اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

نحوه عزاداری در جهان (اعم از مسلمان، مسیحی، بودا و... ) و نحوه برخورد رسانه های غربی با آنها
برخی صاحبنظران و تاریخ‌پژوهان معتقدند مراسم عزاداری و آئین‌های سوگواری از مسیحیت وارد فرهنگ شیعیان شده است.
از ابتدای قرن حاضر با وقوع حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 نسبت دادن هر اقدام تروریستی در هر نقطه از جهان به مسلمانان، به امری عادی تبدیل شده است. این شگرد اسلام‌هراسانه، با چنان جدیت و هماهنگی‌ای از سوی رسانه‌های غرب پیگیری شده که دیگر کسی اعم از مسلمان یا غیرمسلمان، تعجب نمی‌کند وقتی تروریست‌های مسلح و جنایتکار فوراً "اسلامگراها"، "مسلمانان افراطی"، "جهادگران اسلام" و... خطاب می‌شوند.
 
پروپاگاندای رسانه‌ای از هیچ اقدامی برای بدنام کردن مسلمانان و القای رعب و وحشت از این دین آسمانی فروگذار نکرده است. در دو سه سال‌ اخیر که گروه تروریستی "داعش" به عامل وحشت در سراسر دنیا شناخته می‌شود، با وجود اینکه تمام فِرق اسلامی افراطیون را تکفیر کرده‌اند، باز هم با سوءاستفاده از نفرت و وحشت عمومی، شاهدیم که حتی در برخی رسانه‌ها نام "دولت اسلامی" بدون گیومه استفاده می‌شود.
 
*** جنگ رسانه‌ای در مناسبت‌های مذهبی
 
اکنون در ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به سر می‌بریم و قرن‌هاست که در این ایام پیروان آن حضرت در اقسی‌نقاط جهان به ماتم و سوگواری می‌پردازند. هر سال در همین ایام، موج شدید ضدّ تبلیغاتی علیه تشیع، بازتاب مراسم عزاداری عاشورا در فضای مجازی را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد.
 
این موج ضدّ تبلیغاتی و به طور کلی نحوه اطلاع‌رسانی در یاهو، موتور جستجوی گوگل، خبرگزاری‌ها و مطبوعات غربی که امر تازه‌ای مختص به امسال هم نیست، دو دلیل اصلی ممکن است داشته باشد:
 
ادعای بازتاب رسانه‌ای و نمایش بی‌طرفانۀ وقایع؟!
 
اگر خبرنگاران و اصحاب رسانه‌های غربی، دلیلشان برای نمایش این همه خشونت را شغل خود عنوان کنند، خودشان بی‌طرفی و صداقت در انعکاس خبر در این انجام وظیفه‌شان را به سخره گرفته‌اند؛ چراکه مراسم عظیم دهه اول محرم، حتی عکاسی از قمه‌زنی کودکان در دورافتاده‌ترین محلات پاکستان را شامل می‌شود، ولی به طور مثال اجتماع پرشور عزاداران حسینی در بزرگ‌ترین شهرهای ایران را در بر نمی‌گیرد.
 
اندیشمندان و محققان بسیاری هر ساله در مدح قیام عاشورا و ستایش ظلم‌ناپذیری فرزند آخرین پیامبر الهی صلوات الله علیه و آله، قلم‌فرسایی کرده‌اند که هیچ کدام، نه در این ایام و نه در سایر مواقع، آن طور که باید و شاید مورد توجه خبرنگاران قرار نمی‌گیرد.
 
معرفی مکتب تشیع همراه با وحشت و خشونت
 
امسال از آغازین ساعات روز عاشورا صفحه نخست سایت یاهو مملوء از تصاویر دلخراشی مربوط به قمه‌زنی و زنجیر تیغ‌زنی در عراق بود.
 
لنزهایی که روز عاشورا بر روی
 
خبرگزاری‌های رویترز، بی‌بی‌سی، دویچه وله و روزنامه نیویورک‌تایمز هم لنز دوربین‌هایشان را جهت دادند و از مراسم عظیم سوگواری عاشورا در جای جای کره زمین، فقط خنجرهای خون‌آلود را گزینش کردند.
 
علاوه بر این ایام خاص، در هر زمان دیگری که واژه لاتین "Ashura" به موتور جستجو گوگل داده می‌شود، تا 897.000 صفحه اینترنتی فقط و فقط تصاویر دلخراش و مشمئزکننده‌ای از مراسم قمه‌زنی در دسترس کاربر قرار می‌گیرد!
 
لنزهایی که روز عاشورا بر روی
 
مغرضانه بودن اخبار غرب از مراسم سوگواری مذهبی در اسلام، زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم این قبیل مراسم و آیین‌های مذهبی هرگز اختصاص به مذهب تشیع ندارد.
 
"نمایش مصائب" (Passion)، یکی از آئین‌های سنتی و مذهبی کاتولیک‌هاست که طی آن مصائب حضرت مسیح (ع) اعم از محاکمه، رنج، شکنجه، (به اعتقاد مسیحیان) مرگ و سرانجام مصلوب شدن ایشان به تصویر کشیده می‌شود.

لنزهایی که روز عاشورا بر روی
 
این مراسم مسیحی یکی از آیین‌های همراه روزه‌داری در "هفتۀ مقدس" (29 مارس: هفتۀ آخر زندگانی مسیح) به شمار می‌رود و در تمام اروپا و بخش‌هایی از آسیای شرقی از لهستان و رومانی و اسپانیا گرفته تا فیلیپین رواج دارد.
 
لنزهایی که روز عاشورا بر روی
 
در این مراسم، پیروان و عزاداران مسیح به اصطلاح مصلوب، نه تنها به طور کلی چهره و تن برهنۀ خود را با ابزارآلات گوناگون می‌خراشند و شلاق می‌زنند، بلکه اصرار دارند که خودشان را درست به سبک و سیاق همان مصائبی که این پیامبر الهی متحمل شده، زخمی کنند و شکنجه دهند.

لنزهایی که روز عاشورا بر روی
 
عزاداران در این مراسم، ابزارهای دست‌سازی را که به همین منظور از یک دستگیره و میخ و خرده‌شیشه ساخته شده، با فشار بارها و بارها روی سینه، پاها و بازوهای برهنه خود می‌کشند و بدین ترتیب با جاری شدن خون از زخم‌های بدنشان  این آداب و رسوم را زنده می‌دارند. برپاکنندگان این مراسم معتقدند فوران خون روی بدن در هفتۀ مقدس، گناهانشان را پاک می‌کند.
 
با این حال می‌بینیم که با جستجوی واژه "Passion" در گوگل، تنها تصاویری از نقاشی‌های کلیسای کهن و عکس‌هایی از سکانس‌های فیلم‌های ساخته شده در این باره در دسترس مخاطب قرار می‌گیرد!
 
لنزهایی که روز عاشورا بر روی
 
برخی صاحبنظران و تاریخ‌پژوهان معتقدند مراسم عزاداری و آئین‌های سوگواری از مسیحیت وارد فرهنگ شیعیان شده است.
 
چنانچه گفته شد نه تنها چنین مراسمی باعث انتقاد به کلیسای کاتولیک و متهم کردن این مذهب به خشونت و توحش نمی‌شود، بلکه عدم بازتاب رسانه‌ای‌اش نیز، آن گونه که تلاش می‌کنند عاشورای حسینی را با قمه‌زنی معرفی کنند، قابل تأمل است.
 
این دست آئین‌های عزاداری، در میان مرتاضان هندی و کشورهای شرق آسیا هم رواج دارد؛ منتها بازتاب رسانه‌ای بسیار خفیف آن و از همه مهم‌تر شناساندن این آئین‌ها به عنوان آداب و رسوم جاافتادۀ فرهنگی، نشان می‌دهد که فقط در مورد تشیع و مکتب عاشوراست که چنین هجمۀ تبلیغاتی عظیمی صورت می‌گیرد.
 
در غیر این صورت چرا راه رفتن روی میخ، قورت دادن آتش، درآوردن چشم از حدقه یا... هیچگاه به انتقاد از دین بودائیان و تخریب چهرۀ این دین در چشم افکارعمومی منجر نمی‌شود؟
 
لنزهایی که روز عاشورا بر روی
 
لنزهایی که روز عاشورا بر روی
 
لنزهایی که روز عاشورا بر روی
 
 
*** دلیل نهی مراجع
 
در طی تاریخ قمه‌زنی در ایران اغلب فقهای تشیع امر به حرمت این عمل داده‌اند. حکم حرام بودن این قبیل اعمال هم بر این اصل اجتهادی استوار است که هرگونه سخن، رفتار، گفتار یا اقدامی که بستر سوءاستفاده دشمنان اسلام یا تخریب جایگاه مذهب در میان غیرمسلمانان را سبب شود، حرام است.
 
در شرایط فعلی که رسانه‌های غربی تعمداً عملکرد قشر محدودی را در ایام عزای حسینی بازتاب گسترده می‌دهند و این امر وهن شیعه و موجب سوءاستفاده دشمنان می‌شود، رهبر معظم انقلاب این قبیل اقدامات را حتی در خفه نیز حرام اعلام نمودند.

لنزهایی که روز عاشورا بر روی
  




نوع مطلب : عزاداری، 
برچسب ها : عزاداری، مسیحیت، بودا، قمه زنی، صلیب، بیرون آوردن چشم از حدقه، آتش،
لینک های مرتبط :

نحوه عزاداری هندوها، مسیحیان، اهل سنت و دیگر ادیان برای امام حسین (ع)

حجت الاسلام دکتر حبیب رضا ارزانی از جمله روحانیونیست که در زمینه تبلیغ بسیار فعال است و مدت 14 سال است که برای تبلیغ آموزه های دینی و مذهبی به کشورهای خارجی سفر می کند.

وی در زمینه های ادیان و مذاهب و الهیات و معارف اسلامی تخصص دارد و آثاری در قالب کتاب و مقاله به زبان های فارسی و انگلیسی به چاپ رسانده و در کنفرانس ها و همایش های بین المللی هم حضوری فعال و موثر دارد. برای آگاهی از حال و هوای محرم در کشورهای دیگر پای صحبت های او نشستیم که شما را در جریان ماحصل این گفت و گو می گذاریم:

 

تا کنون به چه کشورهای خارجی برای تبلیغ سفر کرده اید؟

به 36 کشور دنیا سفر کرده ام که غالبش سفرهای تبلیغی در ایام خاص بوده است مثل ماه رمضان و ماه محرم و بعضی هم به جهت ارائه کنفرانس. در برخی کشورها هم مثل نیوزیلند، زامبیا و نامیبیا حداقل یک سال استقرار داشته ام. به برکت جمهوری اسلامی و پس از انقلاب حدود 300 حوزه علمیه در کشورهای مختلف تأسیس شد. در بعضی کشورها ما رایزن فرهنگی داریم و در بعضی نماینده فرهنگی تبلیغی که مبلغ آموزه های دینی و تشیع و انقلاب است.

ماه محرم این کشورها چه حال و هوایی دارد؟

در تمام کشورها در این ماه حال و هوای خاصی حاکم است چه کشورهایی که اکثریت شیعه باشند و چه آنها که شیعه در اقلیت باشد و چه حتی کشورهای غیرمسلمان. مثلاً در کشور هندوستان که اکثریت هندو هستند در مقابل مغازه خیلی از هندوها نماد دست حضرت عباس(ع) را می بینی. حتی مثلاً خانمی که بچه دار نمی شود از خدا می خواهد اگر فرزندی به او داد و پسر بود اسمش را غلامحسین بگذارد و گاهی حلقه هایی در گوش پسرانشان می کنند کنایه از این که غلام امام حسین(ع) است.

حتی در روز عاشورا هندوها آتشی بر پا می کنند و با حسین حسین از روی آن می پرند. امام حسین(ع) در میان اهل سنت پاکستان هم جایگاه والایی دارد و فرهیختگان آنها امام حسین را نماد وحدت می دانند به عنوان کسی که هم شیعه و هم سنی او را تکریم می کنند.

حتی مهاتما گاندی در سخنی گفته است: اگر مردم هند می خواهند آزاد شوند تنها راهش اقتدا به حسین (ع) است.

در کشورهای غربی چطور؟

چه در آمریکا و چه کشورهای اروپایی مراسم برگزار می شود منتهی کم و زیاد دارد اما امام حسین و جلساتش در تمام کشورها مشهود و محسوس است. چند سال پیش ماه محرم نیوزیلند بودم هر شب حدود 800-700 نفر در مراسم شرکت می کردند و در دو شب تاسوعا و عاشورا جمعیت به بیش از 1000 نفر می رسید یک شب متوجه شدم یک تعداد خیلی زیادی تازه وارد داریم که از استرالیا فقط برای شرکت در مراسم یک شب آمده بودند و عجیب که هزینه بلیط هر کدامشان 400-300 دلار شده بود.

گاهی در بعضی کشورها برنامه هایی به طور خاص برای شیعیان برگزار می شود. که در یک نقطه 1500 نفر شرکت می کنند و در شهر یا کشوری دیگر 50 نفر که البته علتش هم این است که در آن مکان بیش از این شیعه وجود نداشته است اما در کل همه برنامه ها خالصانه برگزار می شود.

شیوه برگزاری چطور است؟

گاهی فقط سخنرانی و قرائت قرآن است، گاهی با سینه زنی و مداحی همراه می شود. بعضی جاها هم جلسات ویژه پرسش و پاسخ داریم که خصوصا برای جوان ها خیلی جواب می دهد، بعضی ها به اجرای دکلمه های سوزناک می پردازند اما در کل سخنرانی مبلّغ همه جا گل مراسم است و این مراسم در ده دوازده روز اول ماه محرم برگزار می شود البته دو روز تاسوعا و عاشورا شور بیشتری دارد.

موضوعات سخنرانی چیست؟

این برمی گردد به مسائلی که در هر کشوری مطرح است و مبلّغ باید قبل از رفتن در این زمینه مطالعه داشته باشد در بخشی از سخنرانی هم هم باید به آموزه های دینی پرداخت.

سخنران برای 10 شب برنامه می ریزد که طبیعتاً گل سخنرانی ها در تاسوعا و عاشورا ست و از آنجا که این سخنرانی ها قطع می شود تا محرم سال بعد مبلغ باید نهایت استفاده را ببرد.

یعنی این ارتباط به طور کلی قطع می شود؟

خیر، در بعضی جاها سعی می کنیم NGO های مذهبی تشکیل بدهیم که همان هیات خودمان است و برایشان جلسات هفتگی یا ماهیانه طراحی کنیم یا مثلا سفارش می کنیم شب های جمعه برای دعای کمیل دور هم جمع بشوند یا برای ایامی خاص مثل عید غدیر برایشان برنامه ریزی می کنیم به این خاطر که از هم دور نشوند. در جلسات بعضی جاها هم به طور آنلاین شرکت می کنیم. ایمیل می دهیم و ایمیل های آنها را می گیریم و با هم در ارتباط هستیم. گاهی از اینجا برایشان بسته های فرهنگی و کتاب می فرستیم.

برگردیم به موضوعات سخنرانی، برای اهل سنت چه موضوعاتی را مطرح می کنید؟

برای اهل سنت در جاهایی که وهابیت غلبه نداشته باشد مراسم خاصی داریم، به عنوان مثال چون ماه محرم اول سال قمری است معمولا خیلی از اهل سنت در این روزها جشن می گیرند و لباس نو می پوشند البته نه از روی عناد و دشمنی بلکه از روی ناآگاهی. ما در این چند ساله تا آنجا که توانسته ایم آگاه سازی کرده ایم و گفته ایم که درست است که این روز ها اولین روزهای سال نو است اما اتفاقی که در این روزها در کربلا به وقوع پیوسته به بسیاری از اتفاقات عالم رجحان دارد و شکر خدا تلاش های این چند ساله در این حوزه موثر هم بوده است.

برای مسیحی ها در این زمینه چه می کنید؟

در کشورهایی مثل استرالیا، نیوزیلند و کشورهای آفریقایی که مسیحیت در اکثریت است در کلیساها رایزنی هایی داریم. یک نماینده از مسیحیت و مبلّغ ما به عنوان نماینده اسلام می نشینند و پیرامون شخصیت امام حسین(ع) صحبت می کنند. البته برگزاری این گونه جلسات بستگی به مبلّغ دارد.

بیشتر روی جنبه احساسی عاشورا سرمایه گذاری می کنید یا عقلانی؟

در بعضی فضاها احساس در مراسم محرم غالب است که ما به تقویت جنبه عقلانی می پردازیم و در جاهایی که فقط عقلانی به قضیه نگاه می کنند ما روی جنبه احساسی هم کار می کنیم مثلاً چند سال پیش ماه محرم در جایی سخنرانی می کردم که همه شیعه بودند اما وقتی به مصیبت می رسیدیم همه نگاه می کردند و می گفتند گریه چه معنایی دارد؟ یا چرا باید سینه بزنیم؟ به خاطر اینکه برای اولین بار بود که این مراسم آنجا برگزار می شد اما 4 سال پشت سر هم رفتم آنجا و حالا شاید باور نکنید مراسم پرشوری آنجا برپا می شود که 800-700 نفر در آن شرکت می کنند. سینه می زنند و سنت های قشنگی دارند.

سخنرانی هایتان به زبان فارسی است؟

بستگی دارد زبان اول هر کشور چه باشد، من چون به زبان های انگلیسی و عربی تسلط دارم بیشتر کشورهای انگلیسی زبان مثل خود انگلیس و آمریکا یا جاهایی که زبان دومشان انگلیسی باشد مثل ژاپن می روم. در بعضی جاها از همه ملیت ها شرکت می کنند، هندی، پاکستانی، عراقی، افغانی که معمولا عربی و انگلیسی حرف می زنیم و مداحی می کنیم و البته در کنار این مراسم هر کدام هم برای خودشان مراسم جداگانه ای برگزار می کنند مثلا یک سال من در نیوزیلند 3 تا جلسه داشتم یکی برای افغانی ها که فارسی حرف می زدم فارسی دری یعنی بعضی از واژگانشان را یادداشت کرده بودم  و استفاده می کردم که بتوانم ارتباط بهتری برقرار کنم.

یک جلسه انگلیسی حرف می زدم و جلسه بعدی خاص ایرانی ها بود، افرادی هم بودند که در هر روز در هر 3 جلسه شرکت می کردند.

همان سال یکی از شهرهای شمالی شان هم تقاضای جلسه کرد که ما 2 شب از این دهه را هم برای برگزاری مراسم به آن شهر رفتیم.

احترام به لباس روحانیت در آن کشورها هم دیده می شود؟

بله، در بعضی جاها حتی بیشتر از ایران. چون ما هم معتقدیم که این لباس منسوب به پیامبر اکرم(ص) است. در بعضی جاها هنگامی که مموریتمان تمام می شود و می خواهیم برگردیم برایمان گودبای پارتی می گیرند که گاهی 300-200 نفر در آن شرکت می کنند، اشک می ریزند، عکس می گیرند. نه به خاطر شخص من بلکه به خاطر علاقه شان به دین و مذهب و به طور خاص امیرالمومنین(ع) و امام حسین(ع).

اعزام مداح هم داریم؟

بعضی کشورها خودشان مداح دعوت می کنند. اما اعزام گروه تواشیح و قاری قرآن داریم و اگر کسی باشد که همه این هنرها را داشته باشد خیلی خوب می شود. کلا اعزام با سازمان فرهنگ و ارتباطات تهران است.

اشعار مداحی همان اشعار سنتی خودمان است؟

در بعضی کشورها که مداح زیاد است برایشان جلسه ای می گذاریم و سفارش می کنیم که اشعار جدید هم بخوانند یعنی فقط به همان ها که پارسال و دوسال پیش خوانده اند بسنده نکنند. بعضی مداحی ها هم که انگلیسی است و از کلماتی مثل حسین و کربلا و ... در آن استفاده می شود. بعضی مداحی ها هم مخلوطی از اشعار فارسی و عربی و انگلیسی است.

و حتما پختگی مداحی های ایرانی را که ندارد؟

مسلما ندارد ولی خصوصا جوان ها خیلی با آن ارتباط برقرار می کنند.

مداحی به زبان های دیگر نیست؟

چرا یک سال من یک جا 4 شب سخنرانی داشتم که هندی و پاکستانی زیاد داشت. 4 تا روضه آماده کردم و از یک هندی که هم اردو بلد بود و هم انگلیسی خواستم این روضه ها را به زبان اردو ترجمه کند بعد از ترجمه حدود 3-2 ساعت روی آن کار کردم و اتفاقا بسیار هم ماندگار شد.

آنجا هم مراسم امام حسین (ع) همراه با اطعام هست؟

بله، بعضی جاها هر 10 شب بعضی جاها 5 شب یا 3 شب.

خود عزاداران تقبّل می کنند؟

بله، حتی یک وقت هایی حق الزحمه مبلّغ را هم خودشان می  دهند و دولت فقط هزینه بلیط رفت و آمد را تقبّل می کند به دلیل اینکه مسلمان ها در هر جای دنیا باید خودگردان شوند.

با توجه به اینکه در بعضی مراسم افرادی ازکشورهای مختلف با ذائقه های مختلف گرد هم جمع می شوند، چه غذاهایی طبخ می شود؟

از آنجا که امام حسین (ع) سمبل وحدت است یک وحدت مذاق هم ایجاد می کند. مثلا عرب ها حلیم می پزند آن وقت هندی ها  این حلیم را با چیلی می خورند که خیلی تند می شود و عراقی ها از آنجا که به حلویات (شیرین جات) خیلی علاقه دارند، حلیم را شیرین می خورند و در کل فضای بسیار قشنگ و پرمعنویتی ایجاد می شود.

نذر و نیازهایشان چه سمت و سویی دارد؟

خیلی زیاد نذر می کنند مثلا طرف می آید و می گوید: مولانا این 1000 دلار را بگیر خرج هر جا که می دانی لازم است بکن و فقط شما بدانی و خدا.  نذرهایشان را صرف مسجد سازی، حسینیه سازی و کارهای فرهنگی می کنند.

شما را مولانا صدا می زنند؟

شیعه ها مولانا و اهل سنت امام حبیب، شیخ حبیب، مولانا ارزانی، دکتر ارزانی. حجت الاسلام را ایرانی ها می گویند.

با توجه به اینکه در مراسم محرم همه جا چه ایران و چه دیگر کشورها شرکت کرده اید به عنوان یک مخاطب کدام بیشتر به دلتان چسبیده است؟

مراسمی که در کشورهای دیگر برگزار می شود چون از همه رنگ و دین و ملیتی هستند انگار خلوص بیشتری دارد اینجا شاید یک جاهایی بوی غیر خدا هم در مراسم استشمام بشود اما آنجا کسی به نیت اینکه خودش را به دیگران نشان بدهد در مراسم شرکت نمی کند مثلا استاد دانشگاهی می آید گوشه ای می نشیند اشکی می ریزد و می رود و با کسی هم حرف نمی زند که البته گاهی ما می رویم سراغ این  افراد برای این که بتوانیم ارتباط با این کشورها را بیشتر و مستمرتر کنیم.

تاثیر پذیری سخنرانی ها را چطور می بینید؟

بنده هم  در داخل سخنرانی داشته ام و هم در خارج اما تاثیر گذاری کلام در خیلی از کشورهای خارجی به خوبی و به سرعت مشهود و محسوس است و شاید یکی ازعلت هایش عدم دسترسی به یک روحانی دینی در طول سال باشد.

اگر انتخاب با خودتان باشد تبلیغ در کدام کشور ها را بیشتر می پسندید؟

استقرار در بعضی جاها خیلی دشوار است اما اینقدر نیاز هست که من گاهی احساس می کنم که اینجا باید همه چیز را رها کنم و بروم آنجا اما خب از آنجایی که فرزند دانشجو دارم خیلی مجاهده با نفس می خواهد که بتوانم بگذارم و بروم اما در کل باید مبلّغانی را متناسب با فضاهای مختلف تربیت کنیم مثلا اروپای شرقی با اروپای غربی خیلی تفاوت دارد، مبلّغ باید با دین و فرهنگ و آداب و رسوم کشوری که می خواهد برود آشنا باشد. کار در این زمینه خیلی انجام گرفته  و اصلا قابل قیاس با 30 سال پیش نیست و تقاضا از جانب آنها خیلی زیاد است اما در کل نیاز به ساز و کار قوی تری دارد.

در مقالاتی که برای کنفرانس های بین المللی می فرستید بیشتر به چه موضوعاتی می پردازید؟

تلاشم این است که فرهنگ غنی و قوی شیعه را مطرح کنم. مثلا برای شرکت در کنفرانسی در کانادا به بررسی جایگاه اعتکاف در فرهنگ اسلام و مسیحیت پرداختم که پذیرفته شد و برای شرکت در همایشی در هندوستان که ژانویه برگزار می شود تاثیر دعاهای امام سجاد (ع) را در بهداشت روان مورد بررسی قرار دادم که آن هم مورد پذیرش قرار گرفت.

یک خاطره برایمان بگویید:

در میان اجناس مغازه ای در بمبئی نماد دست حضرت عباس (ع) را دیدم، وارد شدم و پرسیدم: این چیست؟ گفت: تو هندویی یا مسلمان؟

وقتی گفتم مسلمانم گفت: چطور مسلمانی و دست حضرت عباس را نمی شناسی؟ من بچه دار نمی شدم از خداوند طلب فرزند کردم و خداوند به برکت صاحب این نماد حاجتم را داد هر وقت هم مشکلی برایم پیش می آید به این دست متوسل می شوم.





نوع مطلب : مطلب روز، عزاداری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عاشورا در مذهب تسنن و سایر ادیان (4)

3-2) امام حسین علیه‌السلام و مذهب مالكی. جای تعجب نیست كه مالكیان امام حسین علیه‌السلام را دوست داشته باشند و نسبت به جریان عاشورا اهمیت بدهند زیرا حسین علیه‌السلام فرزند پیامبر‌‌ صلی‌الله علیه و آله است و بدون حب آن حضرت معنای پیروی از پیامبر‌‌صلی‌ الله علیه و آله تحقق نمی‌یابد. از این نظر این مذهب اسلام نیز در مدح و ستایش امام حسین علیه‌السلام و تصدیق قیام عاشورا با سایر مسلمانان هم‌عقیده است.

مالكیان و علمای مذهب مالكی نیز مانند سایر علمای مذاهب اسلامی در وصف و مدح امام حسین علیه‌السلام روایات زیادی نقل كرده‌اند. شیخ محمد بن محمد مخلوق مالكی در طبقات مالكیه، ج2، ص 89 می‌نویسد: حسین علیه‌السلام انسان با فضل و بسیار اهل نماز و روزه بود و بیست و شش بار پیاده خانه خدا را زیارت كرده است.55 و نیز شیخ نورالدین علی بن صباغ مالكی در فصول المهمه ص183 می‌نویسد: امام حسین علیه‌السلام وقتی به نماز می‌ایستاد رنگش زرد می‌شد وقتی از او درباره این حالت پرسیدند در جواب فرمود چه می‌دانید می‌خواهم در برابر چه كسی (به نماز) بایستم.56

درباره جوانمردی آن حضرت شیخ نورالدین علی بن صباغ مالكی می‌نویسد: انس می‌گوید: خدمت حسین علیه‌السلام بودم كه كنیزكی آمد و با خود دسته گلی آورد و به امام هدیه كرد امام علیه‌السلام فرمود برو در راه خدا آزاد هستی، پس به او عرض كردم او كه كار مهمی انجام نداد و چنین پاداشی دریافت كرد؟ حضرت فرمود آیا نشنیده‌ای سخن خدا تعالی را كه «و اذا حییتم بتحیه فحیوا بأحسن منها» چون شما را به درودی نواختند به درودی بهتر از آن یا همانند آن پاسخ گویید (نساء86). و بهتر از آن آزادی او بود.57 و نیز در ص159 همان كتاب می‌‌نویسد: برخی از نزدیكان مرتكب خطایی بزرگ شده بودند و امام دستور داد آنها را ادب كنند و چون خاطیان نزد آن حضرت حاضر شدند گفتند: ای سرور ما خدای تعالی فرموده است: «الكاظمین الغیظ» حضرت فرمود: رهایشان كنید، خشم فرو خوردم. و گفتند: «و العافین عن الناس» فرمود: بخشیدم و گفتند: «و الله یحب المحسنین» فرمود: آزاد هستید. و درنهایت دستور داد جایزه نیكویی مر اینان را بدهند.58

اهل سنت به ویژه مالكیان امام حسین علیه‌السلام را شبیه‌ترین مردم به پیامبر‌ می‌دانند. از این جهت دیدن روی آن حضرت را همانند دیدن چهره مبارك پیامبر می‌دانند. ابن‌صباغ همچنین در شباهت امام حسین علیه‌السلام به پیامبر حدیثی از علی علیه‌السلام آورده كه فرمود: «من اراد أن ینظر إلی وجه رسول الله‌‌ من راسه الی عنقه فلینظر الی الحسن و من اراد ان ینظر الی ما لدن عنقه الی رجله فلینظر الی الحسین؛ هر كه خواهد به سر مبارك پیامبر خدا بنگرد به حسن بنگرد و هر كه خواهد بدن پیامبر از گردن به پایین‌تر را بنگرد به حسین بنگرد.»

همین محدث مالكی است كه حدیث «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه» را روایت كرده است.59 عالمان مالكی در وصف و مدح آن حضرت از پیامبر احادیث زیادی نقل كرده‌اند. در طی این احادیث پیامبر‌‌ ابعاد وجودی و اخلاقی حضرت امام حسین علیه‌السلام را مورد توجه قرار داده است. به عنوان مثال در باب مناعت طبع آن حضرت ابن صباغ مالكی می‌نویسد: گویند معاویه وقتی به مكه رسید به امام حسین علیه‌السلام مال زیادی را بخشید. امام همه آنها را بازگرداند و هیچ چیزی از آنها را نپذیرفت.60 بدین وسیله كرم و جوانمردی و مناعت طبع خود را نشان دادند.

عالمان مالكی نیز همانند عالمان سایر مذاهب اسلامی اعمال یزید را محكوم كرده، او و اعوان و انصارش را مستحق لعن و نفرین می‌دانند. در بین علمای مالكی بودند كسانی كه یزید را از عمل زشت و ننگینش تبرئه می‌كردند اما به گفته ابن خلدون نمی‌توان گفت یزید هم در كشتن امام حسین علیه‌السلام اجتهاد كرد پس بی‌تقصیر است چون صحابه‌ای كه با امام حسین علیه‌السلام در قیام شركت نكرده بودند هرگز اجازه قتل حضرت را نداده بودند این یزید بود كه با امام جنگید. این عمل یزید نشانه فسق اوست و حسین علیه‌السلام درشهادتش مأجور است در حالی كه یزید از عدالت بدور بوده و حسین علیه‌السلام علیه یك حاكم ظالم قیام كرده بود.61

4-2) امام حسین علیه‌السلام و مذهب حنبلی. حنبلیان كه عمدتاً اهل حدیث‌اند اسناد و دلایل و مدارك زیادی در وصف امام حسین علیه‌السلام دارند. از این رو قاعدتاً بیشتر از دیگران سند بریا حب اهل بیت علیه‌السلام دارند زیرا بیشتر منابع حدیثی اسلام محصول زحمات عالمان حنبلی است. البته با رشد وهابیت در بستر این مذهب اختلافاتی پیش آمده و مراسم عاشورا گاه با خشونت‌هایی مواجه است اما این امر هرگز ذره‌ای از محبت آنان نسبت به امام حسین علیه‌السلام و تصدیق قیام عاشورا كم نمی‌كند.

حنبلیان نیز مانند سایر مذاهب احادیث مربوط به منزلت امام حسین علیه‌السلام را روایت كرده‌اند. ابوالفرج ابن جوزی از علمای معروف حنبلی دركتاب صفه الصفوه، ج1، ص321 از عبدالله روایت می‌كند كه پیامبر فرمود: اینها (حسن و حسین) فرزندان من هستند هر كس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته است.62 و شیخ ابوفلاح عبدالحسن بن عماد حنبلی (متوفی به سال 1089ه) در كتاب شذرات الذهب، ج1، ص 85 می‌نویسد: نقل است كه علی و ذمی پیش شریح قاضی رفتند و ... حضرت فرمود حسن و قنبر شاهدهای من هستند. شریح گفت شهادت قنبر قبول است ولی حسن را نه! حضرت فرمود... مگر نشنیده‌ای كه پیامبر فرمود حسن و حسین علیهماالسلام سرور جوانان بهشت‌اند.63

امام احمد بن حنبل امام حنبلیان از ابوهریره روایت می‌كند كه پیامبر فرمود: «هر كس آنها (حسن و حسین) را دوست دارد مرا دوست داشته و هر كس با آنها دشمنی كند با من دشمنی كرده است و نیز نقل كرده كه پیامبر به علی، حسن، حسین و فاطمه (علیهم السلام) نگاه كرد و فرمود: من با كسی كه با شما در جنگ و دشمنی باشد دشمن هستم و با هر كسی كه با شما در صلح و آرامش باشد در صلح و سلامتی هستم.»64

احمد بن حنبل در مسند خود، ج5، ص369 به نقل از راویان متعدد می‌نویسد: «پیامبر حسن و حسین را به سینه خود می‌چسباند و می‌فرمود: خدایا من این دو را دوست دارم تو نیز آنها را دوست بدار.65 و نیز همو با چند واسطه از عبدالله بن شداد و او از پدرش نقل می‌كند كه یك روز حضرت رسول در حالی كه حسن و حسین علیهماالسلام را به همراه داشت پیش ما آمد و نمازگزارد و در حین نماز سجده را آن قدر طولانی كرد كه من سر از سجده برداشتم و دیدم كه رسول خدا‌‌ در سجده است و آن طفل (حسن یا حسین) بر پشت پیامبر‌‌صلی‌ الله علیه و آله سورا است وقتی نمای تمام شد مردم به پیامبر عرض كردند یا رسول الله سجده را آنقدر طول دادید كه گمان كردیم اتفاقی افتاده و یا به شما وحی شده است حضرت در پاسخ فرمود: هیچ یك از این مسائل نبود بلكه پسرم از من سواری می‌گرفت و نخواستم عجله كنم و كار او ناتمام بماند پس صبر كردم تا كارش تمام شود.»66

در باب محبت به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام درمنابع حنبلی به ویژه فضائل الصحابه به امام احمد بن حنبل احادیث زیادی وارد شده است. امام احمد بن حنبل می‌نویسد: روزی پیامبر امام حسین را می‌بوسید و به سینه خود می‌چسبانید مردی از انصار گفت من پسر دارم تا كنون كه بالغ شده او را نبوسیده‌ام حضرت فرمود: «وقتی خدا رحمت و محبت را از دلت برده چه كنم؟»67

آن حضرت درباره امام حسن و امام حسین علیهماالسلام فرمود: هر كس دو (حسن و حسین) را دوست بدارد مرا دوست داشته و كسی كه آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.68

حنبلیان نیز همانند سایر مسلمانان یزید و اطرافیانش را مستحق لعن و نفرین می‌دانند. ابوفلاح عبدالحی بن عماد حنبلی از علمای معروف حنبلی و صاحب كتاب شذرات الذهب فی اخبار من ذهب درباره لعن یزید و خطای نابخشودنی او می‌‌نویسد: حسن بصری گوید شانزده تن از اهل بیت امام حسین علیه‌السلام كه در آن روزگار كسی همانند آنها نبود همراه او به شهادت رسیدند و فاجری سر حضرت را نزد ابن زیاد برد و گفت: «قتلت خیر الناس اماً و اباً؛ بهترین مردم از نظر مادر و پدر را كشتم» ابن زیاد بر او خشم گرفت و او را كشت... آنگاه اهل بیت را اسیر كردند. خدا انجام دهنده آن را بكشد و خوار گرداند هر آنكس را كه بدان امر كرد و رضایت داد.69

تحسین و تصدیق قیام حسین علیه‌السلام از اموری است كه حنبیلیان نیز آن را مورد توجه قرار داده‌اند و نسبت نسبت دادن عنوان امیرمومنان به یزید را نقبیح می‌كنند، بلكه او را مستحق مجازات نیز می‌دانند. او همچنین می‌نویسد:‌همه علما اتفاق دارند در تحسین قیام امام حسین علیه یزید.70 و نیز از یافعی نقل می‌كند كه گفت حكم كسی كه امام حسین را كشت یا به قتل او امر كرد و آن را جایز دانست كفر است واگر قتل او را حلال و جایز نمی‌دانست فاسق و فاجر است.71

ابن حجر عسقلانی در كتاب الصواعق المحرقه می‌نویسد: از امام احمد بن حنبل درباره لعن یزید سئوال كردند امام احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود كسی كه خداوند او را در قرآن لعن كرده است آنجا كه می‌فرماید: «فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامكم اولئك الذین لعنهم الله...» و چه قطع رحمی بالاتر از آنچه یزید انجام داده است.

5-2) عزاداری عاشورا و فقهای اهل سنت. عالمان اهل سنت به اتفاق درباره امام حسین علیه‌السلام؛ جایگاهش و قیام عاشورا سخن گفته‌اند و قاطعانه عمل حسن علیه‌السلام را تأیید و عمل یزید را محكوم كردند ونسبت به عزاداری حسین علیه‌السلام اهتمام داشته‌اند و محزون شدن را جایز می‌دانند اما ایشان ضمن اظهار همدردی درباره نحوه برگزار آیین‌های عزاداری با شیعیان اختلاف دارند. البته در برخی از مناطق سنی نشین ایران و كشورهای دیگر عزاداری به شیوه شیعیان در میان اهل سنت نیز رایج است با این تفاوت كه شیعیان مراسم عاشورا را جدی‌تر برگزار می‌كنند ولی آنان به گونه دیگر عمل می‌كنند. نكته جالب این كه در كشور مصر هم عزاداری حسین علیه‌السلام مطرح است و هم به هنگام برگزاری مراسم عروسی، عروس و داماد پیش از انجام مراسم باید به زیارت قبر منسوب به حضرت زینب بروند. جالب توجه این كه محوطه قبر حضرت زینب محدودیت عبور و مرود دارد اما برای عروس و دامادها آزاد است تا بتوانند پیش از مراسم عروسی قبر آن حضرت را زیارت كنند. بنابراین اهل سنت نه تنها مراسم عزاداری بلكه مراسم عروسی خودشان را به قیام اباعبدالله علیه‌السلام گره زده‌اند.

6-2) تاثیر امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا در نویسندگان اهل سنت. واقعیت آن است قیام حسین علیه‌السلام نه تنها بر مردم و فرهنگ اسلامی رایج در میان اهل سنت اثر گذاشته بلكه در میان اهل قلم تاثیر به سزایی به جا گذاشته است. بی‌تردید می‌‌توان ادعا كرد كه امام حسین علیه‌السلام از طریق خواص بر عوام تاثیر گذاشته است زیرا نویسندگان زیادی دست به قلم شدند و یاد و نام امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا را زنده نگه داشته‌اند و همین باعث استمرار فرهنگ عاشورا در میان آنان شده است. توجه اهل قلم اهل سنت به عاشورا به قدری زیاد بوده است كه به جرأت می‌توان گفت كه كمتر نویسنده مشهور اهل سنت است كه درباره عاشورا یك كتاب مستقل یا دست‌كم یك مقاله ننوشته باشد.

معمولاً در هر دوره‌ای كه نگاه قابل توجه و مطلوبی به حسین علیه‌السلام داشته‌اند حماسه‌آفرین نیز شده‌اند. در دروه معاصر با نگاهی به تألیفات اندیشمندان جامعه اهل سنت مشاهده می‌كنیم اغلب كسانی كه در این ارتباط قلم زده‌اند از روح حماسی ملهم از امام حسین علیه‌السلام نیز برخوردار بوده‌اند كه نمونه‌ای از این تألیفات عبارتند از:

1. ذكری ابی الشهداء، تألیف سید قطب.

2. استشهاد الامام الحسین(رض) تألیف سید ابوالاعلی مودودی.

3. شهید اعظم تألیف مولانا ابوالكلام آزاد.

4. ابوالشهداء، الامام الحسین، تألیف عباس محمود عقاد كه توسط مسعود انصاری با عنوان «واقعه كربلا» به فارسی ترجمه شده است.

5. أبناء رسول فی كربلاء، تألیف خالد محمد خالد كه توسط حسن فرامرزی با عنوان «فرزندان پیامبر در كربلا» به فارسی ترجمه شده است.

6. اشعه من حیاه الحسین. تألیف شیخ عبدالله علایلی كه توسط سید محمد مهدی جعفری با عنوان «بدترین هدف در بدترین نهاد» به فارسی ترجمه شده است.

7. آل محمد فی كربلا... و الحسین بن علی حفید محمد بن عبدالله‌‌، تألیف عمر ابونصر كه توسط میر سید جعفر غضبان با عنوان «سیدالشهدا» ترجمه شده است.

8. الحسین ثائراً شهیداً، تألیف عبدالرحمن شرقاوی.

9. شهید كربلا، تألیف مفتی محمد شفیع دئوبندی كه توسط محمد امین حسین بر فارسی ترجمه شده است.

10. حیات الامام الحسین، تألیف محمود شبلی.

11. الحسن و الحسین(رض) تألیف محمد رضا مصری.

12. سید شباب اهل الجنه ابن بنت رسول الله‌‌صلی‌ الله علیه و آله الحسین بن علی (رض)، تألیف حسین محمد یوسف مصری.

13. سیده الامام الحسین (رض)، تألیف محمد محمود عبدالحمید و...

14. ابوالشهدا‌ الحسین، تألیف توفیق ابوعلم.

این آثار و ده‌ها نمونه دیگر بیان كننده آن است كه امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا موضوعی پویا در میان علما و پژوهشگران اهل سنت است، مضاف بر این كه تاریخ عاشورا نیز در سده‌های نخستین توسط عالمان اهل سنت به نگارش در آمده است.

3) امام حسین در ادیان دیگر. قیام امام حسین علیه‌السلام تمام آفاق و انفس را پشت سر گذاشت و قلوب انسان‌ها به ویژه عالمان و مصلحان را فتح كرده است و تأثیرات بسیار زیادی از خود به جا گذاشته است به گونه ای كه در اقصی نقاط عالم الهام بخش مصلحان دین و اجتماعی شد. از این نظر در پیروان سایر ادیان تأثیر بسزایی گذاشت. این تأثیر گذاری عمدتاً در دو حوزه بوده است: 1)در حوزه آیینی و در گفتمان توده مردم . در سایه چنین تأثیر گذرای است كه پیروان سایر ادیان همانند شیعیان روز عاشورا را گرامی داشته، مراسمی برگزار می‌كنند. 2)در حوزه نظریه پرداز الهام بخشی. اولاً در این حوزه دانشمندان زیادی علاقمند به تحقیق شده، آثاری نوشته‌اند، ثانیاً مصلحان اجتماعی از حركت حسین الهام گرفته در ادیان و با كشورهای خود نهضت‌هایی را به راه انداخته‌اند.

حسین علیه‌السلام مرزهای جهان اسلام را در هم نوردیده و تمام آفاق جهان را در بر گرفته است. اینك پیام او نه تنها در میان شیعه و سنی (اعم از تمام مذاهب و فرق) گسترش یافته بلكه در جهان مسیحیت، هندوئیسم و... جایگاه ویژه‌ای برای خود یافته و موجب پیدایش نهضت‌ها و قیام‌ها و انقلاب‌های زیادی علیه ستمگران و حكام جور شده است. مهاتما گاندی رهبر انقلاب بزرگ هندوستان می‌گوید: من زندگی امام حسین آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه كافی به صفحات كربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز گردد بایستی از سرمشق امام حسین علیه‌السلام پیروی كند.72

توماس كارلایل دانشمند انگلیسی می‌نویسد: بهترین درسی كه از تراژدی كربلا می‌گیریم این است كه حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددی در جایی كه حق و باطل روبرو می‌شوند اهمیت ندارد و پیروزی حسین با وجود اقلیتی كه داشت باعث شگفتی من است.73

پروفسور ادوارد براون می‌گوید: حتی غیرمسلمانان نیز نمی‌توانند پاكی روحی را كه این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت را انكار كنند. واشنگتن ایروینگ مورخ آمریكایی نیز به این عظمت اعتراف كرده و می‌گوید: در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشك و در روی ریگ‌های تفدیده عراق روح حسین فنا ناپذیر است؛ ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من ای حسین!

توماس ماساریك می‌نویسد: گر چه كشیشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسیح مردم را متأثر می‌سازند ولی آن شور و هیجانی كه در پیروان حسین علیه‌السلام یافت می‌شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد كه مصائب مسیح در برابر مصائب حسین مانند پر كاهی است درمقابل یك كوه عظیم‌پیكر.74

مسیو ماربین آلمانی می‌گوید: این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد كه ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست وبنای ستم هر چند ظاهراً عظیم و استوار باشد در برابر حق و حقیقت چون پركاهی بر باد خواهد رفت. پیروان وجدان اگر با نظر دقیق اوضاع و احوال آن دوره و پیشرفت مقاصد بنی امیه و وضع(حكومت) و دشمنی و عداوت آنها را با حق و حقیقت بنگرند، بدون تأمل تصدیق خواهند كرد كه حسین علیه‌السلام با قربانی كردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود به دنیا درس فداكاری و جانباری آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند‌آوازه ساخت و اگر چنین حادثه جانگدازی پیش نیامده بود قطعاً اسلام به حالت كنونی خود باقی نمی‌ماند و ممكن بود یكباره اسلام و اسلامیان محو و نابود گردند... رفتار ظالمانه بنی امیه و سلوك بیرحمانه آنان نسبت به اهل بیت حسین علیه‌السلام به اندازه‌ای در قلوب مسلمانان مؤثر افتاد كه اثرش از كشته شدن حسن و همراهانش كمتر نبود.75

او همچنین ادامه می‌دهد: می‌توان ادعا كرد كه تا به امروز تاریخ بشریت نظیر چنین شخص مآل‌اندیش و فداكار به خود ندیده و نخواهد دید. هنوز اسرای عاشورا نزد یزید نرسیده بودند كه علم خون خواهی حسین علیه‌السلام برافراشته شد و نهضت عظیمی علیه یزید آغاز شد.76

یكی از دانشمندان انگلیسی در دایره المعارف قرن 19 فرانسه در مقاله‌ای تحت عنوان «سه شهید» می‌نویسد: بزرگ‌ترین دلیل بر اثبات مظلومیت امام حسین مسلمان‌ها، قربانی دادن بچه شیر‌خواره بود كه در هیچ تاریخی سابقه ندارد كه بجه شیرخواری را برای طلب آب بیاورند و آن مردم عوض آب او را طعمه تیر جفا قرار دهند. دكتر ماربین آلمانی و دكتر جوزف فرانسوی و جمع دیگری از مورخین اروپایی همگان در تاریخ‌های خودشان اعتراف دارند كه عملیات امام حسین علیه‌السلام و فداكاریش سبب حیات جاوید دین اسلام گردید.77

موریس دوكبری می‌نویسد: اگر مورخین ما حقیقت این روز (عاشورا) را می‌دانستند و درك می‌كردند كه عاشورا چه روزی است این عزاداری را مجنونانه نمی‌پنداشتند زیرا پیروان حسین به واسطه عزادار حسین می‌دانند كه پستی و زیردستی و استعمار و استثمار را نباید قبول كنند زیرا شعار پیشرو و آقای آنها تن ندادن به ظلم و ستم بود...78 او در ادامه می‌نویسد: حسین شبیه‌ترین انسان روحانی به حضرت مسیح است ولی مصائب او سخت‌تر و شدیدتر است.79
نیكلسن نویسنده و محقق انگلیسی می‌گوید: تاریخ نیز به‌حق امویان را در این مورد (كشتن امام حسین) محكوم می‌‌كند.80

دكتر ژوزف فرانسوی می‌گوید: می‌توان گفت در دو قرن دیگر عدد آنها (شیعیان) بر سایر فرق مسلمانان بیشتر خواهند شد و علت این امر به واسطه سوگواری حسین است، امروز در هیچ نقطه از جهان نیست كه برای نمونه دو الی سه نفر شیعه یافت شوند و اقامه عزاداری ننمایند. در بندر مارسی عربی را دیدم كه پیرو مذهب تشیع بود و در مهمانخانه جنب اتاق من مسكن داشت، در روز عاشورای حسین به‌تنهایی احوالات حسین را می‌خواند و گریه می‌كرد و سپس مقداری آش كه با شكر و برنج تهیه نموده بود بین فقرا تقسیم می‌نمود.81

1-3) تعزیه امام حسین و شركت هندوان. قیام امام حسین علیه‌السلام در هندوستان از سوی سه طیف به شدت مورد استقبال قرار گرفت. نخست اهل تحقیق كه به محض با خبر شدن از وقوع چنین حادثه‌ای در صدد حقیقت جویی برآمدند و تحقیق درباره عاشورا را آغاز كردند. دوم مصلحان اجتماعی كه همیشه در فكر ایجاد اصلاحات در جامعه خود بوده، یا در صدد بودند تا مردم هند را از دست انگلیسی‌ها نجات دهند. اینان در صدد یافتن الگوهای مناسب برای مبارزه با استعمار بودند. در رأس این دسته مهاتماگاندی بوده است كه نهضت خود را محصول و معلول مطالعه و تحقیق درباره قیام عاشورا می‌داند. او صراحتاً اعلام می‌كند كه برای مردم هند چیز تازه‌ای به ارمغان نیاورده بلكه آنچه عرضه می‌كند نتیجه مطالعات وی درباره عاشورا است. دسته سوم توده مردم است كه آنان از زاویه دیگری به قضیه می‌نگرند به این معنا كه امام حسین علیه‌السلام و شركت در مراسم عاشورا را امری متبرك می دانند كه باعث می‌شود آنان به آرامش برسند؛ وحدت و همدلی‌شان افزایش پیدا كند، بیماری‌هاشان برطرف شود ونهایتاً این كه نزد خدا ارج و منزلت بیشتری پیدا كنند.

از قرن دوازده هجری همه شاعران مسلمان و هندو در این زمینه (عزاداری) طبع آزمایی كرده‌اند. در قرن سیزده هجری در هند جنوبی و شمالی و بیشتر بلاد شبه قاره رسم عزاداری و روضه خوانی بین شیعیان و سنی‌ها و حتی هندوان معمول بود و شاعران بزرگی ویژه سوزسرایی و مرثیه گویی در لكهنو به زبان اردو پیدا شدند كه اشعارشان تا امروز در سراسر هند خوانده می‌شود... هنوز هم هندوان با مسلمانان در ماتم عاشورا شركت می‌كنند، رسم تعزیه و ضریح سازی تا امروز در همه بلاد هند و پاكستان و كشمیر و نپال و بین هندوان آفریقا رواج دارد و بعضی از آنها این مراسم را تا روز هشت ربیع الاول كه به روایتی روز شهادت حسن عسكری است ادامه می‌دهند. در آن روز بانگ سینه‌زنی و عزاداری خاموش می‌گردد و به همین جهت آن را «چوب تعزیه» یعنی روز خاموشی نام داده‌اند.82

در هندوستان در برابر حسینیه محل تعزیه غالباً آتشی بزرگ می‌افروزند و آن را «دودبر» گویند. عامه شیعیان و هندوان این آتشدان را از خود تعزیه بیشتر حرمت می‌گذراند. در برابر آن می‌ایستند و می‌گریند و نذر و نیاز می‌كنند یا در آتش می‌جهند و از میان آن رد می‌شوند.83

در شهرستان‌های مسلمان نشین هند، گورستانی به نام كربلا وجود دارد كه معمولاً نزدیك رودخانه است، قبل از روز عاشورا، گورهایی در این كربلاها برای تعزیه‌ها آماده می‌كنند و بعد از ظهر عاشورا تعزیه‌های بزرگ در یك ردیف و تعزیه‌های كوچك را در ردیف دیگر به خاك می‌سپارند، برای سهولت در دفن آنها ابتدا پایه‌ها و گنبد را از آن جدا می‌كنند و بعد از دفن آب بسیار بر روی قبر تعزیه می‌پاشند تا هم زودتر بپوسد و گور برای سال آینده آماده شود و هم یادی از تشنه‌لبان كربلا شده باشد.84

2-3) امام حسین علیه‌السلام نزد مسیحیان. مسیحیان به دلیل شباهت‌هایی كه میان نحوه شهادت امام حسین علیه‌السلام و عیسی علیه‌السلام یافته‌اند، به آن حضرت ارادت ویژه‌ای پیدا كرده‌اند. امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا در میان مسیحیان نیز در سه حوزه مورد توجه قرار گرفته است:

1)حوزه تحقیق و حقیقت جویی. محققان، نظریه پردازان و حتی روحانیان مسیحی كه داعیه حقیقت جویی را داشته و دارند در صدد برآمدند كم و كیف قضیه عاشورا را تحقیق كنند. از این نظر قرن‌ها پیش كه اروپاییان با قیام عاشورا آشنا شدند چنین تحقیقاتی به راه افتاد و اندیشمندان زیادی دست به تحقیق زده، آثار برجسته‌ای را خلق كرده، باعث آشنایی بیشتر مسیحیان با امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا شدند. جرجی زیدان، توماس كارلایل، سلیمان كتانی و... از جمله این افرادند. البته این دسته علاوه بر بررسی پدیدار شناختی عاشورا به بررسی توصیفی و تحلیلی آن نیز پرداخته‌اند.

2)مورخان وآیین دوستان. دسته دیگر از اهل علم مسیحیت عاشورا را از آن جهت مورد توجه و بررسی قرار دادند كه عاشورا با آیین‌ها و مراسمی همراه است. لذا برای این دسته جنبه‌های آیینی عاشورا بیشتر مورد توجه قرار گرفت. البته كسان دیگری در این طیف قرار دارند كه آنها به بررسی تاریخ عاشورا و تاریخ این آیین‌ها پرداخته‌اند.

3)توده مردم. التبه توده مردم مسیحی مخصوصاً مردم كشورهایی كه هم مرز مسلمانان بوده و هستند به جنبه‌های آیینی عاشورا توجه بیشتر كرده‌اند. اینان البته خود صاحب نظر نبوده بلكه تحت تأثیر صاحب نظر و مطابق نظریه‌هایی كه داده شده، اقدام به برپایی مراسمی كرده‌اند. این گروه عمدتاً تحت تاثیر این نظریه هستند كه امام حسین علیه‌السلام برای مسلمانان همان كاری را انجام داد كه مسیح برای مسیحیان انجام داد. از این جهت بر اساس نظریه فداكاری به برگزاری مراسم خاص عاشورا اهتمام می‌ورزند. از نظر ایشان امام حسین علیه‌السلام جان خود را فدا كرد تا مردم مسلمان نجات یابند چنانكه مسیح جان خود را فدا كرد تا مسیحیان نجات یابند. به تعبیر دیگر از نظر ایشان حسین ادامه دهنده راه عیسی علیه‌السلام است. بازتاب این نظریه چند امر بود: 1)پیدایش فرقه‌هایی با محوریت عیسی و حسین نظریه فرقه علویان، 2)برگزاری مراسم ویژه شهادت امام حسین علیه‌السلام در جاهای مختلف مسیحی نشین. نظیر لبنان و ایران كه سخت به مراسم عاشورا توجه دارند. 3)تقویت تقریب میان مسیحیان و شیعیان و افزایش تعلق عالمان مسیحی به تشیع.

گفتنی است كه مسیحیان ارمنی ایران در مراسم عاشورا به طور فعال شركت می‌كنند. مشاركت ایشان در مراسم عاشوران به اشكال مختلفی است: 1)شركت در مراسم عاشورا از طریق بر پا كردن تكیه‌های مستقل یا مشترك با مسلمانان؛ 2)ادای خیرات و انجام نذر و نیاز؛ 3)مشاركت در مراسم عزاداری.

-----

پی نوشت ها:

55- احقاق الحق، ج 11، ص42
56- همان، ص422
57- احقاق الحق، ج11، ص444
58- همان، ص448
59- احقاق الحق، ج10، ص549، نقل از فصول المهمه، ص136
60- احقاق الحق، ج11،ص45
61- ابن خلدون، مقدمه، ترجمه محمد پرویز گنابادی، ص415
62- احقاق الحق، ج10، ص704
63- همان، ص576
64- البدایه و النهایه، ج4، جز8، ص193، و نیز احمد بن حنبل، فضائل الصحابه، ج2، ص767
65- احقاق الحق، ج10، ص663
66- همان، ص 727، این حدیث را ابن قیم جوزی، حنبلی مذهب نیز در كتاب اغاثه، ج 1، ص152 نقل كرده است.
67- فضائل الصحابه، ج2، ص769
68- همان، ص771
69- شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج1-2، ص67
70- همان، ص68
71- مجله بصائر، شماره7-8، ویژه نامه محرم، ص24، به نقل از مقتل الحسین، ص30
72- شهید هاشمی‌نژاد، عبدالكریم، درسی كه حسین به انسان‌ها آموخت، ص447
73- پیشین
74- همان، ص451
75- پیشین، ص441
76- پیشین
77- كاظمینی بروجردی، سیدمحمدعلی، شیعه شناسی از نظر فریقین، ص136
78- درسی كه حسین به انسان‌ها آموخت، ص454
79- همان
80- برترین هدف در برترین نهاد، شیخ عبدالله علایلی، ترجمه سید محمد مهدی جعفری، ج1، ص91
81- پیشین
82- دایره المعارف تشیع، ج4، ص448
83- همان
84- همان

------------------------------------------------

منابع و مآخذ:

1.قرآن كریم.
2. احقاق الحق، نور الله شوشتری.
2.»امام حسین علیه‌السلام از دیدگاه اهل سنت» محمد برفی ،مجله بصایر،شماره7-8.
3.الائمه الاربعه ،مصطفی الشكعه.
4.البدایه و النهایه،ابن كثیر ،قاهره ، دار الحدیث،1413 ق.
5. بر ترین هدف در برترین نهاد ،شیخ عبدالله علایلی ،محمد مهدی جعفری ،تهران،چاپ و نشر ارشاد،1371
6.تذكرهالخواص ،سبط ابن حوزی،بیروت،موسسه اهل بیت ،1401 ق.
7.دایره المعارف تشیع ،تهران ،1381
8.درسی كه امام حسین علیه‌السلام به انسانها آموخت،عبد الكریم هاشمی نژاد.
9.سرور شهیدان ،امام حسین علیه‌السلام ،محمد شهداد.
10. السواد الاعظم،حكیم سمرقندی ،تهران،بنیادفرهنگ ایران،1348 ق.
11.سیمای امام حسین علیه‌السلام از منظر اهل سنت، محمد برفی ،تهران مولف،1381.
12.شهسوار كربلا ،عبد الرحمن سربازی .
13.شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی ،بیروت، دار احیاء التراث العربی.
14.شیعه شناسی از نظر فریقین، سید محمد علی كاظمینی بروجردی .
15.العقد الفرید،ابن عبدریه اندلسی ،بیروت ،دارالفكر.
16.مقدمه ابن خلدون،ابن خلدون،محمد پروین گنابادی ،تهران علمی و فرهنگی 1375.
17.فتح الباری .
18.المعجم الكبیر،ابوالقاسم سلیمان ابن احمد الطبرانی.
19.مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین.
20. ناسخ التواریخ، محمد تقی سپهر.
21.ینابع الموده، قندوزی.





نوع مطلب : عزاداری، مطلب روز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عاشورا در مذهب تسنن و سایر ادیان (3)

ابن‌عماد در كتاب شذرات الذهب می‌نویسد: همه فقها و صاحب‌نظران بر تحسین و تأیید قیام حسین (رض) اتفاق نظر دارند... و قاتلان حسین (رض) و كسانی كه به نوعی مشاركت در قتل آن حضرت داشتند را بی‌دین و زندیق شمرده و مصداق این سخن پیامبر‌: «هلاك امت من به دست غلامباره‌ای از افراد قریش است» می‌دانند.35 این غلامباره همان یزید بود كه با همدست نابكارش ابن‌زیاد خود را در دریایی از جنایت غوطه‌ور ساخت. ابن‌عساكر گفته است كه اگر شعر منسوب به یزید «لیت أشیاخی ببدر شهدوا...» درست باشد بدون شك یزید كافر است. و همچنین امام شافعی می‌گوید: حكم كسی كه حسین (رض) را كشته یا فرمان به قتل وی داده، این است كه وی كافر است و هر كس آن را حلال شمارد نیز كافر می‌باشد.»36

بنابراین از نظر ابن‌عماد هم یزید و هم دار و دسته‌اش از نابكاران تاریخ‌اند و در جرم آنها همین بس كه با خاندان رسالت در افتاده‌اند و در ریختن خون حسین علیه‌السلام مشاركت داشته‌اند.

مولوی محمد شهداد حنفی در باب قیام سیدالشهدا می‌نویسد: «حسین علیه‌السلام در راه آنچه آن را حق و حقیقت می‌دانست جان خود را تسلیم جان‌آفرین كرد ولی تسلیم باطل نشد. با آنكه به حد كافی یار و انصاری نداشت علیه باطل با تمام قدرت و شهامت ایستادگی نمود تا اینكه به مقام شهادت عظمی نائل آمد. لذا گفتار كسانی كه این همه ایثار و قربانی حضرت امام را بغاوت قرار داده‌اند مردود و صریح‌البطلان است.»37 پس روشن می‌شود كه عالمان معاصر حنفی، قیام حسین علیه‌السلام را حق دانسته، حتی نسبت دادن عنوان خروج بر آن امام را جایز نمی‌دانند بلكه چنین سخنانی را یاوه‌ای بیش نمی‌دانند و چنین سخنانی را به خوارج نسبت می‌دهند كه سخن درستی است. در این زمینه علامه ملاعلی قادری حنفی می‌نویسد: «اینكه برخی از مردم نادان و جاهل حرف‌های نادرستی را انتشار می‌دهند كه امام حسین رضی الله عنه باغی بوده نزد اهل سنت و جماعت، گفتار باطل و نادرستی است و احتمال قوی دارد كه از هذیانات و یاوه‌سرایی‌های فرقه خوارج باشد و این گروه در واقع از حق منحرف و از جاده مستقیم خارج شده‌اند.38

عبدالرحمن سربازی از علمای معاصر در این زمینه نوشته است: به محض اینكه منصب زمامداری و حكومت از مسیر اصلی خود انحراف پیدا كرد و نااهلانی مانند یزید زمام امور را به دست گرفتند حضرت سرور شهیدان تا پای جان خود و عزیزانش ایستادگی فرمود و با نثار خون پاكش روسیاهی باطل و سربلندی حق را بر صفحات تاریخ عالم تا قیام قیامت ثبت نمود.39

2-2) امام حسین علیه‌السلام و مذهب شافعی. شافعیان نیز همانند سایر مسلمان به مقام و منزلت حسین علیه‌السلام واقف‌اند و هم راجع به عاشورا حساسیت خاصی دارند.

در میان رهبران مذاهب اسلامی امام شافعی بیش از دیگران ارادت قلبی خود را نسبت به خاندان اهل بیت علیه‌السلام به ویژه علی علیه‌السلام و حسین علیه‌السلام ابراز داشته است. شافعیان به تبعیت از امام شافعی نسبت به اهل بیت به ویژه امام حسین علیه‌السلام ارادت ویژه دارند. شافعی در اشعار و سخنان خود بارها از ارادت را اظهار كرده است. علاقه امام شافعی به خاندان رسالت باعث نزدیكی هر چه بیشتر پیروان این مذهب با شیعیان علی ابن ابی‌طالب علیه‌السلام شده است. شافعی همچنان كه درباره علی علیه‌السلام اشعار نغز و پرمغزی سروده درباره واقعه عاشورا نیز اشعاری زیبا و جانسوز دارد. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌كنیم.

و مما نفی نومی و شیب لحیتی

تعاریف ایام لهن خطوب

این حادثه از حوادثی است كه خواب مرا ربوده و موی مرا سپید كرده است.

تأوب همی و الفواد كتیب

وارق عینی و ارقاد غریب

دل و دیده مرا به خود مشغول ساخته و مرا اندوهگین كرده است و اشك چشم جاری و خواب از آن پریده است.

تزلزلت الدنیا لآل‌محمد‌‌

و كادت لهم صم الجبال تذوب

دنیا از این حادثه خاندان پیامبر‌‌ متزلزل شده و قامت كوه‌ها از آن ذوب شده است.

فمن بلغ عن الحسین رساله

و ان كرهتها انفس و قلوب

آیا كسی هست كه از من به حسین علیه‌السلام پیامبر برساند اگر چه دل‌ها آن را ناخوش دارند.

قتیل بلاجرم كان قمیصه

صبیغ بماء الارجوان خصیب

حسین كشته‌ای است بدون جرم و گناه كه پیراهن او به خونش رنگین شده.

نصلی علی المختار من آل هاشم

و نوذی بینه ان ذاك عجیب

عجب از ما مردم آن است كه از یك طرف به آل پیامبر درود می‌فرستیم و از سوی دیگر فرزندان او را به قتل می‌رسانیم و اذیت می‌كنیم.

لئن كان ذنبی حب آل محمد‌‌

فذلك ذنب لست عنه اتوب

اگر گناه من دوستی اهل بیت پیامبر است از این گناه هرگز توبه نخواهم كرد.

هم شفعائی یوم حشری و موقفی

و بغضهم للشافعی ذنوب40

اهل بیت پیامبر در روز محشر شفیعان من هستند و اگر نسبت به آنان بغضی داشته باشم گناه نابخشودنی كرده‌ام.

امام شافعی كه در دوستی اهل بیت زبانزد می‌باشد، اشعار بسیاری در فضائل اهل بیت سروده است. او همچون سایر ائمه اهل سنت در ابراز ارادت خود نسبت به خاندان پیامبر‌‌ صلی‌ الله علیه و آله از هیچ كوششی دریغ نكرد و حتی از اینكه او را به خاطر این ارادتمندی رافضی خوانند ابا نكرد و فرمود:

یا راكباً قف بالمخصب من منی

واهتف بقاعد خیفها و الناهض

سحراً اذا فاض الجیج الی منی

فیضاً كملتطم الفرات الفائض

ان كان رفضاً حب آل محمد

فلیشهد الثقلان أنی رافض41

یعنی ای سواره، اگر به مكه می‌روی در ریگزار منی بایست و سحرگاهان خطاب به ساكنان مسجد خیف كه همانند امواج خروشان دریا به منی سرازیر می‌شوند ندا سرداده و بگو: اگر دوست داشتن آل محمد رفض است، انس و جن گواه باشند كه من )شافعی) رافضی هستم.

امام شافعی معتقد است كه محبت خاندان رسالت حكم واجبی است كه خداوند در قرآن دستور داده و برای نشان بزرگی و فضیلت ایشان همین كافی است كه اگر كسی بر آنها در نماز و سلام و صلوات نفرستد نمازش ادا نخواهد شد.

یا آل بیت رسول الله حبكم

فرض من الله فی القرآن أنزله

یكفیكم من عظیم الفخر أنكم

من لم یصل علیكم لا صلاه له42

یعنی ای آل محمد محبت شما امر واجبی است كه خدا آن را در قرآن نازل كرده و همین یك دلیل بر عظمت قدر شما كافی است كه هر كسی نماز بخواند و بر شما درود نفرستد نمازش نماز نیست. او با توسل به آنها و امید اینكه شفیع او در قیامت واقع شوند گوید:

آل النبی ذریعتی

و هم الیه وسیلتی

أرجو بهم اعطی غداً

بیدی الیمین صحیفتی43

یعنی اهل بیت پیامبر‌‌ وسیله نزدیكی من به خدای یگانه‌اند و به وسیله آنها امیدوارم كه نامه اعمالم فردای قیامت به دست راستم داده شود.

ارادت و علاقه امام شافعی به اهل بیت پیامبر‌‌ چنان بود كه بر خی از اهل سنت او را شیعه پنداشتند و حتی جهت محاكمه به بغداد برده شد. او معتقد بود كه ارادت به خاندان علی علیه‌السلام را باید علنی و آشكار ساخت و این پندار باطل را از اذهان دور كرد كه رفض را در دوستی علی و فاطمه و فرزندان آن دو می‌داند و یا ناصبی‌گری را در دوستی ابوبكر و عمر علیه‌السلام. به اعتقاد او جریان رافضی‌گری و ناصبی‌گری كه دوستی و دشمنی افراطی را در حق علی علیه‌السلام دنبال می‌كردند نادرست است. یعنی انسان مومن به خدا و رسولش كسی است كه محبت اهل بیت را آشكار كند. تقسیم بندی مسلمانان به رافضی و ناصبی تقسیم بندی مطرودی است و افرادی كه مسلمانان را به این دو دسته تقسیم می‌كنند قطعاً مجرم و گناهكارند زیرا محبت علی و خاندانش از اصول دین اسلام است و اگر كسی چنین امری را آشكار كند به اصل اسلام عمل كرده و به ایمان خویش استحكام بخشیده است.

اذا فی مجلس نذكر علیاً

و سبطیه و فاطمه الزكیه

یقال تجاوزوا یا قوم هذا

فهذا من حدیث الرافضیه

برئت الی المهیمن من أناس

یرون الرفض حب الفاطمیه44

یعنی «زمانی كه در مجلس ذكر علی و فاطمه و حسن و حسین می‌شود بعضی از دشمنان می‌گویند ای مردم از ذكر علی و فرزندان او بگذرید كه این‌ها از سخنان رافضی‌هاست. من از مردمی كه دوستی فاطمه را رفض می‌دانند به خدا پناه می‌برم.»

در مقام و منزلت امام حسین علیه‌السلام همین بس كه شیخ عبدالرحمن صفوری شافعی (متوفی به سال 884ه‍.( در كتاب نزهه‌المجالس، ج2، ص234 نقل می‌‌كند كه پیامبر‌‌ صلی‌ الله علیه و آله فرمود: «در روز قیامت ما انبیا در یك جا محشور می‌شویم و منادی ندا می‌دهد كه ای گروه پیامبران به فرزندان خود افتخار كنید و من به فرزندانم حسن و حسین (علیهماالسلام) افتخار می‌كنم.45» و نیز حافظ بن مسعود شافعی در كتاب مصابیح‌السنه، ص205 روایت می‌كند: ابن عمر درباره حسن و حسین از پیامبر نقل كرده كه فرمود: «آنها دو گل خوشبوی من در دنیا هستند.»46 علمای شافعی نیز مانند سایر دانشمندان و محدثان مذاهب اسلامی حدیث «حسن و حسین سرور جوانان بهشت‌اند» را نقل كرده‌اند. شیخ جلال‌الدین عبد‌الرحمان شافعی این حدیث را كرده است.47

ابن‌كثیر از علمای معروف شافعی‌مذهب درباره ارج و منزلت امام حسین علیه‌السلام می‌نویسد: پیامبر خدا‌‌ امام حسن علیه‌السلام و حسین علیه‌السلام را گرامی می‌داشت و به آنها محبت زایدالوصفی می‌كرد. لذا امام حسین علیه‌السلام از صحابه پیامبر به شمار می‌رود و با آن حضرت تا دم مرگ آن بزرگوار محشور و مصاحب بوده و حضرت رسول نیز از او رضایت كامل داشته اگر چه حسین علیه‌السلام در سنین كودكی بود. پس از پیامبر‌‌صلی‌ الله علیه و آله ابوبكر، عمر و عثمان نیز او را گرامی می‌داشتند و بعد از این سه خلیفه حسین علیه‌السلام از صحابه پدر گرامیش به شمار می‌رفت و از او حدیث روایت می‌كرد و در تمام حالات نیز با او همراه بوده است.48

همو ادامه می‌دهد: حسین علیه‌السلام در میان تمام مردم از ارج و عظمت بالایی برخوردار بوده است و مردم علاقه شدید به او داشته‌اند زیرا فرزند پیامبر‌‌ بوده و در روی زمین هیچ نظیری نداشت.49 ابن كثیر نیز مانند سایر محدثین و مورخین حدیث «حسین منی و انا من حسین» را نقل كرده است.50

ابن كثیر می‌نویسد: بخاری از ابو نعیم نقل می‌كند كه از عبدالله بن عمر شنیدم كه در جواب كسی كه از او درباره كشتن مگس در ماه محرم پرسیده بود گفته است. مردم چرا درباره كشتن مگس سئوال می‌كنند در حالی كه پسر دختر رسول الله‌‌ را كشته‌اند (و از آن سوال نمی‌كنند) در حالی كه پیامبر‌‌صلی‌ الله علیه و آله درباره حسن و حسین گفته است آنها گل‌های خوشبوی من در دنیا هستند.51

ابن كثیر از قاطبه علمای اهل سنت نقل می‌كند امكان ندارد فردی اعمال یزید را توجیه كند. بلكه قاطعانه می‌توان گفت كه مطرود بودن یزید و منكر بودن عمل وی امری واضح است. ابن كثیر را جع به شهادت حسین علیه‌السلام می‌نویسد: قاتلان حسین (رض) عمل خود را توجیه نموده و او را تفرقه انگیر معرفی كردند، حال آنكه این توجیه درست و منطقی نبود و هیچ یك از پیشوایان ما در گذشته و امروز عمل جنایت‌آمیز یزید را در حادثه‌ كربلا تأیید نكردند.

نكته بسیار جالب این كه شافعیان در عصر حاضر نسبت به عاشورا همان اموری را فرعی می‌دارند كه شیعیان مورد توجه قرار می‌دهند. مردم كرد كه همگی شافعی مذهبند برای عزاداری و نام مبارك سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام احترام خاصی قائلند به همین دلیل در روزهای تاسوعا و عاشورا كه شیعیان مهاجر در شهرهای كردنشین به صورت دسته‌های سینه زنی در خیابان‌های این شهرها به راه می‌افتند و به عزاداری می‌پردازند، مردم از خود عكس العمل‌هایی نشان می‌دهند كه بیانگر محبت آنها به امام حسین علیه‌السلام است:

1. در مسیر عزاداری در موارد متعددی مردم با شربت از عزاداران پذیرایی می‌كنند.

2. مردم زیر پای عزاداران دستمال انداخته و از آن به عنوان تیمن و تبرك استفاده می‌كنند.

3. مردم به صورت انفرادی و گروهی خصوصاً بانوان و بچه‌ها و افراد كهنسال برای شفا گرفتن یا رفع گرفتاری‌ها در بین صفوف عزاداران می‌نشینند و تا كنون افراد زیادی از این طریق به حوائج خود نائل شده‌اند.

4. گاهی كه عزاداران در مسیر عزاداری اقدام به خواندن مصیبت می‌كنند مشاهده می‌شود كه تعداد قابل توجهی از مردم برای مصائب سالار شهیدان گریه می‌كنند.

عالمان شافعی نیز درباره لعن یزید و اطرافیانش با سایر علمای اهل سنت هم داستان‌اند و آنها را مستحق لعن و نفرین می‌دانند. در باب لعن یزید امام شوكانی در كتاب نیل‌الاوطار در رد بعضی از سخنوران درباری می‌نویسد: به تحقیق عده‌ای از اهل علم افراط كرده حكم نمودند كه حسین علیه‌السلام نوه پیامبر ‌‌صلی‌ الله علیه و آله نافرمانی یك آدم شرابخوار و دائم الخمر را كرده است و حرمت شریعت یزید بن معاویه را نگه نداشته است. خداوند آنها را لعنت كند چه سخنان عجیبی كه از شنیدن آنها مو بر بدن انسان راست می‌شود.52

یزید هم به دلیل ارتكاب به جنایت در كربلا مستحق لعن است و هم به علت جنایاتی كه در مدینه مرتكب شده است. در روایت است كه پیامبر فرمود:« هر كس اهل مدینه را بترساند خداوند او را می‌ترساند و بر او لعنت خدا و ملائكه و همه مردم باد.» بدون شك یزید اهل مدینه را ترسانده است لشكریان او در مدینه حدود 300 دختر باكره را ضایع كردند و همین تعداد از صحابه را به قتل رسانده ودر حدود 70 قاری قرآن را كشته اند. مردم مدت‌ها جرأت نمی‌كردند به مسجد مدینه داخل شوندبه حدی كه سگ وارد مسجد و بر منبر بول كرد و از مردم به عنوان عبید یزید بیعت گرفتند كه اگر خواست آنها را بفروشد و اگر خواست آزاد كند.53 و نیز روایت شده كه پیامبر فرمود: هر كس حسن و حسین را دشمن بدارد در جهنم است.54

--------------------------------
پی نوشت ها:
35- شذرات الذهب، 1/68
36- شذرات الذهب، 1/69
37- شهداد، محمد، سرور شهیدان امام حسین، صص44-45، به نقل از شرح فقه اكبر، ص87
38- همان منبع
39- سربازی، عبدالرحمن، شهسوار كربلا، ص31
40- مجله بصائر، شماره7-8، ویژه‌نامه محرم، ص25
41- حادثه كربلا از نظر اهل سنت، به نقل از الصراط السوی فی مناقب آل النبی، ص94
42- سیمای علی علیه‌السلام از منظر اهل سنت، 175، به نقل از دیوان امام شافعی، 62
43- الشكعه، مصطفی الاربعه الائمه، ج3، ص53
44- سیمای علی از منظر اهل سنت، 176
45- احقاق الحق، ج1، ص642
46- همان، ص597
47- همان، علاوه بر ایشان انگچی شافعی نیز این حدیث را نقل كرده است.
48- ابن كثیر، البدایه، ج4، جز8، ص142
49- البدایه و النهایه، ج4، جز8، ص144
50- همان، ص194
51- البدایه و النهایه، ج4، جز8، ص193
52- مجله بصائر، شماره7-8، ویژه‌نامه محرم، ص24، به نقل از نیل الاوطار، ج7، ص147
53- ینابیع الموده، ص324
54- همان، ص338





نوع مطلب : عزاداری، مطلب روز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عاشورا در مذهب تسنن و سایر ادیان (2)

آلوسی بعد از آوردن سخنان می‌گوید: در لعن یزید توقف نیست چون اهل كبائر و دارای اوصاف خبیثه بود و بر مدینه ظلم و تعدی كرد و حسین را كشت و به اهل بیت اهانت كرد.16

جلال الدین سیوطی به جواز لعن یزید اقرار دارد و حافظ ابن جوزی، قاضی ابویعلی به كفر یزید فتوی داده‌اند و علامه تفتازانی نیز لعن یزید را جایز شمرده است.17

تفتازانی در كتاب شرح العقاید می‌نویسد: حقیقت این است كه رضایت یزید به قتل حسین علیه‌السلام و شاد شدن او بدان خبر و اهانت او به اهل بیت پیامبر از اخباری می‌باشد كه در معنا متواتر است هر چند كه تفاصیل آنها تك تك (خبر واحد) می‌باشد ولی توافقی درباره مقام یزید بلكه درباره ایمان او كه لعنت خدا بر او و یارانش باد نداریم.18

2) امام در منابع مذاهب اهل سنت. بی‌شك اهل سنت نیز همانند تشیع دارای مذاهب و فرق مختلفی است. از آنجا كه همه این فرق و مذاهب ارادت ویژه‌ای به امام حسین علیه‌السلام دارند، مناسب دیدیم كه نظر ایشان و روایات مندرج در منابعشان را به تفكیك بیان كنیم.

1-2) امام حسین علیه‌السلام در منابع حنفی. حنفیان نیز همانند سایر مذاهب اهل سنت دوستدار حسین بن علی علیه‌السلام و سایر اهل بیت پیامبر بوده‌اند.

1-1-2) فضیلت حسین علیه‌السلام. حذیفه بن یمان می‌گوید:‌ پیامبر‌‌ دست حسین بن علی علیه‌السلام را گرفت و فرمود: ای مردم این حسین بن علی است او و فضل او را بشناسید، جدش از جد یوسف نزد خدا بالاتر است، این حسین بن علی جدش، جده‌اش، مادر و پدرش، عمو و عمه‌اش، دایی و خاله‌اش، برادرش و خودش و دوستانش و دوستان دوستانش در بهشت‌اند.19

این حدیث را قندوزی از علمای بزرگ مذهب حنفی در ینابیع‌الموده ص278 نیز نقل كرده است. به ارج و منزلت امام حسین علیه‌السلام در منابع حنفی نیز اشاره شده است. پیامبر‌‌ در حدیث معروفی فرمودند: الحسن و الحسین سبطان من الاسباط. (به تعبیر دیگر: هذه الامه)20

2-1-2) ملاك دوستی با رسول خدا. برای حنفیان مهم است كه با چه كسانی دوستی یا دشمنی كنند. از این نظر با توجه به روایات پیامبر‌‌، این معیار را در حب اهل بین علیه‌السلام به ویژه حسین علیه‌السلام یافته‌‌اند. بسیاری از حنفی‌مذهبان با ذكر احادیثی ملاك دوستی و دشمنی با پیامبر را در دوستی و دشمنی با امام حسین علیه‌السلام نقل دانسته‌اند. زرندی حنفی‌مذهب در كتاب «نظم درر السمطین، ص205» می‌نویسد: ابوهریره نقل می‌كند كه پیامبر فرمود: هر كس مرا دوست دارد باید حسن و حسین را نیز دوست بدارد.21 همو در ص 209 همان كتاب آورده است كه پیامبر فرمود: هر كس آنها را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است.22 زرندی حدیث «‌الحسن و الحسین سید اشباب اهل الجنه» را نیز روایت كرده است.23

حاكم نیشابوری در كتاب «المستدرك، ج3، ص166» به نقل از احمد بن جعفر قطیفی و او از ابوجعفر بن علی شیبانی و... روایت می‌كند، از پیامبر شنیدم كه فرمود: حسن و حسین فرزندان من هستند، هر كس آنها را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است و هر كس مرا دوست دارد خدا را دوست داشته است و هر كس خدا را دوست داشته باشد خدا او را به بهشت داخل می‌كند و هر كس با آنها دشمنی كند با من دشمنی كرده است و هر كس با من دشمنی كند با خدا دشمنی كرده است و هر كس دشمن خدا باشد خدا او را وارد جهنم می‌كند.24

3-1-2) شهادت امام حسین علیه‌السلام. برخی از عالمان حنفی بر این نظر هستند كه پیامبر‌‌ پیش از وقوع عاشورا از آن خبر داده بود. از این نظر شهادت امام حسین علیه‌السلام در میان صحابه امری آشنا بوده است.

سلیمان بن ابراهیم قندوری حنفی نقل می‌كند: ام‌فضل همسر عباس می‌گوید: نزد رسول خدا رفتم و عرض كردم خواب عجیبی دیده‌ام با این توضیح كه در خواب دیدم پاره‌ای از بدن شما جدا و روی پاهای من گذارده شده، فرمود: «فاطمه پسری به دنیای می‌‌آورد و تو او را روی پای خود می‌گذاری.» سپس رسول خدا گریه كرد و فرمود: «این فرزند شهید می‌شود.» عالمان اهل سنت حتی نصرت‌خواهی پیامبر‌‌ را نیز آورده‌اند و بر این نكته تاكید كرده‌اند كه پیامبر به مومنان توصیه یاری حسین علیه‌السلام را كرده است. از بخاری، بغوی و ابن‌سكین نقل شده كه پیامبر فرمود: فرزندم حسین علیه‌السلام در كربلا شهید می‌شود، پس هر كس حاضر است باید او را یاری كند.25

جز شهادت حسین علیه‌السلام نه تنها از پیامبر بلكه از علی علیه‌السلام نیز نقل شده است. همو نقل می‌كند كه علی علیه‌السلام هنگام رفتن به صفین از كربلا می گذشت، گریه كرد و از قول پیامبر شهادت امام حسین علیه‌السلام را خبر داد. روز شهادت حسین علیه‌السلام خون بارید و دیوارها و خانه‌ها را رنگین كرد. قندوزی نیز همانند سایر علمایی بزرگ اهل سنت از عاقبت بد قاتلان امام حسین و یارانش خبر داده و نوشته است كه تمام كسانی كه در كربلا حاضر بودند ولی امام را یاری نكردند یا كور شدند و یا مرگ وحشتناكی داشتند.26 و از كتاب موده‌القربی از امام حسین علیه‌السلام نقل كرده كه جدم فرمود: «تو پاره جگر منی. خوشا به حال كسی كه تو را و ذریه تو را دوست بدارد و وای به قاتل تو در روز قیامت!»27

نیز نقل شده است كه پیامبر مكان شهادت امام حسین علیه‌السلام و یارانش را نیز بیان كرده است. قندوزی نقل می‌كند: «ام‌سلمه می‌گوید: پیامبر خدا‌‌ را دیدم در حالی كه دست بر سر حسین علیه‌السلام می‌كشید و گریه می‌كرد، سبب گریه آن حضرت را پرسید فرمود: جبرئیل به من خبر داده فرزندم حسین در سرزمینی به شهادت خواهد رسید كه آن را كربلا گویند.»28

4-1-2) نمونه‌ای از اشعار علمای حنفی (مرثیه‌سرائی.) شاعران حنفی نیز پا به پای عالمان حنفی نسبت به قیام عاشورا حساسیت نشان داده و به زبان شعر و شعور آن را بیان كرده‌آند. پاره‌ای از اشعاری كه در آثار حنفیان آمده به قدری سوزناك است كه دل هر خواننده و شنونده‌ای را به درد می‌آورد. نكته جالب اینجاست كه محدثان و راویان حنفی این اشعار را از زبان پیامبر‌‌ و یا فرشتگان نقل كرده‌اند.

سبط ابن‌جوزی حنفی‌مذهب از زبان شعبی نقل می‌كند كه گفت: اهالی كوفه از زبان شخصی شنیده‌اند كه می‌سرود:

ابكی قتیلا بكربلا

مضرح الجسم بالدماء

به كشته كربلا می‌گریم كه بدنش به خون آغشته است.

ابكی قتیلاً الطغاه ظماً

بغیر جرم سوی الوفاء

به كشته‌ای می‌گریم كه انسان‌های سركش او را ز روی ظلم و ستم كشتند كه گناهی جز وفاداری نداشت.

ابكی قتیلاً بكی علیه

من ساكن الارض و السماء

به كشته‌ای گریه می‌كنم كه ساكنان زمین و آسمان بر او گریه می‌كنند.

یا بأبی جسمه المعری

الا من الدین و الحیاء29

پدرم فدای كسی كه لباسی جز دین و حیا بر تن نداشت.

سبط ابن جوزی با ذكر مراثی و اشعار زیادی كه درشهادت حسین علیه‌السلام و مدح او ارادت قلبی خود را به خاندان پیامبر‌‌ اظهار می‌كند. او در حدود سه صفحه كامل مراثی امام حسین علیه‌السلام را آورده است.

زید بن حسن با چند واسطه از ابن عباس نقل می‌كند كه پیامبر‌‌ را در خواب دیدم كه در دستش ظرفی بود به آن حضرت عرض كردم یا رسول‌الله این ظرف چیست؟ فرمود خون حسین و اصحاب اوست سبب آن را می‌جستم تا اینكه متوجه شدم مربوط به روزی است كه حسین كشته خواهد شد. همچنین سبط ابن‌جوزی حنفی‌مذهب به نقل از زهری حكایت می‌كند كه از ام‌سلمه شنیدم كه می‌گفت ناله جنیان را نشنیده‌ام مگر در آن شبی كه حسین كشته شد، شنیدم كه (ناله كننده‌ای) می‌سرود:

الا یا عین فاختلفی بحمد

و من یبكی علی الشهداء بعدی

ای چشم به سختی گریه كن، چه كسی بعد از من بر شهیدان خواهد گریست.

علی رهط تقود هم المنایا

الی متجبر فی ثوب عبد

بر آن گروهی گریه كن كه مرگ آنها را به سوی جباری در لباس بردگان می‌راند.

5-1-2) لعن یزید و قاتلان امام حسین علیه‌السلام. عالمان حنفی‌مذهب هم خودشان مسببان و مباشران عاشورا را مستحق لعن و نفرین می‌دانند و هم از آنان به شدت بیزاری می‌جویند و لعن آنان را نیز جایز می‌دانند.

ابوالفرج در كتاب «الرد علی المتعصب العنید المانع من دم یزید» می‌نویسد: كسی از من پرسید نظر شما درباره یزید چیست؟ گفتم: آنچه (از گناه) به گردن اوست بس است. گفت لعن او را جایز می‌دانی؟ گفتم: عالمان با ورع مانند احمد ابن حنبل در حق یزید بیش از لعن گفته‌اند.30

سبط ابن‌جوزی می‌نویسد: عده‌ای با عبدالله بن حنظله (غسیل‌الملائكه) بیعت كردند. عبدالله خطاب به آنها می‌گفت: ما علیه یزید قیام نكردیم مگر آنكه ترسیدیم از آسمان بر ما سنگ ببارد، یزید كسی است كه مادر و دختر و خواهر را به نكاح هم می‌آورد. خمر می‌نوشید، نماز نمی‌گذارد و اولاد پیامبر را می‌كشت.31 و نیز نقل می‌كند كه ابوالفرج در بغداد بر بالای منبر یزید را لعنت كرد. بزرگان علما هم آنجا بودند گروهی به عنوان اعتراض جلسه را ترك كردند. ابوالفرج گفت: الا بعداً لمدین كما بعدت ثمود.32

نكته جالب این كه برخی از علمای اهل سنت لعن یزید و دار و دسته‌اش را اصل می‌دانند. به همین دلیل وقتی درباره آن مورد سوال قرار می‌گیرند جواب نمی‌دهند. زیرا آن را آن قدر آشكار می‌دانند كه جای سوال نیست. از سبط ابن‌جوزی در مورد لعن یزید سوال شد، او در جواب گفت احمد بن حنبل لعن او را جایز كرده است ما نیز او را دوست نمی‌داریم به خاطر جنایاتی كه نسبت به پسر دختر رسول خدا مرتكب شد و اگر كسی به این حد (دوست نداشتن یزید) راضی نمی‌شود ما هم می‌گوییم اصل، لعنت كردن یزید است.33

ابن‌عماد فقیه حنبلی (متوفی1089ه‍.ق.) در كتاب «شذرات الذهب» می‌نویسد: «در مورد لعن یزید، امام احمد بن حنبل دو قول دارد كه در یكی تلویح و در دیگری تصریح به لعن او می‌كند و نیز امام مالك و امام ابوحنیفه نیز هر كدام، هم تلویحاً و هم تصریحاً یزید را لعنت كرده‌اند و به راستی چرا اینگونه نباشد و حال آنكه یزید فردی قمارباز و دائم‌الخمر بود.»34 با عنایت به این نكته می‌توان صریحاً به این نتیجه رسید كه لعن یزید، دایم‌الخمر بودن و ستمگری‌اش نزد عالمان اهل سنت امری محرز است و محتاج دلیل و احتجاج نیست.

-------------

پی نوشت ها:

16- رسولی محلاتی، سید هاشم، زندگانی امام حسین، ص 152
17- همان
18- بصائر، شماره، 8-7 ویژه‌نامه محرم، ص24، به نقل از شرح العقاید، ص181
19- البیان و التعریف، ج 2، ص 23
20- احقاق الحق، ج 11، ص283
21- احقاق الحق، ج1، ص687، و نیز ینابیع الموده، ص167
22- احقاق الحق، ج1، ص696
23- همان، ص568
24- همان، ص700
25- ینابیع الموده، ص318
26- همان، صص322-323
27- همان، ص319
28- ینابیع الموده، ص318
29- سبط ابن جوزی، تذكره الخواص، ص269
30- تذكره الخواص، ص 287
31- همان، ص289
32- همان، ص291
33- بصائر، شماره 7-8، ص24، به نقل از مراه الزمان، ج8، ص496
34- تذكره الخواص، ص257





نوع مطلب : عزاداری، مطلب روز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عاشورا در مذهب تسنن و سایر ادیان - قسمت اوّل

 امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا بازتاب‌های مختلفی در عرصه‌ افكار عمومی و اهل علم داشته است. اهل سنت همپای شیعیان نسبت به این حادثه واكنش نشان داده‌اند. امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا از نقطه‌نظرات مختلف مورد توجه قرار گرفته است. عالمان اهل سنت به‌طور عمده در دو حوزه راجع به امام حسین علیه‌السلام سخن گفته‌اند: دسته‌ای از ایشان به وصف و مدح آن حضرت پرداخته‌اند و احادیث و روایات مختلفی در فضیلت آن حضرت نقل كرده‌اند. دسته‌ای دیگر علاوه بر این امور به بررسی علمی قیام عاشورا اهتمام ورزیده‌اند. این گروه نیز خود شامل دو دسته‌اند: دسته‌ای كه تنها به وصف و مدح و تمجید از قیام عاشورا پرداخته‌اند، به تعبیر دیگر به توصیف عاشورا اقدام كرده‌اند، و دسته‌ای كه علاوه بر مثبت قلمداد كردن قیام عاشورا به تحلیل آن پرداخته‌اند. البته در این مجال بیشتر به توصیف امام حسین علیه‌السلام و قیام عاشورا پرداخته‌ایم و تحلیل آن‌ را به مقاله‌ دیگری موكول كرده‌ایم.

توصیفاتی كه در روایات اهل سنت درباره امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام آمده است به سنجش‌های مختلف قابل انقسام است كه موارد ذیل از جمله آنهاست:

1) وصف حسین علیه‌السلام. علمای اهل سنت در وصف و مدح امام حسین علیه‌السلام و شهادتش روایات متعددی را از پیامبر اسلام ‌‌صلی‌ الله علیه و آله نقل كرده‌اند. حسن بصری در تقبیح عاملان شهادت امام حسین علیه‌السلام می‌گوید: «چه ذلت بزرگی است امتی را كه پسر دختر پیغمبرشان را زنازاده‌ای به شهادت رساند؟! سوگند به خدا كه سر حسین به سوی جد او برگردانده می‌شود و جدش از پسر مرجانه انتقام خواهد گرفت!»1 او با اظهار ناخشنودی از بنی‌امیه از چهار ویژگی نامناسب معاویه یاد می‌كند كه عبارتند از: جدال با علی (علیه‌السلام) و تسلط بر امور امت، ولایتعهدی یزید میخواره، انفاق زیاد به خانواده ابوسفیان، و كشتن حر و یارانش، و می‌افزاید كه برای بد شدن، یكی از آن چهار كافی است.2

برخی از عالمان اهل سنت، قاتلان حسین علیه‌السلام را در همین حد تقبیح می‌كنند كه اگر از كم‌ترین وجدان برخوردار بودند هرگز دست به چنین كاری نمی‌زدند. از ابراهیم نخعی فقیه عراق نقل شده كه گفت: اگر من از قاتلان حسین بودم و خداوند مرا می‌بخشید و روانه بهشت می‌ساخت، هیچ گاه وارد بهشت نمی‌شدم، زیرا كه از روی پیامبر شرم می‌كردم.3

عمر عبدالعزیز از خلفای اهل سنت یزید را چنان تقبیح می‌كند كه حتی نسبت دادن عنوان امیر مؤمنان به او را جرم می‌داند و نسبت‌دهنده را مستحق مجازات می‌شمارد.

نقل است كه درمجلس عمربن عبد العزیز فردی ضمن یادآوری، از یزید به عنوان «امیرالمومنین» یاد می‌كند. عمربن عبدالعزیز با شگفتی و نگرانی می‌گوید: تو یزید را امیرالمومنین می‌خوانی!؟ لذا او را به بیست ضربه شلاق محكوم می‌نماید.4

قاطبه عالمان و مردم سنی‌مذهب لعن یزید را امری روا می‌دانند. برخی از علما در این موضوع از اتفاق نظر عالمان خبر داده‌اند. علامه تفتازانی در كتاب «شرح العقائد» می‌نویسد: «علما متفق گشته‌اند بر جایز بودن لعنت كسی كه حسین را كشته یا به آن دستور داده یا آن را جایز شمرده و به آن راضی بوده باشد... و حقیقت این است كه رضایت یزید به قتل حسین (رض) و شاد شدن او بدان خبر و اهانت كردنش به اهل بیت پیامبر‌‌صلی‌ الله علیه و آله از اخباری هستند كه در معنا متواتر است، هر چند تفصیل آن از آحاد اخبار باشد و ما در مورد او بلكه در كفر وی درنگ نمی‌كنیم كه لعنت خداوند بر او و بر یاران و اعوانش باد.»5

زمخشری صاحب تفسیر معروف كشاف در صفحه 513 كتاب ربیع‌الابرار نقل می‌كند: فاطمه صلوات الله علیها با فرزندانش حسن و حسین علیهما السلام خدمت رسول خدا ‌‌صلی‌ الله علیه و آله رسیده و عرض كردند یا رسول الله هدیه‌ای به این دو (اشاره به امام حسن و امام حسین) بده. حضرت فرمود: پدرم فدایت! من مالی ندارم تا هدیه كنم، سپس امام حسن علیه‌السلام را بغل كرد و بوسید و روی پای راست خود قرار داد و فرمود: به این فرزندم اخلاق و هیبت خود را هدیه می‌كنم، و حسین علیه‌السلام را نیز بغل كرد و بوسید و بر روی پای چپ خود نهاد و فرمود شجاعت وجود خود را بدو بخشیدم (هدیه دادم).6 بنابراین پیامبر ‌‌صلی‌‌الله علیه و آله اخلاق و هیبت را به حسن علیه‌السلام و شجاعت را به حسین علیه‌السلام عنایت كرده است. البته این به معنای آن نیست كه امام حسن علیه‌السلام از شجاعت و امام حسین علیه‌السلام از اخلاق بهره كم‌تری دارد بلكه به آن معناست كه اقتضای شرایط آن بزرگواران ایجاب می‌‌كند كه هر كدام خصوصیات ویژه‌ای را تحقق سازند.

1-1) امام حسین علیه‌السلام سرور جوانان بهشت. ابوالمؤید موفق بن احمد در مقتل‌ الحسین از راویان مختلف و آنها از ابوبكر نقل می‌كنند كه پیامبر ‌‌صلی‌ الله علیه و آله فرمود: حسن و حسین سرور جوانان بهشت هستند. و نیز حافظ ابونعیم اصفهانی در حلیه‌الاولیا (ج4، ص139) با سلسله راویان مختلف از جمله عمر بن خطاب نقل می‌كند كه پیامبر فرمود: حسن و حسین سرور جوانان بهشت هستند.7

ابوالقاسم اسحاق بن محمد معتقد است كه اگر كسی یزید را حق بداند و حسین علیه‌السلام را باغی، كافر شده است. ابوالقاسم اسحاق بن محمد بن اسماعیل بن ابراهیم معروف به حكیم سمرقندی به نقل از محمد بن موسی بن ابوبكر خوارزمی (متوفی 290 ه‍.ق) می‌نویسد: «عالمان مدینه جمع شدند و اتفاق كردند كه دوازده مسأله سبب كفر اهل ایمان می‌گردد... هفتمین گروه كسانی‌اند كه می‌گویند: حسین بن علی (رضی الله عنهما) باغی بود، و حق با یزید بود.»8 پس روشن است كه امام حسین علیه‌السلام به قدری اهمیت دارد كه نپذیرفتن قیام او باعث كفر شخص می‌شود.

2-1) سفارش به دوستی امام حسین علیه‌السلام و منع از دشمنی او. سعید بن ابی‌راشد از یعلی عامری نقل می‌‌كند كه همراه رسول‌الله برای صرف غذا به سوی قومی كه حضرت را دعوت كرده بودند رفتیم و حسین همراه بچه‌ها بازی می‌كرد. پس از بازی، پیامبر‌‌ صلی‌ الله علیه و آله او را خواند و یك دست بر پشت سر او و دست دیگرش را بر چانه او گذاشت و دهانش را روی لبان او نهاد و فرمود: «حسین از من است و من از حسینم. خدا آن كس را دوست دارد كه حسین را دوست داشته باشد.»9

حدیث دیگر: «انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم؛ من با كسی كه با شما به جنگ برخاسته در جنگ هستم و با كسی كه با شما در صلح و آرامش است در صلح هستم.» و نیز فرمود: «علی و فاطمه و فرزندان آنها حسن و حسین نزدیكان من هستند كه مزد رسالت من دوستی با آنهاست.»10

3-1) شهادت حضرت و حقانیت آن و بطلان یزید. امام ابوالحسن اشعری (متوفی به سال 324.ه) پیشوای مكتب فكری اشعری در این زمینه می‌گوید: چون ستمگری یزید از حد گذشت امام حسین علیه‌السلام با یاران خود علیه بیداد او قیام كرد و در كربلا به شهادت رسید.11

شیخ محمد عبده مصلح بزرگ جهان اسلام می‌نویسد: هنگامی كه در دنیا حكومت عادلی وجود دارد و هدفش اقامه شرع و حدود الهی و در برابر آن حكومتی سمتگر است كه می‌خواهد حكومت عدل را تعطیل كند، بر هر مسلمانی یاری و مساعدت حكومت عدل واجب است و در همین باب انقلاب امام حسین علیه‌السلام است كه در برابر حكومت یزید كه خدا او را خوار كند ایستاد.12

محمد علی جناح، رهبر بزرگ پاكستان می‌گوید: به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی كه خود را در سرزمین عراق قربانی كرد پیروی نمایند.13

4-1) لعن قاتلان حسین علیه‌السلام. درباره لعن قاتلان امام حسین علیه‌السلام در میان علمای اهل سنت و جماعت دو نظر غالب وجود داشته است. یك عده معتقدند كه چون پیامبر‌‌ درباره مردگان توصیه به ذكر خیر از آنها كرده‌اند، احتیاطاً لعن یزید را جایز نمی‌دانند كه از آن جمله امام محمد غزالی را می‌توان نام برد.14 در مقابل گروه زیادی از علما كه اكثریت را تشكیل می‌دهند یزید را خطاكار دانسته و لعن او را جایز و حتی واجب می‌دانند. علامه آلوسی (متوفی به سال 1270ه‍.( كه مرجع و مفتی اهل سنت عراق بود در تفسیر روح‌المعانی ذیل آیه «فهل عسیتم ان تولیتم... ان‌تفسدوا فی‌الارض و تقطعوا ارحامكم اولئك الذین لعنهم الله... (سوره محمد‌‌ /26) از احمد بن حنبل نقل می‌كند كه پسرش از وی درباره لعن یزید سوال كرده او در جواب گفت: كیف «یلعن من لعنه الله تعالی فی كتابه» چگونه لعن نشود كسی كه خدا او را در كتابش لعنت كرده است. عبدالله (پسر احمد بن حنبل) پرسید من كتاب خدا را خوانده‌ام ولی لعن یزید را ندیده‌ام. احمد بن حنبل پاسخ داد: فهل عسیتم... آنگاه گفت: ای فساد و قطیعه اشد مما فعله یزید» چه فساد و قطع رحمی از فسادی كه یزید مرتكب آن شده بالاتر است؟!15

--------

پی‌نوشت:

1- سپهر، محمدتقی ناسخ التواریخ، 3/88
2- البدایه و النهایه، ج ، 8/124
3- العقد الفرید، 5/125 و الاصابه، 1/355
4- تاریخ الخلفا، 209، و شذرات الذهب، 1/69
5- شذرات الذهب،‌1/68
6- شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق، ج 10، ص708
7- همان، ص565-564
8- السواد الاعظم، 188
9- احمد عبدالرحمن البنا بلوغ الامانی، فتح الباری و معه كتاب، ج 23 و24، ص178
10- ابوالقاسم سلیمان بن‌احمد الطبرانی، المعجم الكبیر، ج3، صص40-47
11- مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، ص45
12- بصائر شماره7-8، ویژه‌نامه محرم ص25 به نقل از تفسیر المنار، ج1، ص367 و ج 2 ص183
13- هاشمی‌نژاد، عبدالكریم، درسی كه حسین به انسان‌ها آموخت، ص447
14- مجله بصائر، شماره 7-8، ویژه نامه محرم ص 24، به نقل از مقتل الحسین، ص 30
15- همان




نوع مطلب : مطلب روز، عزاداری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
  اگر فکر کنید که فقط شیعیان هستند که برای امام حسین علیه السلام عزاداری می کنند، باید بگوییم اشتباه است، هر انسان آزاده و آشنا با نام و سیره حسین بن علی (ع) دوستدار و محب آن بزرگواران به خصوص سید و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) می شوند. در بسیاری موارد در کشورهای مثل هند، هندوهای این کشور برای امام حسین مراسم سینه زنی و عزاداری برپا می کنند و در مجالس عزای آن بزرگوار شرکت می کنند. در اکثر کشورها، سایر ادیان و مذاهب از جمله اهل تسنن، مسیحی ها، صابئین، زردتشتی ها، کلیمی ها و... نه تنها برای در مجالس عزای حسین بن علی (ع) شرکت می کنند، که در برخی موارد خود ایشان برپا کننده مراسمی برای آن مولای بزرگ هستند. در عراق مسیحی ها و صابئین نه تنها خود را میهمان عزای حسین بن علی (ع) نمی دانند بلکه از جمله میزبانان و پذیرایی کنندگان از عزاداران حسین بن علی (ع) نیز می دانند و در عمل هم این را انجام می دهند.
مطالب زیر نمونه ای از حضور سایر مذاهب و ادیان در عزای حسین بن علی علیه اسلام است.
تصاویر مسیحیان در راهپیمایی اربعین

مسیحیان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسیحیان و صابئین عراق همه ساله همراه با مسلمانان شیعه و سنی این کشور ایام سوگواری امام حسین(ع) را گرامی می‌‏دارند و برخی از آنان به زیارت کربلا مشرف می‌‏شوند.

«آنتوان بارا» اندیشمند مسیحی که برای شرکت در مراسم اربعین وارد عراق شده بود، گفت: انسان از توصیف اربعین ناتوان است.

وی با بیان این که اربعین اعجاز ویژه الهی است، اظهار کرد: عقل از هضم این ایده که میلیون‌ها نفر خانه‌هایشان را ترک می‌کنند، و هزاران کیلومتر را به قصد زیارت امام حسین (ع) طی می‌کنند، عاجز است.

مسیحیان و صابئین عراق هرساله همراه با مسلمانان شیعه و سنی این کشور ایام سوگواری امام حسین(ع) را گرامی می‌‏دارند و برخی از آنان به زیارت کربلا مشرف می‌‏شوند.

مسیحیان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موکب حضرت عیسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راهپیمایی مسیحیان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسیحیان در اربعین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب : مطلب روز، عزاداری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شهداى بنى‌هاشم

پس از این كه یاران امام علیه‏ السلام یكى پس از دیگرى به خدمت آن حضرت آمدند و اذن گرفتند و جانانه مبارزه كردند تا به فیض شهادت نائل آمدند، جز اهل‌بیت خاص آن حضرت، دیگر كسى براى دفاع از حریم حرمت امام علیه‏السلام باقى نماند و نوبت فداكارى به اهل‌بیت رسید(ارشاد شیخ مفید، 2/10

 

حضرت على‌بن الحسین(على اكبر) در یازدهم ماه شعبان(على الاكبر، مقرم 12.) سال سى و سوم هجرت متولد شد.( على الاكبر، مقرم 12 به نقل از الحدائق الوردیة.) او از جد بزرگوارش على بن ابى طالب علیه‏السلام حدیث نقل مى‏كرد، و ابن ادریس در «سرائر» به این مطلب اشاره نموده است. كنیه او ابوالحسن و ملقب به اكبر است زیرا او بر اساس روایات موثق بزرگترین فرزند امام حسین علیه‏السلام بود.( ابصار العین، 21.)

مادرش لیلا دختر ابى مرة بن عروة بن مسعود ثقفى است.( ارشاد شیخ مفید 2/106 / كامل ابن اثیر 4/74.) و از نظر وجاهت و تناسب اندام كسى همتاى حضرت على اكبر نبود.

در روز عاشورا به محض این كه از پدر اذن جنگیدن طلبید، امام علیه‏السلام به او اجازه فرمود، پس نگاهى از سر مهر بر او انداخت و بعد سر خود را به زیر افكند و اشك در چشمان مباركش حلقه زد(نفس المهموم، 307.) و انگشت سبابه خود را به طرف آسمان بالا برد و گفت: خدایا! گواه باش جوانى را براى جنگ با كفار به میدان فرستادم كه از نظر جمال و كمال و خلق و خوى شبیه‌ترین مردم به رسول تو بود و ما هر وقت كه مشتاق دیدار پیامبر تو مى‏شدیم، به صورت او نظر مى‏كردیم، خدایا! بركات زمین را از آنها دریغ كن و جمعیت آنها را پراكنده ساز و در میان آنها جدائى افكن و امراى آنها را هیچگاه از آنان راضى مگردان! كه اینان ما را دعوت كردند كه به یارى ما برخیزند و اكنون بر ما مى‏تازند و از كشتن ما ابائى ندارند.

 

سپس امام علیه‏السلام رو به عمر بن سعد كرده، فریاد زد: خدا رحِم تو را قطع كند، و هیچ كار را بر تو مبارك نگرداند، و بر تو كسى را بگمارد كه بعد از من سر تو را در بستر از تن جدا كند، و رشته رحم تو را قطع كند كه تو قرابت من با رسول خدا را نادیده گرفتى؛ پس با آواز بلند این آیه را تلاوت كرد "ان الله اصطفى آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران على العالیمن* ذریة بعضها من بعض و الله سمیع علیم."( سوره آل عمران: 33 و 34.)

در این هنگام على اكبر خروشید و بر سپاه كوفه حمله كرد(بحار الانوار، 45/42.) در حالى كه این رجز مى‏خواند:

انا على بن حسین بن على نحن و بیت الله اولى بالنبى اطعنكم بالرمح حتى ینثنى اضربكم بالسیف احمى عن ابى ضرب غلام هاشمى علوى والله لا یحكم فینا ابن الدعى.( «من على پسر حسین فرزند على هستم، به خدا سوگند كه ما به رسول خدا از همه كس نزدیكتریم، آنقدر با نیزه بر شما زنم كه خم شود، از پدرم حمایت كنم و با شمشیر بر شما ضربتى فرود آورم، آنگونه كه از جوان هاشمى علوى زیبنده است، پسر زیاد را كجا رسد كه درباره ما حكم كند.»)

 

و چندین بار بر سپاه دشمن تاخت و بسیارى از سپاهیان كوفه را كشت تا این كه دشمن از كثرت كشته شدگان به خروش آمد!

و روایت شده است كه آن بزرگوار با این كه تشنه بود یكصد و بیست نفر را كشت(در مناقب آمده است كه هفتاد نفر را به قتل رساند.)، آنگاه نزد پدر آمد در حالى كه زخم‌هاى زیادى برداشته بود و گفت: اى پدر! عطش مرا كشت و سنگینى سلاح مرا به زحمت انداخت، آیا جرعه آبى هست كه توان ادامه رزمیدن با دشمنان را پیدا كنم؟!

امام حسین علیه ‏السلام گریست و فرمود: وا غوثاه! اى پسر من! اندكى دیگر به مبارزه خود ادامه بده، دیرى نمى‌گذرد كه جد بزرگوارت رسول خدا را زیارت خواهى كرد و تو را از آبى سیراب كند كه دیگر هرگز احساس تشنگى نكنى.

برخى از مورخان نوشته‏اند(مقتل الحسین خوارزمى 2/31.) كه امام علیه‏السلام به او فرمود: اى پسرم! زبان خود را نزدیك آر! و بعد زبان او را در دهان گرفت و مكید و انگشترى خود را به او داد و فرمود: آن را در دهان بگذار و به سوى دشمن بازگرد، امیدوارم كه هنوز روز به پایان نرسیده باشد كه جدت رسول خدا جامى به تو نوشانَد كه هرگز تشنه نگردى؛ پس به میدان بازگشت و این رجز را مى‏خواند:

الحرب قد بانت لها الحقایق و ظهرت من بعدها مصادق والله رب العرش لا نفارق جموعكم او تعمد البوارق.( «جنگ است كه جوهر مردان را آشكار مى‏سازد، و درستى ادعاها پس از جنگ ظاهر مى‏شود، به خداى عرش سوگند كه از شما جدا نگردم مگر آن كه تیغ‌هاى شما غلاف شود.»)

و همچنان مى‏رزمید تا این كه تعداد افرادى كه به دست او به هلاكت رسیدند به دویست نفر رسید.(نفس المهموم، 308.)

لشكریان عمر بن سعد از كشتن على بن الحسین پرهیز مى‏كردند، ولى مرة بن منقذ عبدى كه از دلاورى او به تنگ آمده بود گفت: گناه همه عرب بر گردن من اگر این جوان بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننشانم! پس على اكبر به او رسید در حالى كه بر آن سپاه حمله ور بود، مرة بن منقذ راه بر او گرفت و با نیزه‏اى او را از اسب بر زمین انداخت، آن گروه در اطراف او جمع شده و با شمشیر، پاره پاره‏اش كردند!( ارشاد شیخ مفید، 2/106.)

و بعضى نقل كرده‏ اند كه مرة بن منقذ ابتدا به نیزه به پشت او زد و بعد با شمشیر ضربه‌اى به فرق آن بزرگوار وارد كرد كه فرق مباركش را شكافت و او دست به گردن اسب خود انداخت ولى اسب كه ظاهراً خون روى چشمانش را گرفته بود او را در میان سپاه دشمن برد و دشمن از هر طرف بر او تاخت و بدن مباركش را پاره پاره كرد(مقتل الحسین مقرم 259 / الدمعة الساكبة، 4/331.)، كه در این هنگام فریاد زد: السلام علیك یا ابتاه، این جدم رسول خداست كه مرا سیراب كرد و او امشب در انتظار توست(ابصار العین، 23.)، تو را سلام مى‏رساند و مى‏گوید: در آمدنت به نزد ما شتاب كن؛ سپس فریادى زد و به شهادت رسید.( مقاتل الطالبیین، 116.)

امام حسین علیه‏السلام بر بالین على آمد و صورت بر صورتش نهاد و گفت: خدا بكشد گروهى كه تو را كشتند و گستاخى از حد گذراندند و حرمت رسول خدا را شكستند. پس از تو خاك بر سر دنیا!(اللهوف، 48.)

در این حال صداى گریه آن حضرت بلند شد به گونه ‏اى كه كسى تا آن زمان صداى گریه او را نشنیده بود(نفس المهموم، 311.)، آنگاه سر على را بر دامان گرفت و در حالى كه خون از دندان‌هایش پاك مى‏كرد و بر صورتش بوسه مى‏زد گفت: فرزندم تو هم از محنت دنیا آسوده شدى و به سوى رحمت جاودانه حق رهسپار گشتى و پدرت پس از تو تنها مانده است، ولى به زودى به تو ملحق خواهد شد.( ذریعة النجاة، 128.)

 

در این هنگام زینب كبرى علیهاالسلام با شتاب از خیمه بیرون آمد در حالى كه فریاد مى‏زد: یا اخیاه! و ابن اخیاه و خود را بر روى على بن الحسین افكند. امام حسین علیه ‏السلام او را از روى كشته على اكبر برداشت و به خیمه باز گرداند و به جوانان دستور داد تا جسد على را از میدان بیرون برند و آنان پیكر على اكبر را در برابر خیمه‏اى كه در مقابل آن مبارزه مى‏كردند بر زمین نهادند.( ارشاد شیخ مفید، 2/107.)

 

امام حسین علیه‏السلام به خیمه بازگشت در حالى كه محزون بود، سكینه علیهاالسلام پیش آمد و از پدر سراغ برادرش را گرفت و امام خبر شهادت او را به دخترش داد، سكینه علیهاالسلام در حالى كه فریاد مى‏زد خواست از خیمه خارج شود، امام حسین علیه‏السلام اجازه نداد و فرمود: اى سكینه! تقواى خدا پیشه كن و شكیبا باش.

سكینه گفت: اى پدر! چگونه صبر كند كسى كه برادرش را كشته‏اند.( الدمعة الساكبة، 4/332.)

 

* در كتب معتبره نصى بر این كه مادر على اكبر در كربلا حضور داشته و یا در آن زمان در قید حیات بوده است مشاهده نشد و محدث قمى مى‏گوید: من در مصادر نیافتم كه مادر على اكبر در كربلا حضور داشته است ولى بعضى گفته‏ اند كه او در واقعه كربلا حضور داشته است. (وسیلة الدارین،294).


منبع:قصّه كربلا- به ضمیمه قصّه انتقام‏، على نظرى‏منفرد. به نقل از سایت تبیان





نوع مطلب : عزاداری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :