بسوزم از جفای همسر و زهر جفا مادر
شرر افكنده زهر كینه از سر تا بپا مادر
جوادم من كه بر هر درد بی درمان دوایم من
ولی درد مرا گویا نمی باشد دوا مادر
تو از ضرب لگد افتاده ای از پا ولیكن من
میان حجره ی در بسته افتادم زپا مادر
ندارم وقت جان دادن كسی را بهر امدادم
ولی تو فضه را بهر كمك كردی صدا مادر
تو را از ضرب در كشت و مرا از ضرب كین دشمن
بگیرد داد ما را از عدوی ما خدا مادر