مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام

دگر زمان سرور پیامبر آمد

تاریخ:یکشنبه 1395/12/29-13:15

دگر زمان سرور پیامبر آمد

که گاه زخم زبان قریش سر آمد

 

تو همزبان خدیجه شدی میان رحم

که غم مخور شب تنهایی ات سحر آمد

 

برزگ بانوی کعبه چقدر تنها بود...

ز دیده های پر از مهر او گوهر آمد

 

شمیم سیب بهشت از حجاز می آید

نگار ماست غریبانه از سفر آمد

 

خدا برای علی خلق کرده است تو را

برای شیر خدا بهترین سپر آمد

 

تمام فخر علی شوهری فاطمه است

خبر دهید به حیدر که همسفر آمد

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تا لبانت به مادرت خندید

تاریخ:یکشنبه 1395/12/29-13:09

تا لبانت به مادرت خندید

بندگان را خدای تو بخشید

 

چادرت را كه دوخت دست ملك

باقی اش رابه روی كعبه كشید

 

مصطفی جای نقل روی سرت

تكه های ستاره می پاشید

 

هر كجا مصطفی نظر می كرد

رد پای فرشته را می دید

 

ناگهان باملائك آهسته

گفت آرام دخترم خوابید

 

باز قنداقه را بغل كرد و

گونه ات را به خنده می بوسید

 

مثل آن لحظه ای كه در معراج

از سرشاخه سیب سرخی چید

 

بوی یاس تو برمشام آمد

باز خورشید روی بام آمد

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تا ابد سایه گستری مادر

تاریخ:یکشنبه 1395/12/29-13:05

در نگاهت نبی خدا را دید

درقنوت تو ربنا را دید

 

بهر تبریك جبرئیل آمد

دست برسینه انبیا را دید

 

پدرت پشت درب خانه تان

باگل و هدیه مرتضی را دید

 

آسمان و زمین پر از گل شد

تا كه روی گل شما را دید

 

پا به روی زمین زدی وجهان

مادر شاه كربلا رادید

 

چادرت را تكاندی و خورشید

زیر پایت ستاره ها را دید

 

آنقدر در حجاب بودی كه

ماه در چادرت حیا را دید

 

تا ابد سایه گستری مادر

همه عشق حیدری مادر

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قلم مطهر و صفحه مطهر و تحریر

تاریخ:یکشنبه 1395/12/29-00:45

                                              قلم مطهر و صفحه مطهر و تحریر 
                                               به آب و تاب کنم وصف آیه ی تطهیر 
  

تو کیستی که همه قاصرند از درکت 
چگونه می شود آخر تو را کنم تفسیر 
  
مقابل قدمت جبرییل زانو زد 
ز بس جلالیت ذات توست عالم گیر 
  
به پیشگاه شما از خدا پیام رسید 
سلام حضرت کوثر... سلام خیر کثیر 
  
قسم به لوح و قلم گر اراده فرمایید 
به باب میل شما می خورد رقم تقدیر 
  
میان خانه نشستید و ذکر می گویید 
تمام ارض و سماوات غرق این تکبیر 
  
تمام خلق تو را در نقاب و دیده و بس 
فقط خدا رخ تو بی حجاب دیده و بس 
  
زمانه ظرف ندارد که تو ظهور کنی 
کجا به کوتهی فکر ما خطور کنی 
  
اگر قنوت بگیری میان سجاده 
تمام شهر به یک غمزه غرق نور کنی 
  
کلیم خانه ی حیدر! به یک دعای سحر 
سرای کوچک خانه شبیه طور کنی 
  
تو بهجت دل مولایی و به یک لبخند 
وجود خسته ی او را پر از سرور کنی 
  
فضای کوچه پر از عطر سیب می گردد 
ز هر دیار اگر لحظه ای عبور کنی 
  
تو روح عاطفه ای... گرچه من گنه کارم 
مرا مباد ز خود لحظه ای تو دور کنی 
  
غبار راهم و تو سایه ی سرم هستی 
چه غم به روز قیامت تو مادرم هستی 
  
دگر زمان سرور پیامبر آمد 
که گاه زخم زبان قریش سر آمد 
  
تو همزبان خدیجه شدی میان رحم 
که غم مخور شب تنهایی ات سحر آمد 
  
برزگ بانوی کعبه چقدر تنها بود... 
ز دیده های پر از مهر او گوهر آمد 
  
شمیم سیب بهشت از حجاز می آید 
نگار ماست غریبانه از سفر آمد 
  
خدا برای علی خلق کرده است تو را 
برای شیر خدا بهترین سپر آمد 
  
تمام فخر علی شوهری فاطمه است 
خبر دهید به حیدر که همسفر آمد 
  
به روی شانه ی تو بیرق علی برپاست 
علی که فاطمه دارد همیشه پابرجاست 
  
کریم شهر علی سفره دار زهرا بود 
جمال حق علی...آینه دار زهرا بود 
  
به دست خالی از این خانه سائلی نرود 
که در کنار علی خانه دار زهرا بود 
  
قسم به آن زرهی که همیشه پشت نداشت 
میان دست علی ذوالفقار زهرا بود 
  
اگرچه نام علی هم ردیف با نمک است 
بر این ملیح زمانه نگار زهرا بود 
  
همه زمین و زمان در طواف روی علیست 
مطاف روی علی در مدار زهرا بود 
  
حسن کریم و حسین دست گیر عالمیان 
همیشه محور این اعتبار زهرا بود 
  
از آن زمان که گل ما به عشق می آمیخت 
خدا خدایی خود را به پای زهرا ریخت 
  
خدا به وسعت عرشش تو را معظم کرد 
کنیز خویش صدا کرده و مکرم کرد 
  
صدای هر تپش توست ذکر علی 
به این صدا همه ی ذکر ها منظم کرد 
  
میان عرصه ی محشر شفاعت همه را 
به گوشه ای ز نخ چادر تو محکم کرد 
  
سپس گشود مسیر ورود جنت را 
گروه فاطمیون بر همه مقدم کرد 
  
چکیده ی جلوات تو و علی روزی 
حسین گشت و به پا بیرق محرم کرد 
  
برای اینکه بماند همیشه جلوه ی تو 
میان قامت زینب تو را مجسم کرد 
  
به هرم آتش دوزخ بسوزد آن دستی 
که بین کوچه به یک ضربه قامتت خم کرد 
  
میان آن در و دیوار خون تازه نشست 
بلند مرتبه بودی و حرمت تو شکست 
  
قاسم نعمتی 
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مادر زهرا سلام حق به تو مادر

تاریخ:یکشنبه 1395/12/29-00:42

مادر زهرا سلام حق به تو مادر

فاطمه  آورده ای برای پیمبر

 

سیب بهشت خداست در کف دستت

کآید از او بوی ذات خالق اکبر

 

بیت نبوت نداشت مثل تو بانو

مادر گیتی نزاده مثل تو دختر

 

عقل به حیرت فتاده اینکه تو زادی

حضرت زهراست  یا محمددیگر

 

دسته گل آورده اند خیل ملایک

بهر تو از آیه های سوره کوثر

 

مخزن غیب خدای عزوجل را

گوهر نابی نبودی از این بهتر

 

اینکه تو زادی بود تمام محمد

وینکه تو داری بود بتول مطهر

 

لیله قدرت مبارک است خدیجه

قدر بدانش به حق خالق اکبر

 

طینتش از میوه بهشت الهی

قابله اش مریم است و ساره و هاجر

 

سینه موساست طور معرفت او

روح مسیحا کشد به محضر او پر

 

حبل متین نجات ماست همانا

رشته ای از چادرش به عرصه محشر

 

فاطمه یعنی تمام صورت قرآن

فاطمه  یعنی کمال احمد و حیدر

 

هر چه فشانند دُر، کم است به وصفش

خواجه اَسرا مگر فشاند گوهر

 

کوثر و طاها و قدر و نور بخوانید

کآمده در شأن او ز حضرت داور

 

شک نکند کس، حقیقتی است مسلّم

اینکه به او متکی است، فاتح خیبر

 

گردون بی نام اوست، پایش در گل

خلقت بی مهر اوست، خاکش بر سر

 

تا که شود جای پای فضه زهرا

رشک برد بر مدینه وادی مشعر

 

دخت پدر پرور است و امّ ابیها

بلکه فِداها به وصف اوست مکرر

 

احمد گوید مراست، روح دو پهلو

حیدرگوید مراست، همدم و همسر

 

خالق گوید مراست گوهر مکنون

قرآن گوید مراست سوره کوثر

 

حوا گوید مراست فاطمه  بانو

مریم گوید مراست فاطمه  رهبر

 

بر در بیت الولاش برده توسل

جن و ملک سر به سر ز ایمن و ایسر

 

قدر و شرف بین که پنج بار شب و روز

احمد مرسل کند زیارت این در

 

دل برد از صد هزار یوسف مصری

گر نظری افکند به صورت قنبر

 

ملک الهی پر از ذَراری زهراست

تا که شود کور چشم دشمن اَبتر

 

کیست به جز او که زینب آرد و کلثوم

کیست که چون او شُبیر زاید و شبّر

 

ای صلوات خدا و خلق هماره

بر تو و نسل مطهر تو سراسر

 

دختر پیغمبری و مادر بابا

ای پدر و مادرم فدای تو دختر

 

عطر بهشت خداست در نفس تو

روح محمد زبوی توست معطر

 

تو ز علی هستی و علی بود از تو

ختم رسل عاشق شما زن و شوهر

 

گر همه هفت آسمان شوند صحیفه

مدح تو ناید ز خلق اول و آخر

 

ملک وجود از قدوم توست مصفا

باغ جنان با تبسم تو منور

 

عالم هستی فنا و نور تو باقی

صادر اول خدا، وجود تو مصدر

 

روزی «میثم» ثنای توست هماره

لطف تواش بوده از نخست مقدر

 

شاعر : غلامرضا سازگار







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ و مكان تولد حضرت زهرا (س)

تاریخ:یکشنبه 1395/12/29-00:33

تاریخ و مكان تولد حضرت زهرا (س)
در تاریخ تولد فاطمه علیهاالسلام در بین علماى اسلام اختلاف است. لكین در بین علماى امامیه مشهور است كه آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است. (1)


مكان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مكه و در خانه خدیجه اتفاق افتاد. این خانه در محله‏اى است كه در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى كوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساكن بود. خانه مباركى كه بارها در آن فرشته وحى بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)


و از آنجا كه محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زیستگاه پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) و مكان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمین ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از این رو بارها در طول تاریخ هم‏زمان با تعمیر و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام كردند. (3)


كیفیت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س)
دوران باردارى حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسید، حضرت خدیجه سلام ‏اللَّه‏ علیه براى زنان قریش پیام فرستاد تا بیایند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به این برهه كه مخصوص زنان است برعهده گیرند.


اما زنان قریش پاسخ دادند كه ما نخواهیم آمد، چرا كه سخن ما را نشنیده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه علیه و آله یتیم ابوطالب، پیمان زناشوئى بستى.خدیجه از این پاسخ رنجیده خاطر گشت، اما در یكى از همین روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرمیده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خدیجه كه از دیدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما یكى از زنان او را آرام نمود و گفت:
اى خدیجه! اندوهگین و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سویت آمده ‏ایم و خواهران تو هستیم، من ساره همسر ابراهیم خلیلم و این آسیه همسر فرعون است و آن یكى مریم دختر عمران و چهارمین ما صفورا دختر شعیب است. در این هنگام چهار زن در چهار سوى خدیجه سلام ‏اللَّه‏ علیه قرار گرفتند و حضرت خدیجه سلام ‏اللَّه‏ علیه حمل خود را بر زمین نهاد و نورى از او ساطع گردید كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد.


نورى كه به خانه‏ هاى مكه راه یافت و همه را در حیرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابریقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانویى كه در پیش روى خدیجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شیر سفیدتر و از عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد.

 

با یكى تن مولود را پوشاند، و دیگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنین فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سیدالانبیاء و ان بعلى سیدالاوصیاء و ولدى سادة الاسباط.


آنگاه یكایك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رویى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوریان بشارت تولد او را به آسمانها بردند.

 

در آسمان از یمن قدوم او نورى پدیدار آمد و ساطع گردید كه تا آن زمان سماواتیان چنین نورى را رؤیت ننموده بودند. بانوان خدیجه را شادباش گفته از میمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خدیجه با سرورى زایدالوصف كودك را در آغوش كشید و با دنیایى امید و آرزو پستان در دهان او گذارد.


1- علماى امامیه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اكثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مى‏دانند.

 

عبدالرحمن بن جوزى در كتاب تذكره‏ى الخواص ص 306 مى‏نویسد: تاریخ‏نگاران نوشته‏ اند  كه فاطمه‏ ى زهرا در سالى متولد شد كه قریش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. یعنى پنج سال قبل از بعثت.


محمد بن یوسف حنفى در كتاب «نظم دررالسمطین» ص 175 مى‏نویسد: فاطمه در سالى  متولد شد كه قریش مشغول ساختن كعبه بودند.


طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مى‏كند كه گفت: فاطمه در سالى متولد  شد كه قریش مغشول ساختن خانه‏ى كعبه بودند و در آن هنگام پیغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در آرزوی وصل خزان شد بهار ما

تاریخ:جمعه 1395/12/27-12:38

 در آرزوی وصل خزان شد بهار ما

ای وای ما و این دل امیدوار ما

یاران امید یاری از او می برند و نیست

حرفی دگر ز یار دگر در دیار ما

دوران غیبت است بسی سخت تر بر او

هرچند سخت می گذرد روزگار ما

او وعده داده است که در جمعه می رسد

این جمعه هم گذشت و نیامد نگار ما

ما از گنه به کار ظهورش گره زدیم

با آنکه او گشود گره ها ز کار ما

گاهی اگر دعای فرج کارگر فتاد

شد مانع فرج، گنه بی شمار ما

بس شب گذشت و صبح برآمد ولی خدا

کی می رسد به روز، شب انتظار ما

هر لاله ای که می دمد از لاله زار ما

دارد نوای نغمه ی عجّل علی ظهور

آهی که خیزد از جگر داغدار ما

باشد اثر کند به دل مهر پرورش

اشکی که می چکد ز غمش بر عذار ما

شاعر : استاد سید رضا موید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پایان سال و وقت حساب و کتاب شد

تاریخ:جمعه 1395/12/27-12:24

  پایان سال و وقت حساب و کتاب شد

پیشانی ام به محضرتان خیس آب شد

هر روز با گناه دلت را شکسته ام

بین من و تو این همه عصیان حجاب شد

گفتند پای نامۀ ما گریه می کنی

حال شما ز دیدن نامه خراب شد

با این وجود تا که گره خورد کار من

یا صاحب الزمانِ دلم مستجاب شد

این عمر بی وفا و تو هم دیر کرده ای

آوای اَلرحیل به جانم عذاب شد

امسال هم گدای شب جمعۀ حرم

با یک دعای مادرتان بی حساب شد

ما را بخر عزیز دل شاه کربلا

جان کسی که صورتش از خون خضاب شد

نازم به بانویی که به معراج قتلگاه

در پاسخش نوای الیّ خطاب شد

گودال فوق عرش و تجلی رب آن

در پاره حنجر پسر بوتراب شد

عمری ست روضه خواندم و باور نمی کنم

زینب چگونه وارد بزم شراب شد

 

شاعر : قاسم نعمتی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :26
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

Your IP: