اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

پیامبر اکرم (ص) با مدیریت دینی و اخلاقی خود توانست شرایط نابهنجار آن زمان را سامان دهد و بهترین انسان های تاریخ چون امیرالمومنین (ع) را تربیت نماید و به حق می توان امیرالمومنین (ع) را معجزه تربیتی بعثت پیامبر (ص) دانست.  

 

همزمان با سالروز بعثت فرخنده پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) مراسم با شکوهی با حضور جمعی از مسلمانان مقیم شهر هامبورگ برگزار گردید.

این مراسم شامل برنامه های متنوعی از جمله : تلاوت قرآن، اجرای توشیح، پخش کلیپ، مسابقه کتبی، مداحی، سخنرانی و اهداء جوایز بود.

در این مراسم حضرت حجت الاسلام والمسلمین رمضانی، امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ با تبریک این عید خجسته به ایراد سخنرانی پرداخت.

* آیا تکنولوژی، انسان را از آموزه های نبوی بی نیاز می کند؟

وی در بخشی از سخنان خود از عید مبعث به عنوان بزرگترین و مهم ترین رویداد تاریخ مسلمانان یاد کرده و افزود: بعثت روز احیای کرامت انسان و آشنایی با آموزه های وحیانی خداوند است. شناخت مکتب و دانشگاه پیامبر اکرم (ص) برای همه مسلمانان لازم و ضروری است. در طول تاریخ علماء، دانشمندان، فلاسفه و حکمای فراوانی بوده اند که سخنان و تعالیم بسیار زیاد و چه بسا خوبی داشته اند. اما سوالی که امروزه مطرح است این است آیا با وجود این تعالیم و سخنان ما نیاز به پیامبر و آموزه های ایشان نداریم؟ افزون بر این امروزه علم و تکنولوژی هم بسیار پیشرفت کرده است. آیا این همه پیشرفت نمی تواند به بشر کمک کند و انسان ها را از آموزه های پیامبر (ص) بی نیاز گرداند؟  البته این حرف را نیز برخی زده اند که امروزه دیگر نیازی به دین و تعالیم انبیاء نداریم، بلکه وقتی به این مسائل نیاز بود که بشر هنوز نابالغ بود و علم، تکنولوژی، فرهنگ، هنر و ... تا این حد پیشرفت نکرده بود، اما اکنون که دوران بلوغ و رشد و بالندگی بشر است، دیگر نیازی به تعالیم انبیای الهی نیست.

رئیس مرکز اسلامی هامبورگ ادامه داد: برای پاسخ به این نوع شبهات ما باید راز و حکمت بعثت را مرور کنیم و بررسی کنیم که پیامبران و به خصوص پیامبر اسلام (ص) برای چه هدفی مبعوث شدند؟ اگر آن اهداف همچنان مدّ نظر باشد، قطعاً نیاز به پیامبران و آموزه های وحیانی ایشان هنوز وجود دارد؟ خداوند انسان را با یک سری امکانات و ظرفیت های وجودی ویژه آفرید و هرچه مورد نیاز بشر بود از عقل، قدرت، اختیار گرفته تا عواطف و احساسات و ...، همه را در اختیار او قرار داد؛ چنانکه در حدیث قدسی آمده است که : « جعلت الاشیاء لکم و جعلتک لاجلی ». و درآیه شریفه آمده است: « انّا خلقنا الانسان فی احسن تقویم » ما انسان را در بهترین حالت آفریدیم.

وی خاطر نشان کرد: خدای متعال بعد از اعطای امکانات مختلف به انسان، او را به دنیا منتقل کرد تا با استفاده از امکاناتی که در اختیار دارد راه و مسیر صحیح زندگی و بندگی خدای متعال را طی نماید. برخی متاسفانه گمان می کنند خوشبختی با امکانات مادی فراوان و لذت بیشتر در دنیا فراهم می شود. در این رابطه در حوزه های فکری نیز تشتت آراء و اختلافات فکری بسیار وجود دارد. ما باید به دنبال معلم و مکتبی باشیم که حرف هایش برای ما اطمینان آور باشد و هیچ نقد و نقصی نداشته باشد. ما برای رسیدن به مقصد آفرینش باید مسیر را به درستی از معلم راه یاد بگیریم. لازمه تحقق هدف آفرینش تکمیل همه شرایط است و بدون راهنمای الهی و مشخص کردن مسیر توسط ایشان، رسیدن آدمی به مقصد نهایی آفرینش محال است. خداوند در آیه 151 سوره بقره می فرماید: پیامبر(ص) به شما حقایقی را می آموزد که شما در هیچ جای دیگری نمی توانید یاد بگیرید.  لذا پیامبر (ص) می خواهد به بشر آن چیزی را بیاموزد که در تشخیص راه درست زندگی متحیر نمایند. لذا باید گفت: علم و تحقیقات، بشر را به آنجا رسانید که می تواند امکانات بسیار زیادی مانند هواپیما، فضاپیما و ... را برای در خدمت بودن انسان درست کند. اما آیا این امکانات، بشر را به لحاظ فضائل و ملکات نفسانی نیز به درجات بالای انسانی میرساند. پاسخ این سؤال روشن است؛ به طور قطع امکانات مادی دنیا به تنهای برای رسیدن به سعادت حقیقی کافی نیست، زیرا جایگاه آدمی به قدری بالاست که فقط خدا می تواند معلّم انسان باشد و دست او را گرفته و به مقصد برساند. (اقْرَ‌أْ بِاسْمِ رَ‌بِّكَ الَّذِی خَلَقَ ﴿١﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢﴾ اقْرَ‌أْ وَرَ‌بُّكَ الْأَكْرَ‌مُ ﴿٣﴾ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿٤﴾ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ )

* راز بعثت پیامبر(ص) در کلام امیرالمومنین(ع)


رئیس اتحادیه اروپایی اسلامی علما و تئولوگ های شیعه در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح راز بعثت پیامبر (ص) از کلام امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه پرداخت و افزود: حضرت امام علی (ع) راز بعثت را در نهج البلاغه به صورت کامل مطرح می کنند. در خطبه 47 آمده است که: خداوند پیامبر (ص) را به حق مبعوث کرد تا بشر از عبادت بتها بیرون آید و به عبادت خداوند بپردازد. در تعبیر دیگری می فرمایند: تا انسان از اطاعت شیطان بیرون آید.

وی بیان داشت: یکی از شیوه های پیامبر (ص) دعوت مردم به حق با بهترین روشهاست. خداوند پیاپی انبیاء خودش را برای ارتقاء بشر فرستاد. چرا به دلایل زیر: 1. برای اینکه انسان یک پیمان الهی بر اساس همان فطرت دارد و فطرت باید احیاء شود و پیامبر (ص) باید لازمه آن را فراهم آورد. 2. انسان ها در دوران های مختلف اگر تذکر دهنده و یادآوری نداشته باشند از خودشان غافل می شوند و لذا پیامبر (ص) مذکِّر است. ( انما انت مذکِّر ) 3. خداوند به پیامبر (ص) می فرماید: در امر تبلیغ دین، به انسانها دلیل و برهان روشن نشان بده تا به رسالت خودشان آگاه شوند. 4. عقل نقش مهمی در هدایت انسان دارد و کسی نمی تواند بگوید که عقل من کامل است. ولی پیامبر (ص) عقل کل است و فهم او به لحاظ ادراکات کامل ترین فهم و درک است. به واسطه عقل کل بودن پیامبر (ص) حتی غیر مسلمانان وقتی زندگی پیامبر (ص) را می خوانند به پیامبر (ص) احترام می گذارند.

رئیس مرکز اسلامی هامبورگ یادآور شد: وقتی از خانم آنه ماریا شیمل، اسلام شناس معروف آلمانی، می پرسند آیا مسلمانی یا نه می گوید: نمی دانم فقط می توانم بگویم من به پیامبر و صاحب این شهر (مدینه) احترام می گذارم.انسان نیاز به معلّم، مربی و آیه شناس دارد و پیامبر (ص) معلم و آیه شناس است. پیامبر (ص) آمد و راه ها را برای بشریت باز کرد تا انسان بتواند با دنیایی فراتر از این دنیا انس بگیرد. قرآن معجزه قولی پیامبر (ص) است و او مبعوث گردید تا انسان درست تربیت شده و هدایت شود و بتواند در زندگی موفق باشد. همه مسلمانان باید توجه داشته باشند که الگوی ما بهترین بشر روی زمین است و باید با این الگو به خوبی آشنا شویم. وظیفه ما این است که ادب و حسن خلق پیامبر (ص) را به مردمان جهان بیاموزیم. در این جلسات باید معرفت خود را نسبت به پیامبر(ص) بیشتر کنیم و ادب، صبر و حسن خلق را از زندگی آن حضرت بیاموزیم و در زندگی خود عملی نماییم.

وی افزود: پیامبر اکرم (ص) با مدیریت دینی و اخلاقی خود توانست شرایط  نابهنجار آن زمان را سامان دهد و بهترین انسان های تاریخ چون امیرالمومنین (ع) را تربیت نماید و به حق می توان امیرالمومنین (ع) را معجزه تربیتی بعثت پیامبر (ص) دانست.

_____





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 اشعار عید سعید مبعث

و مدح پیامبر اکرم صلوات الله علیه

***

قرار بود چهل روز در حرا باشد

و از تمامی خلق خدا جدا باشد

 

قرار بود كه او باشد و خدا باشد

خدا معلم و شاگرد، مصطفی باشد

 

كسی اجازه ندارد به این حریم آید

به غیر یك نفر آن هم كه مرتضی باشد

 

خدا به غیر نبی معتكف نمی خواهد

مقام هر كسی این نیست با خدا باشد

 

همان كه كل بشر ریزه خوار خادم اوست

همان كه خاك درش مُهر انبیا باشد

 

همان كه فاطمه اش افتخار قرآن است

كسی ندیده، چنین دختری كجا باشد

 

تمام حاجت این عبد رو سیاه این است

چنین شبی حرم مشهد الرضا باشد

 

برات نوكریش را ابالحسن بدهد

كبوترانه شب جمعه كربلا باشد

 

بیا و عیدی من را بده به چشم ترم

بگیر دست مرا و به كربلا ببرم

@mamj 51




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله

تقویم هجری قمری

روز واقعه:27 رجب
40 عام الفیل


مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله روزی است که پیامبر اسلام از سوی خدا برای هدایت بشر و راهنمایی دایمی انسان‌ها برانگیخته شد. مطابق با نظر شیعه، بعثت آن حضرت در 27 رجبسال چهلم عام الفیل (مطابق با سال 610 میلادی) در چهل سالگی واقع شد.

مفهوم شناسی مبعث[ویرایش]

مبعث اسم زمان از ریشه بعث است، و بَعْث در لغت برانگیختن و روانه كردن چیزى است[۱] بِعْثَت‌ در فرهنگ‌ اسلامى‌ عموما به‌ معنای‌ برانگیختن‌ و برگزیدن‌ پیامبران‌ از سوی خداوند برای‌ هدایت‌ مردم‌ است که‌ آغاز رسالت‌ هر پیامبر است‌.[۲]

تاریخ بعثت پیامبر اکرم(ص)[ویرایش]

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
رحمة للعالمین.jpg
رویدادهای مهم زندگی
حمله اصحاب فیل به مکه • سفر به شام همراه عموی خویش • ازدواج با حضرت خدیجه کبری (س) • گذاشتن سنگ حجرالاسود در جای خویش • مبعث • معراج •ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها • رفتن به شعب ابی طالب • عام الحزنسفر به طائف • پیمان عقبه اول و دوم • هجرت به مدینه • ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) • غزوه بدر • غزوه احد • غزوه احزاب • صلح حدیبیه • غزوه خیبر • سریه ذات السلاسل• فتح مکه • غزوه حنین • غزوه تبوک • غدیر خم
بستگان
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) •عبدالله بن عبدالمطلب(س) • عبدالمطلب • ابوطالب(ع) • حمزه بن عبدالمطلب(ع) • عباس بن عبدالمطلب • ابولهب • جعفر طیار • آمنه(س) • فاطمه بنت اسد(س) • خدیجه کبری(س) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • حضرت زینب(س)
اصحاب
سلمان فارسی • عمار بن یاسر • ابوذر • مقداد • ابوسَلَمه مخزومى • زید بن حارثه • عثمان بن مظعون • مصعب بن عمیر • ابوبکر • طلحه • زبیر • عثمان بن عفان • عمر بن خطاب • سعد بن ابی وقاص • عبدالله بن مسعود • اسعد بن زراره • سعد بن معاذ • سعد بن عباده • عثمان بن حنیف • سهل بن حنیف • ابو ایوب انصاری • حذیفة بن یمان• خالد بن سعید • خزیمة بن ثابت • عبدالله بن رواحه• اویس قرنی • عبدالله بن مسعود • بلال حبشی
مکان های مرتبط
مکه • مدینه • غار حرا • کعبه • شعب ابوطالب • غدیر خم• فدک • بقیع • غار ثور • مسجد قبا • مسجد النبی •مسجد الحرام


به روایت اهل سنت آن حضرت صلی الله علیه و سلم روز دوشنبه هفدهم یا هجدهم یا نوزدهم ماه مبارک رمضان، به پیامبری مبعوث گردیده اند. اما اجماع شیعه بر آن است که مبعث آن حضرت در روز بیست و هفتم ماه رجب صورت گرفت. روایات دال بر این مطلب در منابع شیعه بسیار است از آن جمله مرحوم كلینى با سند خود از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: «روزه بیست و هفتم رجب را فراموش نكن، زیرا آن روزى است كه محمد به نبوّت گماشته شده است.» شیخ صدوق وشیخ طوسى هم این را روایت كرده ‌اند. و نیز روایات دیگری که دال بر این موضوع است از سایر ائمه یا صحابیان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است.[۳]


مطابق روایت فریقین آن حضرت به هنگام بعثت چهل ساله بود.

چگونگی بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله[ویرایش]

مطابق با آنچه در منابع آمده است در حالی كه آن حضرت در غار حرا در حوالی مكه معظمه به عبادتو نیایش می‌پرداخت، جبرئیل بر وی نازل شد و بر وی آیاتی از قرآن مجید را به عنوان طلیعه نبوت نازل نمود. نخستین آیاتی كه بر آن حضرت فرود آمد، آیه‌های سوره 96 قرآن مجید یعنی سوره علقبود.[۴]

امام حسن عسكرى علیه السّلام در توصیف بعثت نبى اكرم صلّى اللّه علیه و آله بود، می فرماید: «... تا این كه به چهل سالگى رسید، و خداوند قلب كریمش را بهترین و والاترین و خاشع‌ترین و مطیع‌ترین قلب‌ها یافت. پس به درهاى آسمان اجازه داد و آنها بازشدند و به ملائكه اجازه داد و آنها نازل شدند و در این حال محمد صلّى اللّه علیه و آله به آنها مى‌نگریست. پس رحمت از طرف عرش بر وى نازل شد و او به روح الامین، جبرئیل- طاووس ملائكه- نگاه مى‌كرد، جبرئیل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان، محمد فرمود: چه چیزى را بخوانم؟ گفت: اى محمد!اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّكَ الْاَكْرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ...».(قرآن را) به نام پروردگارت- كه هستى را آفرید- بخوان همو كه انسان را از خون بسته آفرید. بخوان كه پروردگارت از همه ارجمندتر است. همو كه با قلم تعلیم داد و آن چه را كه انسان نمى‌دانست به او آموخت.

سپس آنچه را كه مى‌بایست بر او نازل كرد و خودش به سوى پروردگارش بالا رفت.

محمد صلّى اللّه علیه و آله از كوه پایین آمد در حالى كه عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهى او را مدهوش خود كرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چیزى كه اضطرابش را بیشتر مى‌كرد، این بود كه مى‌ترسید، قریشیان او را تكذیب كرده و او را به دیوانگى نسبت دهند، در حالى كه او عاقل‌ترین مردم و گرامى‌ترین آنان بود و مبغوض‌ترین چیزها در نظر او شیاطین و اعمال دیوانگان بود؛ بنابراین، خداوند اراده كرد كه قلبش را مملوّ را شجاعت نماید و به او فراخى دل عنایت فرماید. براى همین از كنار هر سنگ و درختى كه ردّ مى‌شد، مى‌شنید كه مى‌گفتند:

«السّلام علیك یا رسول اللّه» . [۵]

به روایتی، جبرئیل امین با هفتاد هزار فرشته ومیكائیل با هفتاد هزار فرشته فرود آمدند و برای آن حضرت، كرسی عزت و كرامت آوردند و تاج نبوت و رسالت را بر سر آن بزرگوار گذاشتند و لوای حمد را به دستش داده و گفتند بر فراز این كرسی برو و خدایت را سپاس گو. به روایت دیگر آن كرسی از یاقوت سرخ و پایه‌ای از آن از زبرجد و پایه‌ای از مروارید بود و چون فرشتگان به سوی آسمان صعود كردند، آن حضرت از كوه حرا پایین آمد و انوار جلال او را فراگرفته بود، به طوری كه كسی توان نظر كردن به چهره مباركش را نداشت و بر هر درخت گیاه و سنگی كه می‌گذشت، وی را سجدهمی‌كردند و با زبان فصیح می‌گفتند: السلام علیك یا نبی الله، السلام علیك یا رسول الله.

همین كه وارد خانه شد از نور چهره مباركش خانه خدیجه كبری سلام الله علیها منور شد و آن بانوی پرهیزكار پرسید: ای محمد! این چه نوری است كه در تو مشاهده می‌كنم؟ حضرت فرمود: این نور پیامبری است، بگو: لا اله الله، محمد رسول الله. خدیجه گفت: من سال‌هاست كه پیامبری تو را می‌دانم و هم اكنون نیز شهادت می‌دهم كه خدایی جز خداوند یكتا نیست و تو رسول و پیامبر خدایی. بدین گونه خدیجه نخستین كسی بود كه به همسرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد.[۶]

از میان مردان نیز امام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، به محض دیدن چهره نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله به وی ایمان آورد و شهادتین را بر زبان جاری كرد. از آن پس پیامبر صلی الله علیه و آله در كنار خانه خدا نماز می‌گذارد و خدیجه سلام الله علیها و علی علیه‌السلام بر او اقتدا می‌كردند و نماز می‌خواندند.[۷] این سه نفر، با جان و مال و هستی خویش اسلام را پرورانده و فراگیر نمودند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجمع الذاکرین موسی بن جعفر(ع).گلشهر:
امام هفتم ما پاره پاره شد جگرش

نشسته گرد یتیمی به چهره ی پسرش

بدن کبود، جگر پاره، ساقِ پا مجروح

مگر چه آمده زیر شکنجه ها به سرش

هزار حیف که از جمع نوزده دختر

یکی نبود کنار جنازه ی پدرش

انیس و مونس او بود در سیاهی شب

صدای حلقه ی زنجیر و ناله ی سحرش

سیاه چال کجا طایر بهشت کجا

هزار حیف که یکباره ریخت بال و پرش

نیاز نیست به بندند چشم هایش را

که نیست تاب نگاهی دگر به چشم ترش

به هر کجا که روی قبری از زُراره ی اوست

نشان غربت فرزندهای دربدرش

شراره ی دل او گشت اجر روزه ی او

درست موقع افطار پاره شد جگرش

سیاه چال و نماز شب و غل و زنجیر

فراق روی رضا بود غصّه ی دگرش

بسوز ای دل «میثم» در آتش دل او

که سوز شعر تو دارد حکایت از شررش @ mamj5




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجمع الذاکرین موسی بن جعفر(ع).گلشهر:
امام هفتم ما پاره پاره شد جگرش

نشسته گرد یتیمی به چهره ی پسرش

بدن کبود، جگر پاره، ساقِ پا مجروح

مگر چه آمده زیر شکنجه ها به سرش

هزار حیف که از جمع نوزده دختر

یکی نبود کنار جنازه ی پدرش

انیس و مونس او بود در سیاهی شب

صدای حلقه ی زنجیر و ناله ی سحرش

سیاه چال کجا طایر بهشت کجا

هزار حیف که یکباره ریخت بال و پرش

نیاز نیست به بندند چشم هایش را

که نیست تاب نگاهی دگر به چشم ترش

به هر کجا که روی قبری از زُراره ی اوست

نشان غربت فرزندهای دربدرش

شراره ی دل او گشت اجر روزه ی او

درست موقع افطار پاره شد جگرش

سیاه چال و نماز شب و غل و زنجیر

فراق روی رضا بود غصّه ی دگرش

بسوز ای دل «میثم» در آتش دل او

که سوز شعر تو دارد حکایت از شررش @ mamj5




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجمع الذاکرین موسی بن جعفر(ع).گلشهر:
امام هفتم ما پاره پاره شد جگرش

نشسته گرد یتیمی به چهره ی پسرش

بدن کبود، جگر پاره، ساقِ پا مجروح

مگر چه آمده زیر شکنجه ها به سرش

هزار حیف که از جمع نوزده دختر

یکی نبود کنار جنازه ی پدرش

انیس و مونس او بود در سیاهی شب

صدای حلقه ی زنجیر و ناله ی سحرش

سیاه چال کجا طایر بهشت کجا

هزار حیف که یکباره ریخت بال و پرش

نیاز نیست به بندند چشم هایش را

که نیست تاب نگاهی دگر به چشم ترش

به هر کجا که روی قبری از زُراره ی اوست

نشان غربت فرزندهای دربدرش

شراره ی دل او گشت اجر روزه ی او

درست موقع افطار پاره شد جگرش

سیاه چال و نماز شب و غل و زنجیر

فراق روی رضا بود غصّه ی دگرش

بسوز ای دل «میثم» در آتش دل او

که سوز شعر تو دارد حکایت از شررش @ mamj5




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجمع الذاکرین موسی بن جعفر(ع).گلشهر:
آن که در کنج قفس مرگ طلب کرده منم

هم چو شمعی شده از جور و جفا آب تنم

روزها پیش دو چشمم چو شب تاریک است

هم دم و هم نفسی نیست مرا جز رَسَنم

بین زنجیر و غل و کند نیفتد یک دم

ذکر و تسبیح و مناجات و دعا از دهنم

بس که در قعر سجون روز و شبم طی گشته

مانده آثار غل و سلسله روی بدنم

از جفا کاری سندی چه بگویم که کشد

آه جانسوز زبانه ز دل پر محنم

تازیانه زدنش جای خودش حرفی نیست

ناسزا گفتنش افکنده شرر بر چمنم

حاجتم گشت روا و عجلم می آید

دم آخر شده و یاد شه بی کفنم

گرچه گردید تنم از اثر زهر کبود

ولی از سم ستوران بدنم چاک نبود @mamj51




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نگاه خسته ی تان ماتمی به دل انداخت
برای سینه ی ما روضه ی محرم ساخت
دوباره پیرُهن مشکی عزای شما
و باد می وزد از مشهد رضای شما


بخواه تا که کمی روضه خوان شوم آقا
فدای آن تن مجروحتان شوم آقا
چقدر برف نشسته است روی گیسویت
شبیه مادرتان گشته است پهلویت
امام گوشه نشینم ، نگو تو را زده اند
نه نه نذار ببینم ، نگو تو را زده اند
تو را به جان رضایت نگو چه بد زده است
نگو که پای پلیدی تو را لگد زده است
چقدر رنگ کبودی گرفته بازویت!!!؟
چقدر فاصله افتاده بیـن زانویت !؟
تکان مخور ز پرت خون تازه می آید
از این شکاف سرت…خون تازه می آید
فدای آن همه زخم نشسته بر بدنت
فدای ساق شکسته…فدای آن دهنت
امام یکسره مظلوم ! امام زندانی
امام گمشده در ازدحام زندانی
خمیده…تشنه…شکسته…غریب گردیدی
شبیه حضرت "شیب الخضیب” گردیدی
دوباره حرف عطش ، حالمان پریشان شد
دوباره نوبت یک روضه از "حسین جان” شد ؛
نه سیدالاسرا تاب راه رفتن داشت
نه این قلم جگر قتلگاه رفتن داشت
و باز بر جگرم آه ِ بی شمار آمد
صدای ؛ عمه ! علیکن بالفرار آمد
فدای صبر شما ، من کمی کم آوردم
به قلب قائمتان باز هم غم آوردم…!.

 

قاسم احمدی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 682 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :