اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

پنجشنبه 1396/08/18 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

     غلامرضا سازگار 
      
      ای آفتاب زهرا عَجّل علی ظهورک 
      تنهای شهر و صحرا، عجّل علی ظهورک
 
      گم گشته وجودی، هم غیب و هم شهودی 
      در دیده و دل ما، عجّل علی ظهورک

      بی تو غریب قرآن، بی تو اسیر عترت 
      بی تو علی ست تنها، عجّل علی ظهورک

      نه طاقتی نه صبری، تا چند پشت ابری؟ 
      ای مهر عالم آرا عجّل علی ظهورک

      دنیا در انتظار است، خون قلب روزگار است 
      پا در رکاب بنما، عجّل علی ظهورک

      حیدر کند دعایت، زهرا زند صدایت 
      الغوث یابن زهرا! عجّل علی ظهورک

      زخمِ به خون نشسته، پیشانیِ شکسته 
      دارند با تو نجوا، عجّل علی ظهورک

      خون دو دیده گوید، دست بریده گوید 
      بر انتقام بازآ، عجّل علی ظهورک

      هم عمّه ها پریشان، هم جدّ توست عطشان 
      هم چشم ماست دریا، عجّل علی ظهورک

      بر "میثمت" نگاهی، از لطف گاه گاهی 
      ای چشم حق تعالی! عجّل علی ظهورک

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1396/08/18 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

غلامرضا سازگار
      
      بیا بی تو جهان تنهاست، می دانم که می آیی 
      وجودت مُصلح دنیاست، می دانم که می آیی
 
      بیا ای حجّت حق! با قیام خود، قیامت کن 
      ظهورت محشر کبراست، می دانم که می آیی

      هنوز ای منتقم! از آستان وحی بر گوشت 
      صدای ناله زهراست، می دانم که می آیی

      بسا منکر شده معروف و معروف آمده منکر
      ز آثار جهان پیداست، می دانم که می آیی

      به چشم اشکبارت، صحنه کرببلا دائم 
      به قلبت، زخم عاشوراست، می دانم که می آیی

      بهایی و نصارا، بابی و صهیون و وهّابی 
      سراسر جنگشان با ماست، می دانم که می آیی

      علم بر دوش عبّاس است تا گردد علمدارت 
      دلش خون، دیده اش دریاست، می دانم که می آیی
 
      به قرآن و علی سوگند! می بینم به چشم خود 
      که قرآن و علی تنهاست، می دانم که می آیی

      خمیده قامت اسلام و دانم بی قیام تو 
      نگردد قامت آن راست، می دانم که می آیی

      ز اشک لاله گون، همچون بهاران دیده "میثم" 
      مسیرت را به گل آراست، می دانم که می آیی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1396/08/17 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

اشعار امام زمان(عج) - محرم - علی عباسی

 

تفسیر عشق، درس الفبای کربلاست

لب تشنه، خضر در پی صحرای کربلاست

 

باز این چه شورش است که درخلق عالم است

نیل فرات تشنه موسای کربلاست

 

عیسی به عرش رفت ولی روضه خواند و گفت

عریان به روی خاک، مسیحای کربلاست

 

باید علی شود زکریای کربلا

وقتی که روی نی سر یحیای کربلاست

 

مجنون کجاست تا که ببیند چه چشم ها

دنبال ردّ محمل لیلای کربلاست

 

بعد از گذشت این همه سال از شهادتش

خلقت هنوز مات معمّای کربلاست

 

ای با خبر ز سرّ معما ،شما بگو

ای روضه خوانِ ناحیه ،آقا ،شما بگو

 

آهی بکش، به باد بده دودمان ما

شعری بخوان که شعله بیفتد به جان ما

 

صمصام انتقام خدا صبرمان دهد

یک شب اگر شما بشوی روضه خوان ما

 

تاریخ را ورق بزن، از کربلا بگو

برگرد چارده سده پیش از زمان ما

 

این خون نوشته ای که تو خواندیش «ناحیه»

این بی کسی که باد فدایش کسان ما

 

این روضه های باز که با السلام هاش

لکنت گرفته است سراپا زبان ما

 

شأن نزول کیست که خون گریه می کنی؟

ای کاش کارد بگذرد از استخوان ما

 

ارباب مقتل، عازم آن سوی نیزه هاست

ای وای بر دلم... سندش روی نیزه هاست

 

آقا نوشته اند که جدت کفن نداشت

گیرم کفن نبود، چرا پیرهن نداشت!

 

از پایکوب اسب سواران شنیده ام

بردند روی نیزه، سری را که تن نداشت

 

پیچیده بود در خودش از آتش عطش

داغی که داشت در جگر خود، حسن نداشت

 

انگشتری که با خودش آورده بود کو؟

ای کاش هیچ وقت عقیق یمن نداشت

 

چشمی به چشم قاتل و چشمی به خیمه ها

همراه کاروان خود، ای کاش زن نداشت

 

حق با شماست، شام و سحر گریه می کنید

جای سرشک خون جگر، گریه می کنید...

 

علی عباسی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1396/08/17 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

شمشیر و تیغ و نیزه­ی خود را گذاشتند

خورشید را مُقَطَّعُ الاَعضا گذاشتند

وحشی شدند و موقع تقسیمِ غارتش

بر مُصحَفِ شریفِ تنش پا گذاشتند

چرخی زدند با سرِ بر نیزه رفته اش

داغی عجیب بر دلِ زهرا گذاشتند

دیگر به نعلِ تازه زدن احتیاج بود

جایی برای تاختن آیا گذاشتند؟

از قتله گاه راضی و دستِ پُر آمدند

سهمی برایِ زینب كبری گذاشتند؟

لرزید عرشِ اعظم و بارانِ خون چكید

آتش مگر به گیسوی حورا گذاشتند؟

زینب به گریه گفت عَلیكُنَّ بِالفِرار

با ترس و لرز پای به صحرا گذاشتند

شمشیر، كعبِ نِی و سَنان تازیانه شد

بی داد كینه را به تماشا گذاشتند

حتی فرشته دست به شیون گرفت و سوخت

تا دست رویِ چادر زن ها گذاشتند

از روسری گرفته و تا گوشواره را

در خیمه ها به مَعرضِ یغما گذاشتند

خورجین به دست ها سرِ یك ذره بیشتر

حتی میانِ خود سرِ دعوا گذاشتند

مستِ غرور لشكرِ عشرت عقب كشید

و ما بقیِ ظلم به فردا گذاشتند

(علیرضا شریف)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1396/08/17 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1396/08/17 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: گرامیداشت و زنده نگه داشتن اربعین سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) در میان شیعیان آن حضرت از اهمیت و ارزش ویژه ای برخوردار است. از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران و مورخان شیعه و اهل سنت، مبنای تاریخی چنین بزرگداشتی، ورود اهل بیت به کربلا در اولین اربعین حسینی (سال 61 هجری) و دفن سرهای مطهر شهیدان بویژه سر مقدس امام حسین (ع) در کنار پیکرهای مطهر آنهاست.

شاید این سؤال در ذهن متبادر شود که چرا زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین حسینی تأکید و توصیه شده است، چرا باید این مراسم همراه با هیاهو و شور خاصی اجرا شود، در ادامه روایتی از امام صادق(ع) بیان می‌کنیم که به خوبی زوایای پنهان این موضوع را آشکار می‌سازد:

امام صادق(ع) درباره ثواب زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده می‌فرماید: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمىی دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى‏ فرماید و یک درجه مرتبه‏ اش را بالا مى‏ برد، وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکل او مى‏‌فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مى‏‌گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل‌بیت رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد.(کامل الزیارات ص۱۳۴)

در زیر نظر بزرگان و علمای اسلام را پیرامون گرامیداشت روز اربعین می خوانید:

مقام معظم رهبری

رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت پاسداشت و بزرگداشت روز اربعین حسینی چنین بیان کرده اند: شروع جاذبه مغناطیسی حسینی در روز اربعین است، جابربن عبدالله را از مدینه بلند می‌کند و به کربلا می‌کشند، این همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرن‌های متمادی در دل من و شما هست.

آیت‌الله محمدتقی بهجت

آیت‌الله محمدتقی بهجت فومنی درباره نقش پیاده‌روی روز اربعین می‌گوید: روایت دارد که امام زمان(عج) که ظهور فرمود، پنج ندا می‌کند به اهل عالم، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا،... امام زمان خودش را به واسطه امام حسین(ع) به همه عالم معرفی می‌کنند ... بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین(ع) را شناخته باشند... اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین(ع) را نمی‌شناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای سیدالشهدا(ع) طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده‌روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین(ع) به عالم است.

با اینکه زیارت سید‌الشهدا(ع) در اکثر برهه‌های تاریخی به سختی انجام می‌شد و جان زائران در خطر بود، اما با این وجود عاشقانه خطرات را به جان می‌خریدند و به پابوسی امام حسین(ع) در روز اربعین نائل می‌شدند.

آیت الله وحید خراسانی

این مرجع تقلید با بیان روایتی از امام صادق(ع(در مورد اجر کسانی که به شوق امام حسین(ع) و به خاطر محبت رسول خدا(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) به زیارت آن حضرت می‌روند، خاطر نشان می کند: خوشا به حال آنان که با پای پیاده در بیابان‌ها به سمت کربلا حرکت می‌کنند.

وی همچنین از همه زائرانی که موفق به زیارت امام حسین(ع) در اربعین می‌شوند می خواهد که در حرم مطهر آن حضرت در شب و روز اربعین دست به دعا بردارند و برای فرج امام زمان(عج) دعا کنند.

آیت الله صافی گلپایگانی

آیت الله صافی گلپایگانی خاطرنشان می کند: حضور میلیونی زائران با پای پیاده از شرق و غرب و دور و نزدیک به سوی کربلای مقدس، کنگره عظیمی است که به دنیا اعلام می کند راه حسین و اهداف او جاودان و فراموش ناشدنی است و شهدای این راه شهدای حق و شهامت و قهرمانی هستند، خداوند آنها را با اصحاب حسین محشور کند که جان خود را فدای حسین(ع) کردند و رحمت خدا بر آنها و جان پاکشان باد.

حضرت آیت الله شبیری زنجانی

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی آرزو می کند که روزی از زائران حرم باشد. ایشان پیاده روی اربعین را تجلی عظمت شیعه می داند و می گوید: من آرزو داشتم توان جسمی ام به قدری بود که می توانستم در پیاده روی شرکت کنم در حالی که هر لحظه بر عظمت حماسه پیاده روی اربعین حسینی در سرزمین کربلای معلی افزوده می شود گروهی با تمسک به برخی از روایات می گویند: نیاز نیست که برای زیارت ائمه به حرم آنها سفر کنیم بلکه قلب دوستاران آنان حرم آنهاست.

آیت الله مکارم شیرازی

این مرجع تقلید نیز بر شکوه راهپیمایی اربعین حسینی زائران اباعبدالله (ع) تاکید دارد و می گوید: این حرکت عظیم بی‌نظیر است، سوگواران حضرت سیدالشهدا از نجف و دیگر نقاط با پای پیاده به سمت کربلای معلی در حرکت هستند و غوغای عجیبی را به‌پا کرده‌اند و باید این را حفظ کرد.

وی با تاکید براینکه مراقب باشیم مبادا کسانی با بدعت‌ها و برنامه‌های نادرست خود این عظمت و شکوه را زیر سؤال ببرند، خاطرنشان می کند: مراسم سوگواری امام حسین (ع) سرمایه بزرگی است که بسیار می‌توان از آن استفاده کرد؛ ما به چنین سرمایه‌ای افتخار می‌کنیم و معتقدیم باید با تمام وجود از این سرمایه غنی حراست و پاسداری کرد.

*خاطره خواندنی آیت‌الله مکارم شیرازی از پیاده‌روی روز اربعین

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی نیز که در دوران طلبگی سال‌های 1369 تا 1370 هجری قمری در نجف اشرف ساکن بوده است، این مرجع تقلید دو بار توفیق پیاده‌روی از نجف تا کربلا را داشته است. وی با پای برهنه از مسیر شط (رودخانه) که حدود 20 کیلومتر طولانی‌تر از مسیر کنونی نجف کربلاست و حدود 3 روز به طول می‌انجامید، به زیارت اباعبدالله الحسین(ع) مشرف شدند.

آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به خاطره پیاده‌روی از نجف به سوی کربلا، می‌گوید: وقتی به یکی از این مُضیف‌ها رسیدیم، صاحب مضیف دعوت و اصرار کرد که مهمان او بشویم و آنجا استراحت کنیم، به او توضیح دادیم که چون امروز کم راه رفته‌ایم و باید مسافت بیشتری را طی کنیم، فرصت ماندن نداریم، پس از کمی اصرار او و امتناع ما، ناگهان صاحب مضیف که معلوم بود چند وقتی است که مهمان برایش نرسیده و از این بابت خیلی ناراحت است، ناگهان چاقویش را در آورد و تهدید کرد که من مدتی است مهمان برایم نیامده است و شما حتماً باید مهمان ما بشوید! اینقدر مهمانی کردن زائر امام حسین(ع) در نزد اینها اهمیت و ارزش داشت. ... البته بالاخره بعد از اینکه توضیح بیشتری برایش دادیم و قول دادیم که از طرف او زیارت کنیم، اجازه داد که ما برویم.

آیت الله نوری همدانی

آیت‌الله نوری همدانی، اجتماع 20 میلیونی شیعیان جهان در عزاداری اربعین را اجتماعی بی‌نظیر می خواند و می گوید: اجتماع اربعین حسینی، نمایش قدرت اسلام، ایمان و نظام است.مهمترین شعار این اجتماع بزرگ به تبعیت از سرور آزادگان جهان، شعار هیهات من الذله است.

وی با اشاره به بی نظیر بودن این اجتماع بزرگ، تصریح می کند: بعد از این اجتماع حدود 20 میلیونی، اجتماع 2 تا 3 میلیونی حج تمتع قرار دارد که هر دو مایه مباهات مسلمانان هستند.

آیت الله علوی گرگانی

آیت اله علوی گرگانی می گوید: جهان از حضور میلیونی زائران در مراسم اربعین بهت زده شده است .حتی مورخان غیرمسلمان از این حضور میلیونی در شرایط سخت و دشوار عراق تعجب کرده و از آن بهت زده شده‌اند.

این مرجع تقلید با اشاره به توطئه و شیطنت دشمنان برای اختلاف و تضعیف اعتقادات مسلمانان و کمرنگ کردن دین مبین اسلام اظهار می دارد: بغض و کینه دشمنان تمام نشدنی است و دست به هرکاری می زنند تا نور الهی را خاموش کنند؛ ولی دشمنان بدانند نور حق خاموش نشدنی است.

آیت الله بوشهری

مدیر حوزه‌های علمیه سراسر کشور در خصوص پیاده روی روز اربعین اظهار می دارد:وظیفه ماست که این شعائر را حفظ کنیم و در این میان توجه به یکی از آنها که اقامه دیگر شعائر هم در طول تاریخ به برکت آن بوده اهمیت فراوانی دارد؛ عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله(ع) از جمله مهمترین شعائرالله محسوب می‌شود.

آیت الله بوشهری با بیان اینکه دلیل قیام امام حسین(ع) از زبان خود ایشان زنده شدن بدعت‌ها و مردن سنت‌ها بوده است خاطرنشان می کند: برپایی عزای حسینی موجب یادآوری این اهداف و تقویت اراده دینی مردم می‌شود

آداب اربعین از منظر میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

آری! از آن پس بسیاری از عاشقان اهل‌بیت و امام حسین(ع) و نیز برخی علما و حتی مراجع تقلید با پای پیاده به کربلا سفر کرده‌اند، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی یکی از مراجع عالیقدر جهان تشیع که خود بارها با پای پیاده از عتبه علویه، رهسپار عتبه حسینی شده است، درباره مراقبه و بزرگداشت روز اربعین حسینی چنین می‌گوید: «به هر روی بر مراقبه کننده لازم است که بیستم صفر(اربعین) را برای خود روز حزن و ماتم قرار داده بکوشد که امام شهید را در مزار حضرتش(ع) زیارت کند، هر چند تنها یک‌ بار در تمام عمرش باشد، چنانکه حدیث شریف، علامت‌های مؤمن را پنج امر ذکر کرده است: ۵۱ رکعت نماز در شبانه روز، زیارت اربعین،‌انگشتر در دست راست کردن، پیشانی بر خاک گذاشتن و بلند بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ گفتن در نمازها».(ترجمه المراقبات، کریم فیضی، صفحه ۸۵)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اربعین گذشت

فرهنگ > دین و اندیشه - گزارشی از وقایعی که پس از حرکت به طرف سرزمین شام تا قبل از اربعین بر کاروان اسیران گذشت/ قدم به قدم با تاریخ واقعه کربلا

واقعه عاشورا که به وقوع پیوست، کاروان اسیران به سمت کوفه حرکت کرد. سخنان شجاعانه اهل بیت کاروان، فضا را تغییر داد و مردم جرات اعتراض پیدا کرده و قیام هایی بر علیه عبیدالله بن زیاد به وقوع پیوست. حوادث مرتبط با روزهای اسارات کاروان در کوفه را می توانید اینجا و اینجابخوانید.

کاروان اسیران پس از چند روز توقف در کوفه، سفر خود را به طرف شام آغاز کرد و در اولین روز از ماه صفر به آنجا رسید. گزارشی از وقایع منازل در راه سفر شام را می توانید اینجا واینجا بخوانید. با فرارسیدن اربعین گلچین خبرآنلاین از وقایع مربوط به سرزمین شام و وقایع پیش از اربعین را به نقل از پژوهش های دکتر محمدرضا سنگری در ادامه می خوانید.

ورود کاروان به سرزمین شام

کاروان اسرا و سرهای شهیدان پس از عبور از 39 منزل حد فاصل کوفه تا شام به چهلمین منزل سفر خود یعنی شهر شام و قصر یزید رسید. ورود کاروان به شام را در اول ماه صفر ذکر کرده اند.

خطبه حضرت زینب در کاخ یزید

پس از ورود کاروان به قصر یزید سخنان افشاگرانه امام سجاد و حضرت زینب همه چیز را تغییر داد، حتی افراد حاضر در مجلس جرات کردند به حرکت گستاخانه یزید که بر لب های سر بریده امام حسین(ع) چوب می زد، اعتراض کنند که یزید برخی از آنها را زندانی کرد. اما در میان مجلس جشن و سرور اموی طوفان و گردبادی آغاز شد. هیچ کس تصور نمی کرد زنی این گونه ارکان حکومت را بلرزاند و در قلب قدرت و قساوت، بلیغ و فصیح و مقتدرانه سخت بگوید. حضرت زینب از جا برخاست و سخن خود را چنین آغاز کرد:

«سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و همة خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانه که فرمود: «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آن ها استهزاء نمودند.» ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار کرده و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر. آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک»... » (متن کامل خطبه حضرت زینب را اینجا بخوانید.)

ناکامی یزید، ناتوانی و تحقیر او، موج اعتراض های برخاسته و نسیم بیداری که از این رهگذر بر شام و مردم این سرزمین وزیده بود، دستگاه حکومت را واداشت تا اسیران را زندانی کند تا بعد بتواند درباره آنان تصمیم مناسب بگیرد.

پس از مجلس، یزید دستور داد سرها را دیگر بار در میدان ها و خیابان های شهر دمشق بچرخانند و سر امام را بر دروازه شهر و مناره مسجد جامع و بر در قصر آویزان کردند و احتمالا در هر یک از این محل ها مدت کوتاهی نگه داشته اند. پس از این گرداندن سرها یزید دستور زندانی کردن اهل بیت را صادر کرد و آنها به خرابه شام منتقل شدند.

این زندان را در خانه ای در نزدیکی کاخ و گاه در خرابه دانسته اند. به نظر می رسد نخست در محلی در کاخ و سپس در خرابه زندانی شده اند.

وقتی روز جمعه فرارسید خطبه خوانی در مسجد جامع دمشق آغاز شد. یزید به مسجد آمد. امام سجاد را نیز به مسجد آوردند. یزید به خطیب دستور داد تا بر منبر رود و از فضایل بنی امیه بگوید و اهل بیت را به زشتی یاد کند.

خطیب نیز چنین کرد. امام که در پایین منبر و نزدیک به خطیب بود خطاب به او گفت: ای سخنران! رضای مخلوق را به بهای خشم خدا برگزیدی؟ درون و برون خویش را از آتش دوزخ انباشته کردی.

آنگاه امام رو به یزید کرد و فرمود: آیا رخصتی هست تا بر این چوب ها صعود کنم و سخنانی بگویم که خشنودی پروردگار در آن باشد و همگان نیز بهره مند شوند؟
یزید خوب می دانست اگر امام سخن بگوید چه خواهد گفت و چه خواهد شد. به همین سبب از پذیرش در خواست امام پرهیز کرد.

کنجکاوی اهل مجلس و اصرار و درخواست آنان از یزید، سرانجام کار خود را کرد و یزید متقاعد شد که با اکراه بپذیرد. و امام بالای منبر رفت و خطبه خود را خواند.

بازتاب خطبه امام سجاد(ع) در روز جمعه

با خطبه امام صدای گریه حاضران برخاسته بود. یزید برای رهایی از این تنگنا و بن بستی که ایجاد شده بود، به موذن فرمان داد اذان بگوید. گویا هنوز سخن امام ادامه داشت که موذن خواند: الله اکبر ...

امام بلافاصله گفت: نعم الله اکبر و اعلی و اجلَّ و اکرم مما اخافُ و احذر. آری خدا بزرگ تر و برتر و جلیل تر و کریم تر است از آنچه می ترسم و حذر می کنم.
-اشهد ان لا اله الا الله 
- نعم، تشهد مع کل شاهد و احتمل علی کل جاحد ان لا اله غیره و لا رب سواه. آری با هر شاهدی شهادت می دهم و بر هر ناباوری بیان می کنم که جز خدا، خدایی نیست و جز پروردگار، پروردگاری.
- اشهد ان محمد رسول الله

زیباترین و مناسب ترین فرصت فرا رسیده بود. امام ناگهان عمامه از سر برداشت و گفت: ای موذن به حق این محمد، لحظه ای خاموش باش!

آنگاه رو به یزید کرد و گفت: ای یزید، این رسول عزیز کریم، جد من است یا جد تو؟ اگر بگویی جد تو است همه می دانند که دروغ می گویی و اگر بگویی جد من است، پس چرا پدرم را بی گناه شهید کردی و مال او را به غارت بردی و خانواده اش را به اسارت گرفتی؟

امام پس از این با صدای بلند گریست و گفت: به خدا سوگند اگر در دنیا کسی باشد که رسول خدا جد او باشد، جز من کس دیگر نیست. پس چرا این مرد پدرم را ستمگرانه کشت و ما را همچون اسیران روم به بند کشید؟

آنگاه دیگر بار رو به یزید کرد و گفت: ای یزید، پدرم را می کشی و می گویی محمد رسول الله و روی به قبله می کنی، وای بر تو، روز قیامت جد و پدرم دشمن تو و خونخواه ما خواهند بود.

یزید دستور داد اقامه بگویند. جمعی نماز خواندند و جمعی نماز نخوانده پراکنده شدند. یزید پیش رفت و نماز ظهر خواند.

خطبه امام سجاد ضربه شکننده دیگری بر پایه های حکومت یزید بود. تبلیغات بنی امیه را در هم شکست و اسیران را به جامعه شناساند و در بیداری اجتماعی و سیاسی بسیار تاثیرگذار شد.

شجاعت اعتراض کردن پس از این خطبه، بسیار شدیدتر و چشمگیرتر شد.

بازگشت کاروان

در این که کاروان اسیران چه مدت در شام درنگ کرده اند، اختلاف نظر فراوان است. بنا بر قول های مختلف از یک ماه تا 7 روز ذکر شده است. قرائنی وجود دارد که نشان می دهد اوضاع و احوال شام برای نگهداری اسرا مناسب نبوده است.

برخی سفرا و نمایندگان دیگر ادیان اعتراض کردند و این اعتراض چنان گسترده و تاثیرگذار بود که بر اساس گزارش کتب معتبر، یزید دستور قتل برخی از آنان را صادر کرد. یزید آسیب پذیری جامعه، نفوذ کلام اسیران و خطرناک بودن موقعیت را دریافته بود.

یزید برای رد گم کردن، باید نسبت به کاروان اسیران رافت نشان می داد و رافت در شام یعنی آزاد گذاشتن آنان که این آزادی به بهای رسوایی تمام می شد. پس بهتر بود که آنان را با تکریم و تجلیل از شام به مدینه بفرستد.

یزید حتی در محیط خصوصی خودش نیز در معرض خشم و سرزنش همسر، خواهران و خویشاوندانش بود. فاطمه دختر بزرگ امام حسین(ع) می گوید: «بر آنها (زنان بنی امیه) وارد شدم و هیچ زن سفیانی را ندیدم مگر آن که بر صورت و سینه می زد و می گریست.»

وقتی یزید تصمیم گرفت کاروان اهل بیت را روانه مدینه کند، برای ظاهر نمایی و فریب افکار عمومی -نه پشیمانی و عذرخواهی- دستور داد امکانات لازم برای سفر را آماده کنند. یزید از امام سجاد(ع) خواست تا اگر خواسته ای دارد بیان کند.

امام سه در خواست مطرح کرد:
1. روی آقا و مولایم حسین را به من نشان دهی تا از او توشه برگیرم به او نگاه کنم و وداعش گویم.
2. آنچه از ما گرفته شده است (اموال به غرات رفته در عاشورا و پس از آن) به ما بازگردانده شود.
3. اگر آهنگ کشتن ما را داری کسی را با این زنان همراه کن تا آنها را به حرم جدشان بازگرداند.

یزید در پاسخ گفت: سر پدرت را هرگز نخواهی دید(سر را به تو بازنمی گردانم) و جز تو کسی زنان را به مدینه بازنمی گرداند، اما اموالی که از شما گرفته شده است چند برابر قیمتش را می پردازم.

امام پاسخ داد: مال تو را نمی خواهم و آنچه از ما گرفته اند را از آن جهت طلب کردم که دوک (چرخ نخ ریسی) فاطمه، دختر پیامبر، روپوش ، گردنبند و پیراهنش در میان آنهاست.

یزید فرمان داد این اموال را به اهل بیت برگردانند و دویست دینار نیز بر این اموال افزود. امام اموال را گرفت و دویست دینار را میان فقرا تقسیم کرد.

نعمان بن بشیر به دستور یزید مسئولیت اصلی بازگرداندن کاروان را به عهده داشت و گروه تحت امر او 10 تا 20 تن بودند.  این کاروان در روز هشتم تا دهم صفر از شام خارج شده و بنا به درخواست اهل بیت و موافقت نعمان ابتدا به سمت عراق و کربلا حرکت کردند.

/6262





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 573 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :