مجمع الذاکرین متوسیلن به باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام

اشعاربی نشان درمحضررهبرانقلاب

تاریخ:دوشنبه 1395/04/21-13:15

Image result for ‫اشعار سید فضل الله قدسی‬‎
Image result for ‫اشعار سید فضل الله قدسی‬‎





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بانو! میان دشت، هراسان چه می کنی؟

تاریخ:سه شنبه 1396/01/8-17:39


بانو! میان دشت، هراسان چه می کنی؟
دریای صبر، در دلِ طوفان چه می کنی؟

بانو! شما که از جگرت شعله می چکد

دیگر میانِ آتش سوزان چه می کنی؟

بانو! شما که چادرتان سوخته بگو

با زخمِ تاولِ تن طفلان چه می کنی؟

بانو! بگو که در پیِ دستان کیستی؟

یا بین نیزه های پشیمان چه م یکنی؟

بانو! بگو که در وسطِ این حرامیان

با کودکانِ شام غریبان چه می کنی؟

بانو! شما و پای برهنه میان دشت؟!

با زَهرِ تیغِ خارِ مغیلان چه می کنی؟

بانو! شما که حوریه ها را ملیکه ای

آشفته در میان بیابان چه می کنی؟

بانو! برای زینب محزون به دشتِ خون

با ناقه های خست هی عریان چه م یکنی؟

گر چه در این زمانه غریب است نام تو

با دیده های ابریِ گریان چه م یکنی؟

باید تو را به شیوه ی دیگر خطاب کرد

ای مَرد! در سکوتِ بیابان چه می کنی؟

شاعر: الیاس دوستی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وقتی همه جا دور و برش زینب بود

تاریخ:سه شنبه 1396/01/8-17:36


وقتی همه جا دور و برش زینب بود
 
 یعنی كه  تمام  باورش زینب  بود
 
درشام كه خطبه خواند با صوت علی
 
 از مستمعین  منبرش  زینب  بود
 
او هیبت و غیرت بنی هاشم داشت
 
او فاطمه بود و حیدرش زینب بود
 
 در طول اسارتش  مطیع امر -
 
 فرمان امام و رهبرش زینب بود
 
در حجب و حیا وعصمت و صبر و وفا
 
 مانند عقیله خواهرش زینب بود
 
 بر حرمت نام "ام کلثوم" قسم
 
 این آینه نام  دیگرش  زینب بود
 
شاعر   محمدحسن بیات لو




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اشعار مرثیه حضرت ام کلثوم (س)

تاریخ:سه شنبه 1396/01/8-17:31

 

تا بوسه ی خنجری به حلقوم نشست

بر نیزه، سر امام مظلوم نشست

تنها نه فقط میان رگ های حسین

آن نیز ، به قلب امّ کلثوم نشست

***

چه رازی از دل پاکت شنیدند؟

درون روح بی تابت چه دیدند؟

که زیر سایه ی ا مّ المصائب

تو را اخت المصائب آفریدند

***

آن زینب او، عزیز مردم شده است

این فاطمه اش، ملیکه ی قم شده است

افسوس ! که نام « امّ کلثوم » فقط

مانند مزار مادرش، گم شده است

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب

تاریخ:سه شنبه 1396/01/8-17:26

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


صدایِ گریه‌ی او شهر را تکان می‌داد


و پای روضه‌ی او هر که بود جان می‌داد


میان قوم عرب یک نسب‌شناس کجاست


که لحن خطبه، علی را فقط نشان می‌داد


نگاه کرد به تسبیح خواهرش زینب


که این حماسه به او قدرت بیان می‌داد


کلامِ دخترِ نهج البلاغه نافذ بود


و درسِ مردی و غیرت به کوفیان می‌داد


خطاب کرد: «شما تا ابد دو رو بودید


اگر خدا به شما عمر جاودان می‌داد


به پاس این همه مدت که دم تکان دادید


خلیفه کاش همان قدر استخوان می‌داد


در این معامله کوفه سفیه بود سفیه


که دین خویش نفهمیده رایگان می‌داد


نشسته‌اید سر سفره‌ی حرام آن‌قدر


که نامه‌های شما نیز بوی نان می‌داد


و رودهای روان را بر آن کسی بستید


که اذن ریزش باران به آسمان می‌داد


به بی‌پناهی اهل خیام در صحرا


فقط حرارت خورشید سایبان می‌داد


شما به نام محمد چقدر می‌کشتید


خدا اگر به علی همچنان جوان می‌داد»


و کاش خطبه او تا همیشه جاری بود


و کاش گریه کمی بیشتر امان می‌داد


نوشته‌اند که شورش به راه می‌افتاد


اگر زمانه کمی بیشتر زمان می‌داد

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مادرت قبل تو آمد، کربلا هم شاهد است

تاریخ:سه شنبه 1396/01/8-01:05

این چه ظلمی هست در حق شما بانوی من

با تمام این مصیبت ها غمت از یاد رفت

 

تشنگی بود و تو بودی و صدای آب آب

تا علی اصغر به نیزه رفت، آب آزاد رفت

 

در کنار زینب کبری، میان کربلا

زیر یک خنجر تمام هستی ات بر باد رفت

 

مادرت قبل تو آمد، کربلا هم شاهد است

تا که چشمش بر گلوی بی کفن افتاد، رفت

 

بی حیایی استخوان سینه را با پا شکست

بی برادر گشتی و بر نیزه ی بیداد رفت

 

روی ناقه با سر و رویی کبود و پر ورم

بین گودالی و جسمت همره سجاد رفت

 

شاعر:رضاباقریان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از قرائن این چنین پیداست در را دیده است

تاریخ:سه شنبه 1396/01/8-00:59

اشعار وفات حضرت ام کلثوم سلام الله علیها –


از قرائن این چنین پیداست در را دیده است

 ما شنیدیم، او ولیکن چل نفر را دیده است


قبل ضربت خوردن مولاو شاید قبل تر

 بارها در کوچه ها داغ پدر را دیده است


آنکه عمری با حسن خون جگر را خورده بود

 بین تشتی عاقبت خون جگر را دیده است


صبر پنهان داشت در کرب و بلا از این جهت

 دور از چشم همه رنج سفر را دیده است


در که جای خود، پدر که جای خود، در شهر شام

 چل نفر که هیچ از این بیشتر را دیده است


ام کلثوم است یا زینب نمی دانم کدام!

 دور خواهر خواهری چندین نفر را دیده است


بارها این شرم بی اندازه او را می کشد

 اینکه زینب پیش او داغ پسر را دیده است


شرم او یک بار اما می کشد او را دو بار

 اینکه هم در دشت هم در تشت سر را دیده است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اشعار وفات حضرت ام کلثوم سلام الله علیها

تاریخ:سه شنبه 1396/01/8-00:56

اشعار وفات حضرت ام کلثوم سلام الله علیها –


نام بلند خویش به دنیا گذاشتی

 با داغ خود غمی روی دلها گذاشتی

بعد از حسین قلب پریشان خویش را

 در کربلای خون خدا جا گذاشتی

پشت سر امام زمان غریب خود

 تصویر عشق را به تماشا گذاشتی

حیران و مات صبر و رضای تو روزگار

 وقتی به روی غصه و غم پاگذاشتی

کوفه اسیر نطق علی گونه ی تو شد

 داغی بزرگ بر دل اعدا گذاشتی

با خطبه ای که خواندی و کردی عزا به پا

 پا جای حضرت زهرا گذاشتی

زینب قرار بود کند شام را خراب

 حرمت به نام زینب کبری گذاشتی

بازار شهر کوفه کجا و شما کجا

 باور نمیکنم قدم آنجا گذاشتی

ای همدم رباب تو با اشک وناله ات

 مرهم به قلب مادر تنها گذاشتی

گفتی به راس بر روی نیزه برادرم

 از چه رقیه را تک وتنها گذاشتی

تو داغدار بی کفن کربلا شدی

 گریان و بی قرار شه سر جدا شدی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب

تاریخ:سه شنبه 1396/01/8-00:48

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


از حسن هرچه که در مرثیه کمتر سخن است


ام کلثوم غریب است چنانکه حسن است


غمش آنقدر بزرگ است که یک روضه ی آن


مثنوی گر بشود دفتر هفتاد من است


شیر دل می شود آن مرد که فرزند علی است


دختر فاطمه هر کس بشود شیر زن است


زینب دیگری از کرببلا رفت به شام


دختر دیگر زهراست که دور از وطن است


کربلا دید زنی را که قد افراشت و شد


مرثیه خوان حسینی که بدون کفن است


خیمه می سوزد و زن حال عجیبی دارد


شاهد آتش در، باخبر از سوختن است


شام بازار بدی دارد و گرز سخنش


هرکجا حرف کنیز آمده دندان شکن است


روضه خوان همه ی مرثیه ها شد مثلاً


روضه ی چوب میان آمده ، حرف از دهن است





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :512
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

Your IP: