اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

یکشنبه 1396/07/2 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی
مجمع الذاکرین موسی بن جعفر(ع).گلشهر:
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#شب_سوم_محرم
#اشعار_محرم
#ترکیب_بند

دردِ غروب گریه‌ی ما را بلند کرد
این گریه آهِ طشتِ طلا را بلند کرد

در خواب ناز بودم و من را صدا نزد
در بین خواب بودم و پا را بلند کرد

در راه کار زجر فقط این دو کار بود
یا پشت دست یا که صدا را بلند کرد

همسایه‌ی یهودی ما صبح تا غروب
هنگام پخت بویِ غذا را بلند کرد

او را شناخت عمه به گودال دیده بود
وقتی که پیرمرد عصا را بلند کرد

این خون تازه  رنگِ حنای مرا که بُرد
عمه گریست تا کفِ پا را بلند کرد

دیدی میان مجلس نامحرمان شام
طفلت نشست و دست دعا را بلند کرد

از من گرسنه‌تر که رباب است عمه جان
آنجا کباب بعد کباب است عمه جان

شانه نکش به موی سرم می‌خورد گره
با خارهای دور و برم می‌خورد گره

"خیلی یواش"لاله‌ی خود را بغل بگیر
آرامتر سه ساله‌ی خود را بغل بگیر

گلبرگ‌های لاله کبودی ندیده بود
این دخترِ سه ساله یهودی ندیده بود

پا را گذاشت روی پرِ من پرم شکست
نوشید آب و کاسه‌ی آنهم سرم شکست

زنجیر را که بست النگوی من کشید
زنجیر را گشود به پهلوی من کشید

از لابه لای گیسوی من خار را بکِش 
من خورده‌ام به در نوکِ مسمار را بکِش

خوردم زمین و دختر شامی نگاه کرد
بال و پرم که سوخت حرامی نگاه کرد

حتی به یک سلام محلم نمی‌دهند
این دختران شام محلم نمی‌دهند

اصلا صدا کنند مرا هم ،  نمی‌روم
من جز به روی دوش عمویم نمی‌روم

عمه به گریه گفت که راضی نمی‌شود
با زخمهای آبله بازی نمی‌شود

دیدم که باز هدیه‌ای از خود گرفته بود
عمه برام جشن تولد گرفته عمه 

باید کشید پارچه از  روی این طبق
بوی تنور می‌رسد از بوی این طبق

بابا رسیده پاره گلو روی دامنم
عمه چقدر ریخته مو روی دامنم

این هدیه خوب گریه‌ی ما را بلند کرد
این زخم چوب گریه‌ی ما را بلند کرد

#حسن_لطفی ۹۶/۰۷/۰۱
@mamj51




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
:
دست از سرم بردار من بابا ندارم

زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم

گیسو سپیدم احترامم را نگهدار

سیلی نزن من با کسی دعوا ندارم

باشد بزن، چشم عمو را دور دیدی

من هیچ کس را بین این صحرا ندارم

زیبایی دختر به گیسوی بلند است

مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم

این چند وقته از در و دیوار خوردم

دیگر برای ضربه هایت جا ندارم

تا گیسوانم را ز دستانت درآرم

غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم

گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد

خسته شدم میلی به این دنیا ندارم

گیرم که پس دادند هر دو گوشوارم

گوشی برای گوشواره ها ندارم

شیرین زبان بودم صدایم را بریدند

آهنگ سابق را به هر آوا ندارم

در پیش پایم نان و خرما پرت کردند

کاری دگر با شام و شامی ها ندارم

با ضربهٔ پا دنده هایم را شکستند

کی گفته من ارثیه از زهرا ندارم

نشناختم بابا تو را تغییر کردی

امشب دگر راهی به جز افشا ندارم

گویی تنور خولی آتش داشت آن شب

خیلی شده ترکیب رویت نامرتب

شاعر:قاسم نعمتی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ویژگی‌های منحصر به فرد امام حسین (علیه السلام)

تاریخ: ۳۰ شهریور ۱۳۹۲در باب: امام حسین (ع)

هر یک از معصومان و امامان (علیهم السلام)، دارای خصوصیات و ویژگی‌هایی مخصوص به خود هستند. در این میان امام حسین دارای ویژگی‌های منحصر به فردی  است که به اختصار و به صورت فهرست وار به آنها اشاره می شود:

۱٫ تنها امامی که در معرکه جنگ به شهادت رسید. امیرالمؤمنین (علیه السلام) با این که در ده‌ها جنگ شرکت کرد و بارها مجروح شد، ولی سرانجام در مسجد کوفه مورد سوءقصد قرار گرفت و به شهادت رسید و سایر امامان (علیهم السلام) هم که مسموم شدند و به شهادت رسیدند.

۲٫ تنها امامی که در دعای توسل از ایشان با  عنوان؛ ایّها الشهید یاد شده است، با این که همه ائمه ما به شهادت رسیده‌اند.

۳٫ تنها امامی که در زمان حیات خود، پدر دو شهید شد؛ (علی اکبر و علی اصغر).

۴٫ تنها امامی که اربعین و زیارت اربعین دارد.

۵- تنها امامی که قبر مطهرش بیش از ده بار توسط ظالمان خراب شد، تا اثری از آن باقی نمانَد.

۶- تنها امامی که بدون غسل و کفن دفن شد.

۷- تنها امامی که سر مبارکش از بدن جدا شد.

۸- تنها امامی که تشنه لب به شهادت رسید.

۹- تنها امامی که بعد از شهادتش، خانواده‌اش اسیر شدند.

۱۰- تنها امامی که پدر و مادر و نسلش معصوم بودند.

۱۱- تنها امامی که خدای متعال، در تربت او شفا قرار داده است.

۱۲- تنها امامی که  مسافر می‌تواند در حرمش نماز خود را تمام بخواند.

۱۳- تنها امامی که انبیای قبل از او (علیهم السلام)، از آدم (علیه السلام) تا خاتم (صلی الله علیه و آله) بر او گریستند.

۱۴- تنها امامی که انبیا (علیهم السلام) محل دفنش را زیارت کردند؛ «هیچ پیغمبرى نبود، مگر این که به زیارت کربلا رفت و در آن جا توقف نمود و گفت: تو یک بقعه پر خیر و برکتى هستى که ماه درخشنده‏اى در تو دفن خواهد شد».[۱]


[۱]. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات‏، محقق و مصحح: امینى، عبد الحسین‏، ص ۶۷‏.‏






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

با غصه های آل عبا گریه می کنی

در اوج روضه های عزا گریه می کنی

ما با گناه اشکِ تو را در می آوریم

از سوز بی وفایی ما گریه می کنی

ای صاحب عزا، تو به این روضه های ما

می آیی و بدون صدا گریه می کنی

«گاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه»

در مشهد امام رضا گریه می کنی

بر کشته ی فتاده به هامونِ کربلا

بر داغ سید الشهدا گریه می کنی

این روزها به حال دل زینب اسیر

در ماجرای شام بلا گریه می کنی

بر رأس های رفته به بالای نیزه ها

با خیزران و طشت طلا گریه می کنی

حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است

با غصه های آل عبا گریه می کنی

***





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ورود کاروان به کربلا


ای مرا از لحظۀ دیدار تاج سر حسین

هم برادر بودی و هم یار هم یاور حسین

هر کجا بردی مرا خرسند می بودم ولی

این سفر بی تابم و محزونم و مضطر حسین

این بیابان بوی هجران و غم و خون می دهد

روی برگردان از این صحرای غم پرور حسین

گر ندارد کربلا قصد جدایی بین ما

پس چرا جا داده در خود این همه لشگر حسین

گفته بودی میهمانی می روم اما بگو

میزبان آورده با خود پس چرا حنجر حسین

آن عرب با تیرهای سهمگینش را بگو

بر نمی دارد چرا چشم از علی اصغر حسین

نیزه داران گوئیا بر هم نشانی می دهند

از قد و بالای رعنای علی اکبر حسین

عده ای در بین نخلستان کمین بنشسته اند

قصدشان باشد گمانم صید آب آور حسین

این همه شمشیر و تیر از بهر استقبال نیست

ترس آن دارم تو را بینم ولی بی سر حسین

حیف از این گل ها که با خود همسفر آورده ای

بیم آن دارم که گردد باغبان پرپر حسین






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ورود کاروان به کربلا


رنگ ها رنگ خزان است بیا برگردیم

این سفر بار گران است بیا برگردیم

صحبت از جایزه و ملک ری و گندم بود

خواهرت دل نگران است بیا برگردیم

چشم شوری به علی اکبرتان خیره شده

قصه ی مرگ جوان است بیا برگردیم

صحبت از دیده ی دریایی عباس شده

تیرها بین کمان است بیا برگردیم

ساربان خیره شده بر خَم انگشتری ات

خنجرش نقره نشان است بیا برگردیم

خواب دیدم که سرت بر سر خاک افتاده

رنگ این خاک همان است بیا برگردیم

یک طرف این همه زن در طرف دیگر جنگ

لشگری چشم چران است بیا برگردیم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بسم الله...
پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟ 
این سرزمین غمزده در چشمم آشناست 
این خاک بوی تشنگی و گریه می دهد 
گفتند:«غاضریه» و گفتند:«نینوا»ست 
دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح 
آهسته زیر لب به خودش گفت: کربلاست 
توفان وزید از وسط دشت، ناگهان 
افتاد پرده، دید سرش روی نیزه هاست 
یحیای اهل بیت در آن روشنای خون 
بر روی نیزه دید سر از پیکرش جداست 
توفان وزید، قافله را برد با خودش 
شمشیر بود و حنجره و دید در «منا»ست 
باران تیر بود که می آمد از کمان 
بر دوش باد دید که پیراهنش رهاست 
افتاد پرده ، دید به تاراج آمده ست 
مردی که فکر غارت انگشتر و عباست 
برگشت اسب از لب گودال قتلگاه 
افتاد پرده، دید که در آسمان عزاست 
مریم سقلاطونی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجمع الذاکرین موسی بن جعفر(ع).گلشهر:
#امام_حسین  #مدح_امام_حسین 


✅ السلام علیک یا اباعبدالله ...

تربتت خاکستر بی مایه را زر می کند
سنگ اسود را مثال در و گوهر می کند

حال ما خوب است ؛ اما پنج وعده در صلاة
حال ما را سجده بر خاک تو بهتر می کند

ای بنازم تربتت را ، که فقط یک دانه اش
کل جامهری مسجد را معطر می کند

ذره ای تربت به کام طفل ، آغاز حیات
روزی اش را تا دم مرگش مقرر می کند

اندکی از آن به کام یک مریض رو به موت
بهتر از کل اطبا ، کار محشر می کند

در میان قبر یک مقدار خاک مدفنت
چهره ی خاموش میّت را منور می کند

مستی از پابوس برمی گردد و بعد از سفر
تربتت را هدیه بر یک مست دیگر می کند

مست آن خاک جنون خیزم که در روز دهم
یک غلام روسیه را شمس انور می کند

خاک پای تو کجا ! عاشق خودش را از ادب
خاک پای شوذب و نعمان و جعفر می کند

خاک صحنت دست هرکس می رسد بی اختیار
رو به قبله با سلامی دیده را تر می کند

با نظر بر تربت اعلی مال کربلا
بی هوا عاشق هوای شاه بی سر می کند

Smile
clean word remove format superscript Subscript Cut Copy Paste Horizontal Rule Ordered List Unordered List Outdent Indent Insert Link Remove Link
Undo Redo Bold Italic Underline strikethrough Align Right Center چینش چپ Justify Full Justify Full Justify Full
Text Color
Background Color
Add Image
Insert Table
Insert Aparat




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 563 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :