تبلیغات
اشک مداح - مطالب بهمن 1397
 
اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

نوای حزین
با روضه‌های ام بنین لطمه می‌زنم
با قلب غصه‌دار و غمین لطمه می‌زنم

با نوحۀ قدیمی دیوان ماتمش
در سایه سار بیرق دین لطمه می‌زنم

جانم فدای روزۀ آبی که می‌گرفت
چون او به عشق تشنه‌ترین لطمه می‌زنم

هم صبح و ظهر و هم سرشب مویه می‌کند
همراه با نوای حزین لطمه می‌زنم

راوی روضه است و کلامش موثق است
با هر اشاره‌اش به یقین لطمه می‌زنم

بر سینۀ شکسته اگر سینه می‌زند
من هم به یاد زخم جبین لطمه می‌زنم

می‌گوید از یسار و یمین نیزه می‌زدند
من نیز از یسار و یمین لطمه می‌زنم

وقتی گریز روضۀ او سمت علقمه ست
بر نعش مانده روی زمین لطمه می‌زنم

حبل المتین عالم و آدم گسسته شد
بر حا و با و لام و متین لطمه می‌زنم

حسن ختام مرثیه‌اش یارقیه است
بر کودک خرابه نشین لطمه می‌زنم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مادرترین نامادری ام البنین است
از بعد زهرا حیدرش را بهترین است
 
اولاد زهرا راچو جانش دوست دارد
براین امانتها نگهداری امین است
 
گوید کنیزم بهر فرزندان زهرا(س)
بر این ادب از او،هزاران آفرین است
 
در بین زنهای عرب همتا ندارد
انگشتر ایثار را همچون نگین است
 
آموخته رسم وفا را بر بنینش
هر یک زآنها جانفدای شاه دین است 
 
قربان عباسش علمدار حسینی 
کو اسوه ی مهر و وفا بر مومنین است
 
قربان آن دستان از پیکر جدایش
قربان آن سقاکه گریان،شرمگین است
 
کرببلا، ام البنین، ام شهیدان
زینب به سوگ آن برادرها حزین است
 
بهر پسرهای خودش گریان نباشد 
گریان برای سید ابرار دین است
 
از بعد عاشورا شده تنهای تنها
با ناله های مادرانه او قرین است
 
شهر مدینه شاهدی بر ناله هایش
هم دوست هم دشمن زحالاتش غمین است
 
از سوز داغ راهیان کربلایی 
در سینه اش پیوسته آه آتشین است
 
با رفتن زینب دگر طاقت ندارد
عمر شریفش روزهای آخرین است
 
روح بزرگش پر کشد از پیکر او
مشتاق دیدار امیرالمؤمنین است
اسماعیل تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



خون قلبم نه ز داغ پسرم ریخت حسین
آسمان از غم تو روی سرم ریخت حسین

زینب آن نیست که پیش از سفر از پیشم رفت
از غم موی سپیدش جگرم ریخت حسین

خواهرت گفت که از نیزه دهانت خون شد
ناگهان بند دل از این خبرم ریخت حسین

من شنیدم بدنت زیر سم اسبان رفت
تنت انگار که پیش نظرم ریخت حسین

گفت: راوی که جگر گوشه اَت ارباً ارباست
از دلم سختیِ داغ پسرم ریخت حسین

در ره یاری ارباب پسر یعنی چه؟
شکر، پیش قدمِ تو قمرم ریخت حسین

مادر آن است که یار غم زهرا بشود
پس چه بهتر که به پایت ثمرم ریخت حسین

پسرانم همه بودند سپر‌های حسین
سپر من همه در حفظ حرم ریخت حسین

آب اگر ریخت ز مشک پسرم، شرمنده…
آبرو بود که از چشم ترم ریخت حسین

مرغ باغ ملکوتِ تو شده عباسم
او به پرواز شد و بال و پرم ریخت حسین

مادرت آمد و دست پسرم را بوسید
عرق شرم ز روی پسرم ریخت حسین

محمود ژولیده






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



مخوان جانا دگر ام البنینم‏..
که من با محنت دنیا قرینم‏
مرا ام البنین گفتند، چون من‏..
پسرها داشتم ز آن شاه دینم‏
جوانان هر یکى چون ماه تابان‏..
بدندى از یسار و از یمینم‏
ولى امروز بى بال و پرستم‏..
نه فرزندان، نه سلطان مبینم‏
مرا ام البنین هر کس که خواند..
کنم یاد از بنین نازنینم‏
به خاطر آورم آن مه جبینان‏..
زنم سیلى به رخسار و جبینم
به نام عبد الله و عثمان و جعفر..
دگر عباس آن دُرّ ثمینم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوبـاره بـوی بقیــــع و مـدینــه می آیــــد                          
دوباره زمزمه غم ز ســــــــینه می آیـد
دوبـاره مـرغ دلـم ســــــر به زیـر پر بـرده                          
که سوز ناله به سودای چشم تر برده
نشـسته گوشــه اندوه و ناله ســـر داده                          
ز ســـــــوز ناله ام البنین خبـــــر داده:
« منـم که سـایه نشین و جـود مـولایم                            کنیز خانه غم ، خـــــــاک پای زهرایم
منم که خانه به دوش غم علی هستم                             منم که همقدم محنت ولی هســتم
منم که شـاهد زخـم شکسـته ابـرویـم                            انیس گریه به یاس شکستـه پهلویم
منم که در همه جا در تب حسـن بودم                           منم که شاهد خون لب حسـن بودم
منم که جلوه حق را به عین می دیدم                           خـدای را به جمال حسیـن می دیدم
منم که بوده دلم صبـح و شـام با زینب                           منم میان همـه ، هم کـلام بـا زینـب
منم که سوگ گلستـان و باغبـان دارم                           به سینـه زخــم غــم کربلائیـان دارم
منم که ظـهر عطـش را نمی برم از یـاد                           چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد
منم که مادر عشق و امید و احساسم
فــدای یک سـر موی حســین عباسـم»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
      

و این هم شعری زیبا از محمدحسین رحیمیان درباره آن بانوی ادب و مادر عباس (س):

      قدم اگر خمید؛ فدای سر حسین 
      جانم به لب رسید؛ فدای سر حسین 
      
      ام البنین سابق این شهر عاقبت 
      شد مادر شهید؛ فدای سر حسین 
       
      یک چند وقتی ست در این شهر هیچکس 
      لبخند من ندید؛ فدای سر حسین 
       
      هر جمله بشیر مرا پیر کرده است 
      موی ام شده سفید؛ فدای سر حسین 
       
      گلچین چهار تا گل گلخانه مرا 
      چه وحشیانه چید؛ فدای سر حسین 
       
      هر شب به یاد عمر کم ناز دانه ها
      اشکم به رخ چکید؛ فدای سر حسین 
       
      هر شب به یاد تشنگی کودک رباب 
      خواب از سرم پرید؛ فدای سر حسین 
       
      عباس پاسبان حرم شد به جای من 
      دستش اگر برید؛ فدای سر حسین 
       
      گویند جا شده به مزار محقری 
      آن قامت رشید؛ فدای سر حسین. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
*********
اشعار مدح و وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها محسن حنیفی

من در بقیع ناله زدم یا گریستم
باران شدم برای شما تا گریستم

مادر صِدام کردی و شرمنده ات شدم
بودم کنیز و پای تو آقا گریستم

زخمت زیاد بود و تو مادر نداشتی
من هم به جای حضرت زهرا گریستم

دیگر لبم به آب خنک بعدِ تو نخورد
تشنه به یاد خشکیِ لبها گریستم

عباس و بچه های علی نذرِ موی تو
کردم فدای تو همه دنیا گریستم

دستش اگر جدا شده غصّه نخورده ام
از این که تو شدی تک و تنها گریستم

باور نمی کنم به سر او عمود خورد
بر روی نعشِ او شده دعوا؛ گریستم

رأسش به دست حرمله افتاد و کوفه رفت
با بستن سرش سر نی ها گریستم

از شرم معجر، او سر نی بی قرار بود
با گریه های غیرت سقا گریستم

در بیت حزن مادرتان صبح تا غروب
باران شدم برای تو آقا گریستم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اشعار مدح و وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها محمد حسین رحیمیان

دل من خسته ز غم هاست کجایی عباس
مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس

مثل هر روز در این خانه دوباره پسرم
روضه شرم تو برپاست کجایی عباس

مثل هر روز منم فاتحه خوانت مادر
دلم از داغ تو غوغاست کجایی عباس

سائلت آمده تا خرجیِ سالش گیرد
نا امید از همه دنیاست کجایی عباس

کاش امروز سرم بر روی زانوی تو بود
مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس

من شنیدم که شده فرق تو هم مثل علی
چشمم از داغ تو دریاست کجایی عباس

من شنیدم روی تل زینب کبری گفته
شمر بالا سر آقاست کجایی عباس

واشده روی همه در سرِ این ها فکر
غارت خیمه ی زن هاست کجایی عباس




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :