از این غافل بودیم; یا برای ما نیاوردی.

اکنون این قرآن نزد من است و جز پاکان و جانشینان من کسی به آن دست نمی زند.

عمر گفت: آیا زمانی برای اظهار این قرآن وجود دارد؟ حضرت فرمود: آری، هنگامی که قائم از فرزندانم ظهور کند. (20) تمام کتابها و نوشته های معصومان(علیهم السلام) به نامهای صحیفه جامعه (21) که املای رسول الله(ص)و خط علی(ع) بود.، کتاب علی(ع) (22) ، مصحف فاطمه(س) (23) ، جفر ابیض (24) ، جفر احمر (25) وصحیفه هایی که نام تمام پیامبران، پادشاهان و پیروان اهل بیت (علیهم السلام) برآن نوشته است، نزد امام عصر(ع) قراردارد.

همراهان مهدی(ع)

جبرئیل و میکائیل و تمام فرشتگانی که تاکنون به فرمان پروردگارروی زمین آمده اند، در حضور مهدی آل محمد(ص) خواهند بود.

امام صادق(ع) به ابان بن تغلب فرمود: گویا سیزده هزار و سیصد و سیزده فرشته را همراه مهدی می بینم.

ابان گفت: آیا این فرشتگان همراه پیامبری از پیامبران هم بوده اند؟ حضرت فرمود: آری، این فرشتگان درکشتی با نوح، در آتش باابراهیم، هنگام عبور از دریا با موسی و زمان رفتن به آسمان باعیسی بودند. همچنین چهار هزار فرشته ای که همراه پیامبر بودند،سیصد و سیزده فرشته ای که در بدر فرود آمدند، چهار هزارفرشته ای که برای یاری حسین بن علی(ع) به زمین آمدند. امااجازه جنگیدن از امام دریافت نکردند و پس از شهادت حضرت، تاروز قیامت بر وی می گریند... همه همراه قائم آل محمد(ص) خواهندبود. (26) افزون بر این، پیامبرانی چون حضرت عیسی والیاس(علیهماالسلام) (27) نیز به افتخار حضرت بقیه الله به فرمان پروردگار از آسمان فرود آمده، پشت سر آن حضرت به نمازمی ایستند. (28) بندگان صالح خدا یعنی حضرت خضر و اصحاب کهف (29) و سیصد و سیزده تن دلداده مهدی(ع) به راه می افتند تا در حکومت امام عصر(ع) خدمات شایسته خود را انجام دهند. امام رضا(ع)فرمود: خضر آب حیات نوشیده، تا نفخ صور زنده است... و خداوند وحشت قائم ما را درروزهای غیبتش به وسیله او به انس تبدیل می کند. (30) تمام گنجهایی که در طول تاریخ به گونه ای زیر زمین پنهان می شود، به فرمان پروردگار ظاهر گشته، دراختیار آخرین ذخیره الهی و مصلح حقیقی قرار خواهد گرفت. از گنجهای قسطنطنیه گرفته تا گنج کعبه و سایر اشیای گرانبهایی که ده ها و صدها هزار سال پیش برای چنین روزی و چنین کسی پنهان شده است.

طاووس گوید: اموال و اشیای گرانبهایی که در درون کعبه بود،عمر را نگران کرد. او می گفت: نمی دانم با آنها چه کنم. آیاآنها را به حال خود واگذارم یا بیرون آورده، در راه خدا قسمت کنم.

حضرت امیر به عمر فرمود: از تقسیم آنها چشم بپوش; زیرا توصاحب این کار نیستی. کسی که عهده دار این کار می شود، جوانی ازقریش است. او در آخرالزمان آنها را بیرون آورده، در راه خداتقسیم می کند. (31) علی(ع) درباره گنج قسطنطنیه می فرماید:امام مهدی(ع) با همراهان خود به شهر قسطنطنیه که محل پادشاهی و سکونت پادشاه روم است. می رسد. پس سه گنج از آنجابیرون می آورد: گنجی از جواهرات و گنجی از طلا و گنجی از نقره.

او همه آنها را بین سپاهیانش قسمت می کند. (32) امام باقر(ع)می فرماید: «ویظهرالله له کنوز الارض و معادنها» و ظاهرمی گرداند خداوند برای او گنجهای زمینی و معادنش را. (33) درپایان این نوشتار، یادآوری چند نکته ضرورری می نماید:

1- بدون شک وجود این همه آیات و نشانه ها از پیامبران سلف دردست آخرین ذخیره الهی، نشانه اقتدار مهدی(ع) است تا مردم آن زمان بدانند که امام زمان با چه قدرت عظیمی وارد صحنه می شود.

افزون براین، هریک از این آثار نفیس، کارآیی خود را خواهدداشت و این دیگر به دست مهدی(ع) است که از این ذخایر چگونه بهره برداری کند.

2- این آثار و اشیای گرانبها، احتمالا برای اتمام حجت برانسانها، به ویژه پیروان ادیان الهی، در اختیار امام زمان(ع) است; بدین معنی که پیروان هر دین و پیامبری، وقتی که عیسی و برخی از پیامبران مرسل، با آثار شاخص انبیا را همراه امام عصر می بینند، دیگر هیچ عذر یا بهانه ای برای پیروی نکردن نخواهند داشت.

3- شاید علت اینکه برخی از آثار و ذخایر در برخی مناطق دوردست مدفون گردیده، این باشد که حضرت مهدی(ع) با رفتن به آن مناطق و بیرون آوردن آنها باعث هدایت مردم آن سامان شود.

پی نوشتها:

1- تلخیص المتشابه، ج 1، ص 417.

2- الصراط المستقیم، ج 2، ص 260.

3- عقدالدرر، ص 277.

4- غیبه نعمانی، ص 243.

5- معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 244 و 387.

6- غیبه نعمانی، ص 242.

7- معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 386.

8- همان، ص 387.

9- همان، ص 201.

10- بصائرالدرجات، ص 183.

11- همان، ص 188.

12- و 13 الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 164.

14- همان، ج 1، ص 163.

15- معجم احادیث الامام المهدی،ج 3،ص 292.

16- بصائرالدرجات، ص 175.

17- همان، ص 188.

18- معجم احادیث الامام المهدی،ج 3،ص 120.

19- بصائرالدرجات، ص 135.

20- الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 419.

21- بصائرالدرجات، ص 142.

22- همان، ص 147.

23- همان، ص 151.

24- معجم الامام المهدی، ج 3، ص 388.

25- بصائرالدرجات، ص 151.

26- غیبه نعمانی، ص 311.

27- در عقدالدرر، ص 278 چنین آمده است: عیسی به دستورپروردگار همراه هفتاد هزار فرشته به زمین می آید.

28- معجم احادیث الامام المهدی ، ج 3، ص 317.

29- بحارالانوار، ج 53، ص 77.

30- کمال الدین، ج 2، ص 390.

31- الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 211.

32- همان، ص 161.

33- همان، ص 389.



نوع مطلب : مهدی موعود 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سند و تفسیر دعای «أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحجّة بن الحسن...» چیست؟

تاریخ:جمعه 1393/10/26-12:57

سند و تفسیر دعای «أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحجّة بن الحسن...» چیست؟
پرسش
آیا دعای سلامتی امام زمان(عج) «أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحجّة بن الحسن، صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلی آبَائِهِ...» دارای سند است؟ در کدام منابع قدیمی آمده است؟ و منظور از این‌که «خداوند ولیّ ایشان است» چیست؟
پاسخ اجمالی
این دعای شریف با تفاوت‌های اندکی در عبارت، در منابع مختلف روایی(از جمله کتاب کافی) ذکر شده که مناسب است برای سلامتی امام زمان(عج) خوانده شود.
به‌طور کلی؛ فقره‌های این دعا، بیانگر ایمان و اخلاص شیعه منتظر نسبت به امام غایبش بوده و نشان از سوز هجران او نسبت به محبوبش دارد.
 
پاسخ تفصیلی
یکی از مهم‌ترین وظایفی که شیعه در عصر غیبت و انتظار، بر عهده دارد، دعا برای تعجیل فرج و ظهور حضرت مهدی و سلامتی حضرتشان است. البتّه دعا در این‌باره، همچون دیگر موارد، به هر زبان و بیانی که باشد مقبول درگاه الهی خواهد بود و آنچه مهمّ است، روح دعا و شرایط کیفی آن است که فراوان بدان توصیه شده است.
در این میان، ارزش دو چندان ادعیه مأثوره (که از زبان مبارک اهل بیت(ع) صادر شده‌اند) بر احدی از شیعیان پوشیده نیست. یکی از این دعاها؛ دعای معروفی است که برای سلامتی امام زمان(عج) در منابع مختلف، با اندکی تفاوت، نقل شده است:
الف. کلینی در «کافی» از محمد بن عیسی از صالحان(معصومان بدون آن‌که از معصوم خاصّی نام برده باشد).[1]
ظاهراً بین کلینی و محمد بن عیسی بن عُبَید، راویانی وجود دارند که به قرینه حذف شده‌اند[2] که عبارتند از: احمد بن محمد عاصمی، علی بن حسن بن علی بن فَضّال.
کلینی این دعا را برای شب بیست و سوّم ماه رمضان نقل کرده اما گفته که در تمام ماه رمضان و همچنین در تمام لحظات عمر، خواندن این دعا مناسب است.[3]
ب. سید بن طاووس در «اقبال الاعمال»، از جمعی از اصحاب خود، از جمله ابن ابی قُرّه و او به اسنادش از علی بن حسن بن علی بن فضّال و او از محمد بن عیسی بن عُبَید، او نیز به اسنادش از معصومان(ع).[4]
ایشان نیز این دعا را به طور خاص برای شب بیست و سوّم ماه رمضان نقل کرده و سپس آن‌را به تمام این ماه و نیز همه لحظات تعمیم داده است.
ج. کفعمی در «المصباح»[5] و «البلد الامین»[6] بدون سند آورده است.
د. کفعمی در «البلد الامین»، تحت عنوان دعای کنزالعرش، به طور مرسل از پیامبر خدا(ص).[7]
با بررسی این طرق، به این نتیجه می‌رسیم که دو طریق اول، صحیح است، و درباره دو طریق آخر نیز با این‌که این دعا ضمن یک دعای طولانی ذکر شده است، باید گفت علی‌رغم عدم ذکر سند، وثاقت و اعتبار مؤلف می‌تواند در اعتبار و پذیرش روایت مؤثر باشد.
میان عبارت‌های این دعا که در منابع روایی و ادعیه آمده؛ با آنچه در میان عموم شیعیان متداول است، چند اختلاف عمده وجود دارد:
در برخی منابع - از جمله کافی - ابتدای این دعا چنین است: «اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ»؛[8] اگرچه در این متن، نام شریف امام زمان(عج) به صراحت ذکر نشده است. امّا با توجّه به متن و سند این دعا، مسلّم است که مراد از عبارت کنایی «فلان بن فلان»، ‌حضرتشان می‌باشد که اکنون با عبارت «الحجة بن الحسن» بیان می‌شود.
در همین راستا، کفعمی و سیّد بن طاووس؛ این عبارات را جایگزین عبارت کنایی «فلان بن فلان» کرده‌اند:
«اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ الْحُجَّةِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِی»‏[9] و «اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِی».[10]
تفاوت دیگری نیز وجود دارد که در روایت کافی، واژه «وَ عَوْناً» نیز قبل از واژه «وَ عَیناً» وجود دارد و همچنین واژه «وَ قَائِداً» جابجا شده که هر دو ممکن است ناشی از اختلاف نسخه بوده و تأثیر چندانی بر معنا نمی‌گذارد.
شرح مختصر دعای سلامتی امام زمان(عج)
به‌طور کلی؛ فقره‌های این دعا، بیانگر ایمان و اخلاص شیعه منتظر نسبت به امام غایبش بوده و نشان از سوز هجران او نسبت به محبوبش دارد.
در این بخش به ترجمه و توضیح این دعای شریف؛ بر طبق نسخه‌ای که خواندن آن معروف است، می‌پردازیم:
1. «اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّک ‏َ الْحُجَّةِ بن الحَسَن ـ صَلَواتُک علیه و علی آبائه ـ فی هذه السّاعَةِ و فی کُلّ ساعَة».
«حجّت»، در ادبیّات دینی از جمله در قرآن کریم[11] به معنای خاصّی آمده که عبارت است از هر چیز که خداوند متعال، به وسیله آن، بر بندگان خویش احتجاج کرده و عقاب و ثواب خود را با آن تحکیم بخشد.[12]
«الحجّة بن الحسن» در دعا اشاره به این حقیقت دارد که حضرت مهدی(عج)، فرزند امام حسن عسکری(ع) خاتم الحجج  و یا آخرین حجّت معصوم الهی بر بندگان است.
بنابراین، ترجمه این فراز از دعا چنین می‌باشد: «خدایا! برای دوستت حجّة بن الحسن ـ که درودت بر او و پدرانش باد ـ در این ساعت و در تمام ساعات چنین باش...».
2. «وَلِیّاً»: ولیّ در کلام عرب، به معنای سرپرست و متولّی است. گاهی هم ولیّ به معنای دوست و در مقابل دشمن قرار می‌گیرد. در برخی موارد ولیّ به معنای یاری کننده هم آمده است[13] و یکی از اسمای الهی نیز «ولیّ المؤمنین» می‌باشد. [14]
به هر حال، قدر مشترک معنای ولی در این‌جا یاری و سرپرستی و کفایت امور است؛ پس مراد از این فراز چنین است:
«خدایا! یار و یاور و سرپرست آن‌حضرت باش».
3. «وَ حَافِظاً»: معنای حفظ و محافظت، کاملاً روشن است؛ یعنی: پروردگارا! نگهدارنده آن‌حضرت، [از بلایا و آفات زمینی و آسمانی] باش.
4. «وَ قَائِداً»: یعنی؛ پیشوا، رهبر و راهنما.[15] این جا مراد، آن است که: پروردگارا! تو خود، راهنما و راهبرش باش.
5. «وَ نَاصِراً»: از مادّه نصر، به معنای نصرت و یاری است.[16] در برخی مصادر، عبارت «وَ عَوْناً» آمده، که به همین معنا است.[17] و معنای هردو آن است که: خدایا! یاری کننده آن‌حضرت باش.
6. «وَ دَلِیلاً و عَیْناً»:‌ دلیل در این‌جا؛ به معنای راهنما و هدایت کننده است[18] و به هدایت خدای متعال اشاره دارد که به طور عام سایه بر سر همه مخلوقات افکنده و به طور خاصّ، متوجّه بندگان عزیز و ویژه است.
معنای تامّ و کامل هدایت مذکور، در عبارت «و عیناً» متبلور شده است؛ یعنی: «خدایا! راهنما و چشم آن‌حضرت باش».
7. «حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً»: منتظر امام زمان(عج)، در این عبارت، ظهور آن‌حضرت را طلب می‌کند.
کلمه «طوع» در این عبارت، ممکن است از «مطاوعه» به معنای انقیاد و فرمانبری باشد[19] که در این صورت به این عقیده اشاره دارد که آن‌حضرت، برای اطاعت امر الهی ظهور کرده و خواست خدا را اجرا خواهد کرد؛ بنابراین، معنا این چنین می‌شود: «خدایا! آن‌حضرت را در زمین خودت ساکن کن، در حالی که از تو اطاعت کرده و دستورات تو را اجرا می‌کند».
احتمال دارد که «طوع»، به معنای اختیار و خواست قلبی[20] باشد در این صورت نیز دو معنا محتمل است:
الف. «پروردگارا! حضرتش را روی زمینت ساکن کن؛ در حالی که  از صمیم قلب، تسلیم خواست و مشیّت تو است».
ب. «او را ساکن زمین کن؛ در حالی‌که اقتضای مشیّت و خواست تو همان است».
در نهایت، ممکن است طوع، هم‌خانواده با تطوّع، به معنای تبرّع و احسان[21] باشد. در این صورت معنا چنین می‌شود: «خدایا! آن‌حضرت را از روی فضل و کرمت و به سبب تمام کردن احسان در حقّ بندگانت، روی زمین ساکن کن».
8. «وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً»: این عبارت، آرزوی طولانی شدن حکومت آن موعود جهانی است؛ یعنی: خدایا! او را به صورت طولانی، در روی زمین بهره‌مند ساز.
همچنین می‌توان گفت که این عبارت به جهانی بودن حکومت حضرت مهدی(عج)، اشاره دارد.[22]
 

[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی،  ج ‏4، ص 162، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[2]. سند این حدیث بر سند حدیث دوم این بخش(دعا در دهه پایانی ماه رمضان) معلّق است.
[3]. الکافی، ج ‏4، ص 162.
[4]. ابن طاووس، على بن موسى‏، إقبال الأعمال، ج ‏1، ص 85، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم‏، 1367ش. ‏
[5]. کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح (جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، ص 586، قم، دار الرضی (زاهدی)، چاپ دوم، 1405ق.
[6]. کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الأمین و الدرع الحصین، ص 203، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1418ق.
[7]. همان، ص 360.
[8]. الکافی، ج ‏4، ص 162؛ البلد الأمین و الدرع الحصین، ص 203.
[9]. إقبال الأعمال، ج ‏1، ص 85.
[10]. المصباح(جنة الأمان الواقیة)، ص 586.
[11]. نساء، 165؛ انعام، 149.
[12]. ر.ک: جمیل حمود، محمد، الفوائد البهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج 1، ص 277 – 279، بیروت، مؤسسة الأعلمی‏، چاپ دوم‏، 1421ق.
[13]. ر.ک: «معنای ولایت»، سؤال 153؛ «ولایت در قرآن و اهل سنت»، سؤال 8435.
[14]. آل عمران، 68.
[15]. لغت نامه دهخدا، واژه «قائد».
[16]. ابن درید، محمد بن حسن‏، جمهرة اللغة، ج 2، ص 744، بیروت، دار العلم للملایین‏، چاپ اول؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 5، ص 210، بیروت، دار صادر، چاپ سوم.
[17]. ر.ک: فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج 2، ص 253 – 254 و ج ‏7، ص 108، قم، انتشارات هجرت، چاپ دوم، 1410ق.
[18]. بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی- فارسی، ص 397، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1375ش.
[19]. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح(تاج اللغة و صحاح العربیة)، ج 3، ص 1255 – 1256، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ اول، 1410ق.
[20].  لغت نامه دهخدا، واژه «طوع».
[21]. ر.ک: ازهرى، محمد بن احمد، تهذیب اللغة، ج 3، ص 66، بیروت، دار احیاء التراث العربی‏، چاپ اول؛ الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیة)، ج 3، ص 1255.
[22]. ر.ک:‌ «لزوم تشکیل حکومت واحد جهانی»، سؤال ۲۷۰۱۲.


نوع مطلب : دعا  مهدی موعود 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا امام زمان ظهور نمی کند ؟

تاریخ:جمعه 1393/10/26-11:18


چرا امام زمان ظهور نمی کند ؟

غیبت حضرت ولی عصر(عج) یکی از رازهای الهی بوده و ممکن است ما نتوانیم ازکنه آن آگاه شویم و در برخی روایات آمده که حکمت آن پس از ظهور روشن می گردد. امام صادق(ع) فرمود: "صاحب الامر غیبتی دارد که تخلف ناپذیر است، اجازه نداریم علت آن را بیان کنیم. حکمت غیبت او همان حکمتی است که در غیبت حجت های پیشین وجود داشته و پس از ظهور روشن خواهد شد، چنان چه حکمت کارهای خضر از شکستن کشتی و کشتن پسربچه و برپا داشتن دیوار شکسته، وقتی برای موسی روشن شد که آن دو خواستند از هم جدا شوند،(1) غیبت سرّی از اسرار الهی است".(2)
عبدالله بن فضل هاشمی می گوید: امام صادق(ع) فرمود: "صاحب الامر غیبتی خواهد داست؛ به طوری که گمراهان در شک واقع می شوند".عرض کردم چرا؟ فرمود: "اجازه نداریم علتش را بیان کنیم. موضوع غیبت از اسرار خدا و غیبتی از غیبت های الهی است. چون خدا را حکیم می دانیم، باید کارهایش از روی حکمت صادر شود".(3)
در عین حال می توان فلسفه غیبت را در حد فکر بشری فهمید و آن این که این آخرین حجت معصوم الهی برای تحقق بخشیدن به آرمانی بزرگ (گسترش عدل کلی و به اهتزاز در آوردن پرچم توحید در جهان) در نظر گرفته شده است، و این آرمان نیاز به گذشت زمان و شکوفایی عقل و دانش بشر و آمادگی روحی و عقیدتی بشریت دارد، تا جهان به استقبال موکب آن امام عدل و آزادی رود. طبیعی است، چنان چه آن حضرت بیش از فراهم شدن مقدمات، در میان مردم ظاهر شود، سرنوشتی (شهادت) چونان دیگر حجت های الهی یافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ، دیده از جهان فرو خواهد بست. به این حکمت در روایات اشاره شده است.
امام باقر(ع) فرمود: "برای حضرت قائم غیبتی است قبل از ظهور، برای جلوگیری از کشته شدن". (4)
در برخی روایات دیگر یکی از علل غیبت امام زمان(عج) امتحان مردم ذکر شده است.(5 ) بدین که در اثر غیبت حضرت مهدی(ع)، مردم آزمایش می شوند. گروهی ایمان استواری ندارند، باطنشان ظاهر می شود و دستخوش شک و تردید می گردند. کسانی که ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور حضرت و ایستادگی در برابر شدائد، پخته تر و شایسته تر می گردند. امام کاظم(ع) فرمود: "هنگامی که پنجمین فرزندم غائب شد، مواظب دین خود باشید، زیرا او ناگزیر غیبتی خواهد داشت، به طوری که گروهی از عقیده خویش بر می گردند. خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش می کند".(6)
در بعضی از روایات یکی از علل غیبت امام، آزادی او از یوغ بیعت با حاکمانِ ستمگر زمان بیان شده است؛ بدین معنا که امام هیچ رژیمی را حتی از روی تقیه به رسمیت نمی شناسد. اگر حضرت در غیبت نبود، باید با حکومت های عصر خود بیعت می کرد، که با اهداف و آرمان امام همخوانی نداشت. حسن بن فضّال می گوید: امام هشتم فرمود: "گویی شیعیان را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم (امام حسن عسکری) در جستجوی امام خود، همه جا را می گردند. اما او را نمی یابند". عرض کردم: چرا غایب می شود؟ فرمود: "برای این که وقتی با شمشیر قیام می کند، بیعت کسی بر گردن وی نباشد".(7)
شیعیان باور دارند که دوازده امام و حجت خدا بر زمین بوده و هر کدام وظایف تعریف شده داشته و مأمور به انجام آن بوده و زمین نباید از حجت خدا خالی باشد. از این رو مشیت الهی بر آن تعلق گرفته که یکی از آن ها در پس پرده غیبت قرار گیرد و زنده بماند تا زمین از حجت خدا خالی نباشد.
یکی از نویسندگان می نویسد: "امام غائب نیز مانند پدرانش از کشته شدن در راه دین باکی نداشته و ندارد، لیکن کشته شدن وی به صلاح جامعه و دین نیست، زیرا هر یک از پدرانش که از دنیا رحلت می کرد، امام دیگری جانشین می شد، ولی امام زمان(ع) اگر کشته می شد، جانشینی ندارد و زمین از حجت خالی می گردد. در صورتی که مقدّر شده است که عاقبت، حق بر باطل غالب شود و به واسطه وجود مقدّس امام دوازدهم، دنیا به کام حق پرستان گردد".(8)
بنا بر این امام زمان می بایست در شرایطی ظهور کند که شرایط برای پیروزی نهایی حق برضد باطل از هر جهت فراهم شده باشد و با ظهور امام اثنا عشر وعده پیروزی تمامی پیامبران و امامان تحقق یابد.
هر نهضت و انقلابى که براى هدف معینى بر پا شود، در صورتى امکان پیروزى دارد که زمینه آن از هر جهت فراهم باشد و اوضاع و شرایط کاملا آماده باشد. یکى از شرایط مهم موفقیت این است که عموم انسان ها خواستار آن انقلاب باشند و افکار عمومى براى پذیرش آن مهیا باشد. در غیر این صورت انقلاب با شکست مواجه خواهد شد. نهضت و قیام مهدى موعود نیز از این قاعده کلى مستثنى نبوده، در صورتى مى‏تواند پیروز گردد که اوضاع و شرایط مساعد و زمینه فراهم باشد.
نهضت آن حضرت یک نهضت سطحى و کوچک نیست، بلکه یک انقلاب همه جانبه و جهانى است و برنامه بسیار عمیق و دشوارى دارد، مى‏خواهد تمام اختلافات نژادى و کشورى و زبانى و مرامى و دینى را بر طرف سازد و سر تا سر گیتى را با یک حکومت نیرومند اداره کند تا همه بشر با صلح و صفا کنار هم زندگى کنند. او مى‏داند که آب را باید از سر چشمه اصلاح کرد و عوامل اختلاف‏انگیز را از ریشه قطع مى‏کند تا گرگ صفتان، خوى درندگى را از دست بدهند.
مى‏خواهد کفر و مادى گرى را ریشه کن سازد و عموم جهانیان را به سوى قوانین و برنامه‏هاى الهى متوجه کند و دین اسلام را آیین همگانى گرداند. مى‏خواهد افکار پریشان بشر را به سوى یک هدف متمرکز کند و معبودهاى دروغین و فتنه‏انگیز را مانند: مرزها، نژادها، کشورها، مرام‏ها، حزب‏ها، قاره‏ها و شخصیت‏هاى کاذب را از مغز بشر ریشه کن کند.
به طور خلاصه مى‏خواهد نوع بشر و جوامع انسانى را به سعادت و کمال واقعى برساند و اجتماع صالحى به وجود آورد که بر پایه فضایل و صفات انسانى و اخلاق نیک استوار باشد. چنین انقلابى بدون شایستگى ملت‏ها امکان وقوع ندارد.
بنابر این تا نوع بشر به حد کمال و رشد نرسد و عموم مردم در سراسر جهان براى پذیرفتن حکومت حق آماده نگردد، مهدى موعود ظهور نخواهد کرد.(9)
بنابراین از یک طرف ظلم حاکمان ستمگر به نهایت درجه خود می رسد و از طرف دیگر عموم مردم و توده انسان ها در سراسر گیتی خواهان بر پائی عدالت گشته و از حکومت های دیگر دل زده شده باشند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- سوره کهف، آیات 66 ـ 83.
2- شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 158.
3- بحارالانوار، ج 52، ص 91.
4- شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 203.
5- اثبات الهداه، ج 6، ص 438.
6- طوسی،کتاب الیبغه، ص 204؛نعمانی، کتاب الغیبه، ص 154.
7- بحارالانوار، ج 51، ص 152.
8- ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص 191 ـ 192.
9- همان ، ص 240 .


نوع مطلب : مهدی موعود 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

Your IP: