اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

دوشنبه 1396/12/21 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی
خطبه امّ کلثوم علیهاالسلام در کوفه

راوی گوید: امّ کلثوم دختر امیرالمؤمنین علیهماالسلام در حالی که صدایش به گریه بلند بود، از پشت پرده هودج این خطبه را در آن روز قرائت کرد:

فَقالت: «یا اَهلَ الکوفةِ! سُوئةً لَکم مَالکم خَذلتُم حُسیناً وَقَتلتمُوُه وانتهَبتُم أموالَهُ وَوَرِثتُموُه وَسَببتُم نِسائهُ وَبَکیتُمُوهُ فتُبّاً لکم وسُحقاً وَیلکم أتدرُونَ أی دواهٍ دَهتکم وأی وِزرٍ عَلی ظُهُورِکمُ حَملتُم وأی دِماءٍ سَفکتُمُوها وَأی کریمةٍ أصبتُمُوها

[47]

وأی صِبِیةٍ سَلبتمُوها وأی أموالٍ انتهَبتُمُوها قَتَلتُم خَیرَ رِجالاتٍ بَعَد النبی صلی الله علیه و آله وَنزعتِ الرّحمةُ مِن قُلُوبِکم الا أنّ حِزبَ اللّه هُمُ الفائِزُونَ وَحِزبَ الشّیطانِ هُمُ الخاسِرُونَ».

فرمود: ای اهل کوفه! بدا به حال شما، چرا حسین علیه السلام را خوار کردید و او را کشتید و اموال او را به غارت بردید و زنان او را اسیر نمودید و آن گاه بر او گریه می کنید؟ وای بر شما، هلاکت و بدبختی بر شما باد، آیا می دانید چه داهیه و کار بزرگی مرتکب شدید و چه جنایتی به گردن گرفتید و چه خونهایی به ناحق ریختید و چه پرده نشینانی را از پرده بیرون افکندید و چه خانواده ای را از حُلی و زیور عریان گردانیدید و چه اموالی را به غارت بردید؟ و کسی را کشتید که بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله هیچ کس به مقام او نمی رسید، رحم از دلهای شما برداشته شد، آگاه باشید که حزب خداوند رستگاران اند و حزب شیطان زیانکاران. و سپس این اشعار را خواند:

قَتلْتُم أخی فویلٌ لأُمّکم * سَتُجزَونَ ناراً حرُّها یتَوقَّدُ

سَفکتُم دِماءً حَرَّمَ اللّه سَفکها * وَحَرَّمَها القُرآنُ ثُمّ مُحمّدٌ

ألا فَابشِرُوا بِالنّارِ إنّکمُ غَداً * لَفی سَقَرٍ حَقّاً یقیناً تُخَلَّدُوا

وَإنّی لأبکی فی حَیاتی علی أخی * عَلی خَیرِ مَن بَعَد النّبی سَیولَدُ

بِدَمعٍ غَریزٍ مُستهلٍّ مُکفکفٍ * علَی الخَدِّ منّی دائماً لَیس یحمدُ.

در این هنگام صدای گریه و ناله از مردم برخاست، زنها گیسو پریشان کردند و خاک بر سر پاشیدند و چهره ها خراشیدند و سیلی به صورت زدند و فریاد وا ویلا، وا ثبورا بلند نمودند، مردها گریستند و موهای محاسن خود را کندند، هیچ موقعی دیده نشد که مردم بیش از

[48]

آن روز گریه کنند، اشعار امّ کلثوم هنگام مشاهده دیوارهای مدینه مفصّل است.

مدینة جدّنا لا تقبلینا * فَبِالحَسَراتِ والاحزانِ جِئنا

اَلا أخبِر رسول اللّه فینا * بانّا قد فُجعنا فی أبینا

وأنَّ رِجالَنا بالطّف صَرعی * بلا رُؤسٍ وقد ذَبَحُوا البنینا

وَاخبِر جَدّنا اَنّا اُسِرنا * وبعدَ الاسرِ یاجدّا سُبینا

ورهطک یا رسول اللّه أضحَوا * عَرایا بالطفوفِ مُسلّبینا

وَقَد ذَبحوا الحسینَ ولم یراعُوا * جَنابَک یا رَسُولَ اللّه فینا

فَلَو نَظَرتْ عُیونُک للأساری * علی اقتابِ الجمالِ مُحمّلِینا

رسول اللّه : بعد الصّون صارت * عیون النّاس ناظرةً إلینا

وکنتَ تحوطنا حتّی تولّت * عیونک ثارت الاعداء عَلینا

أفاطِمُ لو نَظَرتِ الی السّبایا * بَناتُک فی البلادِ مُشتّتینا

أفاطِمُ لو نظرتِ الی الحیاری * وَلَو أبصرت زینَ العابدینا

أفاطمُ لو رأیت بنا سهاری * وَمن سهر اللّیالی قَد عَمینا

أفاطِمُ ما لَقیتِ مِن عِداک * وَلا قیراطَ مِمّا قَد لقینا

فَلَو دامت حَیاتُک لم تزالی * اِلی یومِ القیامةِ تَندُبینا

وَعَرّج بالبقیع وقِف وَنادِ * ءَاِبنَحَبیبِ رَبِّ العالمِینا

وَقُل یا عَمُّ یا الحَسنُ المُزکی * عِیالُ اخیک اضحُوا ضائِعینا

اَیا عَمّاهُ: انّ أخاک اضحی * بَعیداً عنک بالرّمضا رَهینا

بلا رأسٍ تنُوحُ عَلیه جَهراً * طُیور والوُحُوش المُوحِشینا

وَلو عاینت یا مَولای ساقُوا * حَریماً لا یجدنَ لهُم معینا

عَلی متنِ النِّیاقِ بِلا وِطاءٍ * وَشاهَدتَ العِیالَ مُکشفینا

[49]

مَدینةُ جَدّنا: لاتَقبلینا * فبالحَسَراتِ والاحزانِ جِئنا

خَرجنا مِنک بالاَهلین جمعاً * رَجَعنا لارِجالَ وَلا بَنَینا

وَکنّا فِی الخُروج بِجمع شملٍ * رَجَعنا خاسِرین مسُلّبینا

وَکنّا فِی آمانِ اللّه جَهراً * رَجَعنا بالقطیعة خائِفینا

وَموْلینا الحُسین لنا أنیسٌ * رَجَعنا والحُسینِ بِهِ رَهینا

فَنحنُ الضّائعاتُ بِلا کفیلٍ * وَنحنُ النّائِحاتُ عَلی أخینا

وَنحنُ السّائِراتُ عَلی المَطایا * نُشالُ عَلی جِمالُ المُبغضینا

وَنَحنُ بناتِ یاسین وطاها * وَنحنُ الباکیاتُ عَلی أبینا

وَنحنُ الطّاهِراتُ بِلا خَفاءٍ * وَنحنُ المُخلِصُونَ المصطفُونا

وَنحنُ الصابراتُ عَلی البَلایا * وَنحنُ الصّادِقُونَ النّاصِحُونا

ألا یا جَدّنا: قَتلُوا حُسَیناً * وَلا یرعُوا جنابَ اللّه فینا

ألا یا جَدّنا: بلَغت عِدانا * مُناها وَاشتفی الاعداء فِینا

لَقَد هَتکوا النِّساءَ وَحملوُها * عَلی الاقتابِ مَهراً أجمعِینا

وَزینبُ اخرجُوها مِن خِباها * وَفاطِمُ واله تبدی الأنینا

سَکینةُ تشتکی مِن حرّ وجدٍ * تُنادی الغوثَ رَبّ العالَمینا

وَزینِ العابِدینَ بقیدِ ذُلٍّ * وَرامُوا قتلهُ أهل الخئُونا

فَبعدُهُم عَلی الدُّنیا تُرابٌ * فَکأسُ الموتِ فیها قَد سُقینا

وَهذی قصّتی مع شرحِ حالی * ألا یاسامِعُونَ ابکوا عَلَینا.(24)

معانی اشعار: ای مدینه، جدّ ما! ما را مپذیر، زیرا با دلی پر از حسرت و اندوه آمده ایم، به پیغمبر خبر بده که ما ماتم زده پدر شدیم و اینکه

[50]

مردان در کربلا بدون سر روی خاک افتاده و پسران ما را سر بریدند، به جدّ ما خبر بده که ما اسیر شدیم و سپس شهر به شهر گشتیم و اهل بیت تو، ای پیغمبر! در کربلا برهنه و غارت شدند، حسین را سر بریدند و ملاحظه شما را در باره ما نکردند، ای کاش اسیر راه را که بر پالانهای شتران سوار بودند، می دیدی. ای رسول خدا! پس از پرده نشینی چشمهای مردم نگران ما شد، چون چشمهای تو از نگهداری ما برگشت، دشمنان بر ما شوریدند.

ای فاطمه! کاش می دیدی، دختران اسیرت را که در شهرها پراکنده گشته بودند، ای فاطمه! ای کاش سرگردانها را می دیدی، ای کاش زین العابدین را می دیدی، ای فاطمه! کاش ما شب بیدارانی که از زیادی بی خوابی کور شده ایم را می دیدی.

ای فاطمه! آنچه تو از دشمنان دیدی نسبت به آنچه ما دیدم، به مقدار یک قیراط هم نیست، اگر زنده می بودی تا روز قیامت بر ما گریه می کردی و در بقیع، بایست و صدا بزن، ای پسر حبیب پروردگار (امام حسن) و بگو: ای عمو، ای حسن پاک! اهل بیت برادرت ضایع گشته، ای عمو! بدن بی سر برادرت در غربت گرفتار ریگهای داغ است که پرندگان و حیوانات وحشی آشکار بر او نوحه می کنند و آقای من! ای کاش حرم سرایی را که بی یاور بودند و روی شتران بی محمل با صورتهای باز، ایشان را می بردند، می دیدی که برآمدیم و سوار شدیم شتران دشمنان را (و حال آنکه ما بدون هیچ خفایی پاکانیم و خالص و برگزیده ایم و بر بلاها صابریم و راست گویان و نصیحت کنندگانیم). ای جدّ بزرگوار ما! حسین را کشتند و خدا را نسبت به ما رعایت

[51]

نکردند، ای جدّ بزرگوار ما! دشمنان کینه توز ما به آرزوی خود رسیدند، زنان ما را هتک نمودند و از روی قهر و غلبه، بر شتران بی جهاز سوار کردند و زینب را از پرده و خیمه خود بیرون کشیدند و فاطمه دختر امام حسین سرگردان و نالان بود، و سکینه از شدّت گرفتاری به خدای عالمیان پناه می برد و زین العابدین را غُلِ خواری به دست و پایش زده بودند، و اهل خیانت اراده قتلش را داشتند. پس بعد از ایشان خاک بر سر دنیا، کاسه مرگ را به ما نوشانیدند و این شرح حال و قصه منست، پس ای شنوندگان بر ما بگریید.(25)

24. خصائص الصدیقة الزهراء علیهاالسلام : معرّفی مقام شامخ حضرت فاطمه علیهاالسلام ، ص314.25. رمز المصیبه فی مقتل من قال انا قتیل العبرة: ج3، ص3



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :