مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام

اشعاربی نشان درمحضررهبرانقلاب

تاریخ:دوشنبه 1395/04/21-12:15

Image result for ‫اشعار سید فضل الله قدسی‬‎
Image result for ‫اشعار سید فضل الله قدسی‬‎





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلام ما به تو و سامرای اطهر تو

تاریخ:پنجشنبه 1395/09/18-11:16

سلام ما به تو و سامرای اطهر تو
سلام ما به حرمخانه منور تو

سلام بر تو و  برحُرمتت که جبرائیل
جبین گذاشته بر آستانه در تو

سلام ما به تو ای عسکری لقب که خدا
نهاده خیل ملک را معین و عسکر تو

سلام ما به شکوه و به شوکت و قدرت
که آگه ست از این قدر و جاه داور تو

قسم به عمر کمت ای گل بهشت رسول
دوباره زنده شده یاد عمر مادر تو

سلام ما به دل پاره پاره ات هردم
سلام اهل سماواتیان به پیکر تو

سلام ما به تو و آن گلی که از داغت
شرر گرفته دل او کنار بستر تو

ز بس که رعشه بجانت فتاده بود از زهر
به دست او شده سیراب لعل اطهر تو

صدای آیه امن یجیب می آید
بپاس آن گل درد آشنا و  مضطر تو

برای روز ظهورش تو خود دعائی کن
که مستجاب شود هر دعا ز محضر تو

به روز حشر "وفائی" کجا غمی دارد
اگر که ثبت شود نام او به دفتر تو
***سید هاشم وفائی***



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همراه با امام زمان گریه می کنیم

تاریخ:پنجشنبه 1395/09/18-11:13

امروز با تمام توان گریه می کنیم

همراه با امام زمان گریه می کنیم


در پشت دسته های عزا سوی سامرا

در لابلای سینه زنان گریه می کنیم


شاید نماز ظهر رسیدیم در حرم

آن لحظه با صدای اذان گریه می کنیم


آقا اگر به مرقدشان راهمان دهند

در روضه ی مبارکشان گریه می کنیم


در غصه اسارت مردی که سالها

از او نبوده نام و نشان گریه می کنیم


بر لحظه ای که آب طلب کرد آن امام

ما نیز یاد تشنه لبان گریه می کنیم


هم در گریز روضه موسی بن جعفریم

هم یاد آن شکنجه گران گریه می کنیم


هم در مسیر کوفه و هم در مسیر شام

با روضه های عمه شان گریه می کنیم


خیلی به پیش چشم من این صحنه آشناست

وقتی نشسته ایم چنان گریه می کنیم


شبهای جمعه نیز همین گونه کربلا

ما پا به پای مادرمان گریه می کنیم


اذن دعا دهید که پایان روضه است

تا انتهای مجلستان گریه می کنیم


در ذکر «یا حَمیدُ بِحَقِ مُحَمَّد»یم

تا می رسیم آخر آن گریه می کنیم

***امیر حسین الفت***



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیا و سـر بـه روی سینـه‌ام بگذار، مهدی‌جان

تاریخ:پنجشنبه 1395/09/18-11:11

بیا و سـر بـه روی سینـه‌ام بگذار، مهدی‌جان

شرر زد بـر درونـم زهـر آتشبـار، مهـدی‌جان

بیـا تـا سیـر بینـم وقـت رفتن، ماه رویت را

که می‌باشد مرا این آخرین دیدار، مهدی‌جان

در ایـام جوانـی سیـر گردیـدم ز جـان خود

ز بس بر من رسیـد از دشمنان آزار، مهدی‌جان

از آن ترسم که بعد از من، تو در تنهایی و غربت

به موج غم گذاری چهره بر دیوار، مهدی‌جان

تـو در ایـام طفلـی بی‌پـدر گشتـی، عزیزِ دل

مرا شـد در جوانـی پـاره قلب زار، مهدی‌جان

از آن می‌سوزم ای نور دو چشم خود، که می‌بینم

تو بهر گریه کردن هـم نداری یار، مهدی‌جان

غـم تـو بیشتـر باشـد ز غم‌هــای پـدر، آری

اگر چه دیـده‌ام من محنت بسیار، مهدی‌جان

تـو بایـد قرن‌ها در پـرد? غیبت کنـی گریه

بُود هـر روز روزت مثل شامِ تـار، مهدی‌جان

تو باید قرن‌ها چون جد مظلومت علی باشی

به حلقت استخوان باشد، به چشمت خار، مهدی‌جان

بگیر از مرحمت، فردای محشر، دست «میثم» را

که بر جـرم و گناه خود کند اقرار، مهدی‌جان

***حاج غلامرضا سازگار***




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماجرای طی الارض امام حسن عسکری(ع) به گرگان

تاریخ:پنجشنبه 1395/09/18-11:01

ظاهرا اولین محدثی که داستان واقعی ورود امام را به گرگان نقل کرده , قطب الدین راوندی از محدثین قرن 6 بود که در کتاب ( الخرائج و الجرائج) آورده است . بعدها محدثین دیگر از جمله علامه مجلسی در بحار الانوار, فخر الدین اردبیلی در "کشف الغمه فی معرفه الائمه " ,شیخ عباس قمی در منتهی الامال , محمد شریف رازی در کرامات الصالحین و . . .
به گزارش مشرق، امروز هشتم ربیع الاول سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام است به همین بهانه در این نوشتار به جلوه ای از اعجاز امام حسن عسکری علیه السلام و سفر ایشان به "جرجان" استان گلستان فعلی و متبرک شدن این شهر به قدوم نازنین حضرت می پردازیم.

یکی از موضوعات مهمی که در بحث نبوت و امامت مطرح است، موضوع اعجاز یا معجزه است.
اگر کسی بپرسد: چرا پیامبران به معجزه نیاز دارند؟

در کوتاه سخن می توان گفت: به این دلیل که نبوت و پیامبری، بزرگ ترین منصب و مقامی است که به گروهی از پاکان بشریت داده شده است؛ این منصب بر جان و دل جامعه ها حکومت می کند؛ بدین جهت مدعیان دروغین و افراد شیاد، ممکن است آن را ادعا نموده و از آن سوء استفاده کنند. از این رو، اگر مردم سخن هر مدعی پیامبری را بپذیرند، هرج و مرج لازم آید و اگر هیچ یک را نپذیرند، نتیجه اش گمراهی و دور افتادن از رهنمودهای پیامبران واقعی است. بنابراین باید نشانه هایی همراه مدعیان حقیقی باشد تا امتیاز آنان را از مدعیان دروغین بنمایاند و آشکار سازد، و این همان موضوع «معجزه» است.

درباره امامت نیز سخن بالا به گونه ای قابل طرح است که در بحث های اعتقادی به تفصیل آمده است. اکنون اگر سؤال شود: چه تفاوتی میان کارهای خارق العاده دیگران با معجزات پیامبران و امامان (علیهم السلام) وجود دارد؟ در پاسخ به دو جمله کوتاه بسنده کرده و توضیح بیشتر را در کتاب های مربوطه می توان ملاحظه کرد:

1.بعضی از کارهای خارق العاده از افراد غیر مؤمن سر می زند؛ مانند مرتاضان که بر اثر انجام ریاضت هایی امور عجیب و غریبی انجام می دهند. اما کار آنان متکی به قدرت محدود بشری است، در حالی که معجزات پیامبران و امامان (علیهم السلام) بدون آن ریاضت ها و متکی بر قدرت بی پایان خداوند و نامحدود است.

2.اگر برای کسانی از اهل ایمان و فرزانگان کار خارق العاده ای رخ دهد و به قول معروف اهل «کرامت» باشند، این کار آنان توأم و همراه با ادعای پیامبری یا امامت نیست، در حالی که کار خارق العاده آن وقت نام «معجزه» به خود می گیرد که همراه با ادعای نبوت یا امامت باشد. یکی از راه های شناخت امامان (علیهم السلام) همین معجزات است، اگرچه راه های دیگری نیز برای شناخت آن بزرگواران وجود دارد.

در این نوشتار به جلوه ای از اعجاز امام حسن عسکری (علیه السلام) می پردازیم.
 
طی الارض امام (علیه السلام) به گرگان
 
سوم ربیع الثانی سالروز ورود و سفر امام حسن عسکری به جرجان استان گلستان فعلی و متبرک شدن این شهر به قدوم نازنین حضرت می باشد.

استان گلستان فعلی که در گذشته مشهور به جرجان و استرآباد بود , دارای یک شناسنامه روشن و تاریخ پر فراز و نشیبی ست که در آن وقایع مهمی رخ داد، که از جله آن می توان به طی الارض امام حسن عسکری به این سرزمین اشاره کرد.
 
بنا به گفته محدثین امام حسن عسکری آن زمان 23 سال سن داشتند.
(روز جمعه سوم ربیع الثانی سال 255 هجری)

ظاهرا اولین محدثی که داستان واقعی ورود امام را به گرگان نقل کرده , قطب الدین راوندی از محدثین قرن 6 بود که در کتاب ( الخرائج و الجرائج) آورده است . بعدها محدثین دیگر از جمله علامه مجلسی در بحار الانوار, فخر الدین اردبیلی در "کشف الغمه فی معرفه الائمه " ,شیخ عباس قمی در منتهی الامال , محمد شریف رازی در کرامات الصالحین و . . .
 
راوندی به سند خود نقل کرده است که جعفر بن شریف جرجانی می گوید:
سالی عازم حج شدم و در «سامرّا» نزد امام عسکری (علیه السلام) رسیدم. شیعیان، مال زیادی را توسط من برای آن حضرت فرستاده بودند. خواستم از حضرت بپرسم که آنها را به چه کسی بدهم؟ اما پیش از این که چیزی بگویم، فرمود: آنچه با خود آورده ای به مبارک، خادم من بده!

من نیز چنان کردم. سپس گفتم: در گرگان شیعیانت به شما سلام می رسانند. فرمود: آیا بعد از اتمام مناسک حجّ به آنجا برمی گردی؟
گفتم: آری. فرمود: تو بعد از صد و هفتاد روز، به گرگان می رسی. و در آغاز روز جمعه، سه روز گذشته از ماه ربیع الآخر، به آنجا وارد می شوی. به آنها بگو که من نیز پایان همان روز، آنجا می آیم. برو که رهیافته ای! خدا تو را و آنچه با خود داری سالم نگه خواهد داشت. بر خانواده ات وارد می شوی و برای پسرت، شریف فرزندی به دنیا خواهد آمد، اسمش را صلت بن شریف بن جعفر بن شریف بگذار. و خداوند او را بزرگ می گرداند و از دوستان ما خواهد شد.

گفتم: ای فرزند رسول خدا! ابراهیم بن اسماعیل جرجانی از شیعیان شما است و بین دوستانت بسیار کار خیر انجام داده و هر سال بیش از صد هزار درهم از ثروت خود را به آنان می دهد.

فرمود: خدا به ابراهیم بن اسماعیل، به خاطر رفتارش با شیعیان ما پاداش دهد، گناهان او را بخشیده و فرزند سالمی به او روزی خواهد کرد که حق را می گوید، به او بگو که حسن بن علی گفت: نام پسرت را «احمد» بگذار.

آنگاه از پیش آن حضرت رفته و مناسک حج را انجام دادم. و خدا مرا سالم نگه داشت تا اینکه روز جمعه، از ماه ربیع الآخر، در ابتدای روز همچنان که امام (علیه السلام) فرموده بود، به گرگان رسیدم. دوستان و آشنایان برای تبریک به دیدارم آمدند. به آنها گفتم که امام حسن عسکری (علیه السلام) وعده داده است که تا پایان امروز اینجا بیاید، پس آماده شوید تا پرسش ها و حاجت های خود را از او بخواهید.

همین که نماز ظهر و عصر را خواندند، در خانه من گرد آمدند. به خدا سوگند! چیزی متوجه نشدیم جز اینکه امام آمد و وارد خانه شد. ابتدا او بر ما سلام کرد، آنگاه ما به استقبالش رفتیم و دستش را بوسیدیم.

سپس فرمود: من به جعفر بن شریف وعده داده بودم که آخر همین روز به اینجا بیایم. نماز ظهر و عصر را در سامرّا خواندم و به سوی شما آمدم تا تجدید عهد نمایم. و اکنون در میان شما هستم تا پرسش ها و حاجت های خود را مطرح سازید.

نخستین کسی که پرسش نمود، «نضر بن جابر» بود. او گفت: ای فرزند رسول خدا! چند ماه است که چشمان پسرم آسیب دیده است، از خدا بخواه تا بینایی را به او برگرداند.

حضرت فرمود: او را بیاور، پس دست مبارکش را به چشمان وی کشید، بینایی او به حالت اول برگشت، آنگاه مردم یکایک می آمدند و نیازهای خود را مطرح می کردند و حضرت نیز برای آنها دعا می نمود و نیازهایشان را برآورده می ساخت. سپس حضرت، همان روز به سامرّا برگشت.(1)
 
 
پی‌نوشت‌ها:
1.موسوعة الامام عسکری (علیه السلام) ج 1، ص 335، رقم 350.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دوران های غیبت امام عصر (عج)

تاریخ:چهارشنبه 1395/09/17-23:44

دوران های غیبت امام عصر (عج)

امام زمان عج

دوره غیبت صغری:

امام حسن عسکری (علیه السلام) در هشتم ربیع الاول سال 260 ق؛ یعنی در زمانی که حضرت مهدی (علیه السلام) پنج سال بیشتر نداشت، به دست معتمد، خلیفه عباسی به شهادت رسید و امام عصر(علیه السلام) بر پیکر پدر بزرگوار خویش نماز گزارد.1

از این پس، دوره جدیدی از زندگی امام مهدی (عج)، که به غیبت صغری معروف است، آغاز شد.

بنا به گفته بسیاری از صاحب نظران، دوران غیبت کوتاه مدت آن امام که از آن به «غیبت صغرا» تعبیر می شود، از همین زمان؛ یعنی سال 260 ق آغاز گردید. برخی از اهل تحقیق برآنند که غیبت صغرا از همان زمان تولد حضرت؛ یعنی سال 255 ه . ق آغاز شده است.2

دوران غیبت صغرا تا سال 329 ه . ق ادامه داشت که بدین ترتیب، بنابر دیدگاه اول، طول این دوران، 69 سال و بنا بر دیدگاه دوم، طول این دوران 74 سال خواهد بود.

گرچه در این مدت به دلیل برخی مصالح، از جمله در امان ماندن از خطراتی که جان آن حضرت را از سوی دشمنان تهدید می کرد، امام علیه السلام از نظرها پنهان بودند، اما حضرت تعدادی افراد وارسته و با تقوا را به عنوان نائب خاص خود به مردم معرفی کردند تا هر یک از ایشان سؤالات و مشکلات خود را به وسیله آنان به امام علیه السلام برسانند و از طریق امام پاسخ دریافت نمایند.

 

نوّاب خاص امام عصر

در طول دوران 69 ساله یا 74 ساله غیبت صغرا، چهار تن از بزرگان شیعه عهده دار مقام نیابت یا سفارت خاص امام عصر(علیه السلام) بودند که نام آنها بدین قرار است:

1. ابو عمرو، عثمان بن سعید، که از سن یازده سالگی در حضور ائمه قبلی مشغول خدمت بوده است و از اصحاب مورد اعتماد امام هادی علیه السلام و امام عسکری علیه السلام محسوب می شوند. وی از سال 260 تا 267 ه . ق منصب نیابت امام زمان (عج) را عهده دار بود.

2. ابوجعفر محمد بن عثمان: وی فرزند نائب اول امام عصر (عج) است که از سال 267 تا 305 ه . ق عهده دار منصب نیابت خاص بود.

همان گونه که هیچ امری در نظام هستی بدون علت نیست، غیبت امام زمان هم برای خود علل و ادله ای دارد و برای آن چندین دلیل در روایات ذکر شده است. از جمله: امتحان و آزمایش مردم; حفظ وجود امام (عج) از خطرات که او را تهدید می کرد; فراهم شدن زمینه آمادگی فکری و فرهنگی و روانی در مردم برای تشکیل حکومت جهانی و...

3. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی: این عالم بزرگوار از سال 305 ه. ق تا 326 ه. ق یعنی حدود بیست و یک سال نیابت امام عصر (عج) را عهده دار بود.

4. ابوالحسن علی بن محمد سیمری: وی حدود سه سال یعنی از سال 326 تا 329 ه . ق به عنوان نایب خاص امام (عج) به انجام وظیفه مشغول بود.

نواب خاص دوره غیبت صغری در غیاب امام به انجام برخی وظایف مشغول بودند که از جمله آن ها: زدودن شک و حیرت مردم درباره تولد امام زمان (عج); حفظ امام از خطراتی که او را تهدید می کند از راه پنهان داشتن مکان او; پاسخگویی به پرسش های فقهی و اعتقادی مردم; مبارزه با مدعیان دروغین نیابت; آماده سازی مردم برای پذیرش غیبت کبری; کمک به نیازمندان و توزیع وجوه شرعی و...

 

د. دوره غیبت کبری:

امام زمان

در سال 329 ه . ق و به دنبال رحلت چهارمین نائب خاص امام زمان (عج) دوره غیبت صغری به پایان رسید و از این پس دوره غیب ت کبری، که در آن نائب خاصی از سوی امام تعیین نشده است، آغاز گشت. این دوره یکی از برهه های سخت زندگی شیعیان است. اولا، طول مدت این دوره بر کسی مشخص نیست. به علاوه، در این دوره وقایع بسیار سخت و دشواری به وقوع پیوست که حفظ اعتقادات و پایبندی به احکام و مقررات دینی را مشکل ساخت. در این دوره از تاریخ حیات بشری، فقهای عظام از سوی ائمه اطهار علیهم السلام و از جمله امام مهدی (عج) به عنوان نائبان عام مسؤولیت رهبری سیاسی و پاسخگویی به مسائل فکری و اعتقادی مردم را عهده دار هستند و همین مساله منشاء و ریشه «ولایت فقیه » در نظام سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی محسوب می شود.

همان گونه که هیچ امری در نظام هستی بدون علت نیست، غیبت امام زمان هم برای خود علل و ادله ای دارد و برای آن چندین دلیل در روایات ذکر شده است. از جمله: امتحان و آزمایش مردم; حفظ وجود امام (عج) از خطرات که او را تهدید می کرد; فراهم شدن زمینه آمادگی فکری و فرهنگی و روانی در مردم برای تشکیل حکومت جهانی و...

علاوه بر این، اگر به حقیقت معنای امامت در جهان بینی مکتب اهل بیت علیهم السلام توجه شود، به خوبی این نکته روشن خواهد شد که امام علاوه بر وظیفه راهنمایی و ارشاد و رهبری مردم، در حفظ نظام هستی نیز مؤثر است. در روایت آمده است که اگر لحظه ای زمین از امام و حجت الهی خالی بماند، اهلش را در کام خود فرو می برد. امام سجاد علیه السلام در این باره فرمودند: همان گونه که ستارگان و سیارات وسیله حفظ نظام کیهانی هستند، ما هم وسیله حفظ اهل زمین هستیم. به برکت وجود ماست که آسمان بر زمین فرود نمی آید. اگر ما نبودیم زمین اهلش را فرو می برد... آن گاه در ضمن یک تشبیه بسیار زیبا می فرمایند: استفاده مردم از امام غائب همانند استفاده آنان از خورشید در پشت ابر است...3

 

گروه دین و اندیشه تبیان


1. ر.ک: سیره معصومان، ص 259.

2. همان، ص 272.

3. بحارالانوار، ج 52، ص 92




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اشعار شهادت حضرت امام حسن عسگری(ع)

تاریخ:چهارشنبه 1395/09/17-23:33

اشعار شهادت حضرت امام حسن عسگری(ع) - محسن حنیفی

 

ز عرش، فاطمه تا که دم حسن جان داد

دوباره اشک من آمد کمی به من جان داد

 

برای غربت آقای سامرا باید

هزار دفعه شکست و مرتباً جان داد

 

میان حجره جوانی ز درد می لرزید

جوان موی سپید غم و محن جان داد

 

دوباره یک حسن ازداغ کوچه ها دق کرد

جوانی اش همه شد صرف سوختن جان داد

 

ز بس که آه کشید و به روضه دم بگرفت

که جای فاطمه من را بیا بزن «جان داد»

 

امام پاره گریبان روضه ها پر زد

امام گریه کن شاه بی کفن جان داد

 

دوباره با لب تشنه ز کربلا می خواند

شبیه جدّ خودش دور از وطن جان داد

 

دوباره حجره او گوشه ای شد از گودال

حسین شد، وسط دست و پا زدن جان داد

 

محسن حنیفی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جای شکر است که مهدی به سرت هست هنوز

تاریخ:چهارشنبه 1395/09/17-23:30

مادرت نیست ولیکن پسرت هست هنوز


جای شکر است که مهدی به سرت هست هنوز

 

نفست تنگ شده کنج قفس افتادی


باز خوب است که این بال و پرت هست هنوز

 

با حضور پسر مثل گلت آقا جان


مرهمی بر جگر پر شررت هست هنوز

 

گرچه جان دادنتان سخت شده امّا باز


خوب شد کاسه ی آبی به برت هست هنوز

 

زود باشد پسرت داغ یتیمی بیند


وقت تا وقت عروج و سفرت هست هنوز

 

لب تو خشک و دو چشمان تو تر آقا جان


گوییا ظهر عطش در نظرت هست هنوز

 

ای کریمی که فقیران همه مهمان تو اند


دست خالی گدایان به درت هست هنوز

 

وحید محمدی

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام

تاریخ:چهارشنبه 1395/09/17-23:23

هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام

جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام

از باد ها نشانی تان را گرفته ام

عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام

طِی شد جوانی من و رؤیت نشد رُخت

"شرمنده ی جوانی از این زندگانیم"

با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا

آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام

در این دهه اگر چه صدایت گرفته است

یک شب بخوان به صوت خوش آسمانی ام

در روضه احتمال حضورت قوی تر است

شاید به عشق نام عمویت بخوانی ام

هم پیر قد خمیدگی زینب توام

هم داغ دار آن دو لب خیزرانی ام

این روزها که حال مرا درک می کنی

بگذار دست بر دل آتشفشانی ام

در به دری برای غلام تو خوب نیست

تأیید کن که نوکر صاحب زمانی ام

 

عباس احمدی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :426
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

Your IP: