اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

از بس که غصه بر جگرم پا گذاشته
خون بر نگاه های ترم پا گذاشته

دیگر توان نمانده بیایم زیارتت
انبوه درد دور و برم پا گذاشته

تنهایی علی که از هرچه بیشتر
بر زخم های مختصرم پا گذاشته

با پای خود نیامده ام… لطف بچه هاست
یک شهر روی بال و پرم پا گذاشته

من هم قد حسن شده ام او نیست هم قدم
ردی خمیده بر کمرم پا گذاشته

گل بوسه های میخ در و تازیانه ها
بر بوسه هایت ای پدرم پا گذاشته

آنکس که پیش چشم علی میزند مرا
روی غرور همسفرم پا گذاشته

محسن فقط مدافع من گشت پشت در
اما کسی بر سپرم پا گذاشته

*********





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بابا ببین فدا شدنم را به پشت در
روی زمین رها شدنم را به پشت در

باور کن این جماعت نامرد آمدند
پایان دهند پا شدنم را زپشت در

اما من از ولای علی دل نمی کنم
ثابت کنم فداشدنم را به پشت در

بی اذن آمدند و مرا بی هوا زدند
دیدند حق ادا شدنم را به پشت در

آتش بیار معرکه کارش گرفته بود
فهمید برملا شدنم را به پشت در

حتی نفس نفس زدنم را شنیده است
دانست مبتلا شدنم را به پشت در

یادش بخیر بوسه گه ات بود قامتم
حالا ببین تا شدنم را به پشت در

گل بودم و به غیر خدا هیچ کس ندید
از غنچه ام سوا شدنم را به پشت در





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در  نماز غریبی بدون تو

جز اشک من نمانده نصیبی بدون تو

دست علی پس از تو به کاری نمی رود

دیگر نه آن دلی ست شکیبا بدون تو

هر لحظه خاطرات تو را می کنم مرور

جز یاد تو که نیست طبیبی بدون تو

چادر نماز دختر تو می کشد مرا

دارد عجب صدای نجیبی بدون تو

گاهی که پیش بستر خالی نشسته است

بر دخترت کجاست مجیبی بدون تو

 

(دیشب دعا کردی عجل جانت بگیرد

امشب دعا کن دخترت زینب بمیرد)

 

کار حسین تو ز تسلی گذشته است

دارد حسن نوای عجیبی بدون تو

خیز و ببین که زندگیم سخت در هم است

به یاد من نمانده حبیبی بدون تو

تابوت هم که آینه دق شده مرا

حیدر شده بلا زده بی بی بدون تو

دیوار و در به جای همه حرف می زنند

دیگر نیاز نیست خطیبی بدون تو

در قتلگاه ،زندگی آسان نمی شود

تنها رواست شیب خضیبی بدون تو

از عطر یاس هر سحرت مانده در حرم

تنها شمیم سرخی سیبی بدون تو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شهر آبستن غم هاست خدا رحم کند
شهر این بار چه غوغاست خدارحم کند 

بوی دود است که پیچیده ، کجا میسوزد ؟
نکند خانه ی مولاست خدا رحم کند

همه ی شهر به این سمت سرازیر شدند
در میان کوچه دعواست خدا رحم کند 

هیزم آورده که اتش بزنند این در را
پشت در حضرت زهراست خدا رحم کند 

همه جمعند و موافق که علی را ببرند
و علی یکه و تنهاست خدا رحم کند 

بین این قوم که از بغض  لبالب هستند
قنفذ و مغیره پیداست خدا رحم کند 

مادر افتاد و پسر رفت زدست ، درد این است
چشم زینب به تماشاست  خدا رحم کند 

مو پریشان کند و دست به نفرین ببرد
در زمین زلزله برپاست خدا رحم کند

ماجرا کاش همان روز به آخر می شد
تاز آغاز بلاهاست خدا رحم کند

غزلم سوخت  دلم سوخت  دل آقا سوخت
روضه ی ام ابیهاست خدا رحم کند ....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زیارت امام زمان علیه السلام در روز جمعه


           


 زیارت حضرت صاحب الزّمان علیه السلام در روز جمعه
   
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللَّهِ فى‏ اَرْضِهِ،
   
 اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ اللَّهِ فى‏ خَلْقِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَ اللَّهِ الَّذى‏ یَهْتَدى‏
    
 بِهِ الْمُهْتَدُونَ، و َیُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْمُهَذَّبُ‏
    
 الْخآئِفُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْوَلِىُّ النَّاصِحُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا سَفینَةَ
    
 النَّجاةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ الْحَیوةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ صَلَّى ‏اللَّهُ ‏عَلَیْكَ و َعَلى‏ آلِ‏
        
 بَیْتِكَ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ
      
 و َظُهُورِ الْأَمْرِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یامَوْلاىَ، اَنَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُولیكَ و َاُخْریكَ،
     
 اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ تَعالى‏ بِكَ و َبِآلِ بَیْتِكَ، و َاَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ، و َظُهُورَ الْحَقِّ عَلى‏
      
 یَدَیْكَ، و َاَسْئَلُ اللَّهَ اَنْ یُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَ اَنْ یَجْعَلَنى‏ مِنَ‏
        
 الْمُنْتَظِرینَ لَكَ وَالتَّابِعینَ وَالنَّاصِرینَ لَكَ عَلى‏ اَعْدآئِكَ، وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ‏
         
 یَدَیْكَ فى‏ جُمْلَةِ اَوْلِیآئِكَ، یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْكَ‏
          
 وَ عَلى‏ آلِ بَیْتِكَ، هذا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ یَوْمُكَ، الْمُتَوَقَّعُ فیهِ ظُهُورُكَ، وَالْفَرَجُ‏
         
 فیهِ لِلْمُؤْمِنینَ عَلى‏ یَدَیْكَ، وَ قَتْلُ الْكافِرینَ بِسَیْفِكَ، وَ اَنَا یا مَوْلاىَ فیهِ‏
         
 ضَیْفُكَ وَ جارُكَ، وَ اَنْتَ یا مَوْلاىَ كَریمٌ مِنْ اَوْلادِ الْكِرامِ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّیافَةِ
           
 وَ الْإِجارَةِ، فَاَضِفْنى‏ وَ اَجِرْنى‏، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْكَ وَ عَلى‏ اَهْلِ بَیْتِكَ الطَّاهِرینَ.
       
***
      
 سید بن طاوُس گفته كه من بعد از این زیارت‏مُتَمَثِّل مى‏شوم به این شعر و اشاره مى‏كنم به آن حضرت و مى‏گویم:
           
 نَزیلُكَ حَیْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِكابى‏
        
وَ ضَیْفُكَ حَیْثُ كُنْتُ مِنَ الْبِلادِ
             
    
 ***
   
ترجمه زیارت حضرت صاحب الزّمان علیه السلام در روز جمعه:
  
سلام بر تو اى حجت خدا در روى زمین‏
  
سلام بر تو اى دیده‏بان (یا دیده) خدا در میان خلق سلام بر تو اى نور خدا كه راه‏جویان‏
   
بدان راهنمایى شوند و به وسیله او از كار مؤمنان گشایش شود سلام بر تو اى پاك پروریده‏
   
ترسان (از دشمن) سلام بر تو اى سرپرست خیرخواه سلام بر تو اى كشتى 
   
نجات سلام بر تو اى چشمه حیات سلام بر تو باد درود خدا بر تو و بر خاندان‏
   
پاك و پاكیزه‏ات باد سلام بر تو خدا شتاب كند در وعده یارى‏
   
 تو و پیروزى كارت سلام بر تو اى سرور من، و من دوست تو و بیناى به آغاز و انجام كارت هستم‏
    
و به سوى خداى تعالى بوسیله تو و خاندانت تقرب جویم و منتظر ظهور تو و پیروزى حق بدست 
  
تو هستم و از خدا مى‏خواهم كه درود فرستد بر محمد و آل محمد و مرا در زمره‏
  
 منتظران و پیروان تو قرار دهد و در زمره یاوران تو در برابر دشمنانت و كسانى كه در پیش رویت در میان‏
   
دوستانت شربت شهادت مى‏نوشند اى مولاى من اى صاحب الزمان درود خدا بر تو 
    
و بر خاندانت، امروز روز جمعه است و آن روز تو است كه انتظار ظهور تو در آن روز و انتظار فرج‏
    
مؤمنان بدست تووكشتاركافران بوسیله شمشیر تو در این روز مى‏رود و من اى آقاى من در این روز میهمان تو و پناهنده‏ات هستم‏
    
و تو اى سرور من بزرگوارى از فرزندان بزرگواران هستى و به میهمان نوازى 
   
و پناه دادن مأمورى پس مرا بنواز و پناهم ده درود خدا بر تو و بر خاندان طاهرینت باد.
   
***
  
سید بن طاوُس گفته كه من بعد از این زیارت ‏مُتَمَثِّل مى‏شوم به این شعر و اشاره مى‏كنم به آن حضرت و مى‏گویم:
  
 من ‏بر تو نازل ‏مى‏شوم‏ هر كجا كه ‏راحله‏ام‏ روى ‏آورد و مرا وارد نماید 
       
و میهمان ‏تو هستم‏ در هر كجا كه باشم از شهرها.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1396/11/26 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

رو گرفتی که کبودی تو پیدا نشود
باعث رنجش زخم دل مولا نشود

سر سجاده دعا کرده حسن آهسته
بی کسی کاش نصیب دل بابا نشود

ز دهان زن همسایه شنیده زینب
حال او بسکه وخیم است مداوا نشود

بشکند دست مغیره که به قنفذ میگفت
آنقدر ضربه شدید است که او پا نشود

پسرش دید غم کوچه و غصب فدکش
به گمانم که دگر عقده ی او وا نشود

چه سرش آمده مرگش ز خدا می خواهد
گذرش کاش دگر سمت گذرها نشود

حال او زار و خراب است بمیرم ای وای
دیگر از بستر بیماری خود پا نشود

علی بهرامی نیا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اشعارفاطمیه – زبانحال حضرت زهرا(س) بارسول خدا(ص) – علی صالحی

در سینه ناله ای ست شرر بار ای پدر
هر ناله ای ست حاوی اسرار ای پدر

از رازهای من احدی با خبر نشد
نه بچه ها نه حیدر کرار ای پدر

باز آمدم که با تو کمی درد دل کنم
از روزگار و مردم بی عار ای پدر

یادت که هست از همه بودم عزیزتر
حالا ببین چگونه شدم خار ای پدر

دیگر کسی سری به یتیمت نمیزند
از یاد رفته دخترت انگار ای پدر

داماد تو ،وصیّ تو خانه نشین شده
اصلاً وصیتت شده انکار ای پدر

حتی جواب هم به سلامش نمیدهند
افتاده مثل اشک ز انظار ای پدر

آن مهر و رأفتی که تو گفتی حقوق ماست
تبدیل شد پس از تو به آزار ای پدر

شهری که تا تو بودی امان داشت کافرش
یکباره شد به فرق من آوار ای پدر

هیزم رسید و در غم از دست دادنت
شد جای گل نثار عزادار ای پدر

راه نجاتی از وسط شعله ها نبود
من بودم و حرارت بسیار ای پدر

با اینکه زود هجمه آتش فرو نشست
اما به جا گذاشته آثار ای پدر

سر بسته گویمت پس از آن روز تا کنون
پوشانده ام من از همه رخسار ای پدر

از صبح تا غروب فقط اشک ،آه،درد
این است حال و روز من زار ای پدر

یاسی که کاشتی تو در این باغ خشک شد
پرپر شد از هجوم چهل خار ای پدر

گلبرگ های یاس تو نیلوفری که نه
با رنگ لاله ماند به دیوار ای پدر

با تازیانه قاب گرفتند و سوره ای
آویز در شد از نوک مسمار ای پدر

هنگام راه رفتن خود میخورم زمین
هستم نیازمند پرستار ای پدر

حتی زیارت آمدنم مشکلم شده
آه از دو دیده ای که شده تار ای پدر

از ضربه غلاف همین نکته کافی است
افتاده دست فاطمه از کار ای پدر

این رنج ها مرا که جوانم ز پا نشاند
وای از سه ساله کودک بی یار ای پدر

موی سفید و قد خم و روی نیلی ام
گردد برای او همه تکرار ای پدر

دنبال نیزه ی سر بابا دویدنش
در بین سلسه ست چه دشوار ای پدر

تنها پناه معجرش عباس میشود
ای داد از نبود علمدار ای پدر






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1396/11/26 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

نوک مسمار به پهلو بخورد یا نخورد

یا به دیوار از آن سو بخورد یا نخورد،

این در سوخته حتما به زمین می افتد

لگدی بین هیاهو بخورد یا نخورد

دست بالا برود روضه به پا خواهد شد

حال بر صورت بانو بخورد یا نخورد

زنده می ماند اگر این نوک سنگین غلاف

فرقش این است به بازو بخورد یا نخورد

بعد از این فرق ندارد به خدا حال علی

خانه بی فاطمه جارو بخورد یا نخورد

 داغ محسن به دل آل علی خواهد ماند

نوک مسمار به پهلو بخورد یا نخورد

 

وحید محمدی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 634 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :