اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

صبح روز سوم شعبان سال چهارم هجری، شهر مدینه میزبان کودک نو رسیده‌ای بود که در خانه فاطمه سلام‌الله‌علیها و علی علیه‌السلام چشم به جهان گشود و بعدها به "سید الشهدای اسلام" ملقب شد. این طفل نو رسیده، دومین فرزند خانواده‌ای است که پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله پس از نزول آیه تطهیر بارها آنها را با عنوان "اهل بیت نبوت" مورد خطاب قرار داده و به آنها سلام گفته بود. مادر او فاطمه سلام‌الله‌علیها، دختر پیامبر و یکی از برترین زنان تاریخ است که به جهت بلندی معرفت و فضایل اخلاقی و پاکی زبانزد خاص و عام بوده و خداوند در بیان شان و جایگاه رفیعش سوره‌ای را در قرآن آورده است. علی علیه‌السلام نیز که دومین فرزند پسر خود را در آغوش می‌گرفت، اولین مسلمان، برترین دانای دین و بالاترین سخنور عرب و دارای سوابقی بی‌نظیر در ایثار و دفاع از دین خدا، در سراسر دوران ظهور و گسترش دین اسلام بود. تا آنجا که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به دستور حضرت حق، بارها او را به عنوان جانشین خود معرفی کرده بود.

نام گذاری


در آن روز فرخنده طفل را به محضر رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آوردند و علی علیه‌السلام آن چنان که وظیفه داشت و نیز به رسم ادب و احترام از ایشان خواست که همچون فرزند نخست، نامگذاری این نو رسیده را نیز بر عهده گیرند. پیامبر هم به امر الهی او را"حسین" خواند. 


ریحانه پیامبر


حسین علیه‌السلام دوران کودکی را در دامان پر مهر علی علیه‌السلام و فاطمه سلام‌الله‌علیها و بیش از آن دو در دامان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله گذراند. علاقه و توجه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به حسین علیه‌السلام چنان بود که همه اصحاب از آن آگاه بودند و بارها و بارها به چشم دیده و به گوش شنیده بودند.
اصحاب، بارها رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را دیده بودند که با حسن و حسین علیهماالسلام که کودک بودند، بازی می‌کند و آنها را بر دوش خود سوار می‌کند. حتی پیامبر لبهای حسین علیه‌السلام را می‌بوسید و می‌فرمود: حسین از من است و من از اویم، خداوند دوست بدارد کسی را که او را دوست می‌دارد. در این میان بسیاری می‌دانستند که محبت پیامبر به این دو کودک و مخصوصا به حسین علیه‌السلام، یک محبت عادی نسبی و فامیلی نبود. زیرا از طرفی پیامبر خدا فردی عادی مانند سایر مردم نبوده و بنا بر نص صریح قرآن، هیچ رفتار یا گفتار پیامبر از سر خواسته شخصی و هوی و هوس نیست، و از همین روست که خداوند می‌فرماید: شایسته است که رفتار و حرکات ایشان سرمشق و الگوی اهل ایمان باشد. از سوی دیگر پیامبر دختران زیاد و حتی فرزند پسری نیز داشتند، اما این گونه ابراز محبت و توصیه‌های موکد فقط در مورد حسن و حسین علیهما‌السلام دیده می‌شد.

در آینه کتاب خدا


حسین علیه‌السلام هنوز کودک بود که منظور چندین آیه قرآن قرار گرفت. در روز مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، حسین علیه‌السلام و خانواده‌اش تنها همراهان رسول خدا بودند و پیامبر اکرم، بنا به دستور الهی در آیه مباهله، حسن و حسین علیهماالسلام را به عنوان فرزندان خاندان وحی با خود برای مباهله همراه کرد.
یکی از پنج تنی که آیه تطهیر در مورد آنها نازل شد، حسین علیه‌السلام بود و او نیز به همراه پدر، مادر و برادر خود زیر عبای پیامبر بود که خداوند این آیه را درباره آنها نازل کرد: همانا خداوند فقط و فقط می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور سازد و شما را قطعا پاکیزه سازد، گواهی روشن و سندی گویا بر عصمت این خانواده و دوری ایشان از هر گناه و خطا. 

ایام نوجوانی

اما سالیان خوش کودکی حسین علیه‌السلام بزودی به پایان رسید. حدوداً هفت ساله بود که رسول خدا مسلمانان را با انبوهی از سفارشات در مورد اهل بیت خود تنها گذاشت و جهان اسلام را غرق در ماتم کرد.
در این مدت حسین علیه‌السلام به عنوان یک مسلمان و ماموم، بر مسیر حرکت علی علیه‌السلام راه می‌سپرد و در عین نوجوانی از هر فرصتی برای دفاع از حق استفاده می‌کرد.

حسین یاور پدر

حسین علیه‌السلام تقریبا 32 سال داشت که با بیعت مردم، علی علیه‌السلام حاکم جامعه اسلامی گردید. بعد از چندی ایشان به همراه فرزندان خود به کوفه هجرت کرد و آنجا را مرکز حکومت اسلامی قرار داد. در این مدت حسین علیه‌السلام در تمام صحنه‌های نظامی و سیاسی، یار و یاور نزدیک پدر و امام خود بود و در نهایت احترام فرمانهای پدر را اطاعت می‌کرد. حسین علیه‌السلام تربیت شده دست بزرگ مدافع اسلام بود و شجاعت و شهامت را به خوبی از پدر آموخته بود و در هر سه جنگی که در این دوران پیش آمد حضوری فعال داشت. در جنگ جمل فرماندهی جناح چپ سپاه امیرالمومنین به عهده ایشان بود. در جنگ صفین اولین فتح سپاه علی علیه‌السلام به دست او رقم خورد و شریعه فرات بدست او و یارانش آزاد شد. در جریان حکمیت نیز ایشان یکی از شاهدان ماجرا از سوی پدر بود.

شیعه برادر


پس از شهادت امیر المومنین علیه‌السلام، امام حسن علیه‌السلام، به دستور الهی و سفارش پیامبر به مقام امامت رسید و هدایت جامعه مسلمین و ادامه راه تبیین و نشر دین خدا را به عهده گرفت.
در دوران امامت برادر، حسین علیه‌السلام نیز همانند سایر شیعیان، مطیع و سر سپرده کامل برادر خود به عنوان امام شیعیان بود و در اطاعت اوامر او ذره‌ای سستی نمی‌کرد. چنان که ادب و اطاعت او از برادر مثال زدنی شد. امام باقر علیه‌السلام در این زمینه می‌فرماید: امام حسین علیه‌السلام به خاطر احترام و بزرگداشت مقام برادرش، امام حسن علیه‌السلام، هرگز جلوتر از او راه نرفت و در سخن گفتن از او پیشی نگرفت. حسین علیه‌السلام در تمامی مواضع سیاسی و مهمترین آنها در قضیه صلح امام حسن علیه‌السلام با معاویه، پشتیبان و مطیع امر امام خویش بود. در این واقعه حسین ابن علی به عنوان یکی از شخصیتهای جهان اسلام علی‌رغم اینکه تمامی مسلمانان امام حسن را تنها گذاشتند، کاملا مدافع این صلح بود و سرسختانه از موضع و تصمیمات برادر حمایت می‌کرد و او نیز حفظ اسلام را در مصالحه می‌دید.پس از جریان صلح، حسین علیه‌السلام به همراه برادر از شهر کوفه به مدینه زادگاه خود بازگشتند و در کنار مرقد رسول خدا به وظیفه تربیت و ارشاد مردم و تبیین و تفسیر احکام الهی پرداختند. اما دیر زمانی نگذشت که امام حسن علیه‌السلام با حیله معاویه مسموم شد و به شهادت رسید و حسین علیه‌السلام جانشین برادر و امام مسلمین گردید. 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هنگامی که حضرت عباس علیه السلام از ام البنین علیهاالسلام متولد شد قنداقهی این
[صفحه ۳۰]
نوزاد نورانی را به دست حضرت علی علیه السلام دادند. امام علیه السلام کودک را محکم در آغوش گرفته و به سینهی خود چسبانید. سپس آستینهای طفل نورسیده را بالا زد و در حالی که مرتب به بازوهای او نگاه میکرد مثل ابر بهاران، اشک از دیدگان مبارکش جاری میشد. امام علیه السلام در حال گریه و اشک، دستها و بازوهای عباس را میبوسید و میبوسید. ام البنین علیهاالسلام که بسان هر مادری انتظار داشت که شوهرش از تولد فرزندش مسرور و شادمان شود، از مشاهدهی اندوه و گریه و بوسههای حضرت علی علیه السلام حیرت زده و نگران شد و سئوال کرد: «یا امیرمؤمنان! گریه شما من را به تعجب واداشته است، آیا فرزندم عیب و نقصی دارد که اینطور گریه میکنی و بر بازوهای او بوسه میزنی؟ در حالی که باید از تولد این کودک زیبا مسرور و شادمان باشید».
حضرت علی علیه السلام با صدایی بغض آلود و لحنی سراسر اندوه فرمود: «فرزند تو هیچ نقصی ندارد ولی چون به این دو دست نگاه کردم و به یاد مصائب وارد بر این طفل افتادم گریهام گرفت»
ام البنین علیهاالسلام با نگرانی پرسید: «این طفل چه سرنوشتی خواهد داشت و چه بر سر طفل شیرخوار من خواهد آمد؟!» حضرت علیه السلام فرمود: «دستان کودکت در راه یاری برادر مظلومش حسین علیه السلام از بدن جدا خواهد شد.»
در اینجا بود که ام البنین علیهاالسلام و سایر زنان حاضر به گریه افتادند و مجلس شادی و جشن جای خود را به نوحه و گریه و زاری داد!
وقتی حضرت علی علیه السلام این صحنه را دیدند و متوجه شدند که
[صفحه ۳۱]
ام البنین علیهاالسلام غمگین شده است، برای تسلی و آرامش دل ام البنین علیهاالسلام که مانند دل هر مادر پاک و مهربان و دلسوزی نگران آینده و سرنوشت کودک خود است، فرمودند: «ای ام البنین! اندوهناک مباش! فرزندت عباس دارای مقامی بس عظیم در نزد خداوند متعال است. خداوند متعال به جای دو دست قلم شدهاش دو بال به او مرحمت خواهد کرد که با آنها همراه با فرشتگان در بهشت برین پرواز کند».
ام البنین علیهاالسلام که به شوهر جوانمردش بسیار اعتماد دارد، چون این سخن دلنواز را شنید دلش آرام گرفته و بسیار مسرور گشت و خدای را سپاس گفت [۲] .
برگرفته از کتاب دریای تشنه، تشنه دریا (نگاهی به زندگانی علمدار کربلا) نوشته: رحیم میردری کوندی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
  • امام حسین مدح

  • ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی
    در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

    ای العطش ترانه ی قبل از ولادتت
    مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی

    ای تشنه! شیر مادرت از غصه خشک شد
    از بس که بود صوت تو سوزان خوش آمدی

    گریه مکن که کشته اشک خدا شدی
    خون خدا! به جمع شهیدان خوش آمدی

    اشک تو از تلاطم دریاست بیشتر
    ای آشنای ابر بهاران خوش آمدی

    میلت لبن زدست پیمبر مکیدن است؟
    ای جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدی

    اینجا مدینه است سر آغاز کربلا
    شش ماهه! آمدی؟ چه شتابان؟ خوش آمدی

    اینگونه که تو سر زده از ره رسیده ای
    گویا حدیث غربت مادر شنیده ای
    ---

    دریای رحمتی که به آیات گفته اند
    چشمان تست جان روایات گفته اند

    طوفان ترنُمی ز نفسهای گرم تست
    این را یکی زخیل کرامات گفته اند

    چشم طمع به دست کریم تو بسته اند
    آنانکه از بضاعت مزجات گفته اند

    صدها هزار حور و ملک مدحت ترا
    با صد هزار فخر و مباهات گفته اند

    آئینه را مقابل بابا گذاشتی
    وقتی سخن زمومن و مرآت گفته اند

    پیش از فَیاسُیوف خُذینی به محضرت
    شمشیرها سلام ملاقات گفته اند

    آنانکه با نوای تو پیمان گذاشتند
    لبیک تو به نغمه ی هیهات گفته اند

    ای عالمی فدای تو لبیک یا حسین
    گوید به تو خدای تو لبیک یا حسین
    ---

    تو کوه نور را به تماشا کشیده ای
    موسی و طور را به تماشا کشیده ای

    باید حدیث عشق تو فهمید و جان سپرد
    درک و شعور را به تماشا کشیده ای

    از بس نبی به غبغب تو بوسه بوسه زد
    جشن و سرور را به تماشا کشیده ای

    استادگی کوه ز اوج وقارتت
    مجد و غرور را به تماشا کشیده ای

    با استقامتی که تو داری به راه عشق
    قلب صبور را به تماشا کشیده ای

    هر کس تو را شناخت خدا را شناخته
    درک و حضور را به تماشا کشیده ای

    بعد از پدر وجود امامان ز نسل تست
    صبح ظهور را به تماشا کشیده ای

    تو با شفای فطرس بشکسته بال وپر
    غلمان و حور را به تماشا کشیده ای

    با قطره های آب ز دست مبارکت
    چشمان کور را به تماشا کشیده ای

    نجوایت از حبیب مسیحی دوباره ساخت
    تا نفخ و صور را به تماشا کشیده ای

    بی خود نبود محرم اسرار شد زهیر
    رمز عبور را به تماشا کشیده ای

    با روضه ات قیامت کبرا بپا مکن
    شور و نشور را به تماشا کشیده ای

    ای هم اراده ی تو خدا یابن بوتراب
    توحید نیست از تو جدا یابن بوتراب
    ---

    ای آبشار چشم غزل یا اباالعطش
    وی اعتبار صبح ازل یا اباالعطش

    نو شانده ای به لشکر خود روز تشنگی
    شیرین تر از شراب عسل یا اباالعطش

    حبَ تو هم پیاله ی حبَ خدا حسین
    ای تشنه ات تمام ملل یا اباالعطش

    شش ماهه ی تو ساقی آب حیات شد
    وقتی چشید طعم بغل یا اباالعطش

    طفل رضیع سخت تر از ذوالفقار شد
    وقتی رسید روز عمل یا ابا العطش

    سقَای تو به تیغ امان نامه کشته شد
    این شرم داشت هُرم اجل یا ابالعطش

    آخر به روی ماه امان نامه می زنند؟
    ماه حرم کجا و دغل یا ابالعطش

    ای اکبرت پیمبر اعظم به کربلا
    احمد نداشت این همه یل یا اباالعطش

    گر زینب تو آینه ی فاطمی نبود
    بودی تو بی شبیه و بدل یا اباالعطش

    بی پنج تن مباهله ات با صفا نبود
    آورده ای مثل به مثل یا اباالعطش

    این کوفیان همان سپه نهروانی اند
    دارند بغض روز جمل یا اباالعطش

    ای دجله و فرات عطشناک حنجرت
    آب حیات مانده ز امساک حنجرت
    ---

    زیبا ترین ترانه دم نینوای تو
    قالوا بلی همان شرف کربلای تو

    نجوای استغاثه ات آهنگ نوحه داشت
    وقتی رسید سینه زن خیمه های تو

    تو یک تنه تمام طنین ولایتی
    قرآن نشسته با همه عترت به پای تو

    بی عشق تو بهشت خدا فلسفه نداشت
    احیا گر ولای علی شد ولای تو

    دین خدا بدون تو بی سرنوشت بود
    ای تا بهشت دین خدا مبتلای تو

    دین خدا که تکیه گهش نیزه ی تو بود
    احیا شد از غریب ترین روضه های تو

    از ساربان ناقه ی بی ساربان مپرس
    شد تازیانه قاتل نام و صدای تو

    بی خود نبود بر همه اعضات بوسه رفت
    تکثیر شد به کرب و بلا دست و پای تو

    تیغ ستم گلوی تو را شرحه می کند
    جاری است در گلوی تو خون خدای تو

    در خون خویش غسل شهادت کنی حسین
    ای بی کفن فدای تو و بوریای تو

    روز ولادتت به تن تو حریر بود
    روز شهادتت کفن تو حصیر بود

    سروده محمود ژولیده




    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
    السلام علیک

    یا اباعبدالله الحسیـن علیه السلام

    ******************************
    هر کسی خواسته باشد به خدایی برسد

    بایـد از کشتی تو راهنمــایی برسد

    نه فقط "فطرس" پر سوخته تو حتی

    بی توجبریل محال است بجایی برسد


    اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند

    ولی برای پریدن زمانمان دادند

    خبر دهید دوباره به بال "فطرس"ها

    مجال پر زدن آسمانمان دادند

    ******************************
    بر آنچه که شد هادى "فطرس"صلوات

    خوانیم به دل شادى "فطرس"صلوات

    میلاد حسین عید آزادى اوست

    بر لحظه ى آزادى "فطرس"صلوات

    ******************************
    اللهم صل علی محمّد و آل محمّد

    و عجّـل فرجهــم والـعن اعدائهـم



    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
    چند ویژگی منحصر به فرد امام حسین (ع)
    چند ویژگی منحصر به فرد امام حسین (ع)

    * تنها امامی که شش ماهه به دنیا آمدند.

    * تنها امامی که از هیچ بانویی شیر نخوردند و تغذیه‌ی ایشان تنها توسط پیامبر اکرم (ص) صورت گرفته است.

    * تنها امامی که روز ولادتشان، پدر و مادر و جد و نزدیکانشان برای ایشان گریه کردند.

    * تنها امامی که در معرکه‌ی جنگ به شهادت رسیدند.

    * تنها امامی که در دعای توسل از ایشان به عنوان (ایّها الشهید) یاد شده با اینکه همه‌ی ائمه‌ی ما شهید شده اند.

    * تنها امامی که در زمان حیات خود پدر دو شهید شدند (علی اکبر (ع) و علی اصغر (ع).

    * تنها امامی که اربعین و زیارت اربعین دارند.

    * تنها امامی که قبر مطهرشان بیش از ده بار توسط ظالمان خراب شد تا اثری از آن باقی نماند!! اما همچنان پابرجاست.

    * تنها امامی که بدون غسل و کفن دفن شدند.

    * تنها امامی که سر مبارکش از بدن جدا شد.

    * تنها امامی که تشنه لب با هزاران زخم تیر و نیزه و شمشیر و سنگ بر بدن به شهادت رسیدند.

    * تنها امامی که بعد از شهادتش، خانواده‌اش اسیر شدند.

    * تنها امامی که پدر و مادر و ۹ نسلش معصوم بودند.

    * تنها امامی که تولدش در ماهی است که هیچ شهادتی در آن نیست و شهادتش در ماهی است که هیچ تولدی در آن نیست.

    * تنها امامی که خوردن خاک قبرش اشکال ندارد.

    * تنها امامی که دعا تحت قبه‌ی ایشان به اجابت می رسد.

    * تنها امامی که امام زمان (ع) شبانه روز حداقل دومرتبه بر او گریه می کند.

    * تنها امامی که سرعت و وسعت کشتی نجاتش از سایر امامان بیشتر است.

    * تنها امامی که یک در بهشت به نام اوست: باب الحسین.

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :

    اولیاء الله به‌ خاطر شناخت‌ و معرفتی‌كه‌ به‌ ذات‌ مقدس‌ الهی‌ دارند بیش‌ از دیگران‌ترسانند حسین‌(ع) این‌چنین‌ بود كه‌ ابن‌ شهر آشوب‌ در مناقب‌ آورده‌ است‌ از حسین‌(ع)پرسیدند: ما اعظم‌ خوفك‌ من‌ ربك‌ ؛ چه‌ زیاد از خدا می‌ترسی‌» فرمودند: لا یأمن‌ یوم‌القیامة‌ الا من‌ خاف‌ الله فی‌ الدنیا،«از عذاب‌ خدا در قیامت‌ ایمن‌ نیست‌ مگر كسی‌ كه‌ دردنیا از خدا بترسد.»

    از دعای‌ آن‌ حضرت‌ در روز عرفه‌ میزان‌ شناخت‌ و ترس‌ او را از خدا می‌یابیم‌ كه‌ باچشمی‌ گریان‌ و دلی‌ بریان‌ پس‌ از بیان‌ اوصاف‌ باری‌تعالی‌ و كیفیت‌ آفرینش‌ جهان‌هستی‌ و شخصیت‌ شخیص‌ خود، آن‌چنان‌ خدا را در همه‌ احوال‌ حاضر و ناظر اعمال‌خویش‌ می‌داند كه‌ گویی‌ او را به‌ چشم‌ بصیرت‌ می‌بیند آن‌جا كه‌ می‌گوید: «كور باد چشمی‌كه‌ تو را مراقب‌ خود نبیند و در زیان‌ و خسران‌ باد، بنده‌ای‌ كه‌ نصیب‌ و بهره‌ای‌ از عشق‌ ومحبت‌ خود در او قرار نداده‌ای‌»

    دور نكرده‌ای‌ كه‌ شوم‌ طالب‌ حضور
    غایب‌ نگشته‌ای‌ كه‌ هویدا كنم‌ تو را

    2 ـ عبادت‌

    بندگی‌ و عبادت‌ حضرت‌ حق‌ جل‌ شانه‌ هم‌ بستگی‌ به‌ میزان‌ شناخت‌ و معرفت‌شخص‌ نسبت‌ به‌ معبود دارد و چون‌ حسین‌ سرور آزادگان‌، خدا را چنان‌ شناخته‌ كه‌ توانسته‌او را توصیف‌ نماید لذا عبادت‌ او هم‌ در حد بالا بوده‌ است‌ چنان‌كه‌ ابن‌ عبد ربه‌ در كتاب‌«عقد الفرید» روایت‌ می‌كند: از امام‌ سجاد(ع) پرسیدند: چرا فرزندان‌ پدرت‌ اندكند؟فرمود: تعجب‌ می‌كنم‌ كه‌ من‌ چگونه‌ متولد شدم‌ و حال‌ آن‌كه‌ پدرم‌ شبانه‌ روز هزار ركعت‌نماز می‌خواند.

    3 ـ تواضع‌

    حسین‌ بن‌ علی‌ همچون‌ جد بزرگوارش‌ در تواضع‌ و فروتنی‌ اسوه‌ حسنه‌ و الگو برای‌جهانیان‌ بود؛ چنان‌كه‌ در تفسیر عیاشی‌ مذكور است‌: حسین‌(ع) بر جمعی‌ از مساكین‌بگذشت‌ كه‌ عبای‌ خود را بر زمین‌ گسترده‌ و مشغول‌ خوردن‌ نان‌ خشكی‌ بودند، حضرت‌ رادعوت‌ به‌ نشستن‌ و خوردن‌ غذای‌ خود نمودند، امام‌ حسین‌ بلافاصله‌ دعوت‌ آنان‌ را اجابت‌نمود و مشغول‌ خوردن‌ نان‌ آنان‌ شدند و فرمودند: (ان‌ الله لا یحب‌ المستكبرین‌) به‌درستی‌ كه‌ خدا متكبران‌ را دوست‌ ندارد و سپس‌ فرمود: من‌ دعوت‌ شما را پذیرفتم‌ شماهم‌ دعوت‌ مرا اجابت‌ كنید و آنان‌ را با خود به‌ خانه‌ برد و همسر خود رباب‌ را فرمود: آنچه‌ذخیره‌ كرده‌ای‌ بیاور، و ایشان‌ را ضیافت‌ و انعام‌ فرمود.

    4 ـ جود و سخا
    در باره‌ كرامت‌ و جود و بخشش‌ حسین‌(ع) داستان‌های‌ زیادی‌ نقل‌ شد كه‌ برای‌نمونه‌ به‌ دو فقره‌ آن‌ اشاره‌ می‌شود:

    1- عمرو ابن‌ دینار روایت‌ می‌كند امام‌ حسین‌(ع) به‌ عیادت‌ اسامه‌ ابن‌ زید رفت‌ واو بیمار بود وی‌ را اندوهناك‌ دید علتش‌ را جویا شد اسامه‌ گفت‌: شصت‌ هزار درهم‌بدهكارم‌، امام‌ فرمود: بر عهده‌ من‌ كه‌ آن‌ را بپردازم‌ اسامه‌ عرض‌ كرد می‌ترسم‌ قبل‌ ازادای‌ دین‌ بمیرم‌ امام‌ حسین‌(ع) فرمود: نخواهی‌ مرد تا من‌ قرض‌ تورا بپردازم‌ و قبل‌ ازفوت‌ اسامه‌ حضرت‌ دینش‌ را پرداخت‌.

    2- انس‌ می‌گوید: من‌ خدمت‌ امام‌ حسین‌(ع) بودم‌ كه‌ كنیزش‌ یك‌ شاخه‌ گل‌ آوردو تقدیم‌ امام‌ نمود حضرت‌ فرمود: تورا در راه‌ خدا آزاد كردم‌، انس‌ می‌گوید به‌ حضرتش‌عرض‌ كردم‌: یك‌ شاخه‌ گل‌ ارزش‌ ندارد كه‌ به‌ خاطر آن‌ اورا آزاد كردی‌؟

    امام‌ حسین‌ فرمود: این‌ چنین‌ خدا ما را ادب‌ آموخته‌ است‌ و می‌فرماید: «چون‌ شمارا تحیت‌ گویند شما بهتر از آن‌ تحیت‌ گویید یا مثل‌ آن‌» و آزاد كردن‌ كنیز تحیت‌ بهتر بود.

    5 ـ علم‌ و دانش‌

    ابوسلمه‌ می‌گوید به‌ اتفاق‌ عمر بن‌ خطاب‌ به‌ حج‌ رفتیم‌ وقتی‌ كه‌ به‌ «ابطح‌»رسیدیم‌ یك‌ عرب‌ بادیه‌ نشین‌ نزد ما آمده‌ و به‌ عُمَر بن‌ خطاب‌ گفت‌: ای‌ امیرالمؤمنین‌من‌ حج‌ به‌ جای‌ آوردم‌ و در حال‌ احرام‌ تخم‌ شترمرغ‌ را شكستم‌ و پختم‌ و خوردم‌ چه‌كفاره‌ای‌ بر من‌ واجب‌ گشته‌ است‌؟ عمربن‌ خطاب‌ گفت‌: من‌ به‌ این‌ مسئله‌ آگاهی‌ ندارم‌،بنشین‌ تا یكی‌ از اصحاب‌ محمد(ص) بیاید شاید راه‌ فرجی‌ برای‌ تو باشد. در این‌ موقع‌امیرالمؤمنین‌ علی‌(ع) رسید و حسین‌(ع) نیز همراه‌ او بود، عمر به‌ اعرابی‌ گفت‌: این‌ علی‌بن‌ ابی‌طالب‌(ع) مسئله‌ ات‌ را از او بپرس‌، اعرابی‌ سئوال‌ خود را مطرح‌ كرد علی‌(ع) به‌ وی‌فرمود: از این‌ نوجوانی‌ كه‌ نزد توست‌ یعنی‌ حسین‌(ع) بپرس‌، اعرابی‌ گفت‌: چرا یكی‌ مرا به‌دیگری‌ حواله‌ می‌كند، مردم‌ به‌ او گفتند: وای‌ بر تو این‌ فرزند رسول‌ خدا(ص) است‌، آن‌گاه‌اعرابی‌ گفت‌: ای‌ فرزند رسول‌ خدا من‌ از خانه‌ام‌ برای‌ حج‌ بیرون‌ آمدم‌ و قضیه‌ را بیان‌ كرد.

    امام‌ حسین‌(ع) فرمود: آیا شتر داری‌؟ اعرابی‌ عرض‌ كرد: آری‌. امام‌ حسین‌ فرمود:به‌ تعداد تخم‌، شتر نر را بر ماده‌ بجهان‌ هر تعدادی‌ باردار شدند و زاییدند بچه‌ شتران‌ را به‌بیت‌ الله هدیه‌ كن‌. عمر گفت‌: حسین‌، شتر گاهی‌ پوچ‌ می‌كند. امام‌ حسین‌ فرمودند: عمر،تخم‌ها هم‌ گاهی‌ فاسد می‌شوند عمر گفت‌ راست‌ گفتی‌.

    علی‌ حسین‌ را به‌ سینه‌ چسبانید و فرمود: «ذریه‌ بعضها من‌ بعض‌»

    6 ـ وقار و خویشتن‌ داری‌

    حضرت‌ ابا عبدالله الحسین‌(ع) صاحب‌ وقار و ابهت‌ بود كه‌ طبق‌ نقل‌ ابو حارم‌اعرج‌ امام‌ حسن‌(ع) به‌ او احترام‌ و تعظیم‌ می‌نمود وقتی‌ ابن‌ عباس‌ علت‌ این‌ بزرگداشت‌ رااز امام‌ مجتبی‌ پرسید حضرت‌ در جوابش‌ فرمود: از حسین‌(ع) هیبت‌ می‌برم‌ مانند هیبت‌امیرالمؤمنین‌(ع) بعضی‌ از نابخردان‌ این‌ وقار و ابهت‌ امام‌ حسین‌ را حمل‌ بر تكبر آن‌حضرت‌ مینمودند چنان‌كه‌ مردی‌ به‌ امام‌ حسین‌(ع) گفت‌: «در تو كبر و منّیت‌ می‌بینم‌»

    امام‌ حسین‌(ع) فرمود: همه‌ كبریایی‌ مخصوص‌ خدای‌ یكتاست‌ و غیر او شایسته‌نیست‌ كه‌ خدای‌ تبارك‌ و تعالی‌ فرموده‌ است‌: عزت‌ مخصوص‌ خدا و رسولش‌ ومؤمنین‌است‌.

    حاصل‌ فرمایش‌ امام‌ این‌ است‌ كه‌ اینكه‌ در من‌ می‌بینی‌ ابهت‌ و عزت‌ است‌ نه‌ كبرو منّیت‌.

    7 ـ كمك‌ به‌ مستمندان‌


    ابن‌ شهر آشوب‌ در مناقب‌ از شعیب‌ ابن‌ عبدالرحمن‌ خزاعی‌ روایت‌ می‌كند پس‌ ازشهادت‌ امام‌ حسین‌(ع) اثری‌ در پشت‌ آن‌ حضرت‌ دیده‌ شد كه‌ مربوط‌ به‌ آلات‌ و ادوات‌جنگ‌ نبود، از امام‌ سجاد پرسیدند كه‌ این‌ اثر چیست‌؟

    امام‌ زین‌ العابدین‌(ع) فرمودند: پدرم‌ انبان‌ محتوی‌ نان‌ و آذوقه‌ به‌ دوش‌ میكشید وبه‌ خانه‌های‌ یتیمان‌ و درماندگان‌ و بینوایان‌ میبرد و این‌ اثری‌ كه‌ در پشت‌ آن‌ حضرت‌دیده‌ شد از آن‌ است‌.

    9 ـ قاطعیت‌

    یكی‌ از صفات‌ بارز و سجایای‌ اخلاقی‌ حسین‌(ع) ارادة‌ قوی‌ و عزم‌ راسخ‌ و تصمیم‌قاطع‌ آن‌ بزرگوار است‌ كه‌ این‌ خصلت‌ را از جد گرامی‌ محمد بن‌ عبدالله(ص) به‌ ارث‌ برده‌است‌ كه‌ پیامبر عظیم‌ الشان‌ اسلام‌ با این‌ قاطعیت‌ بود كه‌ توانست‌ مسیر تاریخ‌ و مفهوم‌زندگی‌ و معیار ارزش‌ها را عوض‌ كند و یك‌ تنه‌ در برابر همه‌ قدرت‌های‌ شیطانی‌ كه‌می‌خواستند از گفتن‌ كلمه‌ الله جلوگیری‌ كنند ایستاد و به‌ عموی‌ بزرگ‌ خود كه‌ پیشنهاد رابر او عرضه‌ نمود كه‌: محمد اگر می‌خواهد او را بر خود حاكم‌ می‌كنیم‌ و اگر هدفش‌ همسراست‌ بهترین‌ دختران‌ قریش‌ را به‌ او تزویج‌ می‌كنیم‌ پاسخ‌ داد: «به‌ خدا قسم‌ اگر خورشیدرا در دست‌ راست‌ و ماه‌ را در دست‌ چپ‌ من‌ قرار دهند كه‌ از راهم‌ برگردم‌ هرگز چنین‌نخواهم‌ كرد تا آن‌ كه‌ در راه‌ رسیدن‌ به‌ هدفم‌ جان‌ دهم‌ یا آن‌ كه‌ خدا مرا پیروز گرداند».
    حسین‌ هم‌ با قاطعیت‌ در برابر قدرت‌ و حكومت‌ استبدادی‌ اموی‌ ایستاد و بدون‌ هیچ‌تردید اعلان‌ كرد: من‌ با یزید بیعت‌ نمی‌كنم‌ و با یاران‌ اندك‌ خود به‌ میدان‌ جهاد قدم‌ نهادتا حق‌ را آشكار و باطل‌ را نابود سازد. حسین‌ عزیز برای‌ رسیدن‌ به‌ هدف‌ مقدسش‌ با تمام‌افراد خانواده‌ و یاران‌ باوفایش‌، به‌ سوی‌ میدان‌ مجدوشرف‌ حركت‌ كرد و به‌ گفته‌ها وانتقادات‌ بی‌حد دوستان‌ كه‌ خلاف‌ تصمیم‌ قاطعش‌ بود، اعتنایی‌ نكرد و راه‌ رسیدن‌ وپیروزی‌ از طریق‌ شهادت‌ را به‌ امت‌ اسلامی‌ نشان‌ داد و خود نیز در این‌ مسیر به‌شهادت‌رسید.

    10 ـ عزت‌ نفس

    یكی‌ از خصوصیات‌ و امتیازهای‌ بارز حسین‌ بن‌ علی‌(ع) كه‌ او را از همه‌ مجاهدان‌تاریخ‌ ممتاز ساخته‌ است‌ سرپیچی‌ از ذلت‌ است‌ تا آن‌ جا كه‌ ملقب‌ به‌ «ابی‌ الضیم‌» گشته‌كه‌ این‌ لقب‌ از مشهورترین‌ القاب‌ آن‌ حضرت‌ است‌، بلكه‌ حسین‌ مَثَل‌ اعلای‌ این‌ عنوان‌ ومصداق‌ بارز آن‌ به‌ حساب‌ آمده‌ است‌ یكی‌ از شعرای‌ سرشناس‌ درباره‌اش‌ می‌گوید:«حسین‌ كسی‌ است‌ كه‌ مرگ‌ با عزت‌ را حیات‌ و زندگی‌ ذلت‌ بار را مرگ‌ می‌داند».

    مصعب‌ بن‌ زبیر می‌گوید: «حسین‌ مرگ‌ با شرافت‌ را بر زندگی‌ ذلت‌ بار ترجیح‌ داد».

    سخنان‌ حسین‌ در روز عاشورا عالی‌ترین‌ و برترین‌ بیان‌ در مورد حفظ‌ حیثیت‌ وعزت‌ نفس‌ می‌باشد فرمودند: «همانا زنا زاده‌ پسر زنا زاده‌ مرا میان‌ دو امر مخیر ساخته‌كشته‌ شدن‌ با شمشیر یا پذیرش‌ ذلت‌. چه‌ دور است‌ ذلت‌ از ما، كه‌ خدا و رسولش‌ و مؤمنین‌ذلت‌ را برای‌ من‌ نمی‌پسندند بلكه‌ پدران‌ و مادرانی‌ كه‌ در دامن‌ پاكشان‌ مرا پرورش‌داده‌اند و مردان‌ غیور و با حمیّت‌ و انسان‌هایی‌ كه‌ امتناع‌ می‌ورزند از این‌ كه‌ طاعت‌انسان‌های‌ پست‌ را بر كشته‌ شدن‌ ترجیح‌ دهند».

    این‌ عزت‌ نفس‌ حسین‌ است‌ كه‌ نمی‌گذارد تسلیم‌ مردمی‌ پست‌ و فرومایه‌ همچون‌ابن‌ زیاد دست‌ نشانده‌ بنی‌ امیه‌ بشود تا هر گونه‌ بی‌ احترامی‌ را درباره‌اش‌ انجام‌ دهند،چون‌ كوه‌ در برابر سپاه‌ كوفه‌ می‌ایستد و بدون‌ هیچ‌ دغدغه‌ و هراسی‌ از گرگان‌ بنی‌ امیه‌،درس‌ زندگی‌ با عزت‌ را به‌ جهانیان‌ می‌آموزد.

     

    آنچه‌ گفته‌ شد از مهم‌ترین‌ عناصر شخصیتی‌ بود كه‌ امام‌ حسین‌(ع) بیشترین‌بهره‌ را از هر یك‌ برده‌ است‌، لذا او شخصیتی‌ است‌ برتر از دیگر شخصیت‌ها، و اگربخواهیم‌ شخصیت‌ او را با دیگران‌ مقایسه‌ كنیم‌، جوابی‌ جز این‌ ضرب‌المثل‌ عربی‌نخواهیم‌ داشت‌:
    «اریه‌ السها و یرینی‌ القمر» یعنی‌ من‌ ستارة‌ سها را به‌ او نشان‌ می‌دهم‌ و او ماه‌ رابا همه‌ وضوحش‌ به‌ من‌ نشان‌ می‌دهد.
    او به‌ دنیا با چشمی‌ دیگر و از زاویه‌ای‌ دیگر نگریست‌ و در نتیجه‌ آن‌ را چنان‌ كه‌حقیقتش‌ بود دید، نه‌ كمترین‌ تمایلی‌ به‌ دنیا در او پیدا شد و نه‌ كوچكترین‌ چشم‌ داشتی‌بدان‌ در وجودش‌ پیدا گردید.
    امام‌ حسین‌(ع) در این‌ دانشگاه‌ درسی‌ به‌ ما می‌دهد. كه‌ نمونه‌ درخشانی‌ از رهبرمبارزی‌ را به‌ ما نشان‌ می‌دهد كه‌ چون‌ پا به‌ میدان‌ حق‌ و باطل‌ می‌گذاشت‌ جز با پیروزگردانیدن‌ حق‌ یا فداشدن‌ در راه‌ آن‌ از میدان‌ برنمی‌گشت‌. اگر چه‌ پیروزی‌ حق‌ حتمی‌ است‌و اگر چه‌ باطل‌ را برای‌ چند روز صولتی‌ و اهل‌ باطل‌ را دولتی‌ باشد، لیكن‌ پایدار نیست‌.





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :

    حضرت آیت الله مظاهری طی سخنانی در درس اخلاق خویش به مناسبت ایام ولادت انوار کربلا اظهار داشت: امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، امتیازهایی دارند که احدی حتّی رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» و حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» ندارند و هرکدام از آنها، افتخاری برای شخص امام حسین«سلام‌الله‌علیه» است.

    متن بیانات بدین شرح است:

    بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

    «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی»

    با تبریک حلول ماه شعبان و نیز تبریک فرارسیدن اعیاد مهم و بزرگ ابتدای این ماه عزیز، یعنی میلاد پربرکت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، ولادت با سعادت امام چهارم، امام سجاد«سلام‌الله‌علیه» و میلاد پربرکت حضرت ابوالفضل«سلام‌الله‌علیه»، در این جلسه مقداری راجع به امتیازهای امام حسین«سلام‌الله‌علیه» صحبت خواهیم کرد و قطره‌ای از فضائل ایشان را بیان می‌نماییم.

    * ویژگی‌های منحصر بفرد امام حسین«ع»

    امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، امتیازهایی دارند که احدی حتّی رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» و حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» ندارند و هرکدام از آنها، افتخاری برای شخص امام حسین«سلام‌الله‌علیه» است.

    * رسوخ حرارت محبت امام حسین«ع» در دل‌ مؤمنین

    اوّلین امتیازی که پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» گوشزد کرده‌اند و تا روز قیامت نیز باقیست، این است ‌که علاقۀ خاصی راجع به امام حسین«سلام‌الله‌علیه» در دل همگان وجود دارد. پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» می‌فرمایند: عشق و حرارتی در دل مردم و مؤمنین راجع به امام حسین«سلام‌الله‌علیه» هست که خاموش شدنی نیست:

    «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»[1]

    از نظر فضیلت، همۀ چهارده معصوم مانند یکدیگر هستند. از نظر علم، قدرت، شجاعت و.... و همچنین از نظر اینکه هرکدام وظیفۀ خود را به درستی شناخته و صد در صد به آن عمل نمودند، همه مثل هم هستند، چنانکه در زیارت جامعۀ کبیره می‌خوانیم: «خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّی مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ» [2]

    همۀ شما مثل هم هستید و همگی نورهایی در عرش خداوند بودید و خداوند متعال بر ما منّت گذاشت و آن انوار مقدّس را به عالم ناسوت و در ابدان مطهّر شما قرار داد. ابدانی که قرآن کریم درباره‌اش می‌فرماید: «فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ». [3]

    امّا محبّت و عشق و علاقۀ مردم به امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌»، امتیازی برای ایشان به شمار می‌رود. حرارت محبّت امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌» در دل‌ها به اندازه‌ای است که راجع به امیرالمؤمنین علی«سلام‌الله‌علیه‌»، و امام حسن مجتبی«سلام‌الله‌علیه» یا حتّی شخص پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» نیست. نام مبارک امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌»، دل‌‌های مردم، خصوصاً شیعیان را دگرگون می‌کند. به همین علّت، در میان مردم، علاقۀ خاصی نسبت به زیارت ابی عبدالله الحسین«سلام‌الله‌علیه‌»، وجود دارد.

    نقل شده است: متوکّل عباسی، که امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه‌» در نهج‌البلاغه پیش‌گویی می‌کنند و از او به عنوان شقی‌ترین افراد در بنی‌العباس نام می‌برند، دستور داد هرکه می‌خواهد به زیارت امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌» برود، باید دست راستش را بدهد. با این وجود، شیعه فوج فوج برای زیارت می‌آمدند و در مقابل جلاد دست خود را دراز می‌کردند تا قطع کند و  آنگاه به زیارت می‌رفتند. یک کسی آمد و دست چپش را جلو آورد. جلاد گفت: باید دست راستت را بدهی. آن شخص پاسخ داد: دست راستم را سال گذشته در راه امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌» دادم و الان می‌خواهم دست چپم را بدهم تا به زیارت بروم!

    * تربت امام حسین«ع»، شفای دردها

    امتیاز دوّمی که امام حسین «سلام‌الله‌علیه» دارند، تربت ایشان است. این امتیاز نیز خاصّ آن امام بزرگوار است، چنان‌که هیچ کس حق ندارد از روی قبور مطهّر  ائمّۀ بقیع، خاک بردارد. حتّی کسی اجازه ندارد خاک قبر منوّر امیرالمؤمنین «سلام‌الله‌علیه»‌ را بردارد یا بخورد، اما برداشتن و یا خوردن کمی از تربت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، به عنوان شفا و استشفاء، خوب است و  در روایات مختلفی وارد شده است که معصومین«سلام‌الله‌علیهم» فرمودند: «وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِه» [4]

    این مطلب، از امتیازات خاصّ امام حسین«سلام‌الله‌علیه» است که در خاک کربلا، چهار فرسخ در چهار فرسخ، تربت و مایۀ شفا قرار داده شده است. علاوه بر اینکه در روایت وارد شده که تربت امام حسین«سلام‌الله‌علیه» موجب شفاست، به تجربه نیز اثبات شده است که تربت اباعبدالله الحسین«سلام‌الله‌علیه»، دردهای بی درمان را شفا می‌دهد. بزرگی می‌گفت: یک زالو در گلوی کسی رفته بود و نزدیک بود خفه شود، من مقداری تربت در حلق او ریختم، ناگهان آن زالو بیرون آمد. 

    حضرت آیت الله خوئی فرموده بودند: چشم‌های من درد گرفت و نزدیک بود نابینا شوم. همۀ دکترها نیز از درمان آن عاجز بودند. سببش هم این بود که یک مجلس عزای زنانه در خانه داشتیم و چون مزاحم درس و مطالعۀ من بود، آن را تعطیل کردم. همسرم گفته بود که خواب دیده کسی به او گفته است: دوای درد چشم شوهر تو، تربت امام حسین«سلام‌الله‌علیه» است. پس از برخواستن از خواب، مقداری تربت در آب ریخته و ایشان را بیدار کرده بود و مقداری از آن آب را به پشت چشم آیت الله خوئی مالیده بود و چشمان ایشان خوب شد. نظیر این واقعه زیاد رخ داده است.

    استاد بزرگوار ما حضرت آیت الله العظمی بروجردی می‌فرمودند: چشم‌های من در جوانی خیلی کم سو بود. در ماه محرّم وقتی دستۀ عزاداری به خانۀ ما آمد، برخی از افراد گِل به سر مالیده بودند. سینه‌زن‌ها دور حیات حرکت می‌کردند تا این‌که به من رسیدند. من مقداری از گِل سر یکی از آنها را گرفتم و به پشت چشمم مالیدم و از آن پس، به عینک احتیاج نداشتم. من حضرت آیت الله العظمی بروجردی را می‌دیدم که پیرمرد نودساله‌‌ای بودند و عینک نمی‌زدند و چشمهایشان مانند چشم جوانان بود.

    یکی از بزرگان می‌گفت: من ضعف بینایی داشتم. برای اربعین به کربلا می‌رفتم. در بین راه عرب‌ها با پای برهنه به کربلا می‌آمدند و من مقداری از گِل درز انگشت عربی را به عنوان شفا به پشت چشمم مالیدم و بعد از آن احتیاج به عینک نداشتم. من آن پیرمرد و آن آقای بزرگوار را می‌دیدم که در سنّ نودسالگی در تاریکی مسجد بالاسر، بدون عینک قرآن می‌خواند!

    این وقایع از اختصاصات امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌» است. خاک تربتش شفا می‌دهد، خاک کربلا شفاست، ولو اینکه گِل لای درز پای یک زائر باشد.

    * مطلوبیت همیشگی عزارادی امام حسین«ع»

    ویژگی خاصّ دیگری که در مورد امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌» منحصر بفرد است، سفارش مؤکّد و فراوان به عزاداری و زیارت ایشان  است. عزاداری و گریه کردن در روز شهادت و عزای اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم»، لازم و شایسته است. عزاداری در سال‌روز رحلت پیغمبر اکرم و شهادت امیرالمؤمنین و شهادت حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیم‌»، بسیار به‌جا و نیکوست. امّا برای هیچ‌کدام از معصومین«سلام‌الله‌علیهم‌» به اندازۀ عزاداری برای امام حسین«سلام‌الله‌علیه» سفارش نشده است.

    در زمان امام صادق«سلام‌الله‌علیه» نمی‌گذاشتند کسی عزاداری کند، ولی امام صادق«سلام‌الله‌علیه‌» مقیّد بودند که اگر یک مداحی پیدا کنند، جلسۀ عزا برپا نمایند. در همان محل پرده می‌کشیدند و زن‌ها این طرف و مردها آن طرف قرار می‌گرفتند و مداح شروع به روضه خوانی می‌کرد و امام صادق«سلام‌الله‌علیه‌»، ‌بلند بلند گریه می‌کردند. اگر مداح می‌خواست عزاداری را تمام کند، امام«سلام‌الله‌علیه‌» از او می‌‌خواستند که مقداری بیشتر بخواند. [5]

    همۀ ائمۀ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم‌» به امثال این عزاداری‌ها مقیّد بودند. نه تنها اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم‌» برای امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌» عزاداری می‌کردند، بلکه خداوند متعال و جبرئیل برای حضرت آدم و حضرت موسی«سلام‌الله‌علیهما‌» مصیبت امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌» را خوانده‌اند و آن دو پیامبر و بسیاری از انبیای دیگر برای امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌»، گریه کرد‌ه‌اند. [6]

    ثواب عزاداری‌ امام حسین«سلام‌الله‌علیه‌» نیز شگفت‌آور است. راوی می‌گوید: خدمت امام صادق«سلام‌الله‌علیه‌» رفتم. حضرت فرمودند: جلسۀ عزا و ذکر مصائب ما را برپا می‌کنید؟ گفتم: بله. امام فرمودند: این کار احیای امر ولایت است و به این جلسات اهمیّت دهید. سپس تأکید کردند: هرکسی، در نزد او از ما یاد شود و به قدر بال مگسی گریه کند و اشک از چشمانش خارج شود، بهشت برای او واجب می‌شود. [7]

    نظیر این روایت، فراوان است. البته به قول امام صادق«سلام‌الله‌علیه‌»، این جلسات «احیای امر ولایت» است. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» اسلام را زنده کردند و اسارت خانوادۀ ایشان، آن را سرتاسری کرد و ابقاء خون امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، به وسیلۀ عزاداری‌هاست. عزاداری برای همۀ ائمّۀ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» ثواب دارد و باید برقرار باشد؛ امّا راجع به عزاداری امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، باید اهمیّت فوق‌العاده‌ای بدهیم؛ همان‌گونه که ائمۀ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» نیز در ماه محرّم و مخصوصاً در دهۀ اوّل آن تبسّم نداشتند، سیاه‌پوش بودند و عزاداری می‌کردند، ما نیز باید در مواقع مختلف، جلسات عزاداری و روضه‌خوانی برپا نماییم.

    * فداکاری خاصّ امام حسین«ع»

    یکی از امتیازات بزرگ امام حسین«سلام‌الله‌علیه» که مهم‌تر از همۀ امتیازاتی است که تا کنون برشمردیم، گذشت، ایثار و فداکاری امام حسین«سلام‌الله‌علیه» راجع به دین است. پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم»،‌ هشتاد و چهار جنگ سخت و طاقت‌فرسا را پشت سر گذاشتند. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه»، سی سال عمر مبارک خویش را با مظلومیّت تمام سپری کردند، مخصوصاً در پنج سال حکومت، بسیار  مورد آزار و اذیت واقع شدند. سایر ائمّۀ‌ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» نیز برای دین، زحمات فراوانی کشیدند و جان‌فشانی و فداکاری کردند؛ امّا آن امامی که همه چیزش را برای دین فدا کرد و  حاضر شد برای بقای اسلام، عیال و خانواده‌اش را به اسارت ببرند و حتّی طفل شیرخوارش را نثار احیای سنّت جدّش کرد، امام حسین«سلام‌الله‌علیه» بود. فداکاری خاص در موقعیّتی ویژه، تا جایی که موجب شهادت یاران و برادران و فرزند شیرخوار و نیز اسارت حضرت زینب«سلام‌الله‌علیها» و امام سجّاد«سلام‌الله‌علیه» شود، از اختصاصات و امتیازات ویژۀ امام حسین«سلام‌الله‌علیه» است.

    البته همان‌طور که قبلاً نیز بارها متذکر شده‌ایم، این بدان معنی نیست که اگر امام دیگری در جایگاه امام حسین«سلام‌الله‌علیه» قرار می‌گرفت، چنین فداکاری نمی‌کرد؛ آن بزرگواران «نور واحد» هستند و در فضائل و صفات نیکوی اخلاقی تفاوتی با هم ندارند. چنان‌که اگر هرکدام در جایگاه دیگری قرار می‌گرفتند، همان وظیفه‌ای را انجام می‌دادند که آن امام بزرگوار انجام داده است. پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» فرمودند: ألْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ إِنَّهُمَا إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا [8]

    بنابراین آنچه موجب برخورداری امام حسین«سلام‌الله‌علیه» از این ویژگی شده است، موقعیّت زمانی دوران حیات آن حضرت می‌باشد که منجر به انجام وظیفه توسط ایشان در کربلا شد. امّا به هر حال سایر معصومین«سلام‌الله‌علیهم» زمینۀ چنین انجام وظیفه‌ای در دوران زندگانی خود نداشتند و از این جهت می‌توان گفت: این میزان ایثار و فداکاری از کسی غیر از امام حسین«سلام‌الله‌علیه» در طول تاریخ و در عالم هستی دیده نشده است.

    * حیات اسلام مدیون خون امام حسین«ع»

    امتیاز مهمّ دیگری که امام حسین«سلام‌الله‌علیه» دارند، این است که اگر امام حسین«سلام‌الله‌علیه» و واقعۀ کربلا نبود، الان تشیّع و بلکه اسلام  وجود نداشت. وقتی مروان، امام حسین«سلام‌الله‌علیه» را به بیعت با یزید دعوت کرد، امام فرمودند: «وَ عَلَی الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِیدَ». [9]

    با روی کار آمدن یزید، اسلام در مخاطرۀ عجیبی واقع شد و چیزی از سنّت نبوی و تشیّع باقی نماند. قیام امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، اسلام را زنده کرد. اسارت عیال و خانواده، خون آن حضرت و پیام ایشان را سرتاسری کرد. سپس، عزاداری‌های ائمّۀ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» و سفارش به برگزاری جلسات عزا به وسیلۀ شیعیان، اسلام را بیمه کرد و تشیّع را زنده نمود.

    همۀ اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» برای احیای اسلام تلاش کردند و همۀ آنها در راه اسلام شهید شدند. همۀ آنها راجع به حفظ اسلام، به اندازه‌ای که ممکن بود، صددرصد وظیفه را شناختند و به آن عمل کردند. امّا در زمان امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، با شهادت ایشان، اسلامی که در شُرُف مرگ بود،‌ نجات یافت و امام توانستند ظلم را نابود کنند و معنای عدالت را به مردم بفهمانند. به عبارت دیگر، خون امام حسین«سلام‌الله‌علیه» توانست اسلام عزیز را زنده کند.

    * محبّت ویژۀ پیامبر اکرم«ص» به امام حسین«ع»

    پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» محبّت و علاقۀ شدیدی به امام حسین«سلام‌الله‌علیه» داشتند. در روایات می‌خوانیم: وقتی پیغمبراکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» بر فراز منبر بودند و امام حسین«سلام‌الله‌علیه» که یک کودک سه یا چهار ساله بودند وارد می‌شدند، پیامبر«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» از منبر پایین می‌آمدند، ایشان را در بغل می‌گرفتند و روی منبر می‌نشستند و از او حسابی تعریف می‌کردند. حتّی اگر امام حسین«سلام‌الله‌علیه» هنگام خطبه خواندن پیامبر به زمین می‌خوردند، حضرت سریع پایین می‌آمدند، ایشان را بغل می‌کردند و مجدّداً به خطبۀ خود ادامه می‌دادند. [10] گاهی امام حسین«سلام‌الله‌علیه» را نوازش می‌کردند، روی شانه‌های خود سوار می‌کردند یا روی زانوهای خود می‌نشاندند و می‌فرمودند: «أَنْتَ الْإِمَامُ ابْنُ الْإِمَامِ أَخُو الْإِمَامِ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِکَ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ» [11]

    یا حسین!‌ تو امامی،‌پدرت امام است و برادرت امام است و نُه نفر از ابناء و فرزندان تو امام هستند و نهمین آنها کسی است که قیام می‌کند و به دست او، عدالت اسلامی سرتاسر جهان را می‌گیرد. بارها این جمله را در مورد امام حسین«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمودند. گاهی از اوقات نیز  روضه می‌خواندند و گلوی امام حسین«سلام‌الله‌علیه» را می‌بوسیدند و به مردم می‌‌فرمودند: این فرزندم را برای دین، در کربلا کشته می‌شود. [12]

    * ضرورت تأسّی به امام حسین«ع»

    امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در شعری که منسوب به ایشان است، می‌فرمایند:

    «تَعْصِی الْإِلَهَ وَ أَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ             هَذَا مُحَالٌ فِی الْفِعَالِ بَدِیعٌ‏

    لَوْ کَانَ حُبُّکَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ             إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ یُحِبُّ مُطِیع‏» [13]

    حضرت می‌فرمایند: گناه می‌کنی و اظهار محبت می‌کنی؟! اگر کسی به راستی محبّت به کسی دارد، باید مطیع او باشد. این مطلب را امام صادق«سلام‌الله‌علیه» راجع به خداوند فرموده است، ولی راجع به اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» نیز قضیه به همین صورت است.

    بارها به همگان، مخصوصاً به جوان‌ها گفته‌ام و اکنون تکرار می‌کنم که شیعیان الحمدالله تاسرحدّ عشق، اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» را دوست دارند و این عالی است و باید شکرگزار این نعمت خود باشند، اما متأسفانه در اطاعت و متابعت از امام حسین«سلام‌الله‌علیه» و اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» کمبود و کاستی فراوانی وجود دارد.

    امام حسین«سلام‌الله‌علیه» در ظهر روز عاشورا نماز جماعت خوانده‌اند، ما هم برای تأسّی به ایشان باید به نماز اوّل وقت و جماعت اهمیّت دهیم. کسی نمی‌تواند مدّعی شود من حسینیم، امّا راجع به نماز بی‌تفاوت باشد.

    در روز عاشورا وقتی به ایشان گفتند ظهر شده و وقت نماز است، امام حسین«سلام‌الله‌علیه» تبسّم کردند و به آن فرد فرمودند: خداوند تو را از نمازگزاران حساب کند. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» نماز عجیبی در جبهه و در وسط میدان که تیر مثل باران می‌بارید، خواندند. معنای این حرکت امام«سلام‌الله‌علیه» این است که ما نیز باید نمازخوان باشیم و به نماز در همۀ حالات اهمیّت بدهیم. همۀ زائران امام حسین«سلام‌الله‌علیه» و کسانی که زیارت حضرت را می‌خوانند، در زیارت ایشان می‌گویند: «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ» [14]

    شهادت می‌دهیم که شما نماز ‌خواندید، نماز را زنده کردید، اهل خدمت به خلق خدا بودید و امر به معروف و نهی از منکر کردید.

    امام حسین«سلام‌الله‌علیه» همه چیز، حتّی فرزند شیرخوارۀ خود را برای احیای دین و حفظ آن فدا کردند، ما نیز باید با ایثار و گذشت و فداکاری راجع به دین، در تقویت و زنده‌نگه داشتن آن گام برداریم. باید راجع به سایر مسلمان‌ها، به هر اندازه که می‌توانیم کمک و مساعدت کنیم. در عمل باید همگی مطیع امام حسین«سلام‌الله‌علیه» باشیم و امر به معروف و نهی از منکر کنیم.

    مسلمانان و مخصوصاً شیعیان باید با هم آشتی باشند و با صلح و صفا و صمیمیّت زندگی کنند. باید قهر و بی‌اعتنایی، غیبت، تهمت، شایعه پراکنی و ... در بین آنان وجود نداشته باشد.

    امام حسین«سلام‌الله‌علیه» با وجود مشکلات و خطرات فراوان به کربلا آمدند تا عفّت و عصمت را زنده کنند، ما نیز باید فضائل مهمّ حیا، عفّت و غیرت را در خانه و اجتماع و مخصوصاً برای زن و فرزندان خود زنده کنیم. همه باید به حجاب و عفاف و مخصوصاً به چادر اهمیّت بدهند. فساد اخلاقی، بی حجابی، بی‌عفتی و بی‌غیرتی باید در جامعۀ ارادتمند به امام حسین«سلام‌الله‌علیه»نباشد. معنا ندارد کسی خود را مرید امام حسین«سلام‌الله‌علیه» بداند و به ایشان اظهار ارادت کند، امّا زن و فرزندان او بدحجاب و یا بی حجاب باشند!

    زنان و دخترانی که تا سرحدّ عشق، حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» را دوست دارند، امّا چادر سر کردن را سخت می‌دانند، حتّی آن را بی‌ارزش و خرافه قلمداد می‌کنند، چگونه می‌توانند ادّعا کنند که محبّت حقیقی حضرت فاطمه«سلام‌الله‌علیها» هستند؟  کار به جایی رسیده که گاهی دخترها از ازدواج با یک مرد باغیرت که زن چادری می‌خواهد منصرف می‌شوند، مبادا چادری شوند! یعنی بین ازدواج و بی‌چادری، بی‌چادری را انتخاب می‌کنند.

    * ارکان ایمان و تشیّع

    مکرّرا در روایات با تعابیر مختلف فرموده‌اند که شیعۀ ما کسی است که به ولایت عقیده داشته باشد، شعار ولایت سر دهد و در زندگی از ولایت متابعت داشته باشد. همۀ اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» فرمود‌ه‌اند: ایمان سه رکن دارد: عقیده، گفتار و کردار. «الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان‏» [15]

    حتّی در روایات فرموده‌‌اند: اگر عمل نباشد، کفر عملی است. کسی که نماز نخواند و زکات ندهد و کسی که گناه در زندگیش فراوان باشد، ائمّۀ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم»، از او سلب ایمان می‌کنند و حتّی قرآن کریم نیز او را کافر می‌داند!

    لذا به شکرانۀ نعمت ولایت و محبّت امام حسین«سلام‌الله‌علیه» و توفیق برگزاری جلسات جشن ولادت و عزاداری شهادت اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» باید در عمل کوشا باشیم. باید به‌گونه‌ای رفتار کنیم که امام حسین«سلام‌الله‌علیه» و سایر ائمّۀ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» از اعمال ما راضی باشند.

    * گناه شیعه، شرمندگی امام زمان«ع»

    جوان‌ها! گناه شیعیان موجب می‌شود که امام زمان«ارواحنافداه» در پیش خداوند شرمنده شوند. سید بن طاووس می‌‌گوید: در سرداب مطهّر شنیدم که امام زمان«ارواحنافداه» با خداوند مناجات می‌کنند و با گریه و زاری می‌‌فرمایند: خدایا! این شیعیان ما گناه می‌کنند و ما را در پیش تو خجالت زده می‌کنند؛ خدایا! این شیعیان ما را هدایت کن و گناهان شیعیان ما را بیامرز!

    ما موظّفیم در زندگی موجب سرافرازی امام زمان«ارواحنافداه» باشیم، و در مقابل ایشان نیز خود را روسفید کنیم، نه این که امام زمان«ارواحنافداه» از گناه ما در پیش خداوند شرمنده شوند.

    پی‌نوشت‌ها:

    ======================

    1. مستدرک‏الوسائل، ج 10، ص 318
    2.‌ من‏لایحضره‏الفقیه، ج 2، ص 613
    3. نور: 36
    4. الأمالی‏للطوسی، ص 317
    5. ثواب الأعمال، ص 84
    6. ر.ک: بحار الأنوار، ج ‏44، صص 245-242؛ جامع الأخبار، ص 23 و ...
    7. قرب الاسناد، ص 18
    8. بحارالأنوار، ج 36، ص 288
    9. اللهوف، ص 24
    10. بحار الأنوار، ج ‏43، ص 295
    11. بحارالأنوار، ج 36، ص 291
    12. مثیر الأحزان، ص 18
    13. الامالی الصدوق، ص 489
    14. الکافی، ج 4، ص 574
    15. امالی الصّدوق، ص 268.





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    زندگینامه امام حسین,حدیث از امام حسین

     امام حسین(ع) در سوم شعبان سال چهارم هجرت در شهر مدینه به دنیا آمد

      

     امام حسین(ع) در سوم شعبان سال چهارم هجرت در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر بزرگوار ایشان امیر المؤمنین على(علیه السلام) و مادر ایشان حضرت فاطمه(علیها السلام) سید زنان اهل عالم است. پس از آن كه عالم وجود به وجود ذى وجود ایشان منوّر شد پیامبر اكرم به على(علیه السلام) فرمود: چه نامى بر این فرزندم نهادى. ایشان عرض كرد ما در نام گذارى این فرزند بر شما پیشى نمى گیریم. پیامبر فرمود: من نیز در این نام گذارى بر خداوند سبقت نمى گیرم. پس از مدتى جبرئیل بر پیامبر نازل شد و عرضه داشت یا رسول الله خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرماید نسبت على به تو بمانند نسبت هارون به موسى است پس فرزندت را به نام فرزند هارون بنام. پیامبر فرمود نام فرزند هارون چه بود جبرئیل عرض كرد «شبیر» پیامبر فرمود: زبان ما عربى است او را به عربى چه بنامم و جبرئیل گفت او را حسین بنام.

    رسول خدا علاقه بسیارى نسبت به  امام حسین(ع)  و برادر عزیزشان امام حسن(علیه السلام) داشت به طورى كه محبت خویش را به صورت علنى نسبت به آنان ابراز مى نمود بدین صورت كه گاه از منبر به زیر آمده آنان را بوسیده و مجدداً از منبر بالا مى رفت و گاه آن دو را به دوش مى گرفت و با آنها به بازى مى پرداخت و گاه بدین صورت مى شد كه حضرت در بین اصحاب نشسته بود و حسین(علیه السلام) وارد مى شد آنگاه حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله)كلام خود را قطع مى نمود برمى خاست و از او استقبال مى كرد. وى را به دوش گرفته و در دامان خود مى نشاند و مى فرمود: انه مهجة قلبى

    در حكایت دیگرى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده است كه ایشان روزى حسین(علیه السلام) را در كوچه دید كه با اطفال بازى مى كند حضرت به سوى او رفت و دست خود را به طرف او دراز كرد ولى حسین(علیه السلام) از سویى به سویى دیگر مى گریخت تا این كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) او را گرفت آنگاه یك دست زیر چانه و دست دیگرش را بر سر حسین(علیه السلام) گذاشت پس لب هاى او را بوسید و فرمود: من از حسین هستم و حسین از من است.

    از ویژگى هاى دیگر امام حسین(علیه السلام) كه پیامبر به آنها اشاره نموده است این است كه:

    حسین روح من و ثمره، سكون و طمأنیه قلب من است هرگاه به حسین نگاه مى كنم گرسنگى من تمام مى شود و حسین ریحانه من و نور دو چشم من است.

    وگاه این طور مى شد كه حسین(علیه السلام) در سجده بر شانه پیامبر(صلى الله علیه وآله) بالا مى رفت آن حضرت سجده خویش را طولانى مى كرد تا این كه حسین به اختیار پایین بیاید اصحاب از طولانى شدن سجده سؤال مى كردند كه آیا وحى شده است و حضرت مى فرمود: نه لیكن فرزندم (حسین) بر پشت من سوار شده بود.

    و حكایت دیگر در فضل امام حسین(علیه السلام) این كه روزى پیامبر طفلى را در كوچه دید نشست و با او به مهربانى و لطف پرداخت شخصى علت ملاطفت را سؤال نمود ایشان فرمود: این طفل حسین مرا دوست دارد زیرا من دیدم كه خاك قدم او را مى گرفت و به صورت خود مى مالید.

    روایات بسیارى از پیامبر در فضیلت این دو برادر وارد شده است كه برخى از آن روایات به حد تواتر رسیده است نظیر روایاتى از قبیل:

    الحسن والحسین سید اشباب اهل الجنه،

    امام حسن و امام حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند

    كسى كه مرا دوست دارد این دو را نیز دوست بدارد.

    كسى كه امام حسن و امام حسین را دوست بدارد همانا مرا دوست دارد و كسى كه آن دو را دشمن داشته باشد مرا دشمن داشته است

    امام حسین در حدود هفت سال داشت كه جدش پیامبر در بیست و هشت صفر سال یازده هجرى از دنیا رفت، وى در سنین كودكى شاهد آن بود كه یاران دیروز جدش حق مسلم پدرش را غصب نموده و از گرد وى پراكنده شده و وى را خانه نشین نمودند. وى در همان كودكى به همراه مادر و برادرش در طلب حق پدر مى كوشید و شبانه به در خانه انصار مى رفت و از آنان كمك طلب مى كرد.

    در همان ایام در میان حزن رحلت جدش پیامبر و خانه نشینى پدر، مادر عزیزش كه رنج بسیارى را تحمل كرده بود از دست داد.

    روزى در ایام خلافت خلیفه ثانى در مسجد رو به او كرد و گفت: «إنزل عن منبر أبى» از منبر پدرم پایین بیا و به روى منبر پدر خودت برو. عمر وى را گرفته و به خانه برد و سعى كرد بفهمد آیا پدرش وى را مأمور به این كار نموده است یا وى از جانب خودش این حرف را زده است كه حضرت پاسخ داد این سخن را خودم مى گویم و كسى به من نیاموخته است پدرش على(علیه السلام) نیز در مقام فرمود این كلام را خود گفته و من به وى نیاموخته ام.

    حضرت بعد از رحلت پیامبر پیوسته به همراه پدر بزرگوارش بود چنانچه در جنگ هاى جمل، صفین و نهروان حضور داشت و در كنار پدر به جنگ با پیمان شكنان و ظالمان پرداخت از آن حضرت خطبه اى در جنگ صفین نقل شده است كه در ضمن آن مردم را به جنگ ترغیب مى كردند. امام در همان مراحل مقدماتى صفین در گرفتن چشمه آب از دست شامیان نقش عمده داشت كه امام على(علیه السلام) پس از آن فرمود: این اولین پیروزى به بركت حسین(علیه السلام) است.

    و در ماجرایى دیگر وقتى عبیدالله بن عمر در صفین به امام گفت پدر تو قریش را چنین و چنان كرد امام وى را متهم به پیروى از قاسطین كرده و فرمودند اینان به زور اسلام را قبول كردند اما در اصل مسلمان نشده اند.

     زندگینامه امام حسین,حدیث از امام حسین

    امام حسین همچون سایر ائمه داراى شخصیت، ممتاز و عالى بودند

     

      امام حسین(ع) سى و هفت ساله بود كه پدر بزرگوارشان در بیست و یكم رمضان سال 41 قمرى به شهادت رسیده و اهل بیت را به غمى جانگاه مبتلا نمودند.

    امام حسین پس از شهادت پدر در كنار برادرش امام حسن(علیه السلام) بود و از سیاست هاى وى دفاع مى نمود، حتى پس از آن كه او با معاویه بیعت كرد شیعیان كوفه همان روز صلح نزد او رفته و خواهان نقض صلح و قیام علیه معاویه شدند ولى ایشان نپذیرفت و بر ادامه صلح برادر تأكید نمود پس از خروج معاویه از كوفه هم مجدد به نزد ایشان رفته و خواستار قیام شدند كه آن حضرت باز هم نپذیرفت.

    اهل بیت پس از قضیه صلح از كوفه به مدینه برگشتند و پس از حدود 10 سال بعد از شهادت امام حسن(علیه السلام) ایشان به امامت رسیده و در سن چهل و هفت سالگى نگهبانى از دین خدا و حفاظت از شیعیان به آن حضرت سپرده شد.

     امام حسین(ع) پس از شهادت امام حسن نیز در برابر درخواست هاى مكرر مردم عراق براى آمدن آن حضرت به كوفه مقاومت كرده و فرمودند تا معاویه زنده است نباید دست به اقدامى زد و این بدان معناست كه امام در فاصله ده سال به اجبار حكومت معاویه را تحمل كرده بودند. تسلیم ناپذیرى امام از لحاظ سیاسى در برابر مشروعیت مطلق معاویه على رغم این كه دست به قیام زدن را نیز به صلاح نمى دانستند از سخنان امام در 10 سال حكومت آخر معاویه پیداست چنانكه از نامه امام به معاویه نیز چنین برمى آید:

    ایشان در این نامه خطاب به معاویه ضمن این كه مى فرمایند من قصد جنگ و مخالفت با تو را ندارم تأكید مى نماید به خدا سوگند جنگ با تو را ترك كردم در حالى كه در این مورد از خداوند خوفناك هستم... من براى دین خود چیزى را بالاتر از جهاد با تو نمى دانم كه اگر آن را انجام دهم به پروردگار نزدیك شده ام. و من فتنه اى سهمگین تر از حكومت تو براى امت سراغ ندارم.

    و بعدها وقتى كه معاویه رو در رو با امام حسین(علیه السلام) قرار گرفت و گفت ما حجر بن عدى و اصحاب او و شیعیان پدرت را كشتیم كفن كردیم نماز بر آنها خواندیم و دفن كردیم امام فرمود: اگر ما یاران تو را بكشیم نه آنها را كفن مى كنیم و نه بر آنها نماز مى خوانیم و نه دفن مى كنیم.


    شخصیت امام حسین(علیه السلام)
    امام حسین همچون سایر ائمه داراى شخصیت، ممتاز و عالى بودند. گرچه ذكر تمامى اوصاف حضرت در این مقال نمى گنجد اما ما به فراخور حال و رعایت اختصار قطره اى از دریاى بى كران و عمیق شخصیت آن حضرت را به قلم مى آوریم و از این روز به چند صفت از او صاف كمالیه وى اشاره مى كنیم. 

    زندگینامه امام حسین,حدیث از امام حسین

    امام حسین در حدود هفت سال داشت كه جدش پیامبر  از دنیا رفت

     

      حلم و بردبارى  امام حسین(ع)
    على رغم قرار داشتن امام حسین در بحرانى ترین شرایط حلم و بردبارى اجازه عرض اندام به لغزش و فرو افتادن ایشان در گودال غضب نداد چنانچه سیراب كردن لشكر حر و حتى اسبان آنها در گرماى شدید نمونه اى از نمایش حسن خلق، حلم و كرامت آن حضرت در برابر عوامل خشم و كینه است.

    عصام بن مطلق از پرورش یافتگان مكتب معاویه در مواجهه با مام حسین(علیه السلام) مى گوید: وقتى او را دیدم سیماى او مرا به شگفتى وا داشت ولى نتوانستم بغض و عداوت خویش را نسبت به پدرش بروز ندهم و چنین گفتم: تو پسر بوترابى.

    حضرت فرمود: اى مرد، كار را بر خود آسان ساز و سخت گیر مباش، براى تو خود از خدا طلب آمرزش مى كنم اگر یارى بخواهى یاریت مى كنم اگر كمك مالى بخواهى به تو مى دهم چنانچه اگر هدایت بخواهى تو را ارشاد مى كنم. عصام گوید حسین(علیه السلام) از چهره ام شرمندگیم را دریافت ضمن خواندن آیه اى از قرآن در باب بخشش گفت اى مرد آیا از اهل شام هستى گفتم آرى امام فرمود اى مرد بدون ترس و مضایقه خواسته ها و گرفتارى هایت را با ما درمیان بگذار كه مرا در بالاترین درجه كمال و امید خواهى یافت.

    عصام به قدرى از برخورد وحسن اخلاق امام مجذوب و دچار حیرت شده بود كه مى گوید:

    زمین پهناور چنان در نظرم تنگ شد كه دوست داشتم دهان باز كند و مرا ببلعد با شرمندگى از امام دور شدم در حالى كه كسى نزد من محبوب تر از او و پدرش نبود.


    علم امام  امام حسین(ع)
    عبدالله بن عمر در خصوص علم و دانش حضرت چنین اعتراف مى كند: همچنان كه مرغ جوجه خود را با منقار غذا مى دهد حسین(علیه السلام) نیز در بیت نبوت و ولایت از سر انگشت علوم رسول الله(صلى الله علیه وآله) غذا مى خورد.


    فروتنى و تواضع  امام حسین(ع)
    امام حسین(علیه السلام) روزى بر گروهى از فقرا كه در حال غذا خوردن بودند گذشت و به ایشان سلام كرد آنان جواب دادند و ایشان را به شركت در سفره و خوردن غذا خواندند امام(علیه السلام) كنار سفره آنان نشست و از غذاى آنان میل فرمود آنگاه این آیه شریفه را تلاوت فرمود كه: «إنَّ اللهَ لایُحِبُّ المُسْتَكْبِرین» سپس همه آنها را به خانه خود دعوت كرد و غذایى براى آنها فراهم و به هر یك لباسى عطا فرمود.

    وقتى سپاهیان سنگ دل بدن مطهر امام حسین را به خاك افكندند بر شانه مباركش زخمى دیدند علت آن را از امام سجاد(علیه السلام) جویا شدند فرمود: اثر آن انبان ها كه در مدینه بر دوش مى گرفت و به خانه هاى فقرا، ایتام و بیوه زن ها مى برد.


    رقت قلب و مهربانى امام حسین(علیه السلام)
    آن حضرت مثل سایر اهل بیت از قلبى مهربان و پرعاطفه برخورد بودند كه در این باب حكایت حضرت با اسامة بن زید خالى از لطف نیست. اسامه كه آخرین فرمانده سپاه اسلام در زمان رسول الله بود و در زمان حكومت امیر المؤمنین(علیه السلام) كه از بیعت با آن حضرت سر باز زده بود و با آن حضرت بیعت نكرد تا سال 58 هجرى قمرى زنده بود وى در آخر عمر شدیداً مقروض شد و پرداخت آن برایش ممكن نبود. امام حسین(علیه السلام) كه از بیمارى وى آگاه شده بود به عیادت وى رفت و او را غمگین یافت. فرمود: برادر چرا ناراحتى؟ اسامه گفت بدهى و قرض زیاد است و بالغ بر شصت هزار درهم مى شود. حضرت فرمود: بدهى تو بر عهده من و من آن را خواهم پرداخت. اسامه گفت: مى ترسم قبل از اداى دینم بمیرم و امام فرمود: تو هنوز زنده خواهى بود كه من قرض هاى تو را خواهم پرداخت و سپس دستور داد همه بدهى هاى او را پرداختند و این در حالى بود كه اسامه با پدر بزرگوار امام حسین(علیه السلام) یعنى امیر المؤمنین(علیه السلام) به مخالفت برخاسته بود و از بیعت با آن حضرت سر باز زده بود.

     





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    ( کل صفحات : 682 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :