اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

پشت بقیع وقتی می شستند عجب مجلس روضه ای به پا می شد، زینب یه طرف، ام البنین یه طف، سکینه یه طرف. یه روضه ام البنین می خوند بقیه گریه می کردند، یه چیزی زینب می گفت اینا گریه ی کردند، اما جانسوزتر از همه سکینه روضه می خوند، می گفت ام البنین هنوز خجالت زده ام، ای کاش مشکُ دست عباست نمی دادم. اما یه چیزی گفت زینب ام البنین آرام و قرار ازش گرفته شد، گفت ام البنین روضه ی عباستُ برات می خونم گریه می کنی، آره باید هم گریه کنی اما یادم نمیره داغ عباست با دل داداشم چه کرد؛ ام البنین دیدم داره میاد «جاء منحنیا…» دیدم کمر حسین خم شده داره آهسته آهسته راه میاد، ام البنین فقط بهت بگم هرکدوم از شهدا رو زمین می افتادند حسین می اومد تو خیمه ها ما رُ سرسلامتی می داد، ما رُ آروم می کرد؛ اما عباس که رو زمین افتاد حسین بین این زنها نشسته بود، زانوهاشُ بغل می کرد هی گریه می کرد، اونجا بود که گفت زینب جان برو زن و بچه رُ آماده اسارت کن…



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :