اشک مداح
مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام
درباره وبلاگ


هدف ما از ایجاد این وبلاگ نقد و بررسی شبهات و غلو در مداحی وشیوه روضه خوانی می باشد.
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ ذیل هر مطلب قرار دهید و ما را در بهتر کردن محتوای این وبلاگ یاری فرمائید. شماره های تماس (مدیر مجمع): 09155137285 -
09375382373
لینک کانال ما درتلگرام:https://telegram.me/mamj51
@mamj51

مدیر وبلاگ : سیدمحمد موسوی
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

دوشنبه 1396/11/2 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

ای که بوی کربلا می آید از میلاد تو


هر گلی یابدی صفا چون می نماید یاد تو


گل بخوانندت ولی گلها همه مست تو اند


سدره و طوبی بود یک شاخه از شمشاد تو


خسته بودم از سراب کاذب آزادی ام


تا اسیرت شد دلم ، گردیده ام آزاد تو


کاروان سالار عشقی ، قبله اهل دلی


با ورودت بیت عترت می شود دلشاد تو


ای گل زهرا نسب ای غنچه باغ علی


عشق و مستی هم بود در این جهان همزاد تو


مقدمت بوی بهشت فاطمیون می دهد


فخر بنماید خدا بر عالم ایجاد تو


آرزومند دعایت در نماز شب حسین


همره او اهل گیتی طالب امداد تو

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

زینب اگر نبود که زمزم نداشتیم

از ابر دیده بارش نم نم نداشتیم

زینب اگر نبود دگر کعبه ای نبود

باور کنید روح دعا هم نداشتیم

زینب اگر نبود،میان کتاب حق

جایی برای سوره ی مریم نداشتیم

زینب اگر نبود جهان کفر محض بود

نامی ز دین حضرت خاتم نداشتیم

زینب اگر نبود دگر حیدری نبود

شیر نبرد خطّ مقدّم نداشتیم

زینب اگر نبود علی،فاطمه نداشت

آیینه ی نبی مکرّم نداشتیم

زینب اگر نبود کرم زاده ای نبود

مثل حسن کریم دو عالم نداشتیم

زینب اگر نبود به دنباله ی حسین

جایی برای واژه ی "جانم" نداشتیم

زینب اگر نبود تلاطم نداشتیم

قطعاً برای شور و نوا دم نداشتیم

این حرف آخر است که امشب قلم نوشت

زینب اگر نبود "محرّم" نداشتیم

شکر خدا که از می عشقش لبالبم

شکر خدا که شاعر دربار زینبم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1396/11/1 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی
آفتاب آسمان مجد و رحمت زینب است
حامی توحید و قرآن و ولایت زینب است 
درّ دریاى فضیلت عنصر شرم و عفاف 
قهرمان عرصه صبر و شهامت زینب است 
در دمشق و کوفه با آن خطبه‌هاى آتشین 
آنکه سوزانید بنیاد شقاوت زینب است 
آن که زد بر ریشه بیداد و طغیان یزید 
و آن که احیا کرد آیین عدالت زینب است 
معدن ایمان و تصمیم و ثبات و اقتدار 
مشعل انوار تابان هدایت زینب است 
در قیام کربلا گردید همکار حسین 
در ره شام بلا کوه جلالت زینب است 
و آن که در امواج دریاى خروشان بـلا 
امتحان‌ها داد بـا عزم و شجاعت زینب است 
همچو باب و مام و جدّ خویش در روز جزا 
آن که دارد از خدا اذن شفاعت زینب است
***آیت الله صافی گلپایگانی***

سنگرنشین عرصه ایثار زینب است 
تکرار عزم حیدر کرار زینب است 
پرچم فتاد از کف عباس باک نیست 
اینک حضور سبز علمدار زینب است 
ای بلبل حسین تو تنها نمانده‌ای 
بابا سفر نموده تو را یار، زینب است 
خون می‌چکد  ز تن، گرت از تازیانه‌ها 
غمگین مباش چونکه پرستار زینب است 
قامت اگرچه از غم هجران خمیده داشت 
بر قلب خصم حسرت یک آه را گذاشت



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
احترام امام حسین (علیه السلام) به زینب

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در اخبار آمده كه هر گاه حضرت زینب به دیدار برادرش امام حسین (علیه السلام) مى آمد، حضرت به احترام او جلو پایش حركت مى كرد و سر پا مى ایستاد و او را در جاى خود مى نشاند به راستى كه این خود مقام عظیمى است كه آن حضرت در نزد برادرش داشت ، همان گونه كه او امین و امانتدار پدر، نسبت به هدایاى الهى بود.(44)

بزرگداشت زینب (سلام الله علیها)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
علامه و مرد بسیار دانا سید جعفر، از خویشاوندان بحرالعلوم طباطبایى ، در كتاب ((تحفة العالم )) چنین مى نویسد:
((در جلالت قدر و بزرگى مقام و برترى شاءن و بزرگى حال و چگونگى او بس است آنچه در برخى از اخبار رسیده ، به اینكه زینب (سلام الله علیها) نزد امام حسین (علیه السلام) در آمد و آن حضرت قرآن مى خواند، پس حضرت (چون دید زینب آمد) قرآن را بر زمین نهاد و براى اجلال و تعظیم و بزرگ داشتن او بر پاى ایستاد.))(45)

شرط ازدواج زینب (سلام الله علیها)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
و گفته اند: حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام) هنگامى كه زینب (سلام الله علیها) را به پسر برادرش عبدالله بن جعفر تزویج كرد، در ضمن عقد، شرط نمود هر گاه زینب خواست با برادرش حضرت امام حسن (علیه السلام) سفر رود، او را از آن منع نكرده و باز ندارد، و چون عبدالله بن جعفر خواست حضرت امام حسین (علیه السلام) را از سفر عراق باز دارد و حضرت آن را نپذیرفت و عبدالله ماءیوس و نومید گردید، دو فرزندش عون و محمد را فرمان داد كه به همراه آن بزرگوار به عراق روند و در برابر آن حضرت جهاد و كارزار نمایند، و هنگامى كه حضرت امام حسین (علیه السلام) روانه كوفه شد، هر كس او را ملاقات و دیدار مى نمود، از مردم كوفه و مكر و فریب ایشان او را مى ترسانید، حضرت امام حسین (علیه السلام) مى فرمود: ((ایم الله لتقتلنى الفئة ، و لیسلطن علیهم من یذلهم ))؛ به خدا سوگند هر آینه گروه ستمگران مرا مى كشند، و خدا كسى را كه آنان را ذلیل و خوار گرداند، بر ایشان مسلط و چیره نماید.(46)
v
سخنرانى بین حسن و حسین (علیه السلام)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از امورى كه بیانگر اوج مقام ارجمند زینب (سلام الله علیها) است ، اینكه امام حسن مجتبى (علیه السلام) در شاءن او خطاب به او فرمود: ((تو از درخت نبوت و از معدن رسالت مى باشى .))
در این راستا به روایت زیر توجه كنید:
((روزى حضرت زینب (سلام الله علیها) در محضر دو برادرش ، حسن و حسین (علیه السلام) نشسته بود، و آنها درباره بعضى از گفتار رسول خدا (صلّى الله علیه وآله وسلّم) با هم گفت و گو مى كردند.
زینب (سلام الله علیها) به آنها عرض كرد: شنیدم در گفتار خود مى گفتید رسول خدا (صلّى الله علیه وآله وسلّم) فرمود:((الحلال بین و الحرام بین شبهات لا یعلمهن كثیر من الناس ...))؛ بعضى از امور حلال آشكار است و بعضى حرام آشكار، ولى بعضى شبهه ناك است كه بسیارى از مردم حكم آن را نمى دانند و تشخیص ‍ نمى دهند.
آن گاه زینب (سلام الله علیها) چنین شرح داد: هر كس از امور مشتبه پرهیز كند، دین و آبرویش را از انحراف حفظ مى كند و هر كس كه مرتكب امور شبهه ناك شد، پایش به سوى حرام مى لغزد، مانند چوپانى كه گوسفندانش را در نزدیك پرتگاهى عبور مى دهد، قطعا احتمال سقوط آن گوسفندان از آن پرتگاه ، بسیار است ، بدان كه هر چیزى پرتگاهى دارد، امورى را كه خداوند حرام كرده ، همان پرتگاه هستند، ارتكاب امور شبه ناك ، نزدیك به آن پرتگاه خواهد بود كه موجب سقوط خواهد شد.
در هر انسانى عضوى وجود دارد كه اگر صالح شود، موجب صالح شدن سایر اعضا است و اگر فاسد شود، باعث فاسد شدن سایر اعضا مى گردد. آن عضو قلب است . اى برادرانم ! (حسن و حسین ) آیا از پیامبر (صلّى الله علیه وآله وسلّم) كه به تاءدیب الهى ادب شده ، شنیده اید كه فرمود: ((ادبنى ربى و احسن تاءدیبى ))؛ خداوند مرا تاءدیب نمود و نیكو ادب كرد؟
حلال آن است كه خداوند آن را حلال نموده ، قرآن آن را بیان كرده و پیامبر (صلّى الله علیه وآله وسلّم) آن را توضیح داده است ، مانند: حلال بودن خرید و فروش ، اقامه نماز در وقتش ، اداى زكات ، انجام روزه ماه رمضان و حج براى مستطیع ، و ترك دروغ ، نفاق و خیانت و مانند: امر به معروف و نهى از منكر.
حرام آن است كه خداوند آن را حرام كرده ، و در قرآن بیان نموده است و به طور كلى حرام نقیض حلال است . امام امور شبهه ناك ، امورى است كه نه حلال بودن آن را مى دانیم و نه حرام بودن آن را، انسان با ایمانى كه نه حلال بودن چیزى را مى داند و نه حرام بودن آن را، اگر سعادت دنیا و آخرت را مى طلبید، باید هیچ گاه به دنبال چیزى كه آخرش مشتبه است نرود، واجبات الهى را انجام دهد و محرمات او را ترك نماید و از شبهه ها پرهیز كند، در این صورت قطعا رستگار شود، و گرنه پایش به سوى حرام بلغزد و سرانجام در میان حرام بیفتد.
هنگامى كه گفتار زینب كبرى (سلام الله علیها) به این جا رسید، امام حسن (علیه السلام) به زینب (سلام الله علیها) رو كرد و فرمود: خداوند به كمالات تو بیفزاید، آرى همان گونه است كه مى گویى ، ((انك حقا من شجرة النبوة و من معدن الرسالة ))؛ حقا كه تو از درخت نبوت و از معدن رسالت هستى . یعنى گفتار و روش و منش تو، از مركز نبوت و مخزن رسالت پیامبر اسلام (صلّى الله علیه وآله وسلّم) نشاءت مى گیرد.(47)

سؤ ال و جواب برادر و خواهر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روزى جناب زینب (سلام الله علیها) از برادر بزرگوار خود امام حسین (علیه السلام) چند مطلب پرسید كه در ذیل مى خوانید:
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت آدم ؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آدم بعد از فراق حضرت حوا به وصال رسید اما من بعد از فراق به شهادت مى رسم .
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به مصیبت حضرت ابراهیم خلیل در مقام مقایسه چگونه است ؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آتش به روى حضرت ابراهیم گلستان شد، اما آتش جنگ من سوزان گردد.
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت زكریا؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زكریا را دفن كردند، اما بدن مرا زیر سم اسبان قرار مى دهند.
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما در مقام مقایسه با مصیبت حضرت یحیى چگونه است ؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! اگر چه سر یحیى را از طریق ظلم و ستم بریدند اما بستگانش را اسیر نكردند، ولى اهل و عیالم را بعد از شهادتم اسیر خواهند كرد.
حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به ایوب چگونه است ؟
حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زخمهاى ایوب مرهم پذیر شد و خوب گردید، امام زخمهاى من خوب نخواهد شد.(48)

سؤ ال زینب از پدر در لحظه آخر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
حضرت زینب (سلام الله علیها) مى گوید: هنگامى كه پدرم على (علیه السلام) بر اثر ضربت ابن ملجم بسترى گردید، نشانه هاى مرگ را در رخسار آن حضرت دیدم ، به او عرض كردم : ام ایمن به من چنین و چنان حدیث كرد (كه پنج تن در یك جا جمع بودند و پیامبر (صلّى الله علیه وآله وسلّم) ناگهان غمگین شد و علت غم را پرسیدند، جریان شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و على (علیه السلام) و حسن و حسین (علیه السلام) را شرح داد) مى خواهم از شما آن را بشنوم .
امام على (علیه السلام) فرمود: دخترم ! حدیث ام ایمن صحیح است ، گویا تو و دختران رسول خدا (صلّى الله علیه وآله وسلّم) را مى نگرم كه به صورت اسیر با كمال پریشانى وارد این شهر (كوفه ) مى كنند، به گونه اى كه ترس آن دارید كه مردم به سرعت شما را بقاپند ((فصبرا صبرا...)).
((صبر و استقامت كنید، سوگند به خداوندى كه دانه را شكافت و انسان را آفرید، در آن روز در سراسر روى زمین ولى خدا غیر از شما و دوستان و شیعیان شما، وجود ندارد، رسول خدا (صلّى الله علیه وآله وسلّم) به ما چنین خبر داد و فرمود: در این هنگام ابلیس با بچه ها و اعوان خود در سراسر زمین سیر مى كنند، و ابلیس به آنها مى گوید: ((اى گروه شیطانها، ما انتقام آدم (علیه السلام) از فرزندانش گرفتیم ، و در هلاكت آنها سعى بلیغ كردیم ، بكوشید تا مردم را نسبت به آنها به ترید و شك بیندازید و مردم را به دشمنى آنها وادار نمایید...))(49)

تعبیر خواب زینب (سلام الله علیها) توسط پیامبر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
به هنگام رحلت رسول خدا (صلّى الله علیه وآله وسلّم) امیرالمؤ منین (علیه السلام) و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) هر دو خوابى دیدند كه دلیل بر فوت رسول خدا بود، از این رو شروع به گریه و زارى كردند. زینب (سلام الله علیها) نزد رسول خدا(صلّى الله علیه وآله وسلّم) آمده گفت : ((اى جد بزرگوار! دیشب در خواب دیدم كه بادى سیاه وزیدن گرفت و دنیا را تیره و تار ساخت ، تاریكى همه جا را فرا گرفت و مرا از سویى به سوى دیگر مى برد. درخت تنومندى را دیدم و از شدت وزش باد به آن درخت چسبیدم . آن باد درخت را از جاى كند و بر زمین انداخت . بعد به شاخه بعد به شاخه بزرگى از شاخه هاى آن درخت آویختم ، آن را نیز كند. به شاخه اى دیگر چسبیدم ، آن نیز شكست . به یكى از دو شاخه فرعى آن چسبیدم ، آن نیز شكست . در این حال از خواب بیدار شدم .))
رسول خدا (صلّى الله علیه وآله وسلّم) در حالى كه مى گریست ، خطاب به زینب فرمود: ((آن درخت جد تواست و شاخه نخستین مادرت فاطمه است ، دومى پدرت على و آن دو شاخه دیگر، برادرانت ، حسنین مى باشند كه دنیا با فقدان آنان سیاه مى گردد، تو در ماتم آنان لباس ‍ سیاه به تن خواهى كرد.))(50)

فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
سبط بن جوزى در ((تذكرة الخواص )) گوید: عبدالله بن جعفر را فرزندان متعدد بوده است . از آن جمله ، على و عون الاكبر و محمد و عباس و ام كلثوم مى باشند كه مادر آنان حضرت زینب (سلام الله علیها) بوده است .(51)

پرستارى مادر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روزهایى بر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) گذشت كه بر اساس ‍ دردهاى فراوان از جمله : شكسته شدن پهلو، ورم بازو، صورت سیلى خورده و سقط جنین ، حدود90 روز بسترى بود. ناگفته پیداست كه چنین بیمارى نیاز به پرستار دارد، لذا حضرت زینب در سن 5 سالگى از مادر پذیرایى و پرستارى مى كرد و متاءسفانه طولى نكشید كه به فراق مادر مبتلا گردید.(52)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

رسیده شیعه به اینجا به همت زینب
زمین حسینیه شد با عنایت زینب

چه با شکوه سپاهی چه لشکری دارد
حسینیان جهانند امت زینب

بزرگ و کوچک عالم ، محرمِ هر سال
شوند راهی روضه به دعوت زینب

هزار طایفه در روز اربعین جا شد
میان کرببلا با کرامت زینب

هزار شکر خدا را که خانواده ی ما
شدند نوکر دربار و رعیت زینب

برای دیدن آن جمعه ی فرج باید
قسم دهیم خدا را به حرمت زینب

اگر نبود کسی سینه زن نبود الان
دلی اسیر حسین و حسن نبود الان

قسم به حرمت چادر سیاهتان بانو
من آمدم بشوم سر به راهتان بانو

بَدَم درست ولی افتخار من این است
گذشت زندگی ام در پناهتان بانو

بده اجازه ای امشب دل مرا خوش کن
که خدمتی بکنم در سپاهتان بانو

خدا کند که مرا بعد مرگ بشناسند
به نام کارگر خیمه گاهتان بانو

خدا کند برسد عقل من به تفسیرِ
قیام کرببلا از نگاهتان بانو

غلام کوچک و پستم بیا بزرگم کن
قسم به جان حسینت رسول ترکم کن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است

آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است

ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار

این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان

تا روز حشر، موی پریشان زینب است

گل زخم‌های پیکر صد پارۀ حسین

آیـات بی‌شمارۀ قرآن زینب است

هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین

بر او کرم کنید که مهمان زینب است

سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل

تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است

آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد

زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است

بـا یـاد صبح یازدهم، صبح بی حسین

هر روز صبح، شام غریبان زینب است

وقتی که گفت بـا سپه کوفـه «اُسکُتوا»

دیـدند کائنات بـه فرمان زینب است

وقتی رقیـه را بـه ره شام می‌زدنـد

دیدم حسین، دست به دامان زینب است

یاللعجب مگر که قیامت بـه پا شده

بر نیزه آفتاب درخشان زینب است

مه بـر فراز چرخ چراغ خرابـه‌ها

خورشید نوک نیزه ثناخوان زینب است

روز جزا بـهانـۀ مـا از بـرای عـفو

خون حسین و دیدۀ گریان زینب است

تـا آفتاب بـذل کند نـور خویش را

“میثم” همیشه بندۀ احسان زینب است

(حاج غلامرضا سازگار)

*****





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

محیط عصمت و صبر و شهامت گوهر آورده


سپهر عزت و مجد و کرامت اختر آورده


بهشت  آرزوی حیدر و زهرا بر آورده


تعالی الله بگو ام ابیها دختر آورده


کتاب الله دیگر بر سر دست رسول است این


بتول دیگر از دامان زهرای بتول است این


محمد شادمانی کن بتول دیگر آمد


امیر المؤمنین دخت ولایت پرورت آمد


امام مجتبی چشم تو روشن خواهرت آمد


بشارت ای حسین ابن علی همسنگرت آمد


پیمبر ، مرتضی ، یا حضرت زهرا است این دختر


گل دامان کوثر زینب کبرا است این دختر


چه خوانم مظهر کل صفات داورش خوانم


و یا سر تا قدم آیینه پیغمبرش خوانم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1396/11/1 :: نویسنده : سیدمحمد موسوی

وقتی به دنیا آمد پیغمبر اکرم مدینه نبودند . تا سه روز این نوزاد بدون نام بود . حالا چه سرّی داره نمی‌دانیم . تنها مولودیست که تا سه روز بدون اسمه . چون پیغمبر اکرم فرمودند بچه که به دنیا آمد تا هفت روز او را به نام من صدا بزنید و اگه دختر بود به نام دخترم زهرا ... بعد از هفت روز عقیقه کنید و سر او را بتراشید و صدقه بدید و بعد نام اصلیشو صدا کنید . در گوش راست اذان ، در گوش چپ اقامه ...اما این تنها مولوده ایست که سه روز بدون نام بود .

حالا شاید من اینجوری استفاده میکنم از همین جا یه وجه اشتراکی با اون بدنی که سه روز رو خاک گرم کربلا بی نام و نشان موند ارتباط داشته باشه ...

نمیدانم!

پیغمبر تشریف آوردند ...

اولین کسی که به پیغمبر بشارت داد أبی عبدالله بود ...

تا بشارت ولادت خواهرو داد پیغمبر گریه کرد . چه راز و رمزی توی این گریه هاست! میدونید سالها پای روضه و منبر بزرگ شدین ... بماند!

وارد منزل شدند .

اول و خاتمه هر سفری پیغمبر

عزم دیدار حرمخانه ی زهرا میکرد ...

وارد خانه فاطمه شد . قنداقه رو امیرالمؤمنین دادن ، تا قنداقه رو گرفت فرمود علی جان! نامشو چی گذاشتی؟

ادب امیرالمؤمنین رو ببینید ... عرضه داشت : نامگذاری بچه های زهرا باشماست ... ما بر شما پیشی نمی گیریم ...

پیغمبر هم فرمود نامگذاری بچه های زهرا با خداست نه بامن ...

تنها امامزاده ای که نامش از طرف جدا جَعل شده نام زینب کبراست ... حتی اباالفضل العباس این ویژگی رو نداره ... چون نام عباس رو امیرالمؤمنین گذاشت ... اما نام زینب رو خوده خدا گذاشت ...

فَنَزَلَ جَبرئیل ... همون تشریفاتی که برای أبی عبدالله پیاده شد برای نامگذاری زینب پیاده شد ...

جبرئیل نازل شد ...

یارسول الله ! سَمَّ هذه الْمولودَه «زِیْنَب» ... نام این مولوده رو زینب بذار ...

قنداقه رو تحویل گرفت ... روشهای برات نمیخونم . اصلا ولادت او ولادت گریه س ... گریه ی من و تو هم نه گریه ذوق و شوقه ... عمل به سیرهٔ پیغمبر و فاطمس ... هر کی میخواد عمل به سیرهٔ پیغمبر و زهرا کنه بسم اللّه ...

صورت زینب رو آورد مقابل لبها ... فاطمه و علی دارم میبیند ...

فَوَضَعَ فَمَهُ الشَریف عَلیٰ خَدِّهَ المُنیف ...

این لبارو گذاشت رو دوگونه ی زینب ...

فَبَکیٰ بُکاٰئاً عاٰلیاٰ ...

شما می‌دونید ... هرجایی رو از هر کسی رو که پیغمبر توی خمسه طیبه بوسه زده چه بلایی بر سرش آوردن ؟!؟ ... من دیگه اشاره نمیکنم ... تا گریه کرد ، فاطمه گریه کرد.

چتونه مردم !؟ روز ولادته ... الان حرمش زائر نداره . الان حرمش ناامنه ... چقدر رفیقامون کشته شدند ... پیکرهاشون هنوز نیومده ... یاد همشون امشب مهمان سفره ی زینبی باشند ...

طاقت نداشت . تا دید پیغمبر گریه کرد، فاطمه هم گریه کرد .

پرسید بابا چرا گریه میکنی؟

فرمودأَخْبَرَنی جبرئیل أنَّ هذه البِنت سَتُبلیٰ بِبَلایاٰ مِن أوَلِ عُمرِها إلیٰ آخِرِها...حسین ....دل میدی یا نه ... زن و مرد ...

همینجا بلافاصله مادرش زهرا برامون یه سفره پهن کرد ... اسم تک تک مارو نوشت ... پرسید : بابا ! ...

فَماٰ ثَوابُ مَن بَکیٰ عَلَیهاٰ؟ ...

ثواب کسی که بر زینب گریه کنه چیه ؟!

آماده ای یا نه ؟!

فرمود ثواب گریه کن زینب اینه ... برابری میکنه با ثواب گریه بر حسن و حسین ...

اینو اشاره کنم ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

سلمان میگه منم بودم . یه نگاه به جمعمون کرد . فرمود حاضرین به غائبین اطلاع بدن... احترام این دختر بر همه واجبه...حسین ....چه احترامی کردند ... تاریخ نوشته قبل کربلا هیچ چشمی قد و قامتشو ندیده بود ... اما بعد کربلا ، چشمی نبود قد و قامتشو ندیده باشه ...حسین ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 614 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :