مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام

اشعاربی نشان درمحضررهبرانقلاب

تاریخ:دوشنبه 1395/04/21-12:15

Image result for ‫اشعار سید فضل الله قدسی‬‎
Image result for ‫اشعار سید فضل الله قدسی‬‎





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پا در میان گذاشت غلاف و بهانه شد

تاریخ:سه شنبه 1395/12/3-21:38

این فتنه ها زداغ پیمبرشروع شد

از صحنه ی شکستن یک در شروع شد

 

وقتی چهل نفر به درخانه می زدند

درد شدید پهلوی مادر شروع شد

 

می خواست تا دفاع کند از علی،ولی

باران تازیانه به کوثر شروع شد

 

پا در میان گذاشت غلاف و بهانه شد

تا خون سرخ بال کبوتر شروع شد

 

افتاد کنج بستر و دیگر مریض شد

ازاین به بعد،روضه ی دخترشروع شد

 

دستی رسید و صورت مادرکبودشد

اینبار روضه از سوی دیگر شروع شد

 

چندیست روی مادرخود را ندیده ام!

دیگر بهانه های برادر شروع شد

 

کم بود داغ محسن و ازهرکجای شهر

زخم زبان وطعنه به حیدر شروع شد

 

وقتی امان فاطمه را زخم هابرید

دیگر وصیت شب آخر شروع شد

 

جای کفن به بی کفنی پیرهن رسید

تا درد روضه ها دو برابرشروع شد

 

درقتلگاه سینه زنان دید مادری

سرمی بُرند و خنده لشگر شروع شد

 

چشم طمع به پیرهن پادشاه خورد

در اوج روضه غارت پیکر شروع شد

 

این روضه ها تمام شد و روضه ای جدید

اینبار با اسیری خواهر شروع شد

 

مهدی نظری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اشعار مرثیه حضرت زهرا(س) – شام غریبان

تاریخ:سه شنبه 1395/12/3-21:32

اشعار مرثیه حضرت زهرا(س) – شام غریبان –

 

اینچنین بعد از تو "غربت" نیز معنا میشود

چاه،تنها محرم یک مرد تنها میشود

 

هیچکس در پشت حیدر نیست دیگر،فاطمه!

بعد تو حتی نماز او فرادی میشود

 

قطره قطره اشک از چشمان حیدر میچکد

سهم او وقتی فقط رنج تماشا میشود

 

آب میریزد ولی گاهی توقف میکند

زخم های پیکرت دارد معما میشود

 

هر قَدَر شب باشد و چیزی نبیند همسرت

هر ورم زیر لباست زود پیدا میشود

 

آخرش این چوبها گهواره ی محسن نشد

حداقل قسمت تابوت زهرا میشود...

 

سینا نژاد سلامتی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شام غریبان حضرت زهرا(س)

تاریخ:سه شنبه 1395/12/3-21:29

شام غریبان حضرت زهرا(س) 

 

مِن بعد انیس آسمان باش ای خاک

با شیون و اشک همزبان باش ای خاک

پهلوش شکسته، بازویش مجروح است

با یاس بهشت مھربان باش ای خاک

**

افسوس خزان شده بهارم ، عید‌م

گفتم که فراق را نبینم دیدم

تابوت تو را به روی دوشم بردم

آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

**

در شیون و ناله و خروشم زهرا

خونبار، دو چشم گریه پوشم زهرا

دیدی که گذاشت جور این قوم آخر

تابوت تو را به روی دوشم زهرا

**

اندوه ‌فراق ، غربتی دیرین است

پیشانی صبر بعد تو پُر چین است

از قد شکسته علی روشن شد

تابوت سبک ولی ‌غمت سنگین ا‌ست

**

این تربت بی نشانه راز من و توست

هم ناله‌ی این سوز و گداز من و توست

بر دوش ببر شبانه زهرا را ، این

فریاد بلند ا‌عتر‌ا‌ض ‌من و توست

**

ای قوم ‌مرامتان ریا و حسد ‌ا‌ست

بیداد و عداوت ‌شما ‌بی عدد است

در محکمه عدل الهی بی شک

این روی کبود روز ‌محشر سند است

 

یوسف رحیمی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرثیه حضرت زهرا(س) – ایام بستری

تاریخ:سه شنبه 1395/12/3-21:20

مرثیه حضرت زهرا(س) – ایام بستری –

 

دست نوازشش دگر از کار مانده است

بر بازویش مدال غم یار مانده است

 

با اینکه نا ندارد و قامت کمان شده

چون کوه پشت حیدر کرار مانده است

 

هر شب برای غربت و مظلومی علی

تا صبح گریه کرده و بیدار مانده است

 

حالش وخیم تر شده از حرص و جوشها

غصه زیاد خورده که بیمار مانده است

 

زینب حریف آن همه خونریزی اش نشد

در کار این مریضه پرستار مانده است

 

از نحوه قدم زدنش حدس میزنم

چشمان ضرب دیده او تار مانده است

 

کمتر شده تورم پلکش ولی هنوز

بر پیکرش جراحت بسیار مانده است

 

هر ثانیه تنفس او کند میشود

بد جور در میان در انگار مانده است

 

از پارگی پیرهنش چند رشته نخ

با رنگ سرخ بر نوک مسمار مانده است

 

ای فضه لا اقل تو جواب مرا بده

این جای پای کیست به دیوار مانده است؟

 

علی صالحی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ناگفته هایی از وصیت نامه حضرت زهرا(س)

تاریخ:سه شنبه 1395/12/3-21:14




آنچه از احادیث معتبر و اخبار راویان اهل سنت بر می آید این است که حضرت فاطمه (س) سه وصیت نامه آنهم در موضوعات مختلف داشته اند. وصیت نامه مالی،سیاسی الهی و وصیت نامه مکتوب که اندیشیدن و تفکر در هریک از این وصایا می تواند چراغی روشنگر باشد برای اهل بصیرت و تفکر. 

به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران، وصیت نامه حضرت زهرا(س) مانند زندگی کوتاه اما پرخیر و برکتشان پر است از درس ها ونکته ها.درس هایی که می توانند سرمشقی برای پیروان راستین اهل بیت (ع)قرار گیرد و چراغ راهشان باشد.اما آنچه از احادیث معتبرو اخبار راویان اهل سنت بر می آید این است که حضرت فاطمه (س)سه وصیت نامه آنهم در موضوعات مختلف داشته اند.وصیت نامه مالی،سیاسی الهی و وصیت نامه مکتوب که اندیشیدن وتفکر در هریک از این وصایا می تواند چراغی روشنگر باشد برای اهل بصیرت و تفکر. 
الف. وصیت‌نامه مالی حضرت زهرا(س) 
پس از رحلت رسول خدا(ص)بود که فاطمه(س) در مورد اموال موقوفه و شخصی خویش وصیت کردندو بسیاری از اموالی را که از رسول خدا(ص) به ایشان رسیده بود، وقف کردند. نقل شده است: بعد از رحلت رسول خدا(ص)، عباس بن عبدالمطلب نزد دختر پیامبر رفت و از وی خواست تا مقداری از اموال رسول خدا را برای پذیرایی از مهمان‌ها و مصارف دیگرش به وی بدهد، لکن معلوم شد دختر پیامبر همه آنها را در راه خدا وقف کرده و چیزی باقی نمانده است. 
ذکر دو نمونه دیگر از وصایای مالی حضرت زهرا(س)خالی از لطف نیست. 
۱. حیطان سبعه 
حیطان سبعه، باغ‌های هفت گانه‌ای بود که اطراف آن دیوار کشیده شده بود. بنا به روایتی، حضرت فاطمه(س) وصیت کرده بود تا این باغ‌ها وقف امور خیریه شود. ابوبصیر می‌گوید: خدمت امام باقر(ع) رسیدم. او فرمود:آیا وصیت‌نامه مادرم فاطمه(س) را دیده‌ای؟ عرض کردم: نه. سپس درخواست کردم آن را بر من بخواند. امام باقر(ع) زنبیل کوچکی را آوردند و نوشته‌ای را در مقابلشان نهادند که درباره حیطان سبعه بود. در آن وصیت‌نامه آمده بود. 

«بسم الله الرحمن الرحیم. هذا ما اوصت به فاطمه بنت محمد رسول الله(ص) اوصت بحوائطها السبعه: العواف و الدلال و البرقه و المثیب و الحُسنی و الصافیه و مالام ابراهیم الی علیٌ بن ابی‌طالب(ع) فإن مضی علیّ فإلی الحسن فإن مضی الحسن فإلی الحسین فإن مضی الحسین فالی الاکبر من ولدی. شهد الله علی ذلک و المقداد بن الاسود و الزبیربن عوام و کتب علی بن ابی‌طالب(ع)؛» 

به نام خداوند بخشنده مهربان. این، چیزی است که فاطمه دختر محمد رسول الله(ص) بدان وصیت کرده است. فاطمه(س) وصیت می‌کند به باغ‌های دیوار کشیدة هفت‌گانه که عبارت‌اند از: العواف، الدلال، البرقه، المثیب، الحسنی، الصافیه، و مشربه ام ابراهیم... که درآمد اینها باید در راه خدا برای نصرت اسلام مصرف شود. من وصی خود را علی بن ابی‌طالب(ع) قرار می‌دهم. چنانچه او درگذشت، وصی من فرزندم حسن است و اگر او درگذشت، فرزند دیگرم حسین وصی من است و چنانچه حادثه‌ای برای او پیش آمد، بزرگ‌ترین فرزند پسر باقیمانده‌ام آن را به عهده می‌گیرد. خداوند را بر این وصیت شاهد می‌گیرم و همچنین مقداد بن اسود و زبیر بن عوام بر آن گواهی خواهند داد. 

امام باقر(ع) فرمود : مادرم فاطمه(س) این وصیت را انجام داد و پدرم علی بن ابی‌طالب(ع) آن را نوشت و برای همیشه باقی ماند.[۱] 

۲. أمُّ العیال 

ام العیال از دیگر موقوفات فاطمه زهرا(س) است که بیست هزار نخل داشت و نیز میوه‌هایی چون لیمو و پرتقال و ... در آن کشت می‌شد. فاطمه اطهر(س) آن را نیز وقف فقرا و سادات کرد که در کتاب‌های عامه و خاصه چنین آمده است: أمُّ العیال صدقة فاطمه بنت رسول الله(ص)؛ ام العیال صدقه فاطمه دختر رسول خداست. 
حضرت فاطمه(س) برای آن هم وصیت‌نامه خاصی نوشت؛ زیرا این منطقه از اهمیت والایی برخوردار بود. امّ العیال امروز هم دارای چشمه‌های پر آب و سرشار است و از مناطق سرسبز و ییلاقی به شمار می‌رود.[۲] 

ب) وصیت نامه الهی ـ سیاسی 

آن حضرت وصایای شفاهی و غیر مکتوب نیز داشت و به حضرت امیرمؤمنان(ع) سفارش‌هایی کرد. این وصیت در آخرین ساعات واپسین عمر مطرح شد و فرازهای مختلفی دارد. 

۱. ای علی! مرا یاد کن. 

او در لحظه‌های واپسین زندگی به امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: 

قالت: یا اَبَاالْحَسَنِ لَمْ یَبْقَ لِی اِلاّ رَمَقٌ مِنَ اَلْحَیاةِ وَ حَانَ زَمانُ الرَّحِیلِ وَالْوِداعِ فَاسْتَمِعْ کَلامِی فَاِنَّکَ لا تَسْمَعُ بَْعدَ ذلِکَ صَوْتَ فاطِمَةَ أبَداً اوُصیکَ یَا اَبَاالْحَسَنِ اَنْ لا تَنْسَانِی وَ تَزُورَنی بَعدَ مَمَاتِی؛ ای اباالحسن! برای من لحظه‌ای بیش از زندگانی نمانده است و زمان کوچ و خداحافظی فرارسیده است. سخنان مرا بشنو؛ زیرا پس از این صدای فاطمه را هرگز نخواهی شنید. ای اباالحسن! تو را وصیّت می‌کنم که مرا فراموش نکنی و پس از وفات من همواره مرا زیارت کنی.[۳] 
۲.خواندن قرآن 

همچنین حضرت زهرا(س) در کلمات ارزشمند دیگری، به امام علی(ع) وصیّت فرمود که: اِذا اَنَا مِتُّ فَتَوَلَّ اَنْتَ غُسْلِی وَ جَهِّزْنِی وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ اَنْزِلْنِی قَبْرِی وَ ألْحِدْنِی وَ سَوِّ التُّرابَ عَلَیَّ وَ اجْلِسْ عِنْدَ رَأسِی قَبالَةَ وَجْهِی فَاَکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ وَالدُّعَاءِ فَاِنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمیِّتُ فیِها اِلی اُنْسِ الاَحْیاءِ وَ اَنَا اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ تَعَالی وَ اُوصیِکَ فِی وَلَدیِ خَیْراً؛ 

وقتی وفات کردم تو غسل و کفن مرا به عهده گیر، و بر من نماز بگزار، و مرا درون قبر گذاشته، دفنم کن و خاک را بر روی قبر من ریخته، سپس هموار ساز و بر بالینم رو به روی صورت من بنشین و زیاد قرآن بخوان و دعا کن؛ زیرا در چنین لحظه‌هایی مردگان به انس گرفتن با زندگان نیاز دارند. من تو را به خدا می‌سپارم و درباره فرزندانم سفارش نیکوکاری دارم.[۴] 

۳. ازدواج با امامه 

از وصایای دیگر حضرت زهرا(س) به علی(ع)، توصیه به ازدواج با دختر خواهر فاطمه(س) امامه بود که فرمود: 

جَزاکَ اللهُ عَنِّی خَیّرَ الْجَزاءِ یَابْنَ عَمِّ رَسولِ اللهِ اَوصیِکَ اَوَّلاً اَن تَتَزَوَّجَ بَعّدِی بِاِبْنَةِ اُخْتِی اَمَامََةَ فَاِنَّها تَکونُ لِوَلِدِی مِثْلِی فَاِنَّ الرَّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ؛[۵] ای پسر عموی پیامبر! خداوند تو را پاداش نیکو دهد! اولین وصیت من به تو این است که چون مردان به زنان نیاز دارند. پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن؛ زیرا او همانند من با فرزندانم مهربان است.[۶] 

۴. آنان را آگاه مساز! 

حضرت زهرا(س) در تداوم مبارزات منفی علیه کودتاگران سقیفه، به امام علی(ع) وصیت کرد: 

اِنِّی اُوصیِکَ اَنْ لایَلِیَ غُسْلِی وَ کَفَنِی سِواکَ وَ اِذا اَنَا مِتُّ فَادْفِنِّی لَیْلاً وَ لا تُؤذِّنَّنَ بِی اَحَداً، وَ لا تُؤذِنَنَّ بِی اَبَابَکْرِ وَ عُمَرَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ رَسولِ اللهِ(ص) اَنْ لا یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَبُوبَکْرٍ وَ لا عُمَرُ؛[۷] 

همانا من تو را وصیت می‌کنم که غسل و کفن کردن مرا کسی غیر از تو انجام ندهد و وقتی وفات کردم، مرا شب دفن کن و هیچ کس را خبر نکن و ابوبکر و عمر را نیز مطّلع نساز و تو را سوگند می‌دهم به حق رسول خدا(ص) که ابوبکر و عمر بر جنازه من نماز نخوانند.[۸] 

امام صادق(ع) نقل فرمود که حضرت زهرا(س) در لحظه‌های آخر زندگی خطاب به علی(ع) فرمود: 

اِذا تَوَفَّیْتُ لا تُعْلِمْ اِلاّ اُمَّ سَلَمَةَ وَ اُمَّ اُیْمَنَ وَ فِضَّةَ وَ مِنَ الرِّجالِ اَبْنَیَّ وَ الْعَبّاسَ وَ سَلْمانَ وَ عَمّاراً وَ المِقْدادُ وَ اَبّاذَرَ وَ حُذَیْفَةَ وَ لا تُدْفِنِّی اِلاّ لَیْلاً وَ لا تُعْلِمْ قَبْرِی اَحَداً؛[۹] وقتی وفات کردم به هیچ کس اطلاع نده، جز اینکه از زنان به امّ سلمه و امّ ایمن و فضّه، و از مردان به دو فرزندم حسن و حسین(ع) و عبّاس و سلمان و عمّار و مقدار و اباذر و حذیفه خبر ده. مرا دفن نکن، مگر در شب و قبر مرا به هیچ کس اطلاع نده تا مخفی بماند.[۱۰] 

حضرت زهرا(س) به اسماء بنت عمیس فرمود: 

یا اَسْماءُ اِذا مِتُّ فَاغْسِلْینِی اَنْتِ وَ عَلِیُّ بْنُ اَبِی‌طالِبٍ(ع) وَ لا تُدْخِلِْی عَلَیَّ اَحَداً؛[۱۱] ای اسماء، وقتی من از دنیا رفتم، تو و علی(ع) مرا غسل دهید و هیچ کس را در کنار جنازه من راه ندهید.[۱۲] 

۵. دشمن من و رسول خدا را آگاه مکن! 

همچنین آن حضرت خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: 

اُوصِیکَ اَنْ لایَشْهَدَ اَحَدٌ جِِنازَتِی مِنْ هؤلاءِ الَّذینَ ظَلَمونِی وَ اَخَذوا حَقِّی فَاِنَّهُمْ عَدُوِّی وَ عَدُوُّ رَسولِ اللهِ وَ لا تَتْرُکْ اَنْ یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لا مِنْ اَتْباعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی الَّیْلِ اِذا هَدَأت الْعُیُونُ وَ نَامَتِ الاَبْصارُ؛[۱۳] (ای علی) تو را وصیت می‌کنم هیچ یک از آنان که به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند؛ زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا هستند و اجازه نده که فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشم‌ها آرام گرفته و دیده‌ها به خواب فرو رفته باشند.[۱۴] 
ج) وصیت نامه مکتوب 

سخنان فاطمه(س) در آخرین لحظات با شوهر مظلوش به پایان رسید. او با ذکر شهادتین برای همیشه چشمان خود را بر روی دنیا بست و به دیار ابدی، نزد پدرش رسول گرامی اسلام شتافت. به اطراف خانه خانه خویش نگاه کرد، چشمش به بسته‌ای افتاد که از همسرش به یادگار مانده بود. آن را باز کرد و دید حضرت فاطمه، چنین وصیت کرده است: 

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. هذا ما اَوْصَتْ بِهِ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسولِ اللهِ، اَوْصَتْ وَ هِیَ تَشْهَدُ اَنْ لا الهَ اِلاّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فُی الْقبورِ، یا عَلِیُّ اَنَا فاطِمَةُ بَنتُ مُحَمَّدٍ(ص) زَوَّجْنَی اللهُ مَنْکَ لأکونَ لَکَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرةِ، اَنْتَ اَوْلی بِی مِنْ غَیْرِی، حَنِّطْنی و غَسِّلْنِی و کَفِّنِّی بِاللَّیلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً وَ اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ و اقْرَءُ عَلی وُلْدِی السَّلامَ اِلی یَومِ الْقِیامَةِ؛[۱۵] به نام خداوند بخشنده و مهربان. این وصیّت‌نامه فاطمه دختر رسول خداست و در حالی وصیّت می‌کند که شهادت می‌دهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمّد(ص) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و همانا روز قیامت فراخواهد رسید و شکّی در آن نیست و خداوند مردگان را از قبر زنده کرده، وارد محشر می‌فرماید. 
ای علی! من فاطمه دختر محمّد هستم. خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری. حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و به هیچ کس اطّلاع نده. تو را به خدا می‌سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت، سلام و درود می‌فرستم.[۱۶]
پی نوشت ها: 
[۱] . فروع کافی، شیخ کلینی، ج۷، ص۴۸، حدیث۵؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳۵. 
[۲] . معجم معالم الحجاز، عاتق بن غیث البلادی، ج۶، ص ۱۹۴. 
[۳] . کتاب زهرة الریاض کوکب الدّری، ج۱، ص۲۵۳. 
[۴] . بحارالانوار ، ج۷۹، ص۲۷. 
[۵] . طبری عن احمد بن محمد الخشّاب عن زکریا بن یحیی عن ابن ابی زائده عن أبیه عن محمد بن الحسن عن ابی بصیر عن ابی عبدالله قال امیرالمؤمنین . 
[۶] . بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۷؛ ج۷۸، ص۲۵۳؛ ج۲۸، ص۳۰۴؛ علل الشرائع، ج۱، ص۱۸۸. 
[۷] . روضة الواعظین ذکر حدیثاً فی مرض فاطمه، ص ۱۳۰. 
[۸] . کشف الغمة ، ج ۲، ص ۶۸. 
[۹] . الطبری الامامی عن احمد بن محمد الخشّاب عن زکریا بن یحیی ابن ابی زائدة عن أبیه عن محمد بن الحسن عن أبی بصیر عن ابی عبدالله قال... . 
[۱۰]. دلائل الامامة طبری، ص۴۴؛ بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۱۰. 
[۱۱]. عن عمارة بن المهاجر عن ام جعفر. 
[۱۲]. ذخائر العقبی، ص ۵۳. 
[۱۳]. عن علی بن احمد بن العباس احمد بن یحیی عن عمرو ابن ابی المقدام و زیادبن عبیدالله قالاعن اباعبدالله... . 
[۱۴]. بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۰۹؛ ج۷۸، ص۲۵۳؛ ج۲۸، ص۳۰۴. 
[۱۵] . عن ابن عباس قال... . 
[۱۶]. کتاب عوالم، ج۱۱، ص۵۱۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۴؛ ج۱۰۰، ص۱۸۵؛ ج۷۸، ص۳۹۰. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روزگاریست که جان بر لبِ خونبار رسید

تاریخ:سه شنبه 1395/12/3-20:10

روزگاریست که جان بر لبِ خونبار رسید
آه ای مرگ بیا نوبتِ دیدار رسید

زحمت خانه شدم بسکه زمین گیر شدم
وقتِ شرمندگی از دخترکی زار رسید

باز هم پیرهن تازه ی من خونین شد
باز با پیرهن تازه پرستار رسید

ولی از بسکه نخوابید زِ بی خوابیِ من
جانب بستر من دست به دیوار رسید

گرچه دلتنگِ تماشای حسینم اما
چشمِ زخمیِ مرا نیمه شبی تار رسید

لابه لای نفسم لخته ی خون می بینم
از همان روز که بر سینه ام آزار رسید

از همان روز که آتش به سراغم آمد
از همان روز که در بود و ستمکار رسید

شعله ای حلقه زد و چادر من را سوزاند
ناله ای تا که زدم خنده ی انظار رسید

خویش را در پس در جمع نمودم شاید
نرسد زخم به محسن ولی انگار رسید

خویش را در پس در جمع نمودم اما
در به من خورد و به او ضربه ی مسمار رسید

شاعر : حسن لطفی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سنگدل ها بی امان برگ و برم را می زدند

تاریخ:سه شنبه 1395/12/3-20:05

سنگدل ها بی امان برگ و برم را می زدند
پشت در ناباورانه باورم را می زدند

لرزه بر جان همه اهل حرم افتاده بود
لحظه ای که با لگد درب حرم را می زدند

پیش چشمم شعله بر باغ و بهار من زدند
غنچه ام پرپر شد و نیلوفرم را می زدند

مصحف پیغمبرم در شعله ها افتاده بود
جزء جزء و آیه آیه کوثرم را می زدند

ماجرای کوچه و بازار از یادم نرفت
دستهایم بسته بود و همسرم را می زدند

یک نفر با تازیانه دیگری هم با غلاف
با تمام زور و بازو دلبرم را می زدند

از خجالت این سرم را بر زمین انداختم
با که گویم دختر پیغمبرم را می زدند

می پرد هر شب حسن از خواب می گوید پدر
خواب میدیدم دوباره مادرم را می زدند

آتش این خانه تا کرب و بلا هم می رسد
بر دل صد چاک زینب باز هم غم می رسد

دخترانت ، فاطمه ارثیه از تو می برند
هر که هم نام تو شد سیلی به رویش می زنند

بارالها جان حیدر زین سخن بر لب رسد
روزگاری شعله ها بر دامن زینب(س) رسد

اهل بیت مصطفی را بر اسارت می برند
دختر شیر خدا را با جسارت می برند

شاعر : نوید طاهری





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

التماست می کنم چشمان خود را باز کن

تاریخ:سه شنبه 1395/12/3-20:04

التماست می کنم چشمان خود را باز کن
ای همه پشت و پناهم بحر خود اعجاز کن

از نفس افتاده ام جان علی حرفی بزن
من به پایان آمدم خیز و مرا آغاز کن

از حسن هربار پرسیدم جوابش اشک بود
تو بگو از کوچه و این راز را ابراز کن

می کشد با گریه صورت بر کف پایت حسین
لااقل برخیز و این تشنه لبت را ناز کن

چند روزی می شود پیش تو من نا محرمم
پس بیا حالا که داری می روی رو باز کن

سینه ات مجروح مسمار و  پــــر تو سوخته
با  چنین بال و پری آرامتر پــرواز  کن

شاعر : نوید طاهری





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :487
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

Your IP: