اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

هارون

هارون کلمه ای عبری (به عبری: אַהֲרֹן،Ahărōn) به معنای کوه نشین است. پدر حضرت هارون (ع) عمران نام داشت و نام مادرش یوکابد بود. تاریخ ولادت او ۳۷۴۵ سال بعد از هبوط آدم بوده است. (با توجه به اینکه ولادت هارون قبل از موسیبوده، به دلیل تقدم در نبوت حضرت موسی، بعد از وی ذکر شده است). یهودیان،مسیحیان و مسلمانان معتقد به پیامبری او هستند. مدت عمر ایشان را ۱۲۳ سال ذکر نموده اند آن حضرت با برادر خویش حضرت موسی برای هدایت بنی اسرائیل مبعوث شد. محل دفن وی را کوه هور در طور سیناذکر کرده اند. نسب حضرت هارون (ع) را اینگونه گفته اند: هارون بن عمران بن قاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم(ع). آن حضرت ۴ پسر داشت.
حضرت هارون نیز مانند حضرت موسی بر قوم بنی اسرائیل مبعوث گردید. روزی که از جانب خداوند خطاب رسید: «ای موسی! مردم بنی اسرائیل را از مصر نجات ده و بهکنعان آور.» موسی گفت: «خدایا، برایم شریکی مقرر فرما و او هارون برادر من باشد، زیرا او از من فصیح تر است.» و خداوند نیز چنین کرد. هارون چون بلیغ و رسا سخن می گفت، به همین دلیل شریعت برادرش را به بهترین نحو تبلیغ می کرد. فهرست سوره هایی که نام حضرت هارون در آن ذکر شده عبارتند از: بقره، نساء، انعام، اعراف، یونس، مریم، طه، انبیاء، مومنون، فرقان، شعراء، قصص، صافات.

مقام هارون نزد خدا و پایه عبودیت او

خداى تعالى در سوره صافات آن جناب را در منت هایش، و در دادن کتاب، و هدایت به سوى صراط مستقیم، و در داشتن تسلیم، و بودنش از محسنین، و از بندگان مؤمنین به خدا، با موسى (ع) شریک دانسته، و او را از مرسلان دانسته، و از انبیایش معرفى کرده، و او را از کسانى دانسته که بر آنان انعام فرموده، و او را با سایر انبیاء در صفات جمیل آنان از قبیل احسان، صلاح، فضل، اجتباء و هدایت شریک قرار داده و یک جا ذکر کرده است.
خداوند در این سوره می فرماید: «و لقد مننا على موسى و هارون* و نجیناهما و قومهما من الکرب العظیم* و نصرناهم فکانوا هم الغالبین* و آتیناهما الکتاب المستبین* و هدیناهما الصراط المستقیم* و ترکنا علیهما فی الآخرین* سلام على موسى و هارون* إنا کذلک نجزی المحسنین* إنهما من عبادنا المؤمنین؛ ما به موسى و هارون نعمت بخشیدیم. آنها و قومشان را از اندوه بزرگ نجات دادیم. و آنها را یارى کردیم تا بر دشمنان خود پیروز شدند. ما به آنها کتاب (آسمانى) دادیم. آنها را به راه راست هدایت کردیم. و ذکر خیر آنها را در اقوام بعد باقى گذاردیم. سلام بر موسى و هارون. ما اینگونه نیکوکاران را پاداش مى دهیم. آنها از بندگان مؤمن ما بودند.» (صافات/ 114122)
و در آیه «و اجعل لى وزیرا من اهلى* هرون اخى* اشدد به ازرى* و اشرکه فى امرى* کى نسبحک کثیرا* و نذکرک کثیرا انک کنت بنا بصیرا؛ و براى من دستیارى از کسانم قرار ده، هارون برادرم را. پشت من را بدو محکم کن. و او را در کارم شریک ساز. تا تو را فراوان تسبیح گوییم. و تو را بسیار یاد کنیم. بى تردید تو بر حال ما ناظر بوده اى.» (طه/ 2935) موسى (ع) در مناجات شب طور دعا کرده و از خدا خواسته که هارون را وزیر او قرار دهد، و پشتش را به وى محکم نموده و او را شریک او قرار دهد، تا خدا را بسیار تسبیح کنند، و بسیار ذکر گویند، همطراز موسى دانسته. و آن جناب در تمامى مواقف ملازم برادرش بوده، و در عموم کارها با او شرکت مى کرده، و او را در رسیدنش به مقاصد یارى مى کرد.
و در قرآن کریم هیچ مسأله اى که مختص به آن جناب باشد، نیامده مگر همان جانشینى او براى برادرش، در آن چهل روزى که به میقات رفته بود، «و قال لاخیه هرون اخلفنى فى قومى و اصلح و لا تتبع سبیل المفسدین؛ که به برادر خود هارون گفت: خلیفه من باش در قومم، و اصلاح کن، و راه مفسدان را پیروى مکن.» (اعراف/ 142) و وقتى از میقات برگشت، در حالى که خشمناک و متأسف بود که چرا گوساله پرست شدند، الواح تورات را بیفکند، و سر برادر را بگرفت و به طرف خود بکشید، هارون گفت «اى پسر مادر! مردم مرا ضعیف کردند، (و گوش به سخنم ندادند)، و نزدیک بود مرا بکشند، پس پیش روى دشمنان مرا شرمنده و سرافکنده مکن، و مرا جزو این مردم ستمگر قرار مده.» موسى گفت: «پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل کن، که تو ارحم الراحمینى.»

هارون هبه و رحمت الهی

هارون، مصداق هبه و رحمت خاص خداست: «و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبیا؛ و به رحمت‏ خویش برادرش هارون پیامبر را به او بخشیدیم.» (مریم/ 53)
همان طور که اوصاف کمالی درونی رحمت است، انسانهای کامل نیز نسبت به امتهایاسلامی و انسانی رحمتهای الهی هستند. تنها آمرزش گناه و بخششهای ظاهری رحمت نیست. خدا چون وهاب است، هبه ای مانند هارون به موسی (ع) می دهد و چون رحمان و رحیم است، رحمتی همانند هارون دارد. پس هارون هم "رحمة الله" است و هم "هبة الله". و موسای کلیم با هماهنگی این رحمة الله و هبة الله رسالت عظمای خود را به مقصد رساند. قرآن کریم از هارون به عظمت یاد کرده، می فرماید: «و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبیا» (مریم/ 53) هارون مصداق عینی رحمت و هبه خدایی بوده و نبی و رسول است و از صراط مستقیم خاص برخوردار می باشد. اگرچه به نصاب اولوالعزمی نرسید، زیرا برای رسالت جهانی شرایطی لازم است که در موسی (ع) جمع بود و در هارون فراهم نبود. مادر، مظهر اعلای رحمت گرچه رحمت الهی مظاهر گوناگون دارد، ولی مادر نسبت به اعضای خانواده مظهر و مثل اعلای رحمت خداست، از این رو وقتی سخن از برادری موسی و هارون به میان می آید، هارون موسی را به عنوان فرزند مادر خطاب کرده، می گوید: «یابن أم» (مریم/ 53) و از او با تعبیر "برادر" یا "پسر پدر" یاد نمی کند، با این که نقل شده است که پدر هر دو یکی بود.
شاید لطیفه دیگری هم در تعبیر "یابن أم" باشد؛ و آن این که چون غضب موسای کلیم (ع) مظهر غضب الهی بود و غضب الهی را رحمت خاص الهی فرو می نشاند نه رحمت احساسی و هارون که مصداق عینی رحمت خاص الهی است از مادری متولد شد که مظهر همان رحمت مخصوص خدایی است: "المؤمن أبوه النور وأمه الرحمة"، از این رو یاد مادر می تواند غضب کلیم خدا را فرو نشاند، زیرا جنگ و ستیز و غضب موسای کلیم روی مسایل عادی نبود تا با عواطف عادی فرو نشانده شود. هارون نمی خواهد با استفاده از عاطفه برادری، مسئله مهم پیدایش بت پرستی و رواج سحر را حل کند.
خدای سبحان از فرو نشستن غضب موسی با تعبیر "سکوت" یاد می کند نه "سکون": «و لما سکت عن موسی الغضب؛ چون خشم موسى فرو نشست الواح را برگرفت.» (اعراف/ 154) سکوت در برابر نطق است، بر خلاف سکون که در مقابل حرکت است. غضب موسای کلیم آنگاه که شکوفا شد نطق است و آنگاه که فرو نشست سکوت است. و نطق و سکوت غالبا وصف موجود عاقل است؛ یعنی آن غضب عاقلانه در حال ظهور، ناطق است و در حال خمود، ساکت. البته غضب عاقل را باید با رحمت عقلی فرو نشاند نه رحمت احساسی. پس تعبیر عاطفی "یابن أم" یادآور آن رحمت خاص است. یعنی ای موسی! من از اوج رحمت نصیب تو شده ام و تو را به آن رحمت خاص فرا می خوانم تا غضب عاقلانه تو عاقلانه فروکش کند. آری آن رحمت خاص است که می تواند این غضب را تعدیل کند و اجتماع و هماهنگی جلال و جمال می تواند انسانی را بپروراند که خداوند درباره ی آفرینش وی بگوید: «خلقت بیدی؛ با دستم خلق کردم.» (ص/ 75) انسان مظهر جمال و جلال حق است و مقصود هارون این است که ای موسی! تو مظهر جلال حقی که فراعنه را به کام دریا می فرستی و قارون را به خاک می سپاری؛ آن جمال حق را هم رعایت کن.

ستایش از هارون





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :