اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

ماجراى ازدواج على(علیه السلام) با ام البنین

قضیه ازدوادج مادر مكرمه اش ام البنین با حضرت على(علیه السلام) بدین گونه بود كه پس از شهادت حضرت زهرا(علیها السلام) على(علیه السلام) برادرش عقیل كه در علم نسب شناسى آگاهى كامل داشت و قبایل و خصلت هاى اخلاقى و روحى انها آشنا بود را به حضور طلبید و از وى خواست كه براى آن حضرت همسرى شایسته و از قبیله اى كه اجدادش از شجاعان و دلیر مردان باشند پیدا كند تا ثمره ازدواجشان فرزندانى شجاع و رشید باشند پس از مدتى عقیل زنى از طایفه بنى كلاب را به حضرت معرفى كرد كه داراى آن ویژگى ها بود نامش فاطمه دختر حزام بن خالد بود و نیاكانش همه از دلیرمردان بودند. حضرت با وى ازدواج نمود و او نیز وظیفه مادرى و سر پرستى براى فرزندان حضرت زهرا(علیها السلام) را به عهده گرفت و آنان را چون فرزندان خود بلكه بیشتر از فرزندانش دوست مى داشت گویند وقتى وى را فاطمه صدا مى زدند وى گفت مرا فاطمه صدا نكنید زیرا فرزندان با شنیدن نام فاطمه به یاد غم هاى مادرشان مى افتند و ناراحت مى شوند بلكه مرا خادم خود بنامید. و حضرت على(علیه السلام) ولى را ام البنین یعنى مادر پسران نامید و به این نام شهرت یافت.

 

تولد حضرت عباس

حضرت ابوالفضل نخستین فرزند از چنین بانوى با معرفت و حق شناسى بود تولد وى، خانه على(علیه السلام) و دل مولا را غرق نور و سرور ساخت وقتى كه به دنیا آمد حضرت على(علیه السلام) در گوش او اذان و اقامه گفت نام خدا و رسول خدا را بر گوش وى خواند و نام او را عباس قرار داد.

 

با آن كه این نوزاد بسیار خوش منظر و زیبا بود به طورى كه وى را قمر بنى هاشم نامیده اند و به ماه شب چهارده تشبیه نموده اند و حضرت وى را به نام عباس نام نهاد و آن به این علت بود كه عباس هم به معناى شیر شرزه و خشمگین است و هم به معناى عبوس و چهره گرفته زیرا كه ایشان نسبت به ظالمان چهره اى خشمگین داشتند.

 

در روز هفتم تولدش گوسفندى را به عنوان عقیقه ذبح كردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.

 

با آن كه هنگام تولد پدر خوشحالى مى كند، حضرت گاهى قنداقه عباس خردسال را در آغوش مى گرفت و آستین دست هاى كوچك او را بالا مى زد و بر بازوان او بوسه مى زد و اشك مى ریخت حضرت در پاسخ ام البنین نسبت به این كار فرمود این دست ها براى كمك و یارى به برادرش حسین قطع خواهد شد.

 

حضرت عباس در خانه على(علیه السلام) و در دامان مادر با ایمان وفادارش و در كنار امام حسین رشد كرد و درس هاى بزرگ انسانیت صداقت و اخلاق را فرا گرفت تربیت خاص امام على(علیه السلام) بى شك در شكل دادن به شخصیت فكرى و روحى این نوجوان سهم عمده اى داشت روزى حضرت على(علیه السلام) عباس خردسال خود را نشاده بود و حضرت زینب(علیها السلام) هم حضور داشت امام به این كودك عزیز گفت به بگو یك عباس گفت یك فرمود بگو دو عباس خوددارى كرد و گفت شرم دارم با زبانى كه خدا را به یگانگى خوانده ام دو بگویم حضرت از معرفت این فرزند خوشحال شد و پیشانى عباس را بوسید.

 

شجاعت و شهامت عباس

دلاورى هاى این نوجوان از زمان پدر بزرگوارش در جنگ هاى آن حضرت با مخالفین نمودار بود كه برخى جلوه هایى از شجاعت این نوجوان را در جنگ صفین در تاریخ ثبت كرده اند. گویند: در یكى از روزهاى نبرد صفین نوجوانى از سپاه على(علیه السلام) بیرون امد كه نقاب بر چهره داشت و از حركات او نشانه هاى شجاعت، هیبت و قدرت هویدا بود از سپاه شام كسى جرأت نكرد به میدان بیاید معاویه یكى از مردان سپاه خود به نام ابى شقاء كه دلاورى نام آور بود را گفت به جنگ این جوان برو وى گفت اى امیر شأن بالاتر از آن است كه جنگ وى بروم بلكه من هفت پسر دارم و یكى از آنها را مى فرستم تا او را از پاى درآورد وى یكى از پسرانش را فرستاد كه از پاى درآمد پسر بعدى اش را فرستاد كه او هم به سرنوشت برادر قبل دچار شد تا این كه هر هفت پسر در نبرد با او كشته شدند و در این هنگام پدر خود به میدان كارزار آمد و پس از رد و بدل شدن ضرباتى چند ابن شعثاء نیز بمانند فرزندانش به هلاكت رسید كه این موجب تعجب حاضران شد حضرت على(علیه السلام) وى را فرا خواند و نقاب از چهره اش برداشت و پیشانى اش را بوسید و در این هنگام همگان دیدند كه این نوچوان عباس بن على قمر بنى هاشم است.

 

و همچنین نقل كرده اند در جنگ صفین هنگامى كه سپاه معاویه بر آب مسلط بودند و سپاه اسلام در تشنگى به سر مى برد جمعى را در ركاب امام حسین(علیه السلام) فرستاد كه شریعه فرات را از سپاه دشمن پس بگیرند كه در این جمع كه موفق به باز كردن راه آب براى سپاه اسلام شده بودند حضرت عباس نیز حضور داشت.

 

پس از مرگ معاویه كه حاكم مدینه مى خواست از امام حسین(علیه السلام) براى خلافت یزید بیعت بگیرد سى نفر از جوانان بنى هاشم به فرماندهى حضرت عباس با شمشیرهاى برهنه بیرون خانه و پشت در ایستاده بودند و منتظر اشاره امام بودند كه اگر نیازى باشد مانع بروز هر حادثه اى شوند و اینان در تحت فرماندهى حضرت عباس قرار داشتند.

 

فضائل عباس

حضرت امام سجاد درباره حضرت عباس مى فرماید: خداوند عمویم عباس را رحمت كند كه در راه برادرش ایثار و فداكارى كرد و از جان خود گذشت چنان فداكارى كرد كه دو دستش قلم شد خداوند نیز به او همانند جعفر بن ابى طالب در مقابل آن دو دست قطع شده دو بال عطا كرد كه با آنها در بهشت با فرشتگان پرداز مى كند عباس نزد خداوند مقام و منزلتى بسیار بزرگ دارد كه همه شهیدان در قیامت به او غبطه مى خورد.

 

چنانچه شاعر نیز در این باب مى گوید:

چون اقتدا به جعفر طیار كرده ایم    برد از ماست با پرِ جان در فضاى دوست

در پیروى زخط علمدار كربلاست    دوستى كه داده ایم به راه رضاى درست

 

امام صادق نیز در ستایش از حضرت عباس مى فرماید:

عموى ما عباس داراى بصیرة نافذ و ایمانى استوار بود همراه امام حسین جهاد كرد و آزمایش خوبى داد و به شهادت رسید.

 

علم عباس

وى تنها به عنوان یك قهرمان نامدار و دلاور مطرح نبود بلكه فضائل علمى، تقوایى او و دانش رفیع را از خردسالى از سرچمشه علوم الهى به دست آورده بود چنانچه برخى روایات اشاره به این نكته دارند كه وى از زمان كودكى شروع به تغذیه علمى نموده است.

مقام فقهى او بسیار بالا بوده است و در نزد راویان مورد وثوق و اعتماد بوده است و از جهت پارسایى در درجه بالا قرار داشت چنانچه برخى از رجالیون درباره ایشان گفته اند: عباس از فقیهان و دین شناسان اولاد ائمه بود، عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود و دیگران نیز وى را این گونه تعریف نموده اند كه عباس از بزرگان و فاضلان فقهاى اهل بیت بود بلكه وى عالم استاد ندیده بود.

 

حضرت عباس و امام حسین(علیهم السلام)

حضرت عباس همان جایگاه را نسبت به امام حسین(علیه السلام) داشت كه حضرت على نسبت به پیامبر(صلى الله علیه وآله)داشت ایشان پشتوانه و تكیه گاهى براى امام حسین بودند چنانچه امیر المؤمنین چنین جایگاهى را نسبت به پیامبر داشت.

 

عباس همان طور كه على(علیه السلام) همیان نان و خرما به دوش مى گرفت و براى مستمندان مى برد او نیز به اتفاق برادرش حسین(علیه السلام) بسیارى از گرسنگان مدینه را سیر مى كرد عباس همچنانكه على كه باب حوائج دربار پیامبر بود و هر كس رو به ساحت ایشان مى كرد اول على(علیه السلام) را مى خواند وى نیز باب حوائج آستان امام حسین بود و هر كس براى رفع حوائج به دربار حسین مى شتافت عباس را مى خواند.

 

عباس مانند پدر كه در بستر پیغمبر خوابید و فداكارى كرد در روز عاشورا براى اطفال و آوردن آب فداكارى كرد.

 

القاب حضرت عباس

براى ایشان 16 لقب شمرده اند كه هر كدام جلوه اى از فضائل، كرامات و عظمت وى را نشان مى دهد و ما برخى از آنها را برمى شمریم.

 

1 ـ عباس: چون مثل شیر حمله مى كرد دلیر بود ترس در دل دشمن مى ریخت و فریادهاى حماسى اش لرزه بر اندام حریفان مى افكند.

 

2 ـ ابوالفضل: نام پسرش فضل بود و هم این كه وى پدر فضیلت و خوبى ها بود و فضل و نیكى زاده او و مولود سرشت پاكش بود.

 

3 ـ ابوالقربه: (پدر مشك) به خاطر مشك آبى كه بر دوش مى گرفت و از كودكى میان بنى هاشم سقایى مى كرد.

 

4 ـ سقا: به خاطر این كه آب آور تشنگان بخصوص در سفر كربلا بود.

 

5 ـ قمر بنى هاشم: وى در میان بنى هاشم زیباترین و جذاب ترین چهره را داشت و چنین ماه درخشان در شب تار مى درخشید.

 

6 ـ باب الحوائج: آستان رفیعش قبله حاجات و توسل به آن حضرت بر آورند و نیاز دردمندان است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
وقتی که آمدی به جهان عشق پا گرفت
آزادگی و عزت و غیرت بها گرفت
روزی که شمس طلعت رویت طلوع کرد
نورش تمام ارض و سما را فرا گرفت
وقتی قدم به عرصه ی گیتی گذاشتی
هستی ز یمن مقدم پاکت صفا گرفت
از برکت ولادت تو ای امیر جود
فطرس دوباره بال و پری از خدا گرفت
وقتی قرار شد که شود نام تو حسین
شهر مدینه عطر و بوی کربلا گرفت
روح الامین زدیده ی خود اشک شوق ریخت
وقتی که بوسه از لب تو مصطفی گرفت
تصویری از محبت و عشق و علاقه بود
آندم که روی دست، تو را مرتضی گرفت
وقتی که ماجرای غم و غربتت شنید
روز ولادتت دل خیر النسا گرفت
تا عرشیان به محضرت عرض ادب کنند
قنداقه ی شریف تو در عرش جا گرفت
آنروز غرق شور و شعف عالمین بود
ذکر لب ملک همه دم یا حسین بود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تـو برای خلقت حوا بـه دنـیا آمدی
پس تو پیش از حضرت دنیا به دنیا آمدی


اشک با تو از دل زهـرا تولد یافته است
مادرت دریا خودت دریا به دنیا آمدی


جای زمزم عشق از زیر قدمهایت شـکفت
بانوی بانی باران تا به دنیا آمـدی


بعد تو ضرب المثل شد دختران بابائیند
زین سبب تو زیـنت بابا به دنیا آمدی


تو در آغوش حسینت خــنده ات گل می کند
پس به خاطر خواهی ارباب دنـیا آمدی


گریه کمتر کن سلام زینب قلب صبور
تو برای روز عاشورا به دنیا آمدی


دارد از امروز کار خانه یادت می دهد
مادر خانه پس از زهرا به دنیا آمدی .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آنچه در برخی از روایات در مورد فطرس آمده این است كه به خاطر نافرمانی از دستور الهی به زمین و در جزیره‌ای تبعید گشت و قدرت عروج را از دست داد.

به گزارش خبرنگار مهر، همواره سؤالهای زیادی وجود دارد که ذهن افراد را به خود مشغول می کند، گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر برخی از پرتعدادترین سؤالاتی که توسط مردم از مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی پرسیده می شود را برای آگاهی مخاطبان ارائه می کند. 

*سؤال: جریان فطرس ملک چه بوده است؟ وظیفه این فرشته چه بوده است؟ چرا فطرس نافرمانی كرد و بال هایش سوخت؟ آیا ملائكه ترك امر الهی و گناه می‌كنند؟

پاسخ: آنچه در برخی از روایات در مورد "فطرس" آمده، این است كه به خاطر نافرمانی از دستور الهی به زمین و در جزیره‌ای تبعید گشت و قدرت عروج را از دست داد،‌ نه این كه فلج (به معنای جسمانی) شده باشد، اما این كه این مسئله با عصمت فرشتگان چگونه سازگار است در توضیح می‌گوییم:

با بررسی آیات و روایات متعدد، می ‏توان ویژگی‏های زیر را برای فرشتگان برشمرد:

۱. موجودات شریف و ارزشمندی هستند كه واسطه بین خداوند متعال و عالم محسوس به شمار می‏آیند و در همه حوادث بزرگ و كوچك جهان نقش دارند؛ بر هر امری با توجه به ابعاد و جنبه ‏های مختلف آن یك یا چند فرشته گمارده شده است، نقش فرشتگان در حوادث و جریان‏ها، اجرای فرمان الهی و تثبیت آن در جایگاه ویژه ‏اش است. قرآن كریم در این باره می‏ فرماید: "لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون؛(۱) آن‏ها در هیچ سخنی بر خداوند پیشی نمی ‏گیرند و مطیع امر خداوندند."

۲. در فرشتگان سركشی و نافرمانی وجود ندارد؛ چون اراده‏ ای مستقل از اراده خداوند ندارند تا چیزی خلاف خواست او بخواهند. قرآن در این مورد می‏ فرماید:"لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون؛(۲) فرمان خداوند را مخالفت نمی‏كنند و امر او را اطاعت می‏ كنند."

۳. فرشتگان، با وجود فراوانی و كثرت، از نظر مقام و درجه مختلفند، برخی برتر از برخی دیگرند و عده‏ای فرمانده و عده‏ای فرمانبردارند. آن كه فرمانده است به امر الهی امر می‏كند و فرمان می ‏دهد و آن كه فرمانبر است نیز به دستور الهی مطیع و فرمانبردار است و همگی در این ویژگی كه از خود اراده و اختیاری ندارند، مشتركند؛ چنان كه قرآن می ‏فرماید: "و ما منّا اِلاّ و له مقام معلوم؛(۳) هر كدام از ما فرشتگان دارای رتبه و جایگاه معین و مشخصی است."

۴. چون كارهای فرشتگان به امر خداوند و اراده اوست و خداوند در همه امورش غالب و چیره است - "و الله غالبٌ علی امره؛(۴) خداوند بر كارش مسلط و چیره است- و هیچ چیز در آسمان‏ها و زمین او را عاجز و مغلوب نمی‏ سازد،(۵) فرشتگان نیز كه فرمانبرداران حق بوده، اراده و خواستی جز اراده و خواست او ندارند و همواره چیره و پیروزند.(۶)

در مورد فطرس كه یكی از فرشتگان الهی است، روایات متعددی داریم كه مضمون و محتوای آن‏ها یك‏سان است. در روایتی می‏خوانیم: فطرس فرشته‏ای بود كه گردا گرد عرش الهی در گردش بود و درباره دستوری از اوامر خداوند كوتاهی و سستی ورزید. بالش به كیفر این نافرمانی چیده شد و به یكی از جزیره ‏ها تبعید گردید. هنگامی كه امام حسین(ع) متولد شد، جبریل(ع) برای عرض تبریك به پیامبر(ص) به سوی زمین فرود آمد و در راه با فطرس دیدار كرد. جبریل(ع) به وی پیشنهاد كرد، برای عرض تبریك و تهنیت، با او نزد پیامبر(ص) برود. هنگامی كه جبریل(ع) او را به حضور پیامبر(ص) برد، به امر پیامبر(ص)، بالش را به بدن پاك امام حسین(ع) مالید و سلامتش را باز یافت.(۷)

عده‏ ای از بزرگان معتقدند، داستان فطرس با آیات صریح قرآن كه ویژگی‏های فرشتگان را برشمرده، آن‏ها را بندگان مطیع و كریم و شایسته خداوند معرفی می ‏كند و از هر نوع سرپیچی و نافرمانی پیراسته می‏ داند، سازگاری ندارد؛ پس باید این گونه روایات را نادرست شماریم؛ و به فرض درستی‏شان، بدان سبب كه نكته‏ای فراتر از ادراك ما دارند، باید علمش را به اهلش یعنی اولیای برگزیده الهی واگذاریم و خود را در فهم آن ناتوان بدانیم.

در مقابل عده‏ ای بر این باورند كه فرشتگان اصناف و درجه ‏های گوناگون دارند. گروهی مقرّبند و گروهی در درجه پایین‏تر جای گرفته‏ اند. آیاتی كه هر گونه نافرمانی و سرپیچی را از فرشتگان نفی می‏كنند، به فرشتگان مقرب مربوط است. فطرس از فرشتگان مقرب نبود تا از هر نوع سركشی پیراسته باشد؛ به ویژه آن كه تخلف و سرپیچی فطرس در برخی روایات كندی و سستی ورزیدن خوانده شده كه نوعی ترك اولی است نه گناه. چنان كه پیامبران(ع) نیز درجات مختلف دارند: "تلك الرسل فضّلنا بعضهم علی بعض؛(۸) بعضی پیامبران را بر بعضی برتری بخشیدیم." عده‏ ای از انبیاء ترك اولی داشتند؛ ولی جمعی مانند پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و خاندان پاكش جز اراده الهی اراده‏ ای نداشتند و حتی از ترك اولی نیز پیراسته بودند.

پی ‏نوشت ها:

۱. انبیا(۲۱)آیه۲۷.

۲. تحریم(۶۶)آیه ۶.

۳. صافات(۳۷)آیه۱۶۴.

۴. یوسف(۱۲)آیه۲۱.

۵. فاطر(۳۵)آیه ۴۴.

۶. ر.ك: المیزان، ج‏۱۷، ص‏۱۲، ذیل آیه اول سوره فاطر.

۷. ر.ك: سفینه البحار، شیخ عباس قمی(ره)، ج‏۳، ص‏۹۳۰؛ بحارالانوار، ج‏۲۶، ص‏۳۴۰، روایت ۱۰ و ج‏۴۳، ص‏۲۴۳، روایت ۸ و ج‏۴، ص‏۱۸۲، روایت ۷.

۸. بقره(۲)آیه ۲۵۳.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امام صادق(ع): هر که تصدق کند در ماه شعبان حق تعالی آن صدقه را تربیت کند همچنان که یکی از شما بچه شترش را تربیت می‏‌کند تا آنکه در روز قیامت به صاحبش می‌رسد در حالتی که به قدر کوه احد شده باشد.

، شعبان ماه بسیار شریفی است و منسوب به حضرت سید انبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله است، آن حضرت این ماه را روزه می‌گرفت و به ماه رمضان‏ وصل می‏‌کرد و می‌فرمود: شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود.

از حضرت صادق(ع) روایت شده است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین(ع) اصحاب خود را جمع می‌نمود و می‌فرمود ای اصحاب من می‌دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول(ص) می‌فرمود: شعبان ماه من است پس در این ماه برای جلب محبت پیغمبر خود و برای تقرّب به سوی پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایی که جان علیّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد می‌کنم که از پدرم حسین بن علی(ع) شنیدم که فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین(ع) که هر که روزه بگیرد در ماه شعبان برای جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوی خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت کرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را برای او واجب می‌کند.

شیخ از صفوان جمال روایت کرده که گفت: حضرت صادق(ع) به من فرمود کسانی را که در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزی هست؟ فرمود بله همانا که رسول خدا(ص) هر گاه هلال ماه شعبان را می‌دید به مُنادیی امر می‌فرمود که در مدینه ندا می‌کرد: ای اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا(ص) به سوی شما. ایشان می‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت کند کسی را که یاری کند مرا بر ماه من یعنی روزه در آن ماه روزه بگیرد.

سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که می‌فرمود: از زمانی که شنیدم منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا کرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتی که حیات دارم ان شاء الله تعالی.

سپس می‌فرمود که روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.

اعمال این ماه شریف بر دو قِسم است: اعمال مشترک و اعمال مخصوص

اعمال مشترک ماه شعبان

- هر روز هفتاد مرتبه بگویید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ

- هر روز هفتاد مرتبه بگویید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ‏

بهترین ذکر در ماه شعبان

درروایات آمده است که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است و هر که  در هر روز از این ماه  هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار مرتبه در ماه‌های دیگر استغفار کرده است.

- صدقه دادن

صدقه دادن در این ماه مورد تأکید منابع دینی است  هرکه در این ماه صدقه دهد اگرچه به نصف دانه خرمایی باشد حق تعالی بدن او را بر آتش جهنم حرام کند. از حضرت صادق(ع) منقول است که: از آن جناب از فضیلت روزه رجب سؤال کردند، حضرت فرمود:چرا از روزه شعبان غافلید؟ راوی عرض کرد: یابن رسول الله کسی که یک روز از شعبان را روزه بدارد چه ثوابی دارد؟ حضرت فرمود: به خدا قسم بهشت ثواب او است، عرض کرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: تصدق و استغفار، هر که تصدق کند در ماه شعبان حق تعالی آن صدقه را تربیت کند همچنان که یکی از شما بچه شترش را تربیت می‏‌کند تا آنکه در روز قیامت به صاحبش می‌رسد در حالتی که به قدر کوه احد شده باشد.

- در تمام این ماه هزار بار بگویید:

لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَا نَعْبُدُ إِلَّا إِیَّاهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‏، که ثواب بسیار دارد و عبادت هزار سال در نامه عملش بنویسند.

- در هر پنجشنبه این ماه دو رکعت نماز اقامه شود؛ که در هر رکعت بعد از حمد، صد مرتبه سوره توحید و بعد از سلام صد بار صلوات فرستاده شود تا حق تعالی هر حاجتی که دارد را برآورد. چه در امور دنیوی و یا در امور معنوی. و نیز روزه این ماه فضیلت بسیار دارد و روایت شده که در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت می‌کنند. پس ملائکه عرض می‌کنند خداوندا بیامرز روزه‌داران این روز را و دعای ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوی آمده است که هر که روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ‌تعالی بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌های آخرت او را برآورد.

- در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود.

- در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد(ع) روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است:

اَللّهُمََّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِکَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْکِ الْجارِیَةِ فِی اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَکِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْکَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْکَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبی بِطاعَتِکَ وَلا تُخْزِنی بِمَعْصِیَتِکَ وَارْزُقْنی مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ نَشَرْتَ عَلَیَّ مِنْ عَدْلِکَ وَ اَحْیَیْتَنی تَحْتَ ظِلِّکَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ شَعْبانُ الَّذی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذی کانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فی صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فی لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَکَ فی اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلی مَحَلِّ حِمامِهِ.

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَی الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لی شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنی لَهُ مُتَّبِعاً حَتّی اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّی راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبی غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لی مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنی دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ.

- در این ماه مناجات شعبانیه خوانده شود. این مناجات از ابن خالویه نقل شده و گفته این مناجات حضرت امیرالمؤمنین و امامان است که این گونه آغاز می‌شود:

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائی اِذا دَعَوْتُکَ وَاْسمَعْ نِدائی اِذا نادَیْتُکَ».

اعمال مخصوص ماه شعبان

شب اوّل؛ دوازده رکعت که در هر رکعت حمد یک مرتبه و یازده مرتبه توحید خوانده شود.

روز اوّل:
۱- روزه‌ این روز فضیلت بسیار دارد و از حضرت صادق(ع) روایت شده که هر که روز اوّل شعبان را روزه بگیرد برای او بهشت واجب می‌شود.

۲- سید بن طاوس از حضرت رسول(ص) برای کسی که سه روز اوّل این ماه را روزه بگیرد ثواب بسیاری نقل کرده است.

۳- در شب‌های سه روز اول دو رکعت نماز وارد شده که در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید یازده مرتبه خوانده شود.

روز سوّم
روز سوم، روز مبارکی است که امام حسین علیه‌السلام در این روز متولد شده است. از قاسم بن عَلاء همدانی وکیل امام حسن عسکری(ع) نامه‌ای رسیده که مولای ما امام حسین(ع) در روز پنجشنبه سوم شعبان متولد شد، پس این روز، روزه گرفته شود و دعای ذیل در آن روز خوانده شود:

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فی هذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ بَکَتْهُ السَّماَّء ُوَ مَنْ فیها وَالاْرْضُ وَ مَنْ عَلَیْها وَ لَمّا یَُطَاْ لابَتَیْها قَتیلِ الْعَبْرَةِ وَ سَیِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ یَوْمَ الْکَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَالشِّفاَّءَ فی تُرْبَتِهِ والْفَوْزَ مَعَهُ فی اَوْبَتِهِ والاْوصِیاَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ وَ غَیْبَتِهِ حَتّی یُدْرِکُوا الاْوْتارَ وَ یَثْاَروُا الثّارَ وَ یُرْضُوا الْجَبّارَ وَ یَکُونُوا خَیْرَ اَنْصارٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ. اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَیْکَ اَتَوَسَّلُ وَ اَسْئَلُ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسیَّئٍ اِلی نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فی یَوْمِهِ وَ اَمْسِهِ یَسْئَلُکَ الْعِصْمَةَ اِلی مَحَلِّ رَمْسِهِ.

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَاحْشُرْنا فی زُمْرَتِهِ وَ بَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْکَرامَةِ وَ مَحَلَّ الاِقامَةِ. اَللّهُمَّ وَ کَما اَکْرَمْتَنا بِمَعْرِفَتِهِ فَاَکْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَ سابِقَتَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَ یُکْثِرُ الصَّلوةَ عَلَیْهِ عِنْدَ ذِکْرِهِ وَ عَلی جَمیعِ اَوْصِیاَّئِهِ وَ اَهْلِ اَصْفِیاَّئِهِ الْمَمْدُودین مِنْکَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَیْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ وَالْحُجَجِ عَلی جَمیعِ الْبَشَرِ. اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فی هذَا الْیَوْمِ خَیْرَ مَوْهِبَةٍ وَ اَنْجِحْ لَنا فیهِ کُلَّ طَلِبَةٍ کَما وَ هَبْتَ الْحُسَیْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ عاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

از امام صادق علیه‌السلام برای این روز دعایی روایت شده که امام حسین(ع) در روز عاشورا خوانده‌اند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِی الْمَکانِ عَظیمُ الْجَبَرُوتِ شَدیدُ الِمحالِ غَنِی َُّعنِ الْخَلایِقِ عَریضُ الْکِبْرِیاَّءِ قادِرٌ عَلی ما تَشاَّءُ قَریبُ الرَّحْمَةِ صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَریبٌ إذا دُعیتَ مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَیْکَ قادِرٌ عَلی ما اَرَدْتَ وَ مُدْرِکٌ ما طَلَبْتَ وَ شَکُورٌ اِذا شُکِرْتَ وَ ذَکُورٌ اِذا ذُکِرْتَ اَدْعُوکَ مُحْتاجاً وَ اَرْغَبُ اِلَیْکَ فَقیراً وَ اَفْزَعُ اِلَیْکَ خاَّئِفاً وَ اَبْکی اِلَیْکَ مَکْرُوباً وَ اَسْتَعینُ بِکَ ضَعیفاً وَ اَتوَکَّلُ عَلَیْکَ کافِیاً اُحْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا (بِالْحَقِّ) فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوابِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُ نَبِیِّکَ وَ وَُلَْدُ حَبیبِکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ الَّذِی اصطَفَیْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَائْتَمَنْتَهُ عَلی وَحْیِکَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

علاقه‌مندان برای اطلاع از سایر ادعیه و  اعمال ماه شعبان می‌توانند به کتاب «مفاتیح‌الجنان» تألیف شیخ عباس قمی(ره) مراجعه کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

» سکوت دنیا ظلم را پوشانده بود، دینی که با قطره قطره خون شهدای بدر و احد و خیبر ایجاد شده و با صبوری و شجاعتهای امیر المومنین علیه‌السلام رشد کرده بود، در آستانه سقوط بود.

می‌توانست سکوت کند، می‌توانست بیعت صوری و ظاهری داشته باشد، می‌توانست مدینه را ترک کرده و به مکانی دورتر از دسترس یزیدیان برود، می‌توانست حکومت منطقه خاصی را انتخاب کرده و با یزید مصالحه کند و در همه این صورتها حضرت اهل بهشت بود چرا که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود بود:
«حسن و حسین علیهما‌السلام امام‌ هستند چه قیام کنند و چه بنشینند و دست از قیام بکشند آن دو سرور جوانان اهل بهشت هستند».[1]
اما سید و سالار شهیدان این انحراف را با قطره‌های خونش از بین برد و از شعائر الهی دفاع کرده و با نهضت عاشورایی خود، مسیر هدایت بخش دین را تا ظهور منجی ترسیم کرد.

سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا امام حسین علیه‌السلام با این که گزینه‌های فوق بر سر راهش وجود داشت به صحرای کربلا رفته و با آن مصیبت بسیار به شهادت رسیدند و اهل بیت مکرمش به اسارت رفتند؟ چرا از گزینه‌های فوق استفاده نکردند تا جانشان حفظ شود؟

اهداف امام حسین در نهضت عاشورا:

1-حمایت از دین:
زمانی که جهل و نادانی تمام دنیا را فرا گرفته بود و اعراب وضع خطرناک‌تری داشتند و به راحتی دختران را زنده به گور کرده و بر سر مسائل پست و ناچیز همدیگر را می‌کشتند، خداوند آخرین پیامبر خود را به سوی آنان مبعوث کرد تا دستوراتش را که از آن به دین تعبیر می‌شود بین آنان منتشر کرده و آنان را به راه راست هدایت نماید، رسول خدا در طول 23 سال از عمر شریفش شب و روز تلاش کرد و تمام دستوراتی که برای زندگی سعادت بخش لازم است به آنان آموزش داد و برای دفاع از دین خدا جنگهای بسیاری را به جان خرید و با دشمنان مبارزه کرد و پس از آن حضرت علی علیه‌السلام نیز تمام عمرش را در دفاع از دین خدا سپری کرد و پس از آن امام حسن مجتبی علیه‌السلام نیز بخشی از عمرش را در جنگ با دشمنان دین بود و بخش دیگر را نیز در صلح، از دین مراقبت کرد، اما زمانی که یزید بر خلاف صلح امام حسن مجتبی علیه‌السلام به حکومت رسید اصل و اساس دین را در خطر قرار داد، او علنا شراب می‌خورد و با سگ و میمون بازی می‌کرد و با این اعمال، امت رسول خدا را به انحراف از دین کشیده بود، حضرت برای اصلاح دین قیام کرد و قبل از خروج از مکه در ضمن وصیتی که تحویل محمد حنفیه داد، نوشت:
«من از روی خودخواهی، خوش‌گذرانی و یا برای  فساد و ستمگری قیام نکردم، بلکه قیام من بری اصلاح در امّت جدّم می‌باشد».[2]
امام که به دعوت مردم کوفه به سمت عراق حرکت کرد در مسیری به نام کربلا محاصره شده و بین قبول بیعت با یزید و جانفشانی در راه خدا و حفظ دین، گزینه شهادت را انتخاب کرده و در جنگ نیز با همین شعار لشکریانش را روحیه می‌داده و به مبارزه و مقاومت دعوت می‌کرد و می‌فرمود:
«اینک این درهای گشوده بهشت و نهرهای جاری و پیوسته آن و میوه‌ها و قصرهای بهشتی است و این هم پیامبر خدا شهیدان که در رکاب او به خون غلتیدند، و اینک پدر و مادرم نیز چشم به راه شمایند و مشتاق دیدارتان! پس از دین خدا حمایت کنید و از حرم رسول خدا دفاع کنید».[3]
حضرت با تمام جودش حاضر بود از دین خدا دفاع نماید و این عشق و علاقه را در رجز خوانیهای خود ابراز می‌کرد و می‌فرمود:
«اگر دین محمّد جز با شهادت من و رسوایى دشمن استوار نمى‏‌شود، اى شمشیرها مرا دریابید».[4]

2- احیای شعائر دین:
شعائر اللّه که به معنای نشانه‏‌هاى پروردگار است، شامل سر فصلهاى آئین الهى و برنامه‏‌هاى کلى و آنچه در نخستین برخورد با این آیین چشمگیر است، می‌باشد که امر به معروف و نهی از منکر از جمله شعائر الهی است که خداوند آن را کنار ایمان به ذات اقدسش قرار داده و می‌فرماید:
«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ [آل عمران/110] شما بهترین امتى بودید که به سود انسانها آفریده شده‌‏اند چه اینکه امر به معروف و نهى از منکر مى‏‌کنید و به خدا ایمان دارید».
این واجب الهی که باعث رشد و شکوفایی سایر احکام دین است، در زمان امام حسین علیه‌السلام تعطیل شده بود و مردمِ عافیت طلب چشمشان را بر روی بدعتها و کج رویها بسته بودند و در مقابل آنها ساکت بودند امام برای زنده کردن این فریضه مهم حرکت کرد و در شروع حرکت فرمود:
«من از روی خودخواهی، خوش‌گذرانی و یا برای فساد و ستمگری قیام نکردم... بلکه من می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم».[5]
از دیگر شعائری که در زمان امام حسین علیه‌السلام دستخوش فراموشی و تغییرات بسیار شده بود فریضه نماز بود، که خداوند در آیات بسیار از قرآن کریم به آن اشاره کرده است و می‌فرماید:
«حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتینَ [بقره/238] در انجام همه نمازها، به خصوص نماز وسطى [نماز ظهر] کوشا باشید! و از روى خضوع و اطاعت، براى خدا بپاخیزید!».
نماز که خود دارای قوانین الهی است که رسول خدا آنها را بیان و اجرا کرده بود با انحرافات خلفاء و فرماندارن آن در حال تغییر بود به طوری که مسلمانان به پیروی از دین خدا و سنّت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله هنگام انجام فریضه حج، به جای نمازهای چهار رکعتی در سرزمین منی دو رکعت نماز می‌گزاردند، ولی عثمان یک سال، تصمیم گرفت نمازهای چهار رکعتی را تمام بخواند و از آن پس بنی امیه، به جای پیروی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از عثمان پیروی کردند.[6]
ولید بن عقبه، والی عثمان در کوفه، مردی فاسق و عیاش و شرابخوار بود، شبی پس از عیاشی برای گزاردن نماز صبح به مسجد رفت؛ زیرا شخص والی امام جماعت نیز بود، در آن روز، او به جای دو رکعت، چهار رکعت به جای آورد و در نماز به جای قرآن اشعار عاشقانه خواند. پس از نماز رو به مردم کرد و گفت: اگر می‌خواهید بیش از این برایتان بخوانم!...».[7]
اما امام در شب عاشورا که دشمن قصد حمله را داشت فرصتی گرفت تا نماز را به جای آورد و بار دیگر با خداوند در قالب نماز سخن بگوید و خطاب به قمر بنی هاشم فرمود:
«از این گروه بخواه تا نبرد را به فردا بیندازند و امشب به تأخیر افتد، باشد که به نماز و دعا و استغفار بپردازیم، خدا می‌داند که من پیوسته علاقه به نماز و تلاوت آیات الهی داشته‌ام».[8]
در روز عاشورا نیز امام در سخت‌ترین شرایط جنگ و در حالی که تیر همچون باران به سمت او و یارانش روانه بود نماز را اقامه کرد و در حق شخصی که آن را یادآوری کرده بود دعا کرد.[9]

امید است همه عاشقان امام نیز به حضرت اقتداء کرده و با تمام وجود از دین خدا دفاع کنند و با انجام امر به معروف و نهی از منکر و اقامه نماز از شعائر الهی دفاع کنند.

—------------------------------------—
پی نوشت‌ها:
[1]. « و ابناها سیّدا شباب أهل الجنّة، و إنّهما إمامان قاما أو قعدا..» بحرانی، سید هاشم، الإنصاف فى النص على الأئم، چاپ دوم، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1387ش، ص 207.
[2]. «إِنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطَرًا وَ لا مُفْسِدًا وَ لا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی» مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ گوناگون، انتشارات اسلامیه، تهران، ج ‏44، ص 330.
[3]. «یا أصحابی! ان هذه الجنة قد فتحت أبوابها، و اتصلت أنهارها، و أینعت ثمارها، و زینت قصورها، و تألفت ولدانها و حورها، و هذا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و الشهداء الذین قتلوا معه و أبی و أمی یتوقعون قدومکم و یتباشرون بکم، و هم مشتاقون الیکم، فحاموا عن دین الله، و ذبوا عن حرم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم» جمعی از محققان پژوهشکده باقرالعلوم، موسوعه کلمات الامام الحسین، انتشارات امیر کبیر، تهران، 1382ش، ص 445.
[4]. «إنْ کَانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَمْ یَسْتَقِمْ إِلَّا بِقَتْلی یا سُیُوفُ خُذینی‏» عاملی، سید محسن امین، اعیان الشیعة، انتشارات دارالتعارف، بیروت، 1421ق، ج 1، ص 581.
[5]. اِنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً،.... اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ» مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ گوناگون، انتشارات اسلامیه، تهران، ج ‏44، ص 330.
[6]. «صَلَّى بِنَا عُثْمَانُ بِمِنًى أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ فَقِیلَ ذَلِکَ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ فَاسْتَرْجَعَ ثُمَّ قَالَ صَلَّیْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص بِمِنًى رَکْعَتَیْنِ وَ صَلَّیْتُ مَعَ أَبِی بَکْرٍ بِمِنًى رَکْعَتَیْنِ وَ صَلَّیْتُ مَعَ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ بِمِنًى رَکْعَتَیْنِ فَلَیْتَ حَظِّی مِنْ أَرْبَعِ رَکَعَاتٍ رَکْعَتَانِ...» سید ابن طاووس، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، چاپ اول، انتشارات خیام، قم، 1400ق، ج ‏2، ص 490.
[7]. «صلى الولید بن عقبة بأهل الکوفة صلاة الصبح أربع رکعات ، ثم التفت إلیهم ، فقال : أزیدکم؟!» محمد باقر، بحار الانوار، چاپ گوناگون، انتشارات اسلامیه، تهران، ج 31، ص 153.
[8]. «لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبّنا اللَّیلَهَ وَ نَدعوُهُ و نَستَغفِرهُ فَهُو یَعلَمُ اَنی کُنتُ اُحِبُّ الصَّلاهَ لهُ وَ تَلاوَهَ کِتابِهِ وَ کَثرَهَ الدُّعاء وَ الاستغفارَ» همان مدرک قبلی ج 44، ص 392.

[9]. «فرفع الحسین رأسه إلى السماء و قال ذکرت الصلاة جعلک الله من المصلین نعم هذا أول وقتها ثم قال سلوهم أن یکفوا عنا حتى نصلی» نجفی، محمد جواد، زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام، چاپ سوم، انتشارات اسلامیه، تهران، 1364ش، ص: 35.

منبع: معاونت تبلیغ حوزه های علمیه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آن شب سكوت خلوت غار حرا شكست
با آن شكست، قامت لات و عزا شكست

آمد به گوش ختم رسولان ندا بخوان
مُهر سكوت لعل بشر زان ندا شكست

با خواندن نخوانده الفبا طلسم جهل
در سرزمین ركن و مقام عصا شكست

آدم به باغ خلد خدا را سپاس گفت
تا سد ظلم و فقر به ام‌القرا شكست

نوح نبى به ساحل رحمت رسید و خورد
طوفان به پاس حرمت خیرالورا شكست

بر تخت گل نشست در آتش خلیل حق
تا ختم‌الانبیا گل لبخند را شكست

عیسى مسیح مُهر نبوت به او سپرد
زیرا كه نیست دین ورا تا جزا شكست

آمد برون ز غار حرا میر كائنات
آن سان كه جام خنده باد صبا شكست

در خانه رفت و دید خدیجه كه مى‌دهد
از بوى خویش مُشک غزال ختا شكست

بر دور خویش كهنه گلیمى گرفت و خفت
آمد ندا كه داد به خوابش ندا شكست

یا «ایها المدثر»ش آمد به گوش و گفت
باید كه سد درد ز هر بینوا شكست

قانون مرگ زنده به گوران به گوركن
كز مرگ دختران نرسد بر بقا شكست

آماده بهر گفتن تكبیر كن بلال
چون مى‌دهد به معركه خصم دغا شكست

اینک به خلق دعوت خود آشكار كن
هرگز نمى‌خورد به جهان دین ما شكست

برخیز و بت شكن كه على دستیار توست
كز بت نمى‌خورد على مرتضى شكست

طعن ابى لهب نكند رنجه خاطرت
كو مى‌خورد ز آیه «تبت یدا» شكست

«ژولیده» گفت از اثر وحى ذات حق
آن سكوت خلوت غار حرا شكست

شعر در مورد حضرت محمد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عید نجـات عـالم خلقـت مبارک است

آوای وحـی و لیلـۀ بعثـت مبارک است

عیـد نـزول سـورۀ اقـرأ بـه عقـل کل

جشن کمال و علم و فضلیت مبارک است

ریحانه‌های زنده نهان گشته زیر خاک

عیـد حیات، عیـد ولادت مبارک است

عیـد نـزول وحـی الهی به احمد است

جان در طبق نهید که عید محمّد است

آوای وحی می‌رسد از شش جهت به گوش

بر قلب‌های مرده دمد روح از این سروش

از سنگ‌هــای غـار حـرا آیـد ایـن نـدا:

فریاد بی‌صدای خـدا تا بـه کی خموش؟

اقرأ! بخوان! بخوان! که خدا گویدت بخوان

اقرأ! و ربک ای همـه سر تا قدم خروش

اقرأ! بخوان! که قلب بشر بی‌قرار توست

فصـل خـزان گذشت؛ طلوع بهار توست

اقرأ! بخوان! که نور نبوت دمیده است

اضرب گذشت؛ نوبت اقرأ رسیده است

اقرأ! بخـوان! بخوان! که خداوندگار تو

بهر نجات خلق، تـو را برگزیـده است

اقرأ! بخوان! که پیش‌تر از خلقت وجود

ذات خـدا پیامبــرت آفریــده اسـت

اقرأ! بخوان! که از همگان دلبری کنی

مــا کبریـایـی و تـو پیــام‌آوری کنی

بنگر به کعبه ذکر بتـان یامحمّد است

فریاد بی‌صـدای جهـان یامحمّد است

خورشید و ماه و قطره و دریا و کوه و دشت

با هم ندایشـان همگان یامحمّد است

آوای اولیـای خــدا تـا خـدا خـداست

هر لحظه با هزار زبان یامحمّـد است

در پهن ‌دشت ملک خـدا انقلاب کن

با دست ما تو بتکده‌ها را خراب کن

ای کل وحی، در نفـس جان‌فـزای تو

دیگر بـه تخته‌سنگ حرا نیست جـای تو

ما کرده‌ایم اراده که تا حشر، سرکشان

سـر آورند یکسـره بر خـاک پـای تو

ما کرده‌ایم اراده کـه بـر قلـۀ کمـال

باشـد در اهتــزاز، همیشـه لـوای تو

ای بت‌شکن که هست سر بت شکستنت

دسـت علـی بـود تبـر بـت شکـستنت

تو پیش‌تر ز خلق و پس از خلق، رهبری

هـم اولیـن رسـول هم آخـر پیمبری

پیغمبری به نام تو گردید ختم و بس

با آن کــه از تمـام پیـام‌آوران سری

از آدم و خلیل و کلیم و مسیح و نوح

ای برتـرین سفیـر الهـی تـو برتری

تا روز حشـر، زنـدۀ جاوید، دین توست

قرآن کتاب توست، علی جانشین توست

یاری که هست بـر تو برادر فقط علی‌ست

پیروز بـدر و خنـدق و خیبر فقط علی‌ست

شهـر بــزرگ علـم الـهـی فقــط تویـی

این شهـر را دری‌ست که این در فقط علی‌ست

شمشیـرِ حـق و شیـر خروشـان توست او

اعلام کن به خلق که حیدر فقط علی‌ست

تو جان جان عالمی و جان تو علی‌ست

مـا حافظ توایم و نگهبان تو علی‌ست

امـروز، اوج قلـۀ هستـی سریـر توست

خورشید بر فراز فلک سر به زیر توست

تـا دیـن زنـدۀ تـو نمیــرد نوشتـه‌ایم

غـار حـرا مقدمـه‌ای بـر غدیر توست

تـو شهریـار عالـم امکـان محمّــدی

حکم صریح ماست که حیدر وزیر توست

این نکته در صحیفه وحی تو خواندنی‌ست

بعثت اگـر غدیـر نباشـد نمانــدنی‌ست

برخیـز تــا ابـوذر و سلمـان بپروری

مقــداد در تجلــی قــرآن بپـروری

در روزگار تیرگی و جهل و خودسری

اسـلام آوری و مسلمــان بپــروری

برخیز تا به خُلق خوش و ذوالفقار عدل

در سینه‌هـا محبت و ایمـان بپروری

فرق صنم بکوب و سخن از صمد بگو

سنگت اگـر زننـد سپـر شـو احد بگو

باید رها خلایق از این خودسری شوند

رو سوی حق کنند و ز باطل بری شوند

باید کلاف جان همه گیرند روی دست

بازار یوسفـی چـو تـو را مشتری شوند

تا مکتب تـو زنـده بمـاند چـو نـام تو

بایـد تمـام امـت تـو حیـدری شـوند

آغاز کار تو همه نور و هدایت است

اما کمال مکتب تو در ولایت است

تو آفتاب و نور جهان‌گسترت علی‌ست

تو خود پیمبری و پیـام‌آورت علی‌ست

حتـی اگـر تمـام جهان دشمنت شوند

ما یاور توایم و همه لشکرت علی‌ست

با آن که هست بر سر دستت کتاب وحی

قـرآن ناشنـاختۀ دیگـرت علــی‌ست

هرجا دلت گرفت سخن با علی بگو

حتی به جنگ بدر و احد یاعلی بگو

ای روی حق جمال منیر تو یاعلی

ای قلـۀ کمــال سریــر تو یاعلی

تنهـا نه در صحابـه کـه در جمـع انبیا

هرگز کسی نبوده نظیر تو یـاعلی

مـا از طریـق تـو بـه محمّد رسیده‌ایم

غار حرای ماست غدیر تو یـاعلی

روز نخست تـا کـه ولـی آفریده شد

میثم” هم از برای علی آفریده شد

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 855 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic