اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

چهارشنبه 1396/01/30 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

کسی نداد ،جواب سلام هایش را

به احترام نبردند نام هایش را

تمام مردم نامرد خویش را کوفه

به کوچه ریخته حتی غلام هایش را

مسیر تنگ ،مکافات رد شدن دارد

خدا به خیر کند ازدحام هایش را

ز کوچه رد شد و گیرم کسی نگاه نکرد

ولی چه کار کند پشت بام هایش را

یکی است نیزه نشین و یکی است ناقه نشین!

ببین چگونه می آرند امام هایش را؟

به این سه ساله بچسبد،سکینه می افتد

مراقبت کندآخرکدام هایش را






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چون زخم های روی تنت گریه ام گرفت

از پـیــرهـن نــداشـتـنـت گریه ام گرفت

بـا دیـده هـای سـرخِ جگـر مثـل مـادرم

هنگام دست وپا زدنت گـریـه ام گـرفت

جـایـی بـرای بـوسـه بــرادر نـیـافــتم

از نیـزه هـای در بـدنت گـریه ام گـرفت

تا دیـدم آن سـواره ولـگـرد نـیـزه دار

بــر تـن نـمـوده پـیـرهنت گریه ام گرفت

وقـتـی شنـیـدم از پسـرت ای امام اشک

یـک بـوریـا شـده کـفـنـت گریه ام گرفت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چون زخم های روی تنت گریه ام گرفت

از پـیــرهـن نــداشـتـنـت گریه ام گرفت

بـا دیـده هـای سـرخِ جگـر مثـل مـادرم

هنگام دست وپا زدنت گـریـه ام گـرفت

جـایـی بـرای بـوسـه بــرادر نـیـافــتم

از نیـزه هـای در بـدنت گـریه ام گـرفت

تا دیـدم آن سـواره ولـگـرد نـیـزه دار

بــر تـن نـمـوده پـیـرهنت گریه ام گرفت

وقـتـی شنـیـدم از پسـرت ای امام اشک

یـک بـوریـا شـده کـفـنـت گریه ام گرفت






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

روضه حضرت زینب سلام الله علیها

***

یك اربعین گذشته و زینب رسیده است

بالای تربتی كه خودش آرمیده است

یا ایها الغریب سلام ای برادرم

ای یوسفی كه گرگ تنت را دریده است

از شهر شام كینه رسیده مسافرت

پس حق بده به او كه چنین قد خمیده است

احساس میكنم كه مادرم اینجا نشسته است

در كربلا نسیم مدینه وزیده است

این گل بنفشه های تن و چهره ی كبود

دارد گواه ، زینبتان داغدیده است

توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت ...

...طعم فراق و غربت و غم را چشیده است

آبی به كف گرفته و رو سوی علقمه

با آه می رود سكینه و خجلت كشیده است

این دختر شماست كه خواستند كنیزی اش ....

لكنت گرفته است و صدایش بریده است

نیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیت

زخم زبان زهر كس و ناكس شنیده است

گفتی رقیه ..... گفت نمی آیم عمه جان !

در شام ماند و شهر جدید آفریده است






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شناسنامه حضرت زینب علیها السلام

حضرت زینب علیها السلام در پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجرت در مدینه منوره چشم به جهان گشود. مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها و پدرش امام علی علیه السلام بود.

پیامبر اکرم بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه علی علیه السلام رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب (زین + اب) را که به معنای «زینت پدر» است‏ برای این دختر انتخاب نمود.

نیز او را ام کلثوم کبری، و صدیقه صغری می‏نامیدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود.

حضرت زینب در پنج‏ سالگی مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیت ‏با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با برکت ‏خویش، مشکلات و رنج‏های زیادی را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخی چون اسارت و . . . را تحمل کرد . این سختی‏ها از او فردی صبور و بردبار ساخته بود 

زینب علیها السلام

زینب (ع)

ستاره ی مدینه

شکوه شکیبایی /مروری بر زندگی حضرت زینب(س)

فرازهایی از زندگی عقیله بنی هاشم حضرت زینب علیها السلام

زینب از دیدگاه بنت الشاطی

عقیله بنی هاشم و همسر و فرزندان

عبدالله از جمله خواستگارانی بود که به خانه علی علیه السلام رفت و آمد می کرد. و آرزو داشت با حضرت زینب علیها السلام دختر عموی خود ازدواج کند. اما شرم و حیا می کرد که خواسته خود راباعمویش مطرح کند. طولی نکشید که عبدالله قاصدی را به قصد خواستگاری به خانه علی علیه السلام فرستاد. قاصد به عرض رسانید: علی جان! شما خوب می دانید که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به فرزندان جعفر علاقه فراوانی داشت، حتی یک روز خطاب به آنان فرمود:

«بناتنا لبنینا و بنونا لبناتنا»؛ دختران ما،متعلق به پسران ما و پسران ما، متعلق به دختران ما می باشند. پیشنهاد می کنم و شایسته خواهد بود که دختر گرامی خود، زینب علیها السلام را به ازدواج عبدالله، فرزند برادر خویش در آوری و مهریه را هم مانند مهریه مادرش، فاطمه علیها السلام قرار دهی.

حضرت علی علیه السلام هم که غیر از جهت خویشاوندی و اصالت خانوادگی، در وجود عبدالله اخلاق و فضیلت و ارزش های انسانی و معنوی زیادی سراغ داشت، خواستگاری راپذیرفت. و حضرت زینب علیها السلام، دختر والاگهر خویش را در حالی که سن او ده سال ازعبدالله کم تر بود، به ازدواج وی در آورد. ثمره این ازدواج، سه پسر و یک دختر بود.

عبدالله بن جعفر طیار همسر زینب علیها السلام

محمد بن عبدالله جعفر

عَون بن عبدالله بن جعفر

حضرت زینب در واقعه کربلا

از جمله حوادث خونبار و دردناک اجتماعی ـ سیاسی تاریخ اسلام، حادثه جانسوز کربلاست که از سویی نشان دهنده نقطه اوج روح و تعالی انسان است و از سوی دیگر نمایانگر فرود روح آدمی در پَست ترین دَرکات. نهضت عاشورا یک نهضت ارزشی بر علیه ضد ارزشها بود که اگر به وقوع نمی پیوست، با طرحهایی که بنی امیه ریخته بودند، دیگر اثری از ارزشهای اسلامی و انسانی باقی نمی ماند.

در این رویداد عظیم، همه گونه طبقات اجتماعی از آزاد و بنده، پیر و جوان و کودک، و مرد و زن سهیم بوده و هر کدام نقش به سزایی ایفا کرده اند. در این میان، نقش برخی از زنان به خصوص حضرت زینب علیهاالسلام بسیار حسّاس و مهم بوده است. زینب علیهاالسلام از همان ابتدای ورود به کربلا حضوری فعّال و سازنده داشت، امّا آنچه که به این حضور، جلوه دیگری می بخشد و آن را پُر رنگ تر می سازد نقش ویژه آن حضرت بعد از واقعه عاشورا است که به همراه زنان دیگر در دو مرحله رهبری کاروان اُسرا و تبلیغ دین و ترویج عاشورا به تصویر کشیده شده است.

زینب علیهاالسلام ، رهبر کاروان اسیران کربلا

زینب(س) پیامبر عاشورا

رسالت در اسارت

اگر زینب نبود

زینب علیها السلام الگوی حضور

زینب کبری علیها السلام، الگوی صابران

شیوه های تبلیغی حضرت زینب (س)

خطبه های حضرت زینب

حضرت زینب(س) با احاطه کامل بر جریان های سیاسی، فرهنگی و تبلیغی منجر به سلطه و استبداد امویان، عمدتاً مشغول آگاهی بخشی مردم و رسوا کردن این خاندان بود. او این رویارویی اسلام اصیل و اسلام دروغین را مواجهه اسلام و کفر می دانست و در این منظر، حقایق تاریخی را آشکار و روشن می کرد. از نگاه حضرت زینب(س) حوادث بزرگی مثل جنگ صفین، شهادت امام علی، امام حسن و امام حسین(ع) و اسارت خاندان نبوی همگی جز محصول عقده گشایی و خواری و حقارت خانواده ابوسفیان نیست؛ زیرا این خاندان، ضربه های مهلکی از آموزه های نظام اسلام خورده اند. آنان گرفتار انتقام کور تاریخی شده اند. به همین دلیل حضرت زینب(س) در شیوه تبلیغی خود، به ویژه در خطبه هایش می کوشد ضمن بیان افتخار و عزت اسلام و خاندان نبوت، پرده از نفاق امویان بردارد و با استنادهای تاریخی خود، خاندان اموی را رسوا و ادعاهای پوچ و بی اساس آنها را در تاریخ برملا کند. حضرت زینب(س) تباهی، فساد و فسق آن خاندان را که به نوعی تداوم روحیه ها و هویت جاهلی است، آشکار می کند.

خطابه در کوفه

اصول مبارزه عاشورایی در خطبه حضرت زینب(س)

راه سبز/خطبه حضرت زینب کبری سلام اللّه علیها در مجلس

خطابه زینب(س)، حماسه جاودانه شام

تاریخ وفات و مرقد مطهر حضرت زینب

نظر معروف این است که آن حضرت پس از شهادت امام حسین علیه‏السلام بیش از یک سال و نیم زندگی نکرد و در 15 رجب سال 62 هجری قمری، در 56 سالگی از دنیا رفت و مرقد مطهر ایشان در سوریه می باشد.

محل دفن حضرت زینب علیها السلام

مرقد حضرت زینب، کنکاشی دوباره

فضایل و مناقب حضرت زینب

گوشه هایی از فضایل حضرت زینب علیها السلام عبارتند از:

شجاعت: در مقابل یزید خیره سر، و دهن کجی‏ها و بد زبانی‏های او، شجاعت ‏حیدری را به نمایش گذارده، چنین می‏گوید: «لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک انی لاستصغر قدرک واستعظم تقریعک واستکبر توبیخک»: «اگر فشارهای روزگار مرابه سخن گفتن با تو واداشته [بدان که] من قدر و مقدار تو را کوچک پنداشته و سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ کردن تو را بزرگ می‏دانم .»

فصاحت و بلاغت: سخنان زینب علیها السلام چنان بود که وجدان خفته مردم را بیدار کرد و صدای گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.  

فضایل و مناقب حضرت زینب علیها السلام

زینت پدر (بررسی شخصیت و مقام حضرت زینب (علیهاالسلام))

زینب ترجمان حقیقت­ها

حضرت زینب(س)پاسدار بزرگ ارزشها

عبادت و بندگی

امام سجاد علیه السلام در مورد حضرت زینب فرمودند: «ان عمتی زینب کانت تؤدی صلواتها، من قیام الفرائض و النوافل عند مسیرنا من الکوفة الی الشام و فی بعض منازل کانت تصلی من جلوس لشدة الجوع و الضعف ؛ عمه ‏ام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب را اقامه می‏نمود و در بعضی منازل به خاطر شدت گرسنگی و ضعف، نشسته ادای تکلیف می‏کرد.»

تحلیلی بر کلام حضرت زینب (ع) که فرمود: «ما رایت الا جمیلا» / جز زیبا چیزی ندیدم

علم و دانش

مقام علمی زینب کبری آنچنان واضح و روشن است که سخن حضرت سجاد(ع) برای درک عظمت آن بانوی دانشمند کافی است. حضرت سجاد(ع) در مورد جایگاه علمی آن بزرگوار فرمود: «انت بحمداللّه عالمةٌ غیر معلّمةٍ و فهمةٌ غیر مفهمّةٍ»: «عمه جان! به لطف الهی تو دانشوری هستی که از گنجینه وحی علم آموخته ای و کسی به تو آموزش نداده و اندیشمندی هستی که بدون معلم می فهمی و تعقل و تدبّر داری!.»

در مقام تعقّل و اندیشه و هوشمندی آنچنان اوج گرفته بود که حضرتش را به عقیله بنی هاشم موسوم گردانیدند.ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین و در ذیل شرح حال عون بن عبداللّه می گوید: مادر عون، زینب عقیله، دختر علی بن ابی طالب (ع) است. زینب همان بانوئی است که ابن عباس خطبه فدک فاطمه(س) را از او روایت کرده است. ابن عباس در آغاز نقل خطبه می گوید: عقیله ما (بنی هاشم) زینب دختر علی (ع) این خطبه را گزارش نموده است.

درسهائی از عقیله خاندان وحی

بانوی عشق و صبر

نظری بر سیمای روایی حضرت زینب سلام الله علیها

نقش آفرینی بانوان در تبلیغ دین(3)روزگار امام

سیره اخلاقی حضرت زینب سلام الله علیها

زینب علیها السلام که حضور هفت معصوم را درک کرده، در تمامی ابعاد ولایت مداری (معرفت امام، تسلیم بی چون و چرا بودن، معرفی و شناساندن ولایت، فداکاری در راه آن و) . . . سر آمد است . زینب علیها السلام به خوبی درس ولایت مداری را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایی در کربلا به عرصه ظهور رساند

او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، او حتی تسلی بخش دل امام سجاد علیه السلام بود، آن جا که می‏گفت: «لا یجز عنک ما تری، فو الله ان ذلک لعهد من رسول الله الی جدک وابیک وعمک: [ای پسر برادر!] آن چه می‏بینی (شهادت پدر) تو را بی تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا از جد و پدر و عمویت می‏باشد .»

او سختی‏ها و تازیانه‏ ها را به جان خود می‏خرید و نمی‏گذاشت ‏بر بازوی کودکان اصابت کند.

زینب علیه السلام در آیینه خاطرات (1)

زینب علیهاالسلام در آیینه خاطرات (2)

عفت و پاکدامنی

زینب کبری عفت ‏خویش را حتی در سخت‏ترین شرایط به نمایش گذاشت . او در دوران اسارت و در حرکت از کربلا تا شام سخت ‏بر عفت‏ خویش پای می‏فشرد . مورخین نوشته‏ اند: «وهی تستر وجهها بکفها، لان قناعها قد اخذ منها»: «او صورت خود را با دستش می‏پوشاند چون پوشیه اش از او گرفته شده بود.»

زینب علیها السلام بانوی حیا، پاسدار عفت و پاکدامنی

زینب (س) آموزگار حیا و پاکدامنی

زینب آموزگار حیا و پاکدامنی

صبر

زینب (س) در پرتو عنایت و توجه آل عبا بر دشواری ها و سختی ها صبر کرد، رنج ها و مصیبت هایی را تحمل نمود که «اگر بر کوه های استوار و راسخ نازل می شد از هم فرو می پاشید.»

صبر زینب از نوع صبری نبود که هر فرد زبون و ناتوانی به آن تن می دهد بلکه صبری خداپسندانه و هدفدار و اندیشیده بود. وی می دانست این نوع صبر با ایمان رابطه تنگاتنگ دارد و مؤمنی که صابر نباشد پیوسته ایمان و تقوایش متزلزل خواهد بود و انسان تا صبور نباشد نمی تواند در بندگی خدا، ایستادگی کند و در برابر شیطان و هواهای نفسانی و گریز از گناه و استواری در برابر تنگی ها ثابت قدم باشد. او از پدرش علی (ع) این سخن را شنیده بود که: «انسان حقیقت ایمان را درک نمی کند مگر این که سه ویژگی در او باشد: آگاهی به دین، صبر بر دشواری ها و تدبیری نیکو در امور زندگی .»

درس صبر و استقامت در مکتب زینب علیها السلام

زینب علیهاالسلام ، پیروز تمام امتحانات

امام زمان عجل الله فرجه و حضرت زینب سلام الله علیها

مصیبت اسیری زینب سلام الله علیها

خاطره ها - حضرت مهدی علیه السلام در زینبیه

حضرت زینب سلام الله علیها در آینه شعر و ادب

آی آینه تمام نمای صبر و ایثار! تو را چه بخوانم که نامت یادآور حماسه عاشورا و یادآور اسارت و غربت یتیمان کربلاست. تو را چه بخوانم که نامت گره خورده در رنج و محنت است. مرغ جانت دیگر در کالبد تن نمی­گنجد و دل طلب می­کند که به برادر بپیوندی. چشم برهم می­نهی و بلندترین نغمه وصال را سر می­دهی.

سلام بر تو که وارث مظلومیت سترگی بودی که در خاندان طاهرت نسل به نسل به ارث رسید.

سلام بر تو روزی که عارفانه و عاشقانه عروج کردی و سلام بر خاندان پاکت باد.

در وصف عقیلة العرب حضرت زینب علیها السلام





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س) 

 

حسین بود و تو بودی ، تو خواهری کردی

حسین فاطمه را گرم، یاوری کردی

 

غریب تا که نمانَد حسین بی عباس

به جای خواهری آن جا، برادری کردی

 

گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین

چه خواهری تو برادر، که مادری کردی

 

تو خواهریّ و برادر، تو مادریّ و پدر

تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی

 

پس از حسین، چه بر تو گذشت وارث درد!

به خون نشستی و در خون، شناوری کردی

 

پس از حسین، تو بودی که شرح عصمت را

که روز واقعه، را یاد آوری کردی

 

به روی نیزه، سر آفتاب را دیدی

ولی شکست نخوردیّ و سروری کردی

 

حسینِ دیگری آن جا پس از حسین شکُفت

تو با حسین پس از او، برابری کردی

 

چه زخم ها که نزَد خطبه ات به خفّاشان!

زبان گشودی و روشن، سخنوری کردی

 

زبان نبود، خودِ ذوالفقارِ مولا بود

سخن درست بگویم، تو حیدری کردی

 

تویی مفسّر آن رستخیز ناگاهان

یگانه قاصد امّت پیمبری کردی

 

بَدَل به آینه شد، خاک کربلا با تو

تو کیمیا گری و کیمیا گری کردی

 

حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی

حسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردی

 

مرتضی امیری اسفندقه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شکسته بال و پری شوق آسمان دارد

درون سینه خود زخم بیکران دارد

 

همان که قامت صبر از صبوریش خم بود

در اوج قله ماتم شکوه پرچم بود

 

همان که آینه روشن حقایق بود

همان که همدم هفتاد و دو  شقایق بود

 

همان  که از غم هجران شکسته قامت او

هزار خاطره مانده است از اسارت او

 

هزار خاطره از شهر و کوچه و از شام

هزار خاطره از سنگ و بام و از دشنام

 

هزار خاطره از یاس های سرخ و کبود

 هزار خاطره از کودکی که گم شده بود

 

به چشم خیس من امشب نگاه کن بانو

 تمام حس مرا پر ز آه کن بانو

 

چقدر بغض نشسته به روی حنجرتان

 بلا به دور مگر که چه آمده سرتان

 

شبیه آینه های شکسته میمانید

چقدر آیه امن یجیب می خوانید

 

من از هجوم عطش بر لبت خبر دارم

من از گرسنگی هر شبت خبر دارم

 

نه سایه ای ز ترحم نه آب آوردند

برای تشنگیت آفتاب آوردند

 

تو ای سپیده ی صبح قیام عاشورا

پیام آور سرخ پیام عاشورا

 

بخوان سرود پریدن بخوان پری باقیست

هنوز بین شماها کبوتری باقیست

 

هنوز در پس این نای زخم خورده ی تان

صدای غرش الله اکبری باقیست

 

اگر چه روح علمدار پر کشید اما

میان دشت علمدار دیگری باقیست

 

و بین معرکه با صبر خود نشان دادید

هنوز مرد نبردید تا سری باقیست

 

روح الله مردان خانی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1396/01/28 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

اشعار شهادت حضرت زینب(س) 

 

این زن که از برابر طوفان گذشته بود

عمرش کنار حضرت باران گذشته بود

 

صبرش امان حوصله ها را بریده بود

وقتی که از حوالی میدان گذشته بود

 

باران اشک بود و عطش شعله می کشید

آب از سر تمام بیابان گذشته بود

 

آتش، گرفته بود و سر از پا نمی شناخت

از خیمه های بی سر و سامان گذشته بود...

 

اما هنوز آتش در را به یاد داشت

آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود

 

می دید آیه آیه ی آن زیر دست و پاست

کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود

 

یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت

عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود

 

زینب هزاربار خودش هم شهید شد

از بس که از کنار شهیدان گذشته بود

 

بر صفحه های سرخ مقاتل نوشته اند

این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود

 

احمد علوی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :